سایر منابع:
سایر خبرها
امر به معروف تاثیر گذار یک بچه 4ساله در مترو
، ولی چیزی نگفتم. گفت چیکار کنم خوشگل شم بلا؟! پسرم گفت مثل مامانم شو، لبخند رو لبای خانومه ماسید. یه نگاهی به من کرد، بهش لبخند زدم و گفتم شما از من زیباتری قطعاً اما فطرت بچه که پاکه اینطوری دوست داره! (به گردی صورتم اشاره کردم) حواسم بود که چند نفر خودشونو جمع کردن، خانومه مصنوعی دستشو برد به شالش، پسرم گفت گوشوارتو بکن زیر روسریت. باور نمیکنین چه جوی
انفجار جمعیت در اکران عصر یخبندان در برج میلاد
تجربه ساخت فیلم در حوزه روحانیت را با مستند شیخ شوخ کاشی که به زندگی و حضور و محبوبیت حجت الاسلام محسن قرائتی در میان مردم اختصاص داشت، تجربه کرد. این فیلم برای اولین بار در جشنواره سی ام فیلم فجر نمایش داده شد . داوری فر پس از آن سراغ ساخت فیلم درباره حجت الاسلام و المسلمین راشد یزدی رفت و فیلم شرح شیخ شیرین را که بعد به برعکس عکس تغییر نام پیدا کرد، ساخت. فیه ما فیه جدیدترین
شما سیاستمدار عزیز سوتی بدهید، پخش فایل صوتیش با ما
می شه؟ بفرما!"بلافاصله یکی از دوستان گیر داد که "تو کی گفتی؟"- حالا بماند. مهم اینه که گفته بودم.- من یادم نمیاد، بالاخره یکی باید یادش باشه که تو چنین حرفی رو زدی.- همون هفته های دوم سوم لیگ بود. نشون به اون نشون که خونه ارشیا اینا بودیم که گفتم.- عه؟ من فایل صوتی مهمونی خونه ارشیا اینا رو دارم. بذار الان میارمش.چند لحظه بعد همه گوش ها چسبیده بود به رکوردر و داشتند صدای منو گوش می کردند.- آقا
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/3
میاد؟ از اینکه تو زندگیش هیچوقت واقعیت و رویا براش مرز نداشت، وقتی بازی می کرد با همه وجودش بازی می کرد، پرواز می کرد، بازی نمی کرد، وقتی معتاد شد یه کوه کوکائین می ریخت جلوش د بکش همه چیز و تا تهش می رفت، خودشو لوس نمی کرد... همه اش برای این بود که واقعیت و رویا براش مرز نداشت، اگه هم داشت اون نمی تونست مرزشونو تشخیص بده... گلاب آدینه، سعید آقاخانی، هومن سیدی، ویشکا آسایش، بابک حمیدیان
متن گفت وگوی تلفنی احمدی نژاد با خاتمی!
من که هنوز نگفتم چه بیماری ای دارم!دکتر: شما داری علم منو زیر سوال می بری! تو سلام کنی من دردت رو می فهمم!بیمار: اما شما چطور فرصت کردی به این زودی این همه دارو رو برام بنویسی؟!دکتر: دقت کنی می بینی برگه کپی گرفته شده است! این روزها درد اکثر مریض ها مشترکه! اینقدر دارو برات نوشتم که بالاخره یکیش اثر می کنه و خوب می شی!بیمار: قرص هام رو کی بخورم؟!دکتر: ای بابا! چقدر وقت می گیری تو! اجاره مطبم هم در
حق طلاق به شرط چاقی!؟
رسیدن مادرشوهرش از خارجه خودشو چند کیلیویی فشن کنه!!واقعا چه اتفاقی داره تو جامعه ما میفته؟ تو ماه گذشته این دومین مراجعه ای بود که خانم به دلیل حساسیت بی نهایت شوهر به دفتر من مراجعه کرده بود...مورد قبلی خانمی بود که 4 ماه دیگه عروسیشه و همسرش کاملا به چاقی های موضعی ش حساس بوده و اینقدر اینقدر این موضوع را تو سر عروس خانم زده که اون هم یواشکی و بدون اینکه بگه داره با دستگاه لاغر می کنه.. به جنگ این حساسیت رفته.خنده دارش این بود که هر سری که نامزدش متر می کنه موضع چاقی رو(شکم و پهلو) بهش می گه:این باشگاهی که تازه ثبت نام کردی کارش خیلی درسته چون دقیقا تمریناتش رو موضع چاقیت تاثیر گذاره!!! ...
طنز/ اندر احوالات جشنواره فیلم فجر...!
/> قسمت مردونه ی جشنواره دیگه! - مردونه و زنونه نداره که قربان... عه... جسارته اما می دونید که الان اینجا چه خبره؟ - جشنواره مد و لباسه دیگه! من اومدم تو فکر کردم اینجا قسمت زنونه شه... گفتم حتما مردونه هم داره! 2 دینگ... دینگ... به اطلاع همه حضار می رساند نشست خبری فیلم ]...[ هم اکنون در حال برگزاری است. لطف کنید یه چهار
درخت کوچه ی تعاونی
کنه! - یعنی چی بابا؟ بابا سرعت می گیرد و جواب مرا نمی دهد. یک دفعه فریادش را می شنوم: اون جا! اون جا رو نگاه کن ناصر. درست به اندازه ی دو کف دست به اضافه ی طول ماشین، این هم جای پارک، دیگه چی می خوای؟ با دقت که نگاه می کنم دوباره باورم می شود عینک کار خودش را کرده. یار خوبی برای چشم های باباست. - وقتی رسیدیم، می پری پایین بابا، فرمان می دی تا من سریع
اس ام اس های عاشقانه و زیبا
/> ________________________ چه پر جرات میشود انسان وقتی میفهمد کسی دوستش دارد "دکتر شریعتی” ________________________ نمیپرسی تو حالی از دل غمگین و بیمارم / ولی من هر کجا باشم ، خیالت را به سر دارم . ________________________ معلممان می گفت : زیر کلماتی که نمی دانید خط بکشید ... حالا بعد از این همه سال ... این همه عمر ...
گفتگوی دختران جهادنکاح با همکلاسی ها+ عکس
اومد اینجا، بمونه و به ما ملحق بشه. * اگه پیداتون کنه برتون میگردونه. سابینا: چه کسی می تونه ما رو پیدا کنه؟ اینجا حتی اگه آدم کافر هم بیاد به ما ملحق میشه. * سمرا خبر داره که چه اتفاقایی برا خانوادش افتاده؟ سمرا: Iمن براشون دعا می کنم. شما بهشون خبر بدید و بگید که بخاطر رنجی که تحمل کردن ناراحتم. * خبرهای درباره خودتون رو می خونید؟ سابینا: بله، هر بار که می بینم درباره ما صحبت کردن می خندیم. * با
تب و لرز از نوع سلفی
نیست. در واقع برای اولین بار در عمرت با ته چین زرشک (ته چین مرغ یک غذای دیگر است) مواجه می شوی که کنارش هم کمی سالاد کلم ریخته اند. پس حالا تو مانده ای و سالاد کلم و چیزی به اسم ته چین و یک عدد نان همبرگری. در این کارزار تنها فکری که به ذهنت خطور می کند که یکی از این سه تا حتما نکته انحرافی است. اما با کمی دقت در می یابی که هیچکدام نکته انحرافی نیست و باید شما در یک ابتکار خلاقانه مخلوط ته چین و
همشهری داستان؛ بعد همه چیز اتفاق افتاد
که بودی داشتم نگات می کردم. جا خوردم که نگهبان گذاشته واسه خودت تو حیاط بپلکی. ممکنه یکی بهت چاقو بزنه. ت. ک.: چرا؟ ر. ب.: همین جوری الکی. ولی تو که زیاد این جا اومدی، ها؟ چندتا از این بچه ها بهم گفتن. ت. ک.: شاید شیش هفت باری سر پروژه های مختلف. ر. ب.: فقط یه چیز مونده که تا حالا ندیدم. می خوام اون اتاق کوچیک سیبِ سبزو ببینم. وقتی سر اون قضیه ی هینمن
گزارشی از عروسی پسر دوم احمدی نژاد
مراسم جشن ازدواج فرزندان مسئولین رفته بودم. از بریز و بپاش هاشون که بگذریم حضور همه وزرا و مسئولین کشور برای آدم یک جلسه مهم مملکتی رو تداعی می کرد و شاید انتظار داشتم اون شب مسئولین و همراهانشون صف بکشن پشت هم و یه هزار نفری رو تو سالن ببینم! ولی اون شب مواجه بودم با یه مجلس ساده ساده. مجلس جشنی از جنس مردم. چون پدر داماد از جنس مردم بود. در همه جای جشن سادگی بود و سادگی. در پذیرایی
عاشقانه های یک خلبان با همسرش+تصویر
نمی کنم از پایم خارج کنم . علی که اون همه خوش تیپ بود رفته موهایش رو از ته تراشیده من هم شده ام شبیه آن درویشی که هر وقت می رفتیم چهارراه زند آنجا نشسته بود . بچه های گردان یک شب وقتی من و علی داشت کم کم خوابمون می برد دست و پایمان را گرفتند و انداختند توی حمام آب را هم رویمان بازکردند . اولش کلی بد و بی راه حواله شان کردیم اما بعد فکر کردیم خدا پدر و مادرشان را بیامورزد چون
جریمه غیبت مشمولان سربازی تعیین شد
میلیون من از کجاپول می آوردم باز ده میلیون رو میشه وام گرفت چون من بدبخت به خاطر خیلی کارها به کارت نیاز دارم ولی اگر برم سربازی چه کسی خرج پدر و مادر و مادربزرگ مریضمو میده،؟! اقایونی که شکمتون گنده شده وسیرین من یه ادم با سه تا بچه وخونه مستاجری برم دزدی کنم 10 میلیون پول بیارم واسه شما ده سال از همه چی محرومم کردید حالا بیام ده میلیونم بدم اون پولهایی که میلیارد میکشین بالا ایا به مردم
ده نکته طلایی برای انجام گفتگو در فیلم مستند
/> وقتی می خواهید پرسش های دشوارتر را شروع کنید بهتر است از امکان مطرح کردن آن ها مطمئن شوید. شما می توانید این پرسش ها را با عبارت هایی نظیر این شروع کنید: اگه مشکلی نیست می خوام با اصرار شما رو به انجام کاری که شاید مورد علاقه تون نباشد وادار کنم... یا مثلاً نظرت چیه چند تا سوال ناراحت کننده ازت بپرسم؟! 4- هیچ وقت مکث در پاسخ طرف مقابل را با کلمات و
فروش قرص مرگ تنها با 10 هزار تومان!
مصرف خانگی قرص برنج می خرند. به آخرین عطاری که رفتم باتجربه تر شده بودم اما باز هم چیزهای تازه تری دستگیرم شد... سلام! قرص برنج می خوام. تو عطاری ها گیرت نمیاد. ممنوع شده، اگه بخوای باید سفارش بدی واست بیارم. خب می خوام. قیمتش چنده؟ بستگی داره، جنس خوب و خارجیش رو بخوای بسته ای 10 هزار تومان، ایرانی بخوای اسمش قرص سیره 4 هزار تومان می فروشیم البته خیلی مرغوب نیست. قابلت رو هم نداره. حالا برای چی
گفت و گوی غافلگیر کننده حدادیان با روز آنلاین
you [خنده]به به، موید باشین، خدا پشت و پناه تون باشه. خب کاری هم داشتین؟ بله حاج آقا برای مصاحبه زنگ زدم.... به؛ حالا بفرمایین تروخدا نکنه شمام از اونایی هستین که زنگ می زنن می خوان صدا رو ضبط کنن یک جای دنیا پخش کنن [خنده]... نه حاج آقا. اولا شما از اون تیپ هایی هستین که ظاهرا ظاهر و باطن تون یکیه، ثانیا من روزنامه نگار حرفه ایم، اگر اجازه ندین این صحبت پخش نمیشه. خب حالا چی می خواین بپرسین؟ من
معاون آخوندی:وام80میلیونی مسکن منتفی نشده
وافزایش ان نمیخواد به مردم دلسوزی کنید ما قیمتها پایین بیاد راحتتریم ای کارشناسان ، دانشمندان،علما و فضلا، اندیشمندان، پژوهشگران ،بزرگان و عقلا و پیشکسوتان بخش مسکن : قبل از هر اظهار نظری تو هر خیابون که راه میرید یه نگاه به انبوه ساختمانهای نیمه کاره ، آماده فروش و یه سر به بنگاههای تو مسیرتون بندازید که همشون می نالن.اگه قانع نشدین انبوه آگهی ملتمسانه فروش و تبلیغ فروش زیر قیمت رو ببینید
داستان های خواندنی؛ آقای مونرو و خفاش
مداوم جوری بود که می توانست یک نفر را پاک دیوانه کند. اما این فکر را از کله اش دور کرد، یا دست کم سعی کرد. شنیده بود که با چکاندن قطرات آب روی کله ی آدم، خیلی ها را دیوانه کرده بودند، اگر این راست بود : یعنی چیک، چیک... قیژ، قیژ، قیژ. آقای مونرو زیر لب گفت : "لامصب!” خفاش ظاهراً داشت تازه به نوسان های شبانه اش عادت می کرد. حالا پروازش تند و یکنواخت شده بود؛ انگار چند لحظه پیش فقط داشت تمرین
بازگشت به زندگی در جاده ها
خیلی مردی مهریه ام رو بده و خلاص.- عه؟! تو اگه خیلی ناراحتی مهریه ات رو ببخش برو دنبال کارت.- الهی بمیری نامرد. جرات داری پاتو بذار خونه.- من دیگه عمرا برنمی گردم توی اون خراب شده.(کنترل اتوبوس از دست راننده خارج می شود و.....)- الو... الو جعفر... چی شد؟ حالت خوبه؟- الو... ای وای .. اتوبوس رفت ته دره.- خاک بر سرم... خودت خوبی عزیزم؟- آره من خوبم... پریدم بیرون نگران نباش.- تقصیر من بود. نباید وقتی
قیمت آب در ایران چقدر ارزان است؟
گرفته می شود نه تنها از هزینه تمام شده استحصال، تصفیه، انتقال و توزیع آب کمتر است بلکه نسبت به نرخ مصرفی آب در کشورهای مختلف نیز تفاوت بسیار زیادی دارد. آخه تا کی میخواین هر چیزی رو با دنیا مقایسه کنین که تنها به نفع خودتونه و ضرر این مردم بخت برگشته. آخه ما چیمون مثل دنیاس که با هم قابل مقایسه باشه. دست بردارین از این کارها، پدر مردم از نظر اقتصادی داره در میاد، شما برین بگردین که چی
خاری در چشم و استخوانی در گلوی بعضی ها
این ادوات و وسایل اطلاع رسانی پست و منصب ها رو کی آماده کرده ولی اصلا دقت نکرده. این شما و این هم سوتی نشست خبری 5 شنبه: امیدی هست؟ این دریاچه ارومیه هم حکایت عجیبی داره. دریاچه ارومیه که بعضیا میگن 7 درصدش فقط آب داره و 93 درصدش خشک شده اینروزا داره نفسای آخرش رو میکشه و عیسی کلانتری هم گفته فقط دوسال دیگه جون داره این دریاچه غریب. ولی از اینور معاون عمرانی استاندار
نبض قطعه 57 را برای دهه فجر خواند/ یاد اون روزای بهاری بخیر
بودن تکثیر می شیم اگه خسته بودیم، اگه ابر بودیم ما بارون شدیم ، قطره قطره چکیدیم به هم دست دادیم تا با هم بمونیم ما دریا شدیم تا به دریا رسیدیم هنوز مادرم رخت می شوره و هنوزم توی صف نفتیم ما با هردرد و هر سختی ساختیم ولی زیر بار ذلت نرفتیم ما باید یادمون باشه اون روزا رو نباید بذاریم فراموش
این روزها در چهارراه استانبول چه میگذرد ؟
بیشتر می کرد. خلاصه که این صراف ها خیلی هاشون خودشون بازار رو میچرخونن. پیرمرد هم همون حرف نفر قبلی رو تکرار کرد و گفت فردا که بخوان بیان مثلا بازار ارز رو ساماندهی کنند اولین نفری که بساطش رو جمع می کنند من بدبخت هستم. حالا شما هم برو یه سیاحتی بکن ببین چی دستگیرت میشه فقط حواست باشه اینجا اگه کسی بفهمه خریداری همه میفهمن و قیمت هاشون ثابت می مونه و اگر فروشنده باشی که با خرید نداریم روبه رو میشی. اگر هم که بدونند خبرنگاری، شانس بیاری فقط دست می اندازن، البته آدم حسابی هم تو این صنف کم نیست اما دیگه داره نسلشون منقرض میشه... ...
لیست و جیب (طنز)
میگم : جیب کی ؟ روحانی؟ میگه: نه اون یکی. میگم: برو از خودش بپرس صبح ها ملاقات عمومی هم داره. میگه: من که وام نمی خوام . من لیست تو جیبشو میخوام. میگم: ای بابا حالا یه حرفی زد بنده خدا . تا حالا شیش تا کت عوض کرده باز گیر دادی به کت مردم؟ نمی بینی میگن گیر ندین به کت؟ میگه: خب پس اون لیسته چی ؟ میگم: لابد جیبش سوراخ بوده لیسته
جزئیات عملیات بزرگ وزارت اطلاعات برای شکار عامل اطلاعاتی سیا
جدیت تمام آن را دنبال می کند و از این رو بزرگ ترین ماموریت حکمتی که سفر به ایران است در هتل واشنگتن به وی ابلاغ می شود. حکمتی: من رفتم یک آقایی آمد و یک ساعت و نیم سوالاتی پرسید و گفت: ما برنامه هایی برات داریم اگه تو این کار موفق باشی بیشتر بهت آموزش و کار و سفر می دهیم برای این کار هم نیاز داره که بری ایران آیا برای این کار حاضری یا نه؟ من گفتم آره. مامور سیا با دادن توضیحات ریز و دقیق حکمتی را
جایزه ای که هیچ وقت داده نشد
واسه تابستونم برنامه ریزی کردم. مادر در حالی که علی را در آغوش گرفته و می بوسید، گفت: خسته نباشی پسرم من مطمئنم با این همه تلاشی که کردی نمره های عالی می گیری. من و پدرت هم به قولمان عمل کردیم و جایزه ات را خریدیم. فقط منتظریم کارنامه ات را بگیری تا آن را به تو بدهیم. حالا برو دست و صورتت را بشور و بیا ناهار بخوریم همان غذای خوشمزه ای را که دوست داری، برایت پخته ام. علی از خوشحالی بالا
شعر پرمعنای محمد اصفهانی برای هواداران احمدی نژاد!
در این بیت سخنان و موضع گیری های اعضای جبهه پایداری در چند ماه اخیر در برابر دولت روحانی را توجیه می کنه.یک عمر دنبال چه می گشتم؟!... در جاده های بی سرانجامییک عمر گشتم تا که فهمیدم... تو سایه بون خستگی هامیشاعر حرفشو در این دو بیت یک جا زده و گفته که من در همه این سال ها به دنبال احزاب مختلف اصولگرا این ور و اون ور رفتم یک زمان یه دنبال جامعتین بودم، یک زمانی فکر می کردم که جبهه موتلفه خوبه. یک
خدا بهت خیر بده آدم ربای عزیز!
گوییم بله فلانی هستیم. می گوید اگه ممکنه من شما رو بربایم! ما هم می گوییم: قابل شما را نداریم. اصلا به قتل برسون. بی تعارف می گم. اما آدم ربای نجیب و قناعت پیشه در جواب می گوید: نوکرتم، با همین آدم ربایی هم کارم راه می افته. بعد دوتایی سوار ماشین می شویم. می بینم علاوه بر آدم ربای نجیب و قناعت پیشه یک راننده هم او را در این امر مهم همراهی می کند.از راننده آدم ربا می پرسم وضع و اوضاع چطور است؟ از آدم