محمد بنا: پرسپولیس رو به موت است/ عاشق فوتبال بودم، به زور پدرم می رفتم کشتی - تیک
سایر منابع:
سایر خبرها
قاضی: سوشا متوجه برخی مسائل نیست
به گزارش ورزش 11، دیدار تیم های فوتبال پرسپولیس و صبا در چارچوب هشتم لیگ برتر با حواشی و اتفاقات گوناگون روبرو بود. این دیدار در پایان با نتیجه یک بر یک خاتمه یافت اما همچنان صحبت از حواشی و اتفاقاتی است که در زمین مسابقه رخ داد. محمد قاضی مهاجم صبا که یک گل زیبا به ثمر رساند و البته در جریان مسابقه با سوشا مکانی درگیر شده بودمصاحبه ای انجام داده است، انجام داد که در زیر می خوانید.
کریمی: مربیگری شغل کثیفی است
شکلات می خورم. نمی خواهم اینکه می گویم حمله به تظاهر شود اما برای مثال ما می توانیم به جای آدامس جویدن توسل و توکل کنیم. فرگوسن در فرهنگ ما محلی از اعراب ندارد و قضیه خالکوبی هم که پیش از این درباره اش صحبت کردیم دقیقا شبیه به همین بحث است. استقلال خوزستان تا به اینجای کار بهترین تیم لیگ برتر است اگر بخواهم بهترین تیم لیگ برتر را تا به اینجای کار معرفی کنم در مجموع استقلال
خاکپور پس از ابقا در تیم ملی امید چه گفت؟
به گزارش مشرق ، محمد خاکپور پس از جلسه کمیته فنی اظهار داشت: از مردم عذرخواهی می کنم که کام آنها را تلخ کردم و شیرینی قهرمانی را گرفتم. در ماه محرم هستیم و امام حسین(ع) برای نان و آب نجنگید بلکه برای عزت اسلام بود. خیلی ها قبل از صحبت های من قضاوت کردند دنبال باج خواهی نبودم و بلکه دنبال عزت به مربی ایران بودم. وی ادامه داد: کادرفنی من باید قراردادشان امضا می شد. بیشتر حرف من این بود
جنایت به دلیل سوء ظن
تهران فرستاده شد. روز گذشته بعد از اینکه کیفرخواست خوانده شد و خانواده مقتول هم درخواست قصاص را مطرح کردند، متهم در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل را قبول کرد و گفت: من چیزی برای ازدست دادن ندارم و تلاشی هم برای نجات یافتن از اعدام نمی کنم. کیوان به زنم نظر داشت. من عاشق زنم بودم و او حق نداشت چنین حرفی درباره زنم بزند، به همین خاطر هم او را کشتم. می خواستم محسن را هم بکشم که بازداشت شدم و این اتفاق
آئیش: حتی برای کار به رستوران هم رفتم/ طهماسبی: گفتن من مردم!
بود، پدرم را در 5 سالگی به خاطر تصادف از دست دادم. در محله ای که شما پیاده از کوچه های آن عبور کردید بزرگ شدم. خانه ما مدرن ترین و شیک ترین خانه آن زمان بود و حالا قدیمی ترین خانه است. بچه ای بودم که مادرم اجازه می داد توی کوچه بازی کنم، به هرحال فضای آن دوره با الان فرق داشت، جالبه آن موقع کوچه معنا داشت، بچه ها باهم بزرگ می شدند و پدر و مادرها رابطه خانوادگی باهم داشتند، بنابراین هر
کفاشیان جایگزین سرمربی را هم مشخص کرد!
عرض اندام پیدا کردند. خیلی از آنها به تیم امید و حتی تیم ملی راه پیدا کردند. تیم امید همیشه بعد از تیم ملی اولویت ما بوده و توجه کافی به آن شده است. کفاشیان درباره استعفای مربی خاکپور از سمت سرمربیگری تیم امید تصریح کرد: هنوز فرصت صحبت کردن با خاکپور را پیدا نکرده ام و امروز قرار است جلسه ای با وی داشته باشم. به هر حال صحبت در مورد دلیل استعفای خاکپور زیاد است و مواردی از جمله مبلغ
خاکپور: دنبال باج خواهی نبودم/ توجه به تیم های پایه وظیفه کی روش نیست
وقت با هیچ کس مقایسه نکردم. من در فوتبال این مملکت رزومه و تخصص خاصی ندارم. بقیه از من به مراتب بهتر هستند. ولی به هر نحو فدراسیون فوتبال تشخیص داده که من سرمربی امید باشم. برای همین تمام توانم را برای تیم امید گذاشتم. خاکپور افزود: من تا امروز هیچ مصاحبه ای نداشتم و اگر جایی چیزی گفته شده و این احساس به وجود آمده است که دنبال زیاده خواهی هستم، اصلا درست نیست. من دنبال این نبودم که
قیافه ام شبیه راکی شده بود
اصرار می کرد و حتی پدرم به او گفت اشتباه دیده ای! وقتی به خانه رفتم به مادرم کلی توضیح دادم که به خدا حالم خوب است و چیزی نیست. مادرم می خواست به استادیوم بیاید بازی ملوان و داماش دربی گیلان است و می دانید که چه حساسیتی دارد. یک بار در دربی هوا خیلی خراب بود. من یک صحنه بلند شدم توپ را بزنم بازیکن حریف با استوک پاشنه آشیلم را زد و پاره شد. مامانم داشت می آمد استادیوم. پدرم جلوش را گرفته بود که بابا نمی شود به استادیوم بروی. سعید عزت اللهی
بنگر: بلایی که سر هادی آمد را سر رضا نورمحمدی نیاورید
هرحال بازی که با تساوی تمام شده بود، نظر شما چیست؟ اول آنکه علی دایی بزرگ فوتبال ماست و بنده کوچک تر از آن هستم که درباره ایشان حرف بزنم. دوم هواداران پرسپولیس هم نباید به علی دایی اهانت می کردند. ما باید قدردان بزرگان و اسطوره های خود باشیم. سوم هم هرکس برای موفقیت و پیروزی تیم خودش تلاش می کند و این غیرعادی نیست. بسیار خب، در بازی با سیاه جامگان هم که باید تو بازوبند کاپیتانی
خواهرانه هایی از شهید شناسایی شده دارالمؤمنین
: ایشان بچه سوم خانواده و من بچه ششم خانواده هستم. شش برادر و چهار خواهر هستیم که در حال حاضر سه برادر و چهار خواهر هستیم. من کوچک بودم و حدود ده یازده سال سن داشتم که برادرم شهید شد. او به شدت مسئولیت پذیر بود، به پدرم خیلی علاقه مند بود. تمام مدتی که در جبهه بود و می رفت و می آمد، در تربیت برادرهای کوچکتر هم دقت داشت. به همه ما می گفت: "حواستان به پدر باشد و او را در کارها کمک کنید." علاقه خاص و
برخی بندهای قراردادم تحقیرآمیز بود/ کفاشیان در جریان نبود!
گذاشتم. خاکپور افزود: من تا امروز هیچ مصاحبه ای نداشتم و اگر جایی چیزی گفته شده و این احساس به وجود آمده است که دنبال زیاده خواهی هستم، اصلا درست نیست. من دنبال این نبودم که امکاناتی که به دیگران داده اند، به من هم بدهند. وی تاکید کرد: من فقط دنبال عزت ایرانی و مربیان ایرانی بودم، نه مسائل مالی و مادی. این را می توانید از آقای کفاشیان یا کاشانی بپرسید. سرمربی تیم
آگوستوسزار: بحران نداشتیم اما به آرامش رسیدیم
دوشنبه 27 مهر 1394 0 او حدود 40 روز قبل در مصاحبه با روزنامه خبرورزشی به هواداران تیمش قول داده بود با شوت های زیبا برای تراکتور گلزنی کند و گفت: عاشق گل هایی است که با شوت های سرکش و محکم به ثمر می رسد. او روز گذشته دوباره پاسخگوی سؤالات ما شد. نمی توانم خوشحالی ام را پنهان کنم آگوستو سزار در ابتدا گفت: نمی توانم خوشحالی ام را به خاطر کسب پیروزی مقابل فولاد آن هم خارج
آخرین لحظه حیات آیت الله مهدوی کنی به روایت فرزندش
. یادم هست در آن روزهای آخر، با دایی ام رفته بودم کوه. دار و دسته بچه های مرکزیت مجاهدین هم به کوه آمده بودند. آنها را می شناختم، چون در مدرسه علوی با هم درس خوانده بودیم یا برادرهای آنها را می شناختم. من رفیق نزدیک محمد رضایی بودم و او قضیه اعدام برادرهایش را، فقط به من می توانست بگوید. برادرش احمد هم خیلی به حاج آقا علاقه داشت. مادر اینها هم به خاطر ارتباطات احمد، خیلی به حاج آقا علاقه داشت و تا
بختیاری زاده:جای من قلعه نویی یاکریمی رامی آوردند
دارد؟ بختیاری زاده: من این حرف را نزدم. من گفته بودم که پسر آقای ملکی قبل از بازی با راه آهن به بازیکنان ما گفته بود که تا روزی که سیاوش در استقلال باشد، هیچ پولی نمی گیرید. این هم حرف من نیست می توانید از بازیکنان ما هم در این مورد سوال کنید. البته آقای ملکی مالک باشگاه از من خواسته که زیاد در این مورد صحبت نکنم و من به احترام ایشان و بخاطر بازی مهمی که استقلال در روز چهارشنبه با پدیده
کتک های پدرم، از من یک حیوان ساخته!
باید هنر و شغلی یاد بگیرم. پدرم بنا بود و سعی می کرد این حرفه را به من بیاموزد از سوی دیگر هم خودم دوست داشتم پول در بیاورم و کمک خرج خانواده ام باشم. 9 ساله بودم که برای اولین بار کشیدن سیگار و مصرف مواد مخدر را تجربه کردم. هنوز به سن نوجوانی نرسیده بودم که انواع خلاف ها را مرتکب شدم. آن روزها همواره با چند دوست هم سن و سال خودم در خیابان ها پرسه می زدیم و هر جای خلوتی که
نامه عجیب بابک زنجانی به حسن روحانی/ تشریح فعالیت های زنجانی
گفته نمی شود و او می کارد و می بینیم که از روی جهل تولیدی را درست کرده ایم که مشتری ندارد یا آن قدر کم است که باعث افزایش قیمت می شود و یا آن قدر زیاد است که کشاورز و صنعت گر زیان می بینند و نمی تواند وام خود را پرداخت کند و وقتی وام را ندهد، می شود بدهکار بانکی و دولت دیگر می آید و او را به عنوان بدهکار بانکی و مفسد اقتصادی به زندان می برد و این است چرخه زندگی در ایران. تصویر صفحه یک
روایتی از رمز ماندگاری آثار مرحوم روفه گر و حسینی سعدی زمان/ "چوخ باخیب اصغره یانما منی یاندیرما حسین؛ ...
گروه دین و مذهب آناج: بمناسبت ایام عزای اباعبدلله(ع) و دهه ی اول محرم، گفتگوی صمیمی با حاج احد فلاح یکی از مداحان و مرثیه سرایان باصفای تبریز داشتیم که متن آن به شرح ذیل می باشد: آناج: چطور به عرصه ی مداحی ورود کرده و از کدام اساتید بهره بردید؟ من احد فلاح متولد 1351 هستم و تقریبا 5 یا 6 ساله بودم که به همراه پدرم در مجالس عزای سیدالشهدا(ع) حاضر می شدم و از همان زمان با هیئت
خباز: بارها با کروبی صحبت کردم/ روحانی اصولگرای شناسنامه دار است
هم ندارد. خباز که تاکید دارد سهمیه حزب اعتماد ملی در دولت نبوده مسئولیت معاون امور تقنینی مجید انصاری (معاون پارلمانی رئیس جمهور) را بر عهده داشت، اما از اول تیرماه سال جاری برای نامزد شدن در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از این سمت استعفا کرد. می گوید که انتظار داشت در این مصاحبه اولین سوالمان در مورد فاجعه منا باشد، چراکه اعتقاد دارد درباره مسائل روز باید صحبت کرد و
مصاحبه با بازیگر نقش حضرت ابوطالب
کدام را نپذیرفته بودم. آنقدر حالم گرفته شده بود که می گفتم چرا باید چنین نقش هایی پیشنهاد شود. صاف و ساده بگویم احساس عجیبی داشتم با خودم هم دیگر حال نمی کردم؛ شرایطی که داشتم برایم کسالت بار بود. تا اینکه یکی از دوستانم هم با من تماس گرفت و خواست در فیلم کوتاهی بازی کنم و من هم پذیرفتم اتفاقاً در همان روز با چند تا از عوامل فیلم و مخصوصاً فیلمبردار در مورد پروژه محمد رسول الله (ص) صحبت
جوکرِ شوالیه تاریکی ، نابغه یا دیوانه؟
کرده اید، خیلی زود متوجه می شوید، به طرز ظالمانه ای گول خورده اید. مهندسی دقیق این ندانستن و تاریکی بدجوری به حجم ابهام و خوفِ جوکر افزوده است. چون شما مثل بتمن و دیگر آدم خوبه های داستان هیچ وقت نمی توانید حرکات او را پیش بینی کنید یا ازشان منطق و مفهوم بیرون بکشید. اما تمام اینها باعث نمی شود تا ما دست از تلاش بکشیم. قبلا کمی درباره ی سیستم روانشناختی جوکر صحبت کردیم، اما در ادامه می
نظر شهرام جزایری درباره بابک زنجانی، مه آفرید خسروی و مهدی هاشمی
برخورد شد؟ دوست ندارم درباره آن صحبت کنم. 13 سال غیر از خودم دیگران را تحمل کردم و از شماها می خواهم 20 سال من را تحمل کنید. انشاءالله در 20 سال آینده ازشهرام جزایری خدماتی خواهید دید که قطعا قضاوت های عمومی رو به واقعیت نزدیک خواهد کرد. دستگیری شما اقتصادی بود یا سیاسی؟ اطلاع رسانی های نامناسب قضایی قبل از صدور حکم قطعی، حواشی زیادی درست کرد. ذکر نام برخی افراد
کریس رونالدو، ایرانی ها را دوست دارد
/> با رونالدو درباره فوتبال ایران حرف زده ای؟ یکی دو بار، مثلا درباره بازی ایران و پرتغال صحبت کرده ایم و او گفت که آن بازی را فراموش نمی کند. حتی گفته که ایرانی ها آدم های خوبی هستند. درباره فوتبالت چه؟ با او صحبت کرده ای؟ همیشه من را راهنمایی می کند و می گوید خیلی باید سختی بکشی و تلاش کنی و همیشه به من امدی می دهد. می گوید الان باید سختی بکشی تا در آینده راحت
استعفای مرموز
قرارداد او آورده اند که حق صحبت درباره تیم ملی بزرگسالان، کادرش و فدراسیون فوتبال را هم ندارد. اگر هم یک سال بعد از پایان قرارداد درباره فدراسیون فوتبال مصاحبه ای انجام دهد، باید تمام پول دریافتی اش را پس بدهد. این بندهای عجیب برای یک سرمربی یعنی تحت هر شرایطی کار کرده و صدایش هم درنیاید. جالب اینکه اگر این بندها را جلوی دبیرکل فدراسیون هم بگذارند او هم حاضر به عقد قرارداد نیست: به نظرم اگر این مسائل
ازدواج دختران 9 ساله با مردان 78 ساله!
، خواهیم دید. تعدادی از جوانان سامبورویی، مثل یونیس، خوشبختانه توانسته اند خود را از شر سنت های دست و پا گیر نظیر ازدواج کودکان و ختنه زنان خلاص کنند. آن ها اما با این کار ریسک بزرگی را به جان خریده اند؛ بیم آنکه آن ها توسط خانواده و جوامعشان طرد شوند، همیشه همراهشان است. یونیس می گوید: وقتی 9 سالم بود، پدرم بدون صحبت با من مرا به ازدواج با مردی 78 ساله وادار کرد... به تبعیت از پدر به خانه اش
بنیاد در آینه مطبوعات
خودمان او را به بیمارستان منتقل کنیم. وجیهه موسوی ادامه داد: وقتی به بیمارستان رسیدیم از سر او عکس گرفتند و پزشکان گفتند که در سرش لخته خون دیده می شود و باید خیلی زود عمل شود. این کار هم انجام شد و ما منتظر بودیم تا به هوش بیاید اما گویا بعد از آن هم دوباره دچار سکته مغزی شد و دیگر به هوش نیامد و پزشکان اعلام کردند که دچار مرگ مغزی شده است. او در پاسخ به سوالم درباره اینکه با اهدای اعضای دخترت
گفت و گو با دو قلوهای فوتبال ایران
. چطور یکی مدافع چپ و دیگری مهاجم شد؟ مهرداد: من اول هافبک چپ بودم اما فرهاد کاظمی که فوتبال مرا از این رو به آن رو کرد، در یک بازی از من در پست مهاجم استفاده کرد که توانستم گلزنی کنم. امسال هم از اول فصل در پست مهاجم بازی کردم و خداراشکر که نتیجه داد. البته میلاد از همان ابتدا دفاع چپ بود. برای همدیگر کری خوانی هم می کنید؛ مثلا بگویید در این بازی من بهتر بودم و از
زندگی در سرویس های بهداشتی!
شلنگ سوراخ و ... خبری نیست، همه چیز قشنگ است، تمیز. بچه ها دو نفری روی کاناپه منتظر مادرشان هستند، مادر مشغول وضو گرفتن است: واقعا جای قشنگیه، من خیلی جاها رفتم اما چنین چیزی ندیده بودم. پارک که می آیم، بچه ها همون اول می خوان بیان اینجا. می گوید: آقا برات اجازه نمی ده کسی بدون دمپایی وارد بشه. آقا برات 63 ساله، روزی چند بار این جا را نمی شوید، می سابد. آن قدر وسواس دارد که هر بار
20 نکته مهم که نباید در یک رزومۀ تأثیرگذار باشد
به چشم بیاید. 14. اغراق نکنید مدیر استخدام می خواهد تمام حقیقت را درباره شما بداند و چیزی غیر از آن را نه. بعضی از متقاضیان فکر می کنند یک دروغ و یا اغراق، اینجا و آنجا به کسی بر نمی خورد. اما دُم خروس بالاخره بیرون خواهد زد. 15. از نشانی ایمیل کاری خود استفاده نکنید بنا به دلایل مشخصی، مدیران استخدام معمولا تمایلی ندارند که از طریق ایمیل آدرس جایی که در
معنای سعادت در چند کلمه از حسین بن علی(ع)
سعادت بود که عرض کردم. به عنوان مثال، درباره معنای سعادت؛ یکی از دوستان تحصیل کرده ما که سمت استادی ھم دارد و کمی عرفان مشرب ھم است، گفت: چندین سال پیش، برای انجام کاری به کرمانشاه رفته بودم. ھوا گرم بود و من ھم تشنه بودم. این طرف و آن طرف خیابان را نگاه می کردم که آب خوردنی پیدا کنم و بنوشم. رفتم دست راست، کوچه ای مقابلم بود. گفتم بروم این طرف ببینم چه می شود. چون سابقا در ایام کودکی، ما آن جا
خبرنگاری را برای شغل خانگی رها کردم
محصول خانگی و ایمن تری برای لحظات شاد و شیرینشان خریداری کنند. نجمه پریدری هم یکی از همان خانم های خوش سلیقه است که با راه انداختن یک صفحه اختصاصی کیک و شیرینی های خانگی اش را برای فروش تبلیغ می کند. با این مادر جوان و هنرمند درباره هنر، آشپزی، شیرینی پزی و اینکه چطور تصمیم گرفت به این کار رو بیاورد حرف زدیم. درخانه پدرم فقط 2 بار ماکارونی درست کردم نجمه پریدری متولد 16 مهر در