مرد جوان همسر میان سالش را کشت تا دوباره ازدواج کند - خبرگزاری تابناک
سایر منابع:
سایر خبرها
اقرار به قتل در شب خواستگاری خواهر
دو برادر که در شب خواستگاری از خواهرشان مرتکب قتل شده بودند، پای میز محاکمه ایستادند. به گزارش جوان، این حادثه شامگاه هفتم دی ماه سال 93 در خیابان استخر تهران اتفاق افتاد. آن شب مأموران کلانتری تهرانپارس بعد از اطلاع از حادثه ای خونین مقابل یکی از خانه های محل، خود را به آنجا رساندند. بررسی ها حکایت از این داشت که پسری24 ساله به نام علی با ضربه چاقو مجروح شده بود و بعد از انتقال به
سلحشوری: وقتی به دخترم می گویم به جای آن که ورزشگاه برود، در خانه بنشیند و بچه بزرگ کند، مشکل دارم!/ روح ...
موضوع را در دستور گذاشتیم از بیرون با ما مخالفت نشود. با جو دادن کاری ندارم؛ چه کسی می خواهد با شما مخالفت کند؟! روح افزا: من خواهشی دارم خانم سلحشوری، بگذارید اینجا واقعاً مناظره کنیم. من با جو دادن کاری ندارم، چه کسی می خواهد با شما مخالفت کند؟ شما مجلسید، یک قوه اید. فعلاً یک قدم بردارید، بعد در لایه های بعد صحبت می کنیم. سلحشوری: یک بار ما بحث ازدواج دختران زیر 13 سال
داستان عجیب نویسنده شدن ویلیام جوزف کندی
داستان هایش به هم مرتبط باشد می خواهم بنویسم. نمی دانم چگونه، اما این حس کهنه همیشه با من هست. روز بعد به جمله ای که قبلا برای خودم نوشته بودم برخوردم رمان آلبانی بزرگ. به گذشته مربوط می شد، نمی توانم حتی به خاطر بیاورم. خیلی قبل از اینکه لگز را بنویسم، حتی قبل از کامیون جوهر . باید در اواسط شانزده سالگی بوده باشم. و این درنتیجه اولین برخورد من با تاریخ آلبانی بود. چه احساسی
سرنوشت تنها زن محجبه کاخ سفید در دولت ترامپ +عکس
ترامپ بیان می کند. در سال 2011، من مستقیما از کالج استخدام شدم تا در کاخ سفید کار کنم و در نهایت به شورای امنیت ملی رفتم. نقش من در آن جا، ارتقاء و حفاظت از بهترین ها برای کشورم بود. من یک زن مسلمان محجبه بودم- تنها زن محجبه در West Wing (منظور بخش اصلی کاخ سفید است که شاخه اجرایی حکومت از جمله دفتر کار رییس جمهور در آن قرار گرفته است). دولت اوباما همواره جوری با من برخورد می کرد که
این سرزمین زخم خورده تحریم است
شدن باید بیشتر از حالا تلاش می کرد؟ یادم است بعد از دیپلم، رشته تربیت بدنی قبول شدم و چون آن رشته را دوست نداشتم، دانشگاه نرفتم و به واسطه همسر دایی ام که معاون امور تئاتر در دانشگاه سوره بود به موسسه ای معرفی شدم و آنجا به مدت چهار سال تدوین خواندم. آن موقع به عنوان کسی که می شد او را پشت دوربین حساب کرد، مخاطب خیلی خوبی بودم. اگر اشتباه نکنم عروس و قرمز جزو فیلم هایی بودند که ایران با
این مادران فرزند خود را پیش فروش می کنند!
آن خانه مشخص شد که فرزند من دختر است. ثریا قربانی ازدواج زودهنگام و اجباری است. در 13 سالگی به خاطر فرار از خانه به عقد مردی در می آید که هیچ علاقه ای به او ندارد: مهر ازدواج که در شناسنامه ام خورد، تمام رؤیاهایم نابود شد. بعد از آن، مرتب اقدام به فرار از خانه کردم. بار اول از آبادان فرار کردم و به اصفهان رفتم. بعد از آن هم مرتب شهری که در آنجا زندگی می کردم را تغییر داده و در نهایت ساکن تهران شدم
سرگرمی خانواده آیت الله هاشمی در روزهای جمعه
بود. ایشان 38 سال در نظام جمهوری اسلامی بودند و از قبل از انقلاب هم عده ای را می شناختند و گاهی می گفتند چیزهایی می دانم که اگر بگویم برخی نمی توانند حتی یک روز در کشور زندگی کنند . من علت نگفتن این موضوع را جویا شدم، اما ایشان می گفتند آبروریزی کار خوبی نیست و هر انسانی مرتکب خطا می شود، قرار نیست خطاهای آن ها را به رخ شان بکشانم . *ایشان حرف هایی که از سوی مخالفین و علیه
معامله با مادران معتاد بر سر جنین!
همراهش زنگ می خورد و مجبور بود که به تلفن ها پاسخ دهد. خود من نیز به همراه این زن به محلی برای سونوگرافی برده شدم. هنوز بوی عطر او را فراموش نکرده ام. با ناخن هایی لاک زده، دستانش را که به روی فرمان ماشین می گذاشت، در دلم هزار بار آرزو می کردم که ای کاش من جای او بودم. محلی که من با این زن رفتم، بیمارستان نبود و حتی مطلب دکتر هم نبود. آنجا خانه ای بود که در آن یک خانم دکتر و یک پرستار حضور داشتند. در
منحصر به فرد
: خداوند عز و جل فاطمه علیها السلام را از نور خود خلق کرد قبل از آنکه آدم را بیافریند. و نام فاطمه مشتق شده از نام خداوند به پیامبر (صلی الله علیه وآله ) دستور می دهد که چهل روز در خلوت ، شبها به عبادت و روزها را روزه داری کند و بعد از اتمام این مدت برای او طعام بهشتی می فرستد. ویژگی منحصر به فرد دیگر صدیقه طاهره علیها السلام ، تکلم کردن او در رحم با مادر عزیزش بود که او را در سختی های تسلی می
قدرت ارادهِ جانبازی نکونام، از خطه خوزستان
ارتباط گرم و خوبی داشت. اطلاعات مادربزرگم از طریق آن ها بود. بعد که عده ای از جوان های انقلابی در مسجد فعالیت خودشان را آغاز کردند من بیشتر با آرمان های انقلاب آشنا شدم. حتی یک بار همان اوایل حرف های این جوان ها را به خانه انتقال دادم. ناگهان پدرم به طرف من خیز برداشت. او می خواست بداند چه کسی مرا با افکار انقلابی آشنا کرده است؟ پدرم می ترسید برای انقلابی ها درد سری درست کنم اما من هیچ نگفتم و در
عشق، کشتارگاه و خشونت سرمایه داری
. وقتی در دوران نوجوانی با بچه ها بیرون می زدیم، من خیلی دست وپاچلفتی بودم و وقتی خودم مادر شدم، یاد گرفتم که آرامش بیشتری داشته باشم. اینها مسائل عجیبی نیست و همه ما آنها را به نوعی تجربه کرده ایم؛ این که هر لباسی در هر فضایی چه معنایی می دهد؛ اینکه آدم باید حواسش به خرده فرهنگ ها باشد وگرنه ممکن است احمق یا مسخره جلوه کنید. پس این نوع از آسیب پذیری برای من به عنوان یک دختر بسیار اهمیت داشت.
قرار تلگرامی برای قتل مرد تاجر
مدعی بود که اطلاعی از سرنوشت مرد تاجر ندارد اما در ادامه بازجویی ها اقرار کرد که با همدستی مردی به نام نادر، وی را به قتل رسانده و جسدش را در جاده تلو رها کرده است. پس از اقرار این زن کارآگاهان راهی محلی شدند که زن جوان نشانی اش را داده بود و جسد قربانی را در محلی دورافتاده پیدا کردند. در ادامه تحقیقات همدست سالومه که مردی 35ساله بود نیز دستگیر شد و هر دو متهم دیروز برای انجام تحقیقات به شعبه چهارم
لطفا تکلیف معلول حین خدمت را مشخص کنید!
معلول حین خدمت معسر خانه نشین- باعرض سلام خدمت پرسنل انقلابی و ولایت مدار فاش نیوز. بنده سال1384 درحالی که فقط 7 روز به پایان خدمت سربازی خود مانده بود به ماموریت اعزام شدم ودر ایست وبازرسی مجروح ومصدوم شدم. شرح کامل قبل ازسربازی بسیجی وازاعضای ناصحین مرکزاجرائی امربه معروف ونهی ازمنکر سپاه ناحیه اسلام آباد غرب بودم و به دلیل فعالیت های فرهنگی و مرکزاجرائی وپایگاه بسیج داشتم موردتشویق
ادعای عجیب عروس اسیدپاش
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شفاف، عروس جوان که به خاطر پاشیدن اسید روی خواهرشوهرش بازداشت شده، در نخستین تحقیقات مدعی شد که مرد ناشناسی وارد خانه شده و پس از پاشیدن اسید، متواری شده است. این درحالی است که قربانی اسیدپاشی و همسایه اش باصراحت این موضوع را رد کرده اند. زن جوان که لباس بیمارستان به تن داشت و به سختی راه می رفت دیروز برای بازجویی، از بیمارستان به دادسرای جنایی منتقل شد. الهام
مرگ مرموز شوهر در پی رابطه پنهانی همسر
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شفاف، شهریورماه سال 92 مأموران پلیس از طریق زنی در جریان قتل مردی قرار گرفتند که همسرش مدعی بود خودکشی کرده است. وقتی مأموران به محل حادثه رفتند، جسد مردی را پیدا کردند که رشته پارچه ای دور گردن او پیچیده شده و روی زمین افتاده بود و برادر و همسر این مرد بعد از انتقال جسد به وسیله مأموران به پزشکی قانونی برای تحقیقات بیشتر به اداره آگاهی برده شدند. زن جوان که جسد
سرنخی جدید در قتل معمایی زوج جوان
برای از بین بردن رد خود، دست به کارهایی زده است. ماموران بلافاصله با تلفن بازپرس کشیک قتل تماس گرفتند تا از کشف جسد یک زن و شوهرش خبر دهند. وقتی ماموران کلانتری بازپرس را از ماجرا باخبر کردند او دستور داد ضمن شروع تحقیقات محلی، اکیپی از کارآگاهان در محل حاضر شوند. در همین حال ماموران در پرس و جوهای محلی خود دریافتند در این خانه مردی با زنش زندگی می کرد که چند روزی همسایه ها
فاطمه هاشمی: مسیر پدرمان را ادامه می دهیم
زندگی آن ها است. برای پدرم آبروی مردم خیلی مهم بود. ایشان 38 سال در نظام جمهوری اسلامی بودند و از قبل از انقلاب هم عده ای را می شناختند و گاهی می گفتند چیزهایی می دانم که اگر بگوییم برخی نمی توانند حتی یک روز در کشور زندگی کنند . من علت نگفتن این موضوع را جویا شدم، اما ایشان می گفتند آبروریزی کار خوبی نیست و هر انسانی مرتکب خطا می شود، قرار نیست خطاهای آن ها را به رخ شان بکشانم . زمانی
اعترافات 2 سارق صرافی در میدان فردوسی
تهران هستند و تحقیقات از آنها ادامه دارد. در ادامه مصاحبه با این دو جوان را که از سرقت مسلحانه خود پشیمان هستند، می خوانید. چند سال داری و اسمت چیست؟ فرزاد، 22 ساله. ماجرای سرقت مسلحانه را تعریف کن. اسلحه دست من بود. با پرایدی که چند روز قبل دزدیده بودیم، تا جلوی صرافی رفتیم و بعد داخل صرافی شدیم. توی صرافی سه نفر بودند و ما دو نفر بودیم. من ترسیده بودم و هول شدم و
ازدواج 2قاتل پس از عاشق پیشگی در زندان +عکس
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : داماد زنش را کشته بود و عروس هم شوهرش را کشته بود.مرد قاتل نپالی که به جرم قتل همسرش در زندانی دوران محکومیتش را می گذراند برای بار دوم با زن قاتلی که شوهرش را کشته بود ازدواج کرد. متهم " دیلی کویرالا" 33 ساله این بار با زنی 30 ساله به نام " بیتسا میم کوشا" در زندان Prison ازدواج کرده است . این مرد به جرم Crime قتل Murder همسر
عشق شیطانی بوی خون می داد/ قاتل در حمام کمین کرده بود
رساند. در آنجا بود که دست و پاها و دهان فرامرز را بستیم و بعد از مدتی حالش بد شد. بعد فهمیدیم او نفس نمی کشید.بعد او را داخل لحافی پیچیدیم و روی صندلی عقب خودرویش قرار دادیم وجسدش را در بیابان های تلو رها کردیم. در پی اعترافات زن جوان، اردلان هم به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران بازداشت شد.سپس جسد مرد میانسال با راهنمایی های این زن و مرد کشف شد. بازپرس جنایی هم دستور انتقال
قتل در روز خواستگاری خواهر
مغازه خودش را به کلانتری معرفی کرد. او در بازجویی ها به قتل در درگیری اعتراف کرد تا پرونده اش برای رسیدگی در اختیار شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسین اصغرزاده قرار گیرد. صبح دیروز، جلسه رسیدگی با درخواست قصاص مادر مقتول آغاز شد. او که در تمام طول دادگاه اشک می ریخت، گفت: من دو سال صبر کردم تا امروز بفهمم چرا وقتی بچه ام روی زمین افتاده بود، متهم او را از
چای هیئت نمک گیرم کرد
سخنرانی کردند تا از حق دفاع کنند. حتی به نظر من شهادت ایشان نوعی شهادت سیاسی و اعتقادی بود. چون برای دفاع از حق امام زمان خود به شهادت رسیدند. این نکته مهمی است که برای من بسیار اهمیت دارد، آن قدر که اسلام را به عنوان دین خودم انتخاب کردم و به این دین مشرف شدم. در دوران قبل از مسلمان شدن تان تا چه اندازه درباره این موضوعات تحقیق کرده بودید؟ تقریبا 15 ساله بودم که نسبت به
رازهای موفقیت انصاری فرد در فوتبال اروپا
نکونام وقتی او یک بار درباره تفاوت فوتبال اروپا و ایران با ما بحث می کرد، با هیجان می گفت: بازی در اروپا با ایران فرق دارد. اگر در ایران روزی دو ساعت در خدمت تیم هستیم، اینجا باید روزمان را در باشگاه بگذرانیم. پول می گیریم که در خدمت باشگاه باشیم. راستش من قبل از اینکه به اروپا بیایم، چیزهایی در این باره شنیده بودم. همیشه وقتی جواد نکونام و علی کریمی را می دیدم، از آنها می پرسیدم فوتبال در
کبوتری که در شاخ شمیران پر کشید!
بیشتر با مادر شهید علیرضا قربانی به گفت و گو نشستیم، پیش از آن برای شناخت سجایای اخلاقی شهید با دوست و همرزمش گفت و گو کردیم. با علیرضا هم سن بودم و زیاد به خانه آنها رفت و آمد داشتم و در روستای "تفریجان" با هم همسایه بودیم. در مدرسه هم تو یک کلاس درس می خواندیم. حتی برای چراندن گله با هم به صحرا می رفتیم، وقتی برای ادامه تحصیل به دبیرستان علویان همدان رفتم با او هم از سال دوم همکلاس شدم
تازه ترین داستان پاورقی تلگرامی، چیستا یثربی منتشر شد
! سرش را از روی کاغذ بلند کرد، گفت: خیلی جوانید! تازه متوجه شدم چشمانش بین سبز و خاکستری ست و چقدر آشناست! جوان بود. شاید هفت هشت سالی بزرگ تر از من! گفتم: جوان؟ ممکنه! در فرم نوشت: مطلقه! رمان او؛ یک زن اثر چیستا یثربی در 256 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به بهای 20 هزار تومان توسط انتشارات کتاب کوله پشتی منتشر شد. چیستا یثربی، نویسنده، مترجم، شاعر، نمایشنامه نویس و کارگردان
ناگفته های شهید اصغری از زبان مردان آفتاب
دادم. بین راه یک باره به خیابان فرعی رفتم. حدسم درست بود، ماشین هم پشت سرم پیچید. خونسرد به طرف سبزه میدان و بازار روان شدم. قیصریه طبق معمول شلوغ بود. خودم را به جمعیت زده و با شتاب به طرف مغازه مان رفتم. بین راه یکی از بچه ها را دیدم کتاب ها و دفترچه ام را به او تحویل دادم و با چند کلمه حالیش کردم که اگر تا ساعت 10 شب به دانشسرا نیامدم به خانه مان اطلاع دهد. به طرف خیابان برگشتم، نمی
نقشه کثیف دختر برای رسوایی مادر 58 ساله /لغزش این زن آبرویش را برد
چندوقتی مشغولم و بعد ترکش می کنم. یک ماهی گذشت خیلی به سیامک وابسته شدم، انگار نه انگار که 58 سال از عمرم گذشته. دیگر حوصله و اصلاً وقتی برای پخت و پز نداشتم، حیاط خانه از برگ پاییزی و زباله پر شده بود، اما برایم اهمیت نداشت، کار به جایی رسید که حاجی تهدیدم می کرد: شیطان ها میگن آخر عمری طلاقت را بگیرم خلاص. طفلی سارا وسط دعواهای سریالی ما گیر افتاده بود. همان شب
ازدواج با فرزندخوانده؛ ماده ای جنجالی و پُر حرف و حدیث
(پدربزرگ) در آورند تا حکم زن بابا برای آن مرد پیدا کند و به هم محرم شوند و اگر پسر بود نیز او را به عقد موقت مادر مادر خوانده اش در آورند. کارشناس پاسخگو به مسائل شرعی در ادامه به ما گفت: اگر دختر باکره باشد باید از والدین حقیقی او برای عقد موقت اذن بگیرند و اگر اطلاعی از وضعیت آنان نداشتند این کار با اجازه دادگاه و حاکم شرع امکانپذیر است. *قانون ازدواج با فرزند خوانده ها آسیب
حیله کاریاب
او نشان دهد. زن جوان داستان زندگی اش را با گریه اینطور شروع کرد: می خواستم کار کنم و برای خودم پولی به دست بیاورم، چون همسرم از نظر مالی مرا تامین نمی کرد و توجه زیادی به من نداشت، به همین خاطر دنبال کار رفتم، اما حالا در بد چاله ای گرفتار شده ام. او ادامه داد: پدرم وقتی دیپلمم را گرفتم به اولین خواستگاری که برایم آمد، جواب مثبت داد و اصلا نظر مرا هم نپرسید، از همان ابتدا با همسرم مشکل داشتم
سارقان نقابدار به - ونیز - برگشتند
/> همه چیز از یک فیلم هالیوودی شروع شد. در خانه ام نشسته بودم و فیلم تماشا می کردم. فیلم هالیوودی درباره اعضای یک باند سرقت بود که به صورت کاملا حرفه ای نقشه یک دزدی را اجرا کردند. بعد از تماشای این فیلم بود که فکر سرقت به سرم زد. با خودم گفتم اگر من هم همدست داشته باشم و با هم به صورت دقیق برنامه ریزی کنیم، می توانیم یک شبه به پول زیادی برسیم. برای همین نشستم و نقشه ریختم. پس پیشنهاد