درخواست طلاق به دلیل شغل آزاد - شفاف
سایر خبرها
پرویز پرستویی: هم بلال فروخته ام هم آلبالو و باقالی
همه بدون مشکل درون یک اتاق زندگی می کردند. البته خانواده های پرجمعیت تر از ما هم بودند که در اتاق هایی شبیه ما زندگی می کردند و مشکلی نداشتند. *بعد از اینکه پدرتان به تهران مهاجرت کردند، مشغول چه کاری شدند؟ - خیلی از همدانی ها بلورفروش هستند و در حال حاضر هم در میدان شوش خیلی از بلورفورش ها اهل همدان هستند. پدر من این بضاعت را نداشت که مغازه ای داشته باشد، بنابراین شغلش دوره
نقدی بر فیلم به ظاهر دفاع مقدسی تگرگ و آفتاب
حبیب هادوی جوان رزمنده ای که در سن سی و چهار سالگی هنوز ازدواج نکرده و دغدغه ازدواج او نقل زن های فامیل و همسایه است. حبیب در سفری که از جبهه به خانه برمی گردد با خبر فوت حاج مرتضی صاحب کارش مواجهه می شود. حاج مرتضی وصیت کرده که حبیب پیگیر بدهکاری ها و مشکلاتی باشد که او قبل از فوت با آنها درگیر بوده است. حبیب در حین پیگیری وصیت حاج مرتضی دلباخته گلناز دختر حاج مرتضی که حدودا ده دوازده سال از
هلیا کوچولو قربانی اعتیاد پدر و مادر
گرفتم و گفتم حال هلیا بد شده است. طفل را به بیمارستان رساندم که پزشکان گفتند به کما رفته است. زن جوان گفت: من بچه خودم را هم کتک می زدم. وقتی غذا نمی خورد او را با دمپایی می زدم تا غذایش را بخورد اما دست خودم نبود. بیمار بودم و روی رفتارم کنترل نداشتم. مادر شوهرم می داند که من دست بزن داشتم. سیما گفت: همه می دانند که من هلیا را دوست داشتم. قاضی عبداللهی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم و وکیل او با اعضای دادگاه- ملکی، اصغرزاده، قربان زاده و تولیت- وارد شور شد .
نوزاد 5 ماهه از شدت گرسنگی جان باخت!
باشگاه خبرنگاران جوان: یک دختر 19 ساله اهل روسیه ، بعد از ترک نوزاد 5 ماهه اش که از گرسنگی مرد در حالی که خود به مدت 2 هفته در مهمانی خوش می گذراند، به عنوان "مادر هیولا" در روزنامه های سنت پترزبورگ لقب گرفت. " آلنا الپاتوا" دختر نوزاد خود " ورونیکا" را تنها در آپارتمانش رها کرد و به مدت 14 روز ناپدید شد. زمانی که "الپاتوا" بعد از 2 هفته به خانه اش بازگشت ، دختر 5 ماهه اش را
اعتراف مرد شکاک به قتل شوهرخواهر
احمد زخمی است برادرم من را به داخل حیاط خلوت برد و دست هایم را بست. مدت ها در آن حالت ماندم دیگر راهی برای کمک نداشتم مادرم، میلاد را وادار کرد تا احمد را به بیمارستان ببرد.وی گفت: احمد معتادی بود که توانسته بود اعتیادش را ترک کند اما سرکار نمی رفت و خرجی اش را من می دادم اگر دوستش نداشتم هیچ وقت این کار را نمی کردم. بنابر این گزارش قضات بعد از پایان جلسه محاکمه برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند
سواستفاده خواستگار شیاد ار دختران جوان
ترین لباسش را پوشید و چون طلایی نداشت سراغ یکی از دوستانش رفت و طلاهای او به ارزش 40 میلیون تومان را امانت گرفت. بعد هم به محل قرار با مرد خواستگار رفت و سوار خودروی مدل بالای او شد تا همراه هم به مهمانی بروند. در میانه راه متهم با آبمیوه دختر جوان را بی هوش کرد و بعد از سرقت طلاهایش، او را کنار خیابان رها کرد و گریخت. دختر جوان پس از به هوش آمدن، همراه خانواده اش به پایگاه سوم پلیس
قتل مرموز ر اننده وانت در جاده مالرو
به گزارش جوان، ساعت 8 صبح دیروز مأموران کلانتری 140 باغ فیض در جریان قتل مرد میانسالی در ابتدای جاده خاکی امامزاده داود در حوالی شهرک نفت قرار گرفتند. با اعلام این خبر، تیمی از مأموران کلانتری در محل حادثه که پنج کیلومتر بعد از شهرک نفت به طرف امامزاده بود حاضر و کنار صخره کوه با خودروی وانت پیکان سفید رنگی که در آن مکان رها شده بود روبه رو شدند. راننده که مردی 42 ساله بود پشت فرمان با
تهدید دولت, سرقت کادوهای میلیونی و چندین حادثه دیگر
! قبل از سرقت هزینه مواد مخدرت را چگونه تأمین می کردی؟ پدر بیچاره ام می داد. ------------------------------------- دردسرهای چاق بودن مرد زن جوان به خاطر چاق بودن شوهرش به دادگاه خانواده مراجعه کرد و درخواست نفقه داد. این زن 28 ساله در حضور قاضی شعبه 254 مجتمع قضایی خانواده یک با اشاره به گذشت 2 سال از زندگی مشترکش گفت: شوهرم بسیار خسیس است و حتی حاضر نیست یک گیره سر برای
محاکمه هایی از جنس پدر کشی و برادر کشی ....
: اشتباه کردم پدرم را کشتم. مادرم می گوید او مرد خوبی بود، شاید برای مادرم شوهر خوبی بوده اما برای من پدر خوبی نبود. به من می گفت برو کار کن اما کار کجا بود. من هم گفتم خودت برایم کار پیدا کن که دعوا کردیم. مادرم به اشتباه می گوید من مریض هستم، خیلی هم حالم خوب است. می دانم پدرم را کشتم اصلا هم مشکلی ندارم. این حرف ها که مادرم می زند درست نیست. دفعه قبل هم از همین حرف ها زد و من را به بیمارستان
اعتراف به جنایت قدیمی بعد از زایمان
خبر آنلاین: این جنایت هولناک نیمه های شب 21 خرداد سال 81 زمانی رخ داد که مرد 27 ساله ای به نام شهریار - مقتول - به خانه زن جوانی به نام مژگان در یکی از محله های جنوب تهران رفت. یک روز پس از این ماجرا خانواده شهریار که نگران سرنوشتش بودند راهی اداره 11 پلیس آگاهی تهران شده و کمک خواستند. شهرام - برادر مقتول - به مأموران گفت: شهریار در بازار تولیدکننده پوشاک بود و چند سال قبل هم ازدواج
آزار جنسی سرباز توسط 4 زن
راننده از مسیر اصلی شد، علت آن را پرسید و سرنشینان ناشناس به او گفتند که برای خرید موادغذایی مسیر را تغییر داده اند.سرباز ربوده شده از آنان درخواست کرد تا او را پیاده کنند اما راننده با چاقو او را تهدید کرد و یکی دیگر از سرنشینان خودرو، چشمان سرباز جوان را بست و او را به خانه ای نامعلوم بردند. به گزارش روزنامه دیلی میل، این سرباز پس از آن که در منطقه ای دورافتاده رها شد، در حالی که به شدت زخمی و مجروح شده بود، خود را به اداره پلیس رساند و از متجاوزان شکایت کرد.پلیس زیمبابوه پس از دریافت این گزارش، عملیات جستجو برای یافتن متجاوزان را آغاز کرده است. ...
درخواست طلاق به خاطر قهرهای بیش از حد
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران ، چندی پیش مرد جوانی پس از مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد. وی در خصوص علت درخواست خود به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم مرتب با من قهر می کند و به خانه مادرش می رود. دو سال است که با او ازدواج کرده ام و در این دو سال 12 بار همسرم قهر کرده و به خانه مادرش رفته است. مرد جوان ادامه داد:او تا اتفاقی می افتد وسایلش را جمع می کند و می
شوهرم دائم مرا به طلاق تهدید می کند
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران ، چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد. وی در خصوص علت درخواست خود به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم هر اتفاقی که می افتد مرا تهدید می کند که می خواهد طلاقم بدهد. او هر لحظه و هر ثانیه لرزه به تن من می اندازد و مرا می ترساند. او می گوید که بالاخره به دادگاه خانواده می رود و از من جدا می شود. زن جوان ادامه داد
شاهد زنده از وقایع انقلاب در قم می گوید؛ از فیگارو تا بی بی سی
جنگ وظایفشان سنگین است از شهادت برادرزاده اش که یاد می کند منقلب می شود، حالش دگرگون می شود، برادرزاده اش جوان بوده و برایش آرزو ها داشتند انگار سنگینی این داغ هنوز روی سینه اش مانده دیگر هق هق گریه اش سکوت مغازه را می شکند یکی دو تا از مشتریانش هم پای در و دلش می مانند و برای چند لحظه ای به حرف هایش گوش می دهند. از شهادت برادر زنش هم خاطره ها می گوید، از سختی های مسئولیت جاماندگان از غافله شهدا
پشت پرده اسیدپاشی های اصفهان چه می گذرد ؟
چرا که چندبار در اصفهان رخ داده که ثابت می کند عامل یا عاملان این جنایت ، محاربانی هستند که خیال می کنند هرگز به چنگ قانون نمی افتند و به همین علت می توانند با اهدافی خاص امنیت ملی را در کشور به خطر بیندازند و حتی سبب ساز چالش های اعتقادی میان مردم شوند. طبیعی است که 4 بار اسیدپاشی ، هم اکنون مردم را بدبین و نگران کرده است و حتی خبر دستگیری چند مظنون در ارتباط با این پرونده ، آرام و قرار را به دل
زن در یک قدمی مرگ ، قاتل را معرفی کرد
اعزام شدند و به تحقیق از وی پرداختند.وی گفت: شوهر زن مصدوم است و روز حادثه وقتی به خانه بازگشته متوجه آتش سوزی و مصدوم شدن همسرش شده و هنگامی که سعی در خاموش کردن آتش و نجات همسرش را داشته خود نیز صدمه دیده است.در حالی که تحقیقات ادامه داشت ماموران اطلاع یافتند، زن مصدوم به هوش آمده اما بسختی حرف می زند.ماموران با حضور در بیمارستان به تحقیق از او پرداختند که وی گفت، با شوهرم اختلاف داشتم و او مرا
مرکز خریدی با قیمت های باور نکردنی!!!
مارک فلان است و از فلان جا آمده و سودی که رویش می خورد آن قدری نیست که مشتری ها فکر می کنند و در اصل باید بیشتر از این حرف ها قیمت بگذارد و از این دست فوت و فن هایی که اغلب فروشندگان بلدند.در بوتیکی دیگر دخترکی خوش سیما جلو می آید تا در انتخاب کمک کند. از خوش رویی اش استفاده می کنم و پس از کمی خوش و بش اعلام می کنم که خبرنگارم و درخواست می کنم کمی با هم صحبت کنیم اما دخترک ناگهان انگار جن دیده
دیالوگ های به یاد ماندنی مجموعه کلاه قرمزی
آقو ما به دنیا اومدیم انقلاب شد، حرف زدیم جنگ شد راه رفتیم کودتا شد، رفتیم مدرسه جنگ تموم شد درس خوندیم هی نظاموی آموزشی عوض شد رفتیم دانشگو کنکور ول شد، رفتیم سربازی معافیت آزاد شد رفتیم سرکار مملکت تحریم شد، خواستیم ازدواج کنیم طلا گرون شد گفتیم بریم خارج پاسپورتمون دی پرت شد، الانم اینترپل دنبالمونه هه هه هه هه یعنی له لهما! با این شرایط که پیش میره
مرد شیطان صفت در کمین دختربچه مدرسه ای
، سراسیمه با شوهرم تماس گرفتم و او هم با عجله خودش را به خانه رساند و دخترمان را به درمانگاه منتقل کردیم. با اظهارات این زن، درحالی که دختر خردسال نیز حرف های او را تایید می کرد، تحقیقات ماموران برای شناسایی و دستگیری مرد شیطان صفت شروع شد. از آنجا که دختربچه مدرسه ای مشخصات کامل این مرد را به خاطر داشت، تیم های گشت پلیس وارد عمل شدند و با استقرار در محدوده مورد نظر به گشتزنی پرداختند تا اینکه موفق شدند
قاتل: کشتم که به من تعرض نکند
به گزارش خبرنگار ما، ماموران پلیس اردبیل آذر سال گذشته در جریان قتل مردی جوان قرار گرفتند که با ضربات متعدد چاقو کشته شده بود. دوست این مرد جوان به پلیس گفت: دوستم برای چندساعت خانه ام را از من خواست من هم قبول کردم شب که شد چندبار با او تماس گرفتم اما جواب تلفن را نداد وقتی به منزل رفتم جسد غرق در خون او را دیدم و بلافاصله با پلیس تماس گرفتم. هرچند این مرد می گفت در جریان نیست که دوستش خانه را
سرانجام ندا کوچولو به آسمان پر کشید
: وقتی تصمیم به ازدواج مجدد گرفتم، ناچار دخترم را به خانواده شوهرم سپردم اما هیچگاه فکر نمی کردم چنین سرنوشت شومی در انتظار فرزندم باشد. زن 19 ساله درباره زندگی اش گفت: 15ساله بودم که با شوهر اولم پای سفره عقد نشستیم و در شهریور سال 85 پیوند زناشویی بستیم.من و شوهرم زندگی خوبی داشتیم تا این که باردار شدم. اما متأسفانه 20 روز قبل از تولد ندا، شوهرم بر اثر سانحه تصادف با قطار جان باخت. پس از
پایان وحشتناک یک زندگی جهنمی
زدند سراغ سیمین رفتیم و او را به خانه بردیم. بعد دخترم در دادگاه خانواده شهیدمحلاتی درخواست طلاق، دریافت مهریه و پس گرفتن جهیزیه اش را داد. روز حادثه قرار بود با حکم دادگاه، جهیزیه دخترم را به خانه برگردانیم، سیمین به همراه دو خواهر، خاله اش و دختر وی به کلانتری رفتند. دامادم و مادرش نیز آنجا بودند وقتی بدون در اختیار داشتن مامور به خانه دامادم می روند ابتدا هیچ اختلاف و اعتراضی نبود وقتی
عشق به تلویزیون به جدایی انجامید
این زن در حضور قاضی گفت: ما حدود 9 سال است که با هم زندگی می کنیم اما شوهرم اصلاً به من توجه ندارد و دائم خودش را با تلویزیون سرگرم می کند، من تحمل بی توجهی ندارم و تمام حق و حقوق خود را می بخشم تا هر چه زودتر از او جدا شوم. مرد در دادگاه اظهار داشت: همسرم بی خود موضوع را بزرگنمایی می کند چرا که من اصلاً به او بی توجهی نکردم، من قصد جدایی از او را ندارم و می خواهم او مشغله فکری مرا درک کند و بداند که من دوستش دارم، همیشه درکش کرده و حالا دیگر نوبت اوست و باید در کنارم بماند. قاضی رسیدگی به این پرونده را به دلیل عدم مدارک لازم به آینده موکول کرد. ...
خاک بر سر نماینده ای که شماره حساب به وزیر می دهد/به قرآن فرزند من کاری به وزارت اطلاعات ندارد/ شخم زدن ...
. مهدی هاشمی از دادگاه درخواست کرده که در خصوص اسناد و مدارک موجود در پرونده از وزارت اطلاعات استعلام شود. علیزاده طباطبایی از وکلای وی به تسنیم گفته از دادگاه تقاضا کردیم فایل صوتی موجود در پرونده برای سنجش واقعی یا غیرواقعی بودن صوت به کارشناس ارجاع شود. کشورهای مقصر رسیدن قیمت نفت به بیست دلار سیتی گروپ که یک مجموعه چندملیتی بانکداری و خدمات مالی است از احتمال رسیدن قیمت نفت
200 خواستگار دیدیم و هیچ!
نامناسب هستند اما گروهی از آنها شرایط اقتصادی بدی داشتند چون در حال پرداخت مهریه های سنگین همسر سابق شان بودند و گروهی هم فرزند داشتند. زندگی با فرزندی که طلاق پدر و مادرش را دیده، کار بسیار دشواری است و مهارت و تخصص می خواهد. در آن شرایط من به خاطر دیر ازدواج کردنم و بالا رفتن سن خواهرم، احساس بدی داشتم و به همین علت تصمیم گرفتم خودم دست به کار شوم و یک شوهر خوب برای او پیدا کنم. به
نیم روز خیابان گردی با مبتلا به ایدز
سرگردان است که به بعضی مسافران مرد مترو که قد و قامتی برازنده دارند خیره می ماند. روزهای اول، بعد از آنکه نتیجه آزمایش را گرفتم، به خودم نهیب می زدم که سعی کن با این ویروس رفیق شوی. دوست شوی. این ویروس هست. پس تلاش کن یاد بگیری که چطور با آن زندگی کنی. از خانواده پرجمعیت ساسان، فقط پدر از بیماری اش خبر دارد. پدری در آستانه کهنسالی که وقتی شنید، نگاهی به دور دست ها، آنجایی که
پایان اکران های جشنواره سی و سوم و آغاز لحظه شماری برای اختتامیه
جدید باشد. من خودم نمی دانم که در تجربه داره صبح میشه موفق می شوم یا نه اما امیدوارم با موفقیت همراه شود. - برای من تدوین از هر کاری جذاب تر است اگرچه که وقتی شما وارد کارگردانی می شوید این معمول است که کارگردانان با احتیاط بیشتری به سراغ شما می آیند چون خیلی دوست ندارند شخص دیگری حتی در عنوان تدوینگر یا فیلمبردار با کارگردانی شریک شود. به هرحال آنچه که من بیمارگونه دوستش دارم تدوین است و
جزئیات اسارت مردان هوسران در دخمه پنهان
او را در اختیار پلیس قرار داد. ماموران با دیدن تصویر مرد گمشده، متوجه شدند او همان مقتول است. زن جوان نیز با حضور در پزشکی قانونی، هویت مقتول را تایید کرد.فاش شدن هویت قاتل فراریماموران به تحقیق از زن مقتول پرداختند که وی به پلیس گفت: شوهرم و برادرم با هم اختلاف داشتند و تلاش من و خانواده ام برای خاتمه دادن به درگیری های آنها بی فایده بود. روز حادثه برادرم به سراغ شوهرم آمد و او را به زور از خانه
مردان شلخته ترند یا زنان؟
که ظاهری شلخته و گاهی حتی کثیف دارد، اولین زنگ خطر در خانواده به صدا درمی آید و فرد قوای دیداری اش را در فیلم ها و فضای مجازی، اینترنت، ماهواره یا بدتر از همه در روابط موازی ارضا می کند. دکتر حاتمی به همسران توصیه می کند شلختگی را در زندگی جدی بگیرند و درصدد رفع آن برآیند، چرا که می تواند به راحتی پایه های یک زندگی را بلرزاند و باعث شود زندگی مشترک به طلاق عاطفی منجر شده یا حتی در نهایت
درخواست طلاق زن با ادعایی جالب
به گزارش نامه نیوز،چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم مرا به رستوران های گرانقیمت نمی برد و اصلا حاضر نیست برای من پول خرج کند. او هرچه می خرد ارزان قیمت است و همیشه دوست دارد کم پول خرج کند. در صورتیکه برای خودش بهترین و گران قیمت ترین چیزها را می خرد و پول زیادی برای خودش خرج می کند. وی ادامه