محسن دامادی فردوسی کبیر در مقدمه ی داستانِ رستم و سهراب، نخست از مرگ شکایت دارد. می گوید اگر مرگ دادست پس بیداد چیست؟ و در ادامه می گوید: مرگ رازی دارد که نمی توان بر آن آگاهی یافت. از این راز جانِ تو آگاه نیست- وَزین پرده اندر تو را راه نیست و بعد با زبانِ پند می گوید: چنان دان که دادست، بیداد نیست چو داد آمدست جای فریاد نیست به نظرِ فردوسی: این حقیقتِ
به گزارش ایرنا، اصغر عبداللهی فیلم نامه نویس، کارگردان و داستان نویس که متولد 1334 در آبادان بود امروز 7 دی ماه در سن 64 سالگی در بیمارستان جم درگذشت. روابط عمومی خانه سینما در گذشت این هنرمند را تایید کرد. نگارش فیلمنامه هایی همچون خواهران غریب، جهیزیه ای برای رباب، نصف مال من نصف مال تو، عینک دودی، پیشنهاد پنجاه میلیونی، غریبانه، مرسدس، آشپزباشی، چتری برای دو نفر، خداحافظی
اصغر عبداللهی فیلم نامه نویس، کارگردان و داستان نویس که از بیماری سرطان رنج می برد، در سن 64 سالگی دار فانی را وداع گفت. به گزارش ایرنا، اصغر عبداللهی فیلم نامه نویس، کارگردان و داستان نویس که متولد 1334 در آبادان بود امروز 7 دی ماه در سن 64 سالگی در بیمارستان جم درگذشت. روابط عمومی خانه سینما در گذشت این هنرمند را تایید کرد. نگارش فیلمنامه هایی همچون خواهران غریب
) چتری برای دو نفر (1379) به هم راه احمد امینی عینک دودی (1378) داستان های جزیره (اپیزود سوم، باران و بومی) (1377) عشق کافی نیست (1377) غریبانه (1376) مرسدس (1376) خواهران غریب (1374) به خاطر هانیه (1373) در کمال خونسردی (1373) سال های بیقراری (1373) سمفونی تهران (1373) بندر مه آلود (1371) خانه خلوت (1370) به همراه حسن
این کارگردان که فیلمنامه برخی آثارش توسط عبداللهی به نگارش درآمده، در پی درگذشت این فیلمنامه نویس به ایسنا گفت: اولین سریال مرا سال 75 با نام تصویر یک رویا اصغر عبداللهی نوشته و البته قبل از آن فیلمنامه سایه های هجوم را به او دادم تا مشورت کنم، چون او اهل آبادان بود و با جنگ تماس نزدیکی داشت. بعد از آن غریبانه و چتری برای دو نفر و یک اپیزود از مجموعه تله فیلم های داوران را برایم نوشت، اما به جز
شود. این ماجرا ادامه دارد تا اینکه قهرمان فیلم می فهمد چطور باید از حلقه زمان خارج شود. در برخی از این دست فیلمها فیلمساز سعی می کند بُعد جهانی به داستان داده و قهرمان فیلم را تبدیل به یک منجی کند. در این نوع فیلمها قهرمان فیلم متوجه می شود که ورود او در این حلقه زمان (چه با برنامه ریزی قبلی، چه به صورت اتفاقی) حکمتی داشته و او گویی مامور است با اصلاح برخی امور، جهان را از یک فاجعه و
و پر از خلاقیتی است. همین دوره باعث شد مهرجویی در نظرسنجی مجله فیلم با اختلاف زیاد به عنوان بهترین فیلمساز تاریخ سینمای ایران معرفی شود. این منتقد ادامه داد: ماجرای پارادوکسیکالی که برای مهرجویی پیش آمده این است که از سال 88 به بعد ما فیلم خوبی از مهرجویی ندیده ایم و وقتی برای جوان ترها درباره کارنامه مهرجویی صحبت می کنیم، با یک نوع ناباوری به ما نگاه می کنند و می پرسند واقعا مهرجویی بهترین
بهتری را بدون احساس گناه فراهم کند. حتی جایی که او از شرکت می برد، کاری می کند که آنجا نابود شود. شخصیت او این گونه نیست که فکر کنید اهل تعامل و این صحبت هاست، او می گوید من مادر هستم و تو نمی دانی یک مادر چه می کشد اما واقعیت این است که همه مادرها چنین کاری نمی کنند و آن قدر جاه طلب نیستند که بخواهند همه چیز را زیر سلطه خود بگیرند. این بعد سلطه گری اوست که باعث شکل گرفتن چنین فضایی می شود.
ناقص دنیاگیری را گیج کننده تر کردند و بر سیاست های غلط تأثیر گذاشتند. متخصصان بالینی میلیون ها دلار صرف کارآزمایی هایی کردند که آشفته و بی فایده بودند. افراد ازخودمطمئن، پژوهش های گمراه کننده در موضوعاتی منتشر کردند که هیچ سررشته ای در آن ها نداشتند. نابرابری های نژادی و جنسیتی نیز در عرصه ی علم گسترش یافت. وقتی مردم دهه ها بعد به دوران کنونی نگاه کنند، داستان های خوب و بد درباره ی این