سایر خبرها
ماجرای فیلم دردناک از کشته شدن دو کارتن خواب/بی تفاوتی بیمارستان به درمان کارتن خواب های زخمی
شاید این باشد که همه به یادبیاوریم زیر سقف و بدون سقف،همه انسانیم و زندگی حق همه ماست؛چه آنکه لوستر میلیاردی به سقف خانه اش آویخته و چه آنکه شب تا سحر به نور کم فروغ ستاره ای در آسمان دودگرفته تهران چشم دوخته.روزنامه قانون
چله نشینان پلاسکو
بود. همسرش هنوز هم بعد از گذشت 40 روز در غم شوهرش اشک می ریزد و دلتنگ است. برادرش به شهروند می گوید: در این مدت 40 روز غم از دست دادن برادرم ما را بی رمق و بی تاب کرده است. با کوچکترین تلنگری اشک می ریزیم. تمام خانواده به دنبال بهانه اند تا اشک بریزند. غم تمام فضای خانه را فراگرفته و هیچ کس حتی حوصله حرف زدن هم ندارد. در این میان همسر محمد از همه بیشتر در عذاب است. با کسی حرف نمی زند. حال و روز
دلیل افضل بودن حضرت فاطمه(س) نسبت به اطرافیانشان چه بود؟
قضیه ایست که اتفاق افتاده. در برخورد با ابوبکر اصل برخورد این بود که چرا دین پدرم اجرا نمی شود و خدا مورد اطاعت نیست. ایشان که نمی توانست با تیر و کمان بیاید. مردم آن زمان هم می دانستند که بحث، بحث سیاسی است و آگاه بودند. *پس چرا مردم از حضرت زهرا(س) حمایت نکردند؟ به دلیل بی دینی. موسی بیست سال با فرعون درگیر بوده. بعد از نازل شدن تورات وقتی به مردم گفت برای جنگ بروید، گفتند
قتل در وحدتیه دشتستان/ قاتل تسیلم شد
: با حضور عوامل پلیس و کارآگاهان کشف جرم، عامل تیراندازی شناسایی شد. وی افزود: عوامل پلیس همزمان ضمن اقدام انتظامی و پلیسی با کنترل راه های ورودی و خروجی شهر و تحت نظر قراردادن مخفیگاه های احتمالی متهم، از طریق گفتگو با افراد صاحب نفوذ و بستگان متهم آنها را ترغیب به همکاری و تسلیم متهم به پلیس کردند. سردار عباس زاده تصریح کرد: در نتیجه مجموعه این اقدامات متهم به هویت الف، م در ساعت 3 بامداد امروز خود را به کلانتری وحدتیه معرفی و اسلحه کمری به کار رفته در حادثه را نیز تحویل پلیس داد. وی ادامه داد: متهم علت حادثه را اختلاف خانوادگی و شخصی با مقتول عنوان کرد. ...
گفتگوی فردا با ستاره جوان و آینده دار استقلال؛ محسن کریمی: دومینویی به التعاون گل زدم/ تلاش می کنم تا ...
امتحان به شمال می روم(خنده). درست شنیدید. کلاس های درسم در شمال هستند و خودم در تهران درس می خوانم و بعد برای امتحان به شمال می روم. فردا: در تهران تنها هستی؟ - نه. بیشتر اوقات مادرم یا مادر و پدرم با من هستند. اگر هم آنها نباشند برادرم اینجاست. یا پسرخاله ام خلاصه که همه به من لطف دارند و نمی گذارند در تهران تنها بمانم. گرچه دوستان خوبم در استقلال هم هستند و آنها هم به من محبت
میهمانی به رنگ خون
مطمئن شدیم چشم هایش چیزی نمی بیند. بعد از آن شیر آقا با چاقویی که در همان نزدیکی پنهان کرده بود چند ضربه به پا هایش زد و بعد هم من با چاقو ضربه هایی به شکمش زدم که باعث مرگش شد.پس از آنکه همسایه ها از وقوع این جنایت به کلانتری خبردادند مأموران به محل حادثه رفتند و سعید به اتهام قتل دستگیر شد. چند نفر دیگر هم که آن شب در میهمانی حضور داشتند بازداشت شدند. ولی شیر آقا موفق به فرار شد و اثری
10 روز تا طناب "دار"!
واقعا سهیل برای اعدام آماده شده بود اما نیاز به اضافه شدن یک برگ به پرونده باعث شد حکم اعدام متوقف شود. توقف حکم، تلاش ما برای گرفتن رضایت را مضاعف کرد و خوشبختانه با بزرگواری خانواده مقتول، در حال حاضر تا پای رضایت رفته ایم... از روز حادثه می پرسم و الهام السادات که انگار خوب با درد سهیل آشناست با کشیدن نفس عمیق و از سر حسرت، می گوید: فقط یک کَل کَل بچه گانه و بعد هم دعوا و بعد هم این
مرگ مشکوک زن جوان در تهران + عکس
، اما او با پدرش به خاطر ازدواج با من اختلاف داشت و دچار بیماری روحی شده و مدام افسرده بود. هر کاری کردم که اختلاف پیش آمده با پدرش را فراموش کند و این قدر خودش را اذیت نکند، بی فایده بود. آن شب از مهمانی به خانه خودمان بازمی گشتیم و بشدت گریه می کرد. زمانی که قصد عبور از پیچ جاده راداشتم ناگهان همسرم در خودرو را باز کرد و خودش را به بیرون انداخت. هر چه تلاش کردم نجاتش دهم و مانع شوم بی فایده بود. متهم پرونده با قرار قانونی روانه زندان شد. تحقیقات از او ادامه دارد.
اعدام و 50 سال حبس، مجازات متجاوزان به زنان
گفت: 21 خرداد سال گذشته، طرف های ساعت 12:50 ظهر در یکی از خیابان های غرب تهران بودم. می خواستم به خانه برگردم که متهمان با پراید شیشه دودی سوارم کردند. چند دقیقه پس از حرکت، فرهاد به عقب پرید و به سمتم حمله کرد. گردنم را زیر زانوهایش گذاشت. با کتک های شدید و تهدید به قتل، مجبورم کرد کف ماشین بخوابم. مدام داد می زد و می گفت به پسرها هم تجاوز کرده. وقتی بی حال شدم، من را مورد تعرض قرار داد
تایید دوباره حکم قصاص مردی که بر سر خرید برنج،صاحب مغازه را کشته بود
/> مهران به مأموران گفت: مقتول برای خریدن برنج به مغازه ما آمد و از من چند گونی برنج خواست. به او گفتم چون هنوز قیمت برنج از اتحادیه به ما اعلام نشده برو و چند روز دیگر بیا. او عصبانی شد و به صورت لفظی با هم دعوایمان شد. دعوا تمام و مهران از مغازه خارج شد و من نیز به کارهای دیگرم پرداختم که بعد از چنددقیقه هنگامی که من مشغول جاروزدن مغازه بودم، مهران با برادرش، سعید، وارد مغازه شدند. چند بطری
روایت تلخ پلاسکو از زبان آتش نشان بازمانده
می کردم که بعد از من چه کار می کنند. از آنهایی که شما را تا طبقه هشتم آوردند، خبر دارید؟ آن بچه ها هم در طبقه سوم گرفتار آوار شدند. در آوار دوم پله ها، راهروها و سقف پاگردها ریزش کرد. کل راه پله ها از بین رفته بود. راهی برای خروج از ساختمان وجود نداشت. آنها هم در طبقه سوم گیر کردند. به همین خاطر مجبور شدند که از پنجره ها خارج شوند. در تصاویری هم که از حادثه منتشر شده، مشخص
خانواده شهدای آتش نشان پلاسکو: هیچ کس از ما عذرخواهی نکرد
تهران گذشت و بعد از آن، برای خیلی ها تهران دیگر آن شهر قبلی نیست. حالا هروقت از مرکز شهر رد می شویم، جای خالی چیزی احساس می شود که روزها و شب ها شاهد سوختن و سوزاندنش بودیم. حالا جای خالی پلاسکو ما را یاد کسانی می اندازد که در راهی که انتخاب کرده بودند، چیزی کم نگذاشتند. آتش نشان هایی که به دل آتش زدند و حالا داغِ نبودنشان بر دل ما سنگینی می کند، و خانواده هایشان که بعد از هر چند جمله
هنرمند امروز بیشتر به فکر نان شب است تا هنر
گفت وگوی کیمیای وطن با نقاش و مجسمه ساز هنرمند امروز بیشتر به فکر نان شب است تا هنر رضا سلطانی نجف آبادی محمد رضا کاویانی هنرمند نقاش و مجسمه ساز درباره خود می گوید: من در سال 1350 در شهر آبادان در خانواده ای متوسط بدنیا آمدم. پدرم خیاط بود. زندگی ادامه داشت تا جنگ شد زندگی ما و هزاران خانوارده در مناطق جنگی را را دگرگون کرد آبادان داشت در محاصره قرار می گرفت و
فوتبالم شبیه جباری و نویدکیا بود/ تا پرسپولیس قهرمان نشود لیگ تمام نخواهد شد
ها، قلعه ها و جوانان است. * اسم اعضای خانواده تان را می گویید؟ - پدرم فرانیو، مادرم کریستینا بودند و برادرانم هم زلاتکو و گراگو نام دارند. * با برادران و یا پدرتان بحث فوتبالی هم داشتید؟ - بله به کرّات! این در خانه ما عادی بود. * در چه پستی فوتبال بازی می کردید؟ - هافبک پلی میکر بودم. برادر بزرگم دفاع وسط بود و دیگر برادرم هم هافبک.
سرمقاله های روزنامه های 11 اسفند
روزنامه کیهان در ستون سرمقاله اش با تیتر این خانه مادری است نوشت: و گواهی می دهم که معبودی جز خداوند نیست و گواهی می دهم که پدرم محمّد صلی اللَّه علیه و آله بنده و فرستاده اوست که قبل از فرستاده شدن او را انتخاب و قبل از برگزیدن نام پیامبری بر او نهاد و قبل از مبعوث شدن او را برانگیخت ... پس خدای بزرگ به وسیله پدرم محمد تاریکی ها را روشن و مشکلات قلبها را برطرف و با هدایت در میان مردم
قطع دست، مجازات سارقان 38 فقره سرقت
استان تهران به ریاست قاضی حسین اصغرزاده و با حضور قاضی مستشار حشمت الله توکلی قرار گرفتند. صبح دیروز در ابتدای جلسه، نماینده دادستان، سرقت های رخ داده را مصداق سرقت حدی دانست و تقاضای قطع ید برای متهمان کرد. سپس چند مالباخته به شرح ماجرا پرداختند. یکی از آنها گفت: روز حادثه به ملاقات یکی از آشنایانم که از کربلا آمده بود رفته بودیم. شب شده بود که همسایه ها اطلاع دادند در خانه مان باز مانده
دومین حکم قصاص شاگرد مغازه به جرم کشتن مشتری
مغازه شد و باز هم مشاجره کردیم. او چاقو دستش بود و نمی دانستم چکار کنم. من هم با دسته وسیله ای که با آن در حال تمیز کرن کف مغازه بودم ضربه ای به او زدم که در دم جان باخت، اما قصد کشتن اورا نداشتم. پس از اعتراف متهم جوان، وی طی دو مرحله رسیدگی به پرونده اش در شعبه چهارم دادگاه کیفری به ریاست قاضی عبداللهی و با حضورقاضی کیخواه- مستشار دادگاه- محاکمه شد. در مرحله اول قضات متهم جوان
دختر دانشجو راز 6 مرد با خانه ویلایی را لو داد
کرده اند تا خانه را بفروشند. پس از وکیل، مردی که خانه را خریده بود نیز خواستار مجازات متهمان شد. سپس نوبت به متهم اول رسید. حمید، اتهام مشارکت در قتل و جنایت بر میت را نپذیرفت و گفت: همسایه مقتول به نام رحیم به من گفته بود مقتول تنها زندگی می کند و ما می توانیم اموالش را بدزدیم. روز حادثه، من و سه نفر دیگر از دوستانم در پوشش مامور برق وارد خانه مقتول شدیم و من پاهایش را با چسب پهن بستم
نگاهی به زندگی و شهادت عبدالوهاب فتح الهی از شهدای قرانی لرستان
خانه عموزاده اش است، مقداری بیاورد، ولی او امتناع کرد و گفت: چون صاحبش حاضر نیست، نمی توانم بردارم پدرجان! پدرم اصرار کرد و بالاخره با اکراه مقداری از آن ماسه را آورد، باز پدرم ماسه کم آورد و گفت: مقداری دیگر بیاور! برادرم گفت: کاش بتوانم جواب همان مقدار اول را بدهم بعد از این جریان به حضور عموی پدرم رفت و با سرافکندگی و شرمساری از ایشان خواست که او را ببخشد و حلال کند، البته پسرعموی پدرم از این همه ایمان ایشان، به گریه افتاد و با چشمان اشک آلود بر سر و صورتش بوسه زد.
از هرات تا مشهد با تربیت قاریان بین المللی/ گلایه پیشکسوت از شاگردان
ارتباط پدرش با جامعه قرآنی و به ویژه رهبر معظم انقلاب اشاره کرد و ادامه داد: پدرم به طور مداوم در جلسات رهبر معظم انقلاب که در روزهای نخست ماه مبارک رمضان تمام قراء را در تهران جمع می کنند، حضور داشته است، البته از سال 1379 به بعد که دچار سکته مغزی شد، نتوانست در این جلسات حضور یابند. صحبت ها که به اینجا می رسد، استاد فرقانی که تا این لحظه به توضیحات فرزندش گوش می داد، گفت: همین الان هم به
سرخط ...
خوشنود باشی و ما رستگار این خانه مادری است محمدهادی صحرایی در این شماره از روزنامه کیهان آورده است: و گواهی می دهم که معبودی جز خداوند نیست و گواهی می دهم که پدرم محمّد صلی اللَّه علیه و آله بنده و فرستاده اوست که قبل از فرستاده شدن او را انتخاب و قبل از برگزیدن نام پیامبری بر او نهاد و قبل از مبعوث شدن او را برانگیخت ... پس خدای بزرگ به وسیله پدرم محمد تاریکی ها را
مرد جوان نامزد سابقش را در محل کار به آتش کشید
دختر جوانی در آتش خشم و نفرت دوست پسر سابق خود در دفتر کارش در دوبی سوخت. متهم دوست دختر کنیایی خود را نخست با چوب بیس بال مورد ضرب و شتم قرار داد، سپس با بریدن گلویش با چاقو جسدش را به آتش کشید. این مرد جوان روز یکشنبه ضمن اعتراف به جرم Crime خود، در دادگاه بدوی به اتهام قتل Murder عمد مجرم شناخته شد. متهم مدعی است با قربانی مدت 7 سال در رابطه بود و باهم زندگی می کردند، از هر کمکی برایش دریغ
جدایی ابدی دوقلوهای آتش نشان
کشید چون او تنها برادر مجرد ما بود. یک سال پیش پدرم فوت کرد و مادرم و حامد در خانه تنها شدند. همین تنها شدن حامد و مادرم در خانه حتی باعث شد مادرم هم در این یک سال اخیر به او وابسته تر از همیشه بشود. کم کم داشت داغ از دست دادن پدرمان برای خانواده کمی تسکین می یافت .اما درست دو هفته بعد از سالگرد فوت پدرم بود که فاجعه ی پلاسکو اتفاق افتاد. منبع: همشهری سرنخ
مادرم از پنجره بیرون را نگاه می کرد او را کشتم!
حادثه ادامه داشت، مأموران متهم را پس از بهبودی مورد بازجویی قرار دادند. متهم در ادعایی گفت: من معتاد به شیشه هستم و شب حادثه شیشه مصرف کرده بودم. آن شب سجاد پسردایی ام مهمان ما بود که دیدم مادرم جلوی پنجره رفته است. من به مادرم تذکر دادم تا از جلو پنجره کنار برود، اما مادرم به حرف های من توجه نکرد تا اینکه با هم مشاجره کردیم و من هم عصبانی شدم و با چاقو چند ضربه به مادرم زدم. در حالی
تیراندازی یک آمریکایی به 2 هندی با تصور اینکه ایرانی اند
کنفرانس برای نخستین بار در دادگاه حاضر شد. یان گریلوت، یک جوان 24 ساله که برای دفاع از این دو نفر تلاش می کرد توسط فرد ضارب مجروح شد. پورینتون به یک فقره قتل عمد و دو فقره تلاش برای قتل عمد محکوم شد. پلیس نیز بررسی را دربارۀ این حادثه به عنوان یک جنایت ناشی از نفرت آغاز کرده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا پس از ورود به کاخ سفید دستوری را مبنی بر ممنوعیت ورود
ورزی: در معمای شاه نه تحریف کردیم نه دروغ گفتیم/ گودرزی: بازی در نقش امام آرزوی خیلی از بازیگرهاست
بدهید؟ و بعد یاد سکانس نمازی که در مدرسه علوی می خواستیم کار بکنیم افتادم و آن لحظاتی که سیصد نفر و همافرها و نور داشت می رفت و در میان اینها من یک صحنه ای از ایشان دیدم که در نمازخانه خیلی آرام ایستاده و در حال خواندن نماز هستند البته اعتراف می کنم که در دلم گفتم که با این همه گریم ما اینجاییم و شما ایستادید نماز می خوانید، البته در دلم گفتم و این اولین بار است که اعتراف می کنم و بعد که شب سکانس
ردپای شبکه های اجتماعی در جنایت خرم آباد
. من هم با دیدن این صحنه، بلافاصله سلاح کلاشینکف را که متعلق به پدربزرگم بود و مجوز عشایری داشت، از خانه برداشتم و به طرف آن ها تیراندازی کردم. در پی شلیک های من هر چهار نفر نقش زمین شدند. در این هنگام بود که پدرم چاقو را برداشت و سر آن ها را از بدنشان جدا کرد. پس از وقوع این حادثه، من از آن جا به مشهد گریختم ولی پدرم همان زمان دستگیر شد و به خاطر من قتل هر چهار نفر را به گردن گرفت. پس از آن شنیدم
رد پای اختلافات شخصی در حادثه مرگ مرد جوان
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا، شب گذشته اهالی وحدتیه دشتستان استان بوشهر با شنیدن صدای تیراندازی در یکی از کوچه ها به خیابان آمده و با جسد غرق در خون یکی از اهالی روبرو شدند. با اعلام موضوع به پلیس و حضور ماموران در محل مشاهده شد مقتول به نام"ق.ر" از چندی قبل با فردی دارای مشکلات شخصی بوده و به همین دلیل قاتل با سد کردن راه مرد جوان او را به ضرب گلوله به قتل رسانده است. با شناسایی هویت قاتل، ماموران پلیس با انجام تحقیقات گسترده موفق شدند ساعتی بعد او را شناسایی و دستگیر کنند. در حال حاضر تحقیقات از تنها متهم این پرونده در حال انجام است. ...
با چاقو از پشت به عباس زاده حمله کردند
خانه های مان باید بالای سر محمد عباس زاده در بیمارستان بودیم. با چاقو از پشت به عباس زاده حمله کردند که مدیر سایت ما آن هوادار را هل داد. اگر دخالت من و یکی از هواداران قدیمی استقلال اهواز نبود، فاجعه ترین شب فوتبالی ایران رقم می خورد. در این مدتی که در فوتبال بودم، چنین چیزی را نه دیده ام و نه شنیده ام. خدا را شکر همه چیز به خیر گذشت. از آقای صادقی که فردی امنیتی است، می خواهم که این مسائل را
از نشانی های غلط تا مرگ تدریجی یک رؤیا
/> کیهان روزنامه کیهان نیز در بخشی از یادداشت امروز خود با عنوان این خانه مادری است می نویسد: و گواهی می دهم که معبودی جز خداوند نیست و گواهی می دهم که پدرم محمّد صلی اللَّه علیه و آله بنده و فرستاده اوست که قبل از فرستاده شدن او را انتخاب و قبل از برگزیدن نام پیامبری بر او نهاد و قبل از مبعوث شدن او را برانگیخت ... پس خدای بزرگ به وسیله پدرم محمد تاریکی ها را روشن و مشکلات قلبها را