فرهاد ظریف: نه دعوا کردم نه قهر - برترین ها
سایر منابع:
سایر خبرها
واقعه تلخی که برای اولین بار رخ داد
های مقطع هم از دشمن آنجا مانده بود که نیروهای خودی پشت همان ها موضع گرفته بودند و از لحاظ روحیه و وضعیت کلی در سطح خیلی خوبی قرار داشتند. متقابلاً دشمن چون شب قبل ضربه خورده بود، خیلی به عقب پرت شده بود و اصلاً نمی توانست خودش را آفتابی کند. من تا حوالی ساعت 12:00 ظهر روز 23 تیر، همانجا بودم و اوضاع و احوال منطقه حسابی دستم آمد. بعد حرکت کردم، با این نیت که خودم را به دژهای مثلثی حول حوش
مسکن مهر اصلا ایمنی ندارد
صورت دستی بتن اش را می سازند. بنابراین ما سقف های خیلی خوب داریم روی ستون هایی که کاملا ناایمن است. گام دوم این است که ما یک سری واحدها داریم که ساختمان را طراحی و محاسبه می کنند، بعد صاحب ملک می رود تراکم می خرد و یک طبقه اضافه می کند. من خودم شاهد این مسئله بودم که یک طبقه اضافه شد و آن طبقه را هم پنت هاوس کردند و یک استخر هم برایش گذاشتند. مرکز ثقل ساختمان بهم ریخت. به هیچ عنوان آن سازه را دیگر
با پرانرژی ترین مجری رسانه ملی آشنا شوید
بازی کامپیوتری که می کنم فوتبال است. بچه که بودم یک مغازه ای بود رویش نوشته بود سگافروشی آنجا با دوستانم حسابی فوتبال بازی می کردیم. چون مطمئن بودم که حتما می برمشان هیچ وقت پولی همراه خودم نمی بردم و بازنده ها مجبور بودند حساب کنند. خوب یادم می آید که طوری کنار تلویزیون بزرگه می نشستم که مادرم وقتی از کنار مغازه رد می شود من را نبیند. اما جرقه های گزارشگری ورزشی نیز از همان دوران شروع شد
از گل سرشور تا شامپو تریاک
خریدم و گفتم اگر موهای سرم ریخت باید جوابگو باشی. چشم تان روز بد نبیند وقتی این شامپو را استفاده کردم تمام فضای خانه را بوی تریاک گرفت و خودم نیز در حمام حالت تهوع گرفته بودم، که مادر بزرگم فریاد زد در حمام داری تریاک می کشی، خلاصه از ترس فوری سرم را شستم و شامپو را کناری گذاشتم تا ساعتی بوی تریاک در خانه پیچیده بود و مادر بزرگم هنوز باور نمی کند که شامپو بوی تریاک می دهد.
رئیس جمهور مخلوع ایران به روایت احمد توکلی
به حکمین اعلام می کرد. رأی حکمین به وزیر شدن هر چهار نفر بود. بنی صدر گفت: من برای اعلام نظر احتیاج به تحقیق دارم. چند روز گذشت. روزی در هیأت رییسه ی مجلس بودم و با آقای رجایی کار داشتم، به دفترش زنگ زدم، گفتند: پیش بنی صدر رفته است. خیلی عجله داشتم. به دفتر بنی صدر زنگ زدم و گفتم: به رجایی بگویید بیاید پای تلفن، کار مهمی دارم . سپس با آقای رجایی صحبت کردم و ایشان در پایان مکالمه به من گفت: آقای
طلایی: خانه موسیقی چهره ها را سپر بلا قرار می دهد/ مشایخی: در خانه موسیقی فقط میوه و چای خوردیم!
بندهایی است که هفت سال است دارند دنبال آن می دوند!! این عضو سابق خانه موسیقی عنوان کرد: بنده در جلسه قبل گفتم یکبار استعفا دادم سه، چهار ماه اول که در هیأت مدیره خانه موسیقی بودم بعد گفتند که بیا هر کاری که بگویی می کنیم که برگشتم، بعد هم وقتی که دوره ام تمام شده بود رفتم و به دلایلی که برای استعفای اولیه ام داشتم دیگر برنگشتم و دیگر هم ارتباطی با خانه موسیقی نداشتم. در مورد کتابخانه
مردی که به دوربین ها لبخند می زد
همراه ما بیایی؟ گفتم بله، خیلی خسته بودم و نتوانستم به خاطر اضطراب استراحت کنم. بیدار بودم و شب همراه آن ها رفتم. یک منطقه روستایی بود که می خواستند آنجا عملیات کنند. توانستید عکس بگیرید؟ دفعه اول خیلی ترسیدم. چمران و نیروهایش کارهای عجیب و غریبی می کردند که برایم تازگی داشت و فقط در فیلم ها دیده بودم! آن شب نتوانستم زیاد عکس بگیرم. شرایط، خیلی سخت و بد بود. بیشتر سعی می کردم
رییس اداره فرهنگ هرات بود اما در ناصرخسرو دست فروشی می کرد
را دوست دارم و اشتیاق مسافرت به ایران همیشه در من هست اما برای زندگی به عنوان یک افغانی مقیم مشکل زیاد خواهم داشت. تسنیم: مهمترین مشکل شما در مدت حضور در ایران چه بود؟ همان که قانونا اجازه خیلی شغل ها را نداشتم و مجبور بودم یا غیر قانونی کار کنم یا فقط کارهای ساختمانی و نظافتی کنم. همان که در ترمینال های مسافرتی باید همیشه مثل یک مجرم خودم را معرفی می کردم و چک می شدم و بدتر
کبر و غرور بنی صدر را به خیانت کشاند
. یکبار دیگر 40 نفر از جوانان در مجلس خواستیم خدمت امام برسیم و قرار بود 3 نفر از ما راجع به 3 موضوع صحبت کنیم. یکی شهید استکی بود که قرار بود راجع به جنگ صحبت کند و نفر دوم را یادم نیست و نفر سوم هم من بودم که قرار بود راجع بنی صدر حرف بزنم. اما از قبل وقت نگرفته بودیم آقای رسولی را در جماران دیدیم و گفتیم که می خواهیم خدمت امام برسیم، چرا اجازه نمی دهید ایشان گفتند چون وقت نگرفتید. راست
بنیاد در آینه مطبوعات
جنوب را نزده بود. آن وقت ها ما یک گروه بودیم در مشهد که از سال 57 هر جا سر و صدایی به پا می شد به طور خودجوش و مردمی برای کمک می رفتیم یادم هست گاهی پیش می آمد توی صندوق عقب ماشین هم می نشستیم تا زودتر برسیم! آیا شما به همراه شهید بابا رستمی برای کمک به شهید چمران رفتید؟ نه، ما خودمان رفته بودیم نه نامه از کسی می گرفتیم و نه مدرک داشتیم. خود من تا چند سال حتی گواهی مجروحیت هم نداشتم
عیددیدنی شاه نوه با ژ-3
که بر تن دارم و ممکن است روزی کفن من هم شود در اختیار من است. پدرم گفته است که اگر از خانواده شما دختر بگیرم از ارث محروم خواهم شد ولی به دلیل خوش نامی شما می خواهم با خانواده شما وصلت کنم. در برخورد اول صداقتش نظرم را جلب کرد ولی خانواده ام از این که خانواده شهپریان از این وصلت ناراضی هستند جواب منفی دادند. با اصرار بهرام خانواده ام شرط گذاشتند که بار دیگر به همراه خانواده به
اسم هیچ بازیکنی بزرگتر از پرسپولیس نیست
تهیه کن. شما از نظر روحی و روانی در چه شرایطی قرار می گیرید؟ من قبل از حضور در اردوی تیم ملی واقعاً شرایط روحی و روانی بدی داشتم. خیلی خسته بودم. کروش به من لطف کرد و در آن مسابقه فرصت داد به زمین بروم. 15 دقیقه در آن بازی به زمین رفتم. شیلی روی تیم ما فشار می آورد. همه داشتیم دفاع می کردیم. من هم که سرحال نبودم ولی اگر خوب نبودم، باید از مردم عذرخواهی کنم. امیدوارم اگر در آینده به من فرصت رسید
دومین پیروزی غرورآفرین تیم ایران مقابل آمریکا
خود را برای مربیگری تغییر دهم. می خواهم روی دو بازی سخت مقابل لهستان تمرکز کنم. کواچ همچنین در آخرین جملاتش با قدردانی از جان اسپراو، سرمربی تیم ملی آمریکا و تعریف هایش از ایران، گفت: ما از طرف تیم ایران متقابلا از مهمان نوازی تیم آمریکا قدردانی می کنیم. 15 روز جلوتر به آمریکا سفر کردیم و همه چیز در اختیارمان بود و بسیار سفر خوبی به کشور آمریکا داشتیم. جان اسپراو: ایران در همه
ربع قرن پس از زلزله مرگبار منجیل/ در زلزله هم تحریم هستیم/ مسکن مهر، اصلا ایمنی ندارد
تومان روزانه بگیرد. برای همین ستون ها را به صورت دستی بتن اش را می سازند. بنابراین ما سقف های خیلی خوب داریم روی ستون هایی که کاملا ناایمن است. گام دوم این است که ما یک سری واحدها داریم که ساختمان را طراحی و محاسبه می کنند، بعد صاحب ملک می رود تراکم می خرد و یک طبقه اضافه می کند. من خودم شاهد این مسئله بودم که یک طبقه اضافه شد و آن طبقه را هم پنت هاوس کردند و یک استخر هم برایش گذاشتند. مرکز ثقل
زیر و بم مشایی از زبان روحانی ای که می گوید مسحور مشایی شده است
مخالفان ایشان را نداشتم. ولی آن زمان احمدی نژادی که بودید؟ یعنی به احمدی نژاد رای داده بودید؟ بله من هر دو دوره به احمدی نژاد رای داده بودم، ولی فعالیت انتخاباتی برای او نکرده بودم. اصلا من فرد سیاسی نبودم و بیشتر کار علمی بود و در پژوهشگاه و حوزه و دانشگاه حضور داشتم. همه دفاعی هم که الان از آقای مشایی کردم علمی و منطقی بوده و هرگز سیاسی نبوده است. من معتقدم کسانی که از
زدم زیر گوش بنی صدر!
گفته بود که فخیم جو 6 تا از سران کومله را کشته و دنبال سرش بودند در کردستان. ایده دولت موقت تحویل دادن کردستان به مارکسیست ها بود. بعدش کجا رفتید؟ در کردستان مجروح شدم. در سپاه بودم. تا دولت شهید رجایی تشکیل شد و آقای زواره ای مرا خبر کرد. آن موقع آقای مهدوی کنی وزیر کشور بود. گفتند می خواهیم بروی فرمانداری جیرفت. گفتم: تابع هستم، هرجا برای خدمت باشد می روم. گفت: جیرفت گرم
امیر غفور: الگوی من مسی است!
سانتیمتری تیم ملی والیبال حالا امیدوار است تیم ملی مقامی بهتر از دوره چهارمی فصل گذشته را کسب کند. چرا اینقدر مصدوم می شوی؟ - به هر حال ما پشت خط زن ها همواره در معرض مصدومیت هستیم و به ویژه از ناحیه کتف به مشکل برمی خوریم. این هم طبیعت ورزش قهرمانی و حرفه ای است. شنیدیم انگشت دستت را هم قبل از شروع مسابقات آتل بسته بودی. - بله، انگشت دستم آسیب دیده و برای
آرتور شنیتسلر نویسنده وین است
به فارسی برگردانید. آثار آرتور شنیتسلر هم به همین صورت است. زبان آثارش زبان شسته رفته ای است که به راحتی می تواند در فارسی در بیاید. خب البته اینکه ترجمه چقدر خوب از آب دربیاید، به ظرفیت و امکانات هر مترجم هم بستگی دارد. مسلما کسی که خیلی به زبان اصلی وارد است و بیشتر از آن به زبان فارسی تسلط دارد، ترجمه اش از ترجمه کسی که به زبان اصلی و زبان فارسی تسلط کافی ندارد بهتر است. در مورد خودم باید بگویم
گزارشگری که نیم قرن پیش در پادگان کشف شد
دوستان و فامیل ها کسی نبوده است، اما کسانی بودند که راهنمایی شان کردم. یک مدتی هم خودم از افراد تست می گرفتم. چه نوع صدایی برای گزارش خوب است؟ همه صداها خوب هستند و کسی از صدای دیگری ناراحت نمی شود، اما صدای گزارشگر و گوینده با دیگران تفاوت دارد و این تفاوت است که گوینده را گوینده می کند. خیلی ها صدای شما را خاص می دادند که با سایر گزارشگران و گوینده ها تفاوت زیادی
ظریف: نه با سعید معروف مشکل دارم، نه با هیچکس دیگری/ گفتند برو دستت را درمان کن ولی تماس نگرفتند
. مطمئنا ایشان روز به روز بهتر می شود. گفته بودید بعد از بازی با لهستان با شما تماس گرفته اند و اعلام کردند به ایران برگردید. نه اینگونه نبود. در بازی اول مقابل آمریکا، در دستم درد زیادی تحمل می کردم. پس از بازی با لهستان شخص آقای کواچ گفتند که به ایران برو و دستت را مداوا کن و پس از بهبودی دوباره با هم همکاری می کنیم. من هم گزارش کامل کار و MRI را به پزشک تیم دادم و اعلام آمادگی
مردی که دلِ چمران را می لرزاند+تصاویر
توصیف شهید ایرج رستمی گفته است: معروف بود در دوران دفاع مقدس می گفتند فلانی نور بالا می زند، روشن است؛ یعنی به زودی شهید خواهد شد. این نورانیتِ حضور بسیجی بود؛ این را من خودم مشاهده کردم؛ نه یک بار و دو بار. یک موردی که مربوط به همین استان شماست، بد نیست عرض کنم. یک سرگرد ارتشی که بعد ما فهمیدیم ایشان اهل آشخانه است سرگرد رستمی به میل خود، به صورت بسیجی آمده بود در مجموعه گروه شهید چمران
اخلال در نظم عمومی از طریق بلوا و آشوب و ایجاد ترس و وحشت در جامعه(پاورقی)
هم در فلکه اول نشسته بودم، این را قبول دارم ولی اتهاماتی که به من وارد شد من قبول ندارم چون من واقعاً انجام ندادم. قاضی: در ارتباط با آقای مهران و جلساتی که داشتید و پیشنهاد پولی که داشتید، یک توضیحی بدهید! متهم: گفتم که آقای قاضی، کذب بوده است. خودم این را از روی ترس دروغ گفتم. قاضی: با فردی به نام مهران ارتباط داشتم، ایشان به عنوان هادی، مأموریت های جمع آوری مردم در فلکه اول
گریه کن نداری و گرنه خودت مصیبتی!
ساختید (چند ثانیه سکوت...) نمی شد چرا نمی شد؟ (باز چند ثانیه سکوت می کند... اشک در چشم هایش حلقه می زند) دوربین روی چشم های نمناکش زوم می کند) بلد نبودم! بلد هم بودم نمی تونستم... خب بعد چی شد؟ می دونید؟! دست خودم نبود! تا یک برنامه ای محبوب می شد، نمی تونستم تحمل کنم! سریع جمعش می کردم! صدایی غیر از صدای خودم رو نمی تونستم پخش کنم (دوربین روی آن یکی میهمان زوم
مرتضی الویری از دغدغه های اصلاحطلبان در انتخابات و چشم امیدشان به رهبری می گوید
اصلاح طلبان قبل از انتخابات 92 توجه کنیم یکی از عواملی که بسیاری از اصلاح طلبان را در مورد حضور در انتخابات دچار تردید می کرد این بود که امکان اصلاحات و ایجاد تغییرات جدی در افق زمانی کوتاه ناممکن به نظر می رسید. به همین جهت برخی از دوستان می گفتند باید دوره اول ریاست جمهوری هر کسی که رییس جمهور می شود را به عنوان دوره ای که نمی شود در آن اقدامات اساسی و جدی انجام داد تلقی کرد. لذا برداشت من این
جواد ظریف: اگر توافقی صورت بگیرد هیچ دولتی در آمریکا توان نقض آن را نخواهد داشت/ دولت آمریکا باید اجرای ...
شوند، شما بازه زمانی ای که برای تحریم ها در نظر گرفته اید، چقدر است؟ این یک برداشت کاملا غلط است، البته احساسم این است. متاسفانه بعضی برداشت ها اشتباه است و تلاش می شود واقعیت مطرح شده در متن و بطن مذاکرات قلب شود، ولی بحث مهم این است که آقای اوباما از زمانی که این توافق اجرایی شود، شاید بیش از یک سال رئیس جمهور نباشد و در این فرصت می تواند با نشان دادن اینکه همه چیز دارد خوب اجرا می
سعید راد: محبوبیت فردوسی پور یک موضوع ذاتی است
نشان داد که او چه جایگاه خوبی بین مردم دارد. البته عادل در این مراسم با رامبد جوان، احسان علیخانی و مرتضی حیدری رقابت می کرد و در نهایت به طور مشترک با رامبد جوان، این جایزه را دریافت کرد. آقای علیخانی یک مجری مسلط و خوش رو هستند که محبوبیت خوبی هم دارد و در ضمن پرسپولیسی هم هست. رامبد جوان هم که همکار خودم است. یک کارگردان و بازیگر فوق العاده خوب و بسیار مسلط است و هر کدام در موقعیت
نمایش اقتدار در سالن آزادی
خیلی ها گفتند که او قهر کرده است می گوید: مگر می شود یک بازیکن قهر کند و بلیت بگیرد که برگردد ؟ خانه خاله که نیست. اصلا قهری در کار نبوده است. دلخوری هم نبود. بعد از بازی با لهستان گفتند تو دستت درد می کند، برگرد تهران. من هم همان کاری را کردم که کادر فنی خواستند. انصافا دستم درد شدیدی داشت و کار را برایم سخت کرده بود. بهترین فرصت برای ایران جمعه شب دیدار دیگر این گروه میان روسیه و
استیماچ :هیچ یک از شایعه های پشت سرم واقعیت نداشتند/خاطرات شیرین از ایویچ، چیرو و خوانندگی!
از اعضای فدراسیون فوتبال و یک سری روزنامه ها در مقابل من ایستادند. به این دلیل که چند سال قبل از آن من قرار بود رئیس فدراسیون فوتبال کرواسی شوم... توضیح دادن این مساله خیلی پیچیده است، ولی موفقیت من برای آنها خیلی خطرناک بود. می گفتند شما با ستاره ها یک مقدار مشکل داشتید و تیم کرواسی هم بازیکن های خیلی بزرگی داشته. بازیکن ها خیلی خوب بودند و هیچ وقت با آنها مشکلی نداشتم.
کلاه قرمزی به اجبار برگزیده شد
کافی را به دست نیاوردند؛ مثل سال های ابری که البته در بخش بهترین تیتراژ نامزد شد. خودتان همه سریال ها را می بینید؟ - غالب آنها را می بینم ولی در مواردی پیش می آید که برخی سریال ها وزن کافی برای تماشا ندارند و نمی شود بیش از چند قسمت آنها را دید اما درباره سریال های خوب حتی شده دی وی دی شان را دوباره دیده ام. حتی به دوستان گفته ایم یک بار دیگر سریال ها و فیلم ها را برای داوری
نگاهی به جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل
اعلام شده بود با در نظر گرفتن آماده شدن نیروهای ارتش مصر و سوریه برای اقدام علیه اسرائیل و احتمال برخورد آنها با نیروهای سازمان ملل، برای اینکه این نیروها در خطر جنگ قرار نگیرند باید هرچه زودتر منطقه را ترک کنند؛ با وجود اینکه دبیر کل وقت سازمان ملل تلاش کرد مصر را متقاعد کند ولی کاری از پیش نبرد. در نهایت در 18 می نیروهای هندی و یوگسلاوی مستقر در سینا به سرعت از منطقه خارج شدند و