مرثیه ای برای سرباز بهنام چوپان نژاد ... - جماران
سایر خبرها
لبخندی که خدا را زمینی می کند
تسخیر دلم درمی آورد. شبنم سلام ات جان تشنه خیالم را سیراب می کند و من پروانه وار دور شمع خیالم به پرواز در می آیم. ******** نیم نگاه چشم قلبم، به در نگاه تو دوخته است. گاهی به قلبم سر بزن ، شریانهای احساس قلبم با مهر نگاهت جان می گیرند و احساس بودن را در من شناور می سازند. اگر مایل نیستی، به نیم نگاهی هم راضی ام ، نیم روزی هم با حس نگاهت، زندگی مفهوم دارد برای من .
وقتی زباله چراغ خانه می شود
، فرزند ناخلف تو، سال هاست به تو نرد بی مهری باخته ام. باخته ام مادر، باور کن. باخته ام هر آنچه را که با مهربانی ات تقدیمم کرده بودی. باخته ام تمام پاکی های تو را. زمین زیبا من آلودم تمام پاکی های تو را. آب و خاک و هوایت را. کوچکترین کاری که هر روز انجام می دهم تولید 700 گرم زباله است. کجای دلت جای می دهی این همه نامهربانی های مرا؟ اصلا در قلب گرمت جایی برای این همه ناپاکی هست؟ تو جوانه های
آمده رشک ارم امشب
، جمال اَحدِ دادگر تواست ای آدم پاکیزه سرشت این پدر تواست ای فاطمه بنت اسد این پسر تواست بر روی دو دست تو یدالله مبارک دیدار جمال اسدالله مبارک آغوش گشوده است ز هم بیت الهش کعبه، حرم امن خدا شد به پناهش ارکان حرم تشنة یک نیم نگاهش مادر شده محو شرف و عزّت و جاهش در پاکی و در زهد، خداوند گواهش
زندگی جهنمی با هیزم شک و تردید
کنند. تصویر دوم: سناریوی خیانت دورهمی آخر هفته فامیل بود و همه گرم صحبت کردن که یک دفعه علی آقا از بین جمع تن صداش رو بالا برد و با لحنی که می خواست نگاه و توجه همه رو به خودش جلب کنه گفت: آقا یکی از همکارهای من همین چند وقت پیش تعریف می کرد که انگار به همسرش شک کرده و این فکر براش ایجاد شده که نکنه زنش با مرد دیگه ای ارتباط تلفنی داره. این آقای همکار ما که گویا معتقد هم هست و
صفاتاج: این جا مجلس ترحیم من است
نبیند داغ مجنون را چه فرقی بود بین روز روشن با شب تاریک / که زیر شعله ی خورشید حس کردی شبیخون را میان تلی از باروت و آتش طاقت آوردی / طبیبی نیست تا درمان کند این زخم گلگون را چنان وابسته ات هستم که در پای تو می ریزیم / شکوه کوه الوند و خروش شط کارون را من از ویرانه های دولت فرعون فهمیدم / که دست غیب یاری می کند موسی و هارون را دوباره در پناه
گپی با گلاره عباسی و پوریا پورسرخ، هم بازی های خوشحال
/> - گلاره: آقای تارخ، آقای پسیانی، امیر پوریا و دوستان دیگر. - پوریا: بگذار در مورد خودمان بگویم. من و گلاره عباسی و مجید واشقانی با هم همکلاس بودیم. اینکه بعد از چند سال تو با همکلاست همبازی می شوی حس جالبی دارد. حسی که من دارم این است که تو انگار خودت را در موفقیت همکلاسی ات شریک می دانی و طبیعتا او هم همین حس را نسبت به تو دارد. تو می توانی با یک بازیگر کار کنی، پارتنر خوبی باشد و برایت لذت
اشعار آیینی ویژه وفات حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) و شهادت حمزه سیدالشهداء(ع)
عدویت روزگار نی ز چشم عاشقان تنها بریزد اشک غم گوهر اشک ملائک می شود این جا نثار سینه ی دل بستگانت شعله دارد - آه آه حنجر دل داگانت ناله دارد - زار زار در عزای جان گدازت ای غریب ملک ری قطره قطره اشک ما شد لاله های داغدار قطب عالم از شرار داغ تو اندوهگین جان هستی از غم جان سوز تو اندوه بار دل ز غم
چرا ما را به دیدار آقا نمی برند؟
.... شعری برای همسرشهیدم کمیل جان فصلی گذشت و قصه ما برملا نبود زخمی عمیق برقلب ما روا نبود یادش بخیر ای همسفر نیمه راه من قلبم شکست اما شکستنش را صدا نبود من ماندم و چشم انتظاری ام تا ابد ایام با تو بودن این همه پرماجرا نبود من ماندم و داغ جدایی و پرواز سرخ تو با که بگویم غمم یکی دوتا نبود دیگر بس است خداحافظ ای تمام آرزوی من رفتی ولی این همه درد سهم ما نبود دیگر بس است خداحافظ ای یار نیمه راه من قصه ما که سخت تر از کرب و بلا نبود ...
سوتی و گاف باشگاه خبرنگاران جوان صداوسیما در مورد فیلم لحظه مسلمان شدن محمدعلی کلی بازهم لو رفت +سند و ...
مهارت و اراده داشته باشند ولی در این بین اراده ورزشکار باید از مهارتش قوی تر باشد تا تبدیل به قهرمان شود. * روزهایت را نشمار، روی روزهایت حساب باز کن. * همانند پروانه در آسمان شناور باش و مثل زنبور نیش بزن. * هر روز طوری زندگی کن که انگار آخرین روز زندگی ات است، زیرا سرانجام روزی وقت رفتن خواهد رسید. * من یک مبارزم و به تجارت چشم توی چشم اعتقاد دارم. من تغییردهنده دکوراسیون
هادی حجازی فر: باورم شد فرمانده ام
مسائل بروم. حجازی فر افزود: همیشه به همسرم می گفتم در 40 سالگی فرمتم را عوض می کنم. مکبث هم قرار بود قبل از 40 سالگی اتفاق بیفتد که نشد و حالا آن را برای جشنواره عروسکی آماده می کنم. در واقع آن را برای به دست آوردن تجربیاتی تازه در حوزه بازی، کار می کنم. ایستاده در غبار شاید از این جهت برایم خوب بود که الان بیشتر هوای بازیگرانم را دارم و تلاش می کنم بهترین شرایط را برایشان فراهم کنم
ای نور هر دو دیده بی تو چگونه بینم؟
لبخندهای حسین می شود، می نشیند کنار مزارش و سوره ای از قرآن می خواند، خوب می داند همان لحظه است که حسین به او لبخند می زند. سختی های روزگار هر گاه بی تابش می کند، مرهمش باز همین سنگ قبرهای خاکستری است که لاله قرمزی روی آن نقش بسته. شستن همین سنگ قبرها و نجوا کردن با این شهیدان همه زندگی اش است. غلامرضا نادری، پدر شهید حسین نادری است. یکی از شهدای آزادسازی خرمشهر که در گلزار شهدای سوم خرداد قم
حال صنایع دستی ایران خوب است
آن تعریف کنند. قطعا برای استحکام بخشی به آنچه در نظر داریم، راه طولانی تری در پیش است. در پایان این نمایشگاه، به اعداد و ارقامی رسیدیم که جای خوشحالی داشت. ثبت سفارش ها به ارزش حدود پنج میلیارد و 500 میلیون تومان موجب رشد 46 درصدی فروش صنایع دستی شد. دبیر بیست وششمین نمایشگاه صنایع دستی افزود: ما در این نمایشگاه تقریبا به هدف تجاری سازی دست پیدا کردیم. در کلان شهر تهران یک نمایشگاه نمی
مریلا زارعی: زنان سینما دیگر فقط معشوقه نیستند
باشیم، تنفس سخت می شود. من گاهی اوقات برای این که بتوانم نفس بکشم، حرفم را صریح می زنم. شاید حکم یک جابه جایی هوا را برایم دارد؛ انگار نفس کشیدم و نفس باز شد. نکته بعدی این است که من سینما و فضای رسانه ای را به این دلیل دوست دارم که انگار مردم تو را در جایگاه یک نماینده بر می گزینند. ولی در مراحل بعدی نباید از یادمان برود چه کسانی هول مان دادند و ما را تا این جا رساندند. مثل کسانی که در
برای "خوش آمد" کدام کدخدا "بال بال" می زنید؟
بود سعودی ها پای کار این فتنه هستند. 50 میلیارد دلار کمک سگ سعودی های وهابی به صدام است. فهد به صدام نامه داده است. بعد از اینکه جنگ تمام شد، سعودی ها به صدام نامه دادند پول را برگردان. صدام هم آدم فحاشی بود. نامه ای برایشان نوشت و سوای فحشی که داد، نوشت فلان فلان شده! یادت هست به من نامه دادی: المال لنا و العیال لک ، شرّ خمینی را بکنید، پول از ما سرباز تو، صدام! برو جلو. بگیر که آمدیم. شش ساعته
سه دیدگاه در نقش تاریخی زنان
نظر قرار ندهیم. بدین معنا که نقش زن در اجتماع نقش غیرمستقیم بوده و در درون خانواده از راه تأثیر خود بر مردان به عنوان یک شیء با ارزش و گرانبها نقش خود را ایفا کرده است. 2) زن، دارای نقش و شخص بی ارزش: صورت دوم در نگاه تاریخی زن این است که زن عامل مؤثر در تاریخ است و نقش مستقیم در تاریخ دارد نه به عنوان شیء، اما شخص بی ارزش. در این نگاه ممکن است در بعضی جهات شخصیت زن بالا رود، مانند علوم
آمار رو به رشد جرایم خشن کودکان و نوجوانان ایرانی
زیر لب چیزی می گفت که شنیده نمی شد و تنها کمی گوش سرباز همراهش را می جنباند: چی گفتی؟ یک دستش با دستبند در اسارت سرباز همراه بود و با دست دیگر، هر از گاهی با جیب شلوارش ور می رفت. با چشمانی گرد و هراسان به هرکه از کنارش عبور می کرد خیره می شد. می ترسید همه او را بشناسند و یادشان بیاید همان پسر 17 ساله ای است که ستایش، دختر شش ساله افغان را مورد تعرض قرار داد، کشت و جسدش را با اسید تخریب