فرشاد پس از سه روز دختر جوان را آزاد کرد / چه به روز زیبا آمده بود؟! + عکس - جام نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
همسفری که بازنگشت
، سر زدیم تا شاید ردی از او پیدا کنیم. خواهرم جایی نداشت که برود. خانه و زندگیش تهران بود، همه شهر های استان گیلان را دنبالش گشتیم. از همه اقوام و آشنایان حتی دوستان خانوادگی قدیم سراغ او را گرفتیم اما انگار آب شده بود، رفته بود توی زمین. بیچاره بچه هایش آنها هم خیلی اذیت شدند. همه ما دنبال او بودیم. هر چند وقت یک بار هم با کلانتری و آگاهی تماس می گرفتیم اما آنها هم می گفتند پیگیر هستیم و خبرمان می
واکنش خانواده رییسی به اعلام کاندیداتوری اش
ارتقا دادند و به استان همدان بردند. بعد از استان همدان ایشان تصمیم گرفت که به قم برگردد و طلبگی خود را ادامه دهد، اما ان روزها در تهران آقای موسوی خوئینی ها نمی گذاشت. هرچه ایشان اصرار داشتند که من میخواهم به قم برگردم و درس بخوانم و سمت اجرایی نمی خواهم از آن سو بود که اصرار وجود داشت که ایشان به کار اجرایی برگردند. این شد که به تهران رفتیم. چند سال گذشت و من هرچه می گفتم وسایلمان را
سرگذشت تکان دهنده دختر یک استاد دانشگاه تهران
نمی آمد. البته مدام مراقب بودم که مثل او و خانواده اش معتاد نشوم که خوشبختانه هرگز نشدم. آریا میترا لحظه ای مکث کرد، بغضش را فرو خورد و با صدایی آرام تر ادامه داد: دوست داشتن کافی نبود. علی که بر اثر مصرف زیاد شیشه دچار توهم می شد، زندگی را برایم تبدیل به جهنم کرده بود. این بود که تصمیم گرفتم به همراه النا که تنها 6 ماه داشت، از آن خانه فرار کنم. بعد از گذراندن هر روز و شب در خانه یکی
دام دکتر قلابی برای زنان مطلقه و بیوه!
افتاد. هفته گذشته زنی 38 ساله و تحصیلکرده با مراجعه به پلیس آگاهی تهران از کلاهبرداری 27 میلیون تومانی مردی در فضای مجازی خبر داد. با ارجاع پرونده به پلیس فتا، تحقیقات دراین باره آغاز شد. این زن در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: مدتی پیش در یکی از سایت های همسریابی با مرد جوانی آشنا شدم. این فرد که خود را دکتر و متولد سال 1350 معرفی کرده بود، مدعی شد: پدر، مادر و همسرش چندی قبل دریک تصادف
آرزو دارم آقا به خانه ما بیاید
دختر و 4 پسر، پسرها شهید شدند و دخترها هستند. مجید، مرضیه، مریم، محمد در خرمشهر دنیا آمدند و منصوره در تهران. اول مجید شهید شد و بعد محمد. هر دو در گردان کمیل لشکر 27 محمد رسول الله بودند. مجید پیک گردان بود و محمد خمپاره انداز. محمد متولد آذر 44 بود و مجید فروردین 46. *همراه شهید جهان آرا 14 سالم بود که ازدواج کردم و یک ماه بعد از ازدواج محمد را باردار شدم. محمد 40 روزه بود که
همه چیز درباره شهاب جوانمردی، مدیرعامل فناپ
شهاب آشنا می شود، آن هم در تهران! شهاب خودش فرزند دوم این خانواده فرهنگی در عروس شهرهای جنوب است، اما پسر ارشد در میان چهار بچه جوانمردی به شمار می آید. پدرش با طی کردن پله های ترقی به تدریج مدیر مدرسه می شود و در خیابان میلانیان جایی در میانه مسجد جامع، بقعه سید معتوک و پایگاه نیرو دریایی بچه ها به دنیا می آیند: بچه بازیگوشی بودم. یادم است یک بار دم خانه مان در خرمشهر داشتم
خفه کردن زن جوان با روسری/قتل به خاطر آرایش غلیظ/ربودن دختر جوان از جلوی دانشگاه
بازگرداندن دخترم نبود اما پدرش آنقدر اصرار کرد تا بالاخره فرشاد به سمت تهران آمده اما درمحلی نامعلومی مخفی شده است. با این شکایت تحقیقات پلیسی آغاز شد و کارآگاهان مخفیگاه جدید فرشاد را شناسایی کردند. همزمان پدر زیبا نیز با آموزش های پلیسی، مذاکره با فرشاد را آغاز و او را متقاعد کرد که با این ازدواج موافقت می کند. بدین ترتیب فرشاد پس از سه روز دختر جوان را آزاد کرد. زیبا درپی نجات از چنگ
همسرم حرفی زد که به شدت شوکه شدم/مگر می شود همسر آدم با پسر مورد علاقه اش شام بخورد
به گزارش سرویس گوناگون جام نیوز ، زن جوان زمانی که بعد از مدت ها با پسری که در گذشته به او علاقه مند بوده ملاقات کرد، نمی دانست این ملاقات زندگی مشترکش را تحت تاثیر قرار می دهد و او را تا پای دادگاه خانواده می کشاند. او به درخواست شوهرش راهی دادگاه خانواده شد تا برای همیشه به زندگی مشترکش پایان دهد. وقتی قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده علت جدایی این زن و شوهر را می پرسد، مرد جوان می گوید
قتل به خاطر یک مشت طلا | همراهی زن صیغه ای برای مثله کردن قربانیان | احتمال قتل در مازندران قوت گرفت
به گزارش بامردم ، چند روز پیش کارآگاهان جنایی در یکی از روستاهای حاشیه زیباکنار، وارد خانه پدر شکارچی زنان شدند و پس از حفر کف انبار این خانه، جسد زنی را در یک گور پیدا کردند که میان لایه ای از بتون سیمانی دفن شده بود. به گفته یکی از شاهدان، این زن، کارمند یکی از سازمان های دولتی و اهل رشت بود که سال 87 به طور اسرارآمیزی ناپدید شده بود. همزمان با ادامه بازجویی های فنی از قاتل سریالی
گوشه ای از کرامات و فضایل حضرت موسی بن جعفر علیه السلام
او عنایت کرده بود. آتش غضب رشید شعله کشیده گفت: اگر این حرف واقعی داشته باشد او را سیاست بلیغ می کنم، فی الفور علی را طلبیده گفت: آن جامه را که فلان روز به تو دادم چه کردی حاضر کن که غرضی به آن متعلق است. علی گفت: آن را خوشبوی کرده در صندوقی گذاشتم از بس آن را دوست می دارم نمی پوشم، رشید گفت: باید که همین لحظه او را حاضر کنی، علی غلامی را طلبیده گفت: برو وفلان صندوق را که در فلان خانه است بیاور
قتل پدر زن بر سر زمان جشن عروسی
وقوع جنایت رساندند با پیکر بی جان مردی 55 ساله مواجه شدند. هرچند عامل قتل از آنجا گریخته بود، اما شواهد نشان می داد متهم پسر جوانی است که قرار بود با دختر مقتول ازدواج کند. پسر مقتول در این باره به پلیس گفت: پسر جوان از 2 سال قبل نامزد خواهرم بود. او در این مدت بار ها به خانه مان آمده بود، اما با پدرم اختلاف داشت. پدرم از ابتدا با ازدواج او با خواهرم مخالفت می کرد با وجود این او به خواسته
بازخوانی یادداشت های پدر داستان انقلاب
مریم فردی - از میان تمام بازی های روزگار، هرگز به میراث بردن مجموعة خاطرات زندگی یک مرد را تصور نمی کردم؛ مردی که در نوجوانی، دل پر شور و سر سبز دارد و در جوانی قصد قربت می کند و خیز بر می دارد تا پرواز کند تا برِ دوست. مردی که هم نویسنده است، هم معلم است، هم کاپیتان است، هم پدر است و هم خان! است.اما در انبوه این کاغذها که جای عبور دستان اوست، تنها در مواجهه با خود او هستیم. این کاغذهای زرد و کاهی، آیینه روح پاک و وجدان فریادگر او هستند؛ مثل یک موسیقی ناب، با تمام اوج ها و فرودهایش. آنجا که کاغذ روبرویش را ...
می گفت با کسی ازدواج کن که شهید شود
امید این که یک هفته دیگر ایشان را می بینم. یک هفته گذشت دقیقا روز پنج شنبه که قرار بود ایشان به تهران بیاید، پیکر شهید به تهران آمد. فاش نیوز: اگر خوابی از شهید عبدالرضا هم دیده اید بیان کنید؟ - خاطرم هست من برای ازدواج دخترم زینب بسیار حساس بودم. هر زمان که برای دخترم مورد ازدواجی پیش می آمد خوابی را در مورد آن شخص موردنظر می دیدم که متوجه می شدم نباید این ازدواج به سرانجام برسد
نسل دیروز... نسل امروز
همنوعان خودم کمک کنم... برای همین پس از تماس با پسر بزرگ آنها قرار ملاقاتی گذاشتم و پسر به همراه دو خواهر و برادر کوچک تر خود به مطب من آمدند و برایم شرح دادند که این موضوع چیز تازه ای نیست و آنها از روز اول به دلیل آنکه هر دو شخصیتی لجباز و خورای دارند با هم در مشاجره و مشکل بودند، اما در نهایت قلب شان برای هممی تپد و محال است که یک لحظه بدون هم بتوانند زندگی کنند... حالا این بار یه کم پدر تندتر
آشپز جنایتکار چگونه اجساد زنان را تکه تکه کرد؟ / همسر صیغه ای هم همیشه در کنارش بود! + عکس
/> پلیس از زنان و دختران تهرانی که دردام این شیطان صفت افتاده اند خواست تا درخواست شکایت کنند! حتی فکرش را نمی کردم با چنین صحنه وحشتناکی در اتاق خواب دخترم روبرو شوم! شش پسر شیطان صفت تهرانی دختر نوجوان را ربودند و در خانه ویلایی .. + عکس
دختر دانشجوی مطلقه به دادسرای یافت آباد رفت و راز کثیف پسرجوان دست و دلباز را لو داد!
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، دختر جوانی به بازپرس گفت: کارمند یک شرکت هواپیمایی هستم. دیروز با خودروی گرانقیمتم به منطقه عبدل آباد رفته بودم تا برای مادرم خرید کنم اما زمانی که برگشتم متوجه شدم شیشه خودروام را شکسته اند و مبلغ 2 میلیون تومان پول نقد، کارت عابر بانکم – با 10 میلیون تومان موجودی – و مدارک شناسایی ام به سرقت رفته است. به دنبال شکایت دختر جوان، بازپرس پرونده دستورتحقیق
حتی فکرش را نمی کردم با چنین صحنه وحشتناکی در اتاق خواب دخترم روبرو شوم!
گزارش کرده بود به بازپرس منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران گفت: هر روز صبح به دنبال دخترم می آیم و باهم به سر کار می رویم. امروزهم طبق معمول به دنبالش آمدم اماهرچه زنگ زدم جوابی نشنیدم به همین خاطرخیلی نگران شدم. چرا که امکان نداشت دخترم بدقولی کند و بدون آنکه به من اطلاع دهد، خانه نباشد و به محل کارش نیاید. بنابراین خیلی سریع به مدرسه نوه ام که نزدیکی خانه بود رفتم و کلید خانه را گرفتم
پلیس از زنان و دختران تهرانی که دردام این شیطان صفت افتاده اند خواست تا درخواست شکایت کنند!
بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران ایستاد، گفت: چند روز قبل، درخیابان منتظر تاکسی بودم تا به دانشگاه بروم که خودروی پراید سیاه با شیشه های دودی در مقابلم نگه داشت. با این تصور که مسافرکش است، سوار شدم. اما او در بین راه ناگهان تغییر مسیر داد و درمحلی خلوت و با تهدید چاقو مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. پسر جوان گوشی تلفن همراهم را با تهدید گرفت و عکس های شخصی ام را از طریق تلگرام برای خودش
جوانی که دختر مورد علاقه اش را سوار خودرویش کرد و بدون اجازه او را به شمال برد و .. + عکس
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، المیرا که از این پسر می ترسید و به خاطر شرارت هایش جواب رد به خواستگاری وی داده بود این بار نیز از ترس و با اصرارهای امیر سوار بر خودروی وی شد تا حرف های این جوان را بشنود. امیر که همراه دوستش بود المیرا را سوار بر خودرو کرد و به سرعت شروع به حرکت کرد و دختر جوان وقتی به خودش آمد دید که در جاده های شمال است. المیرا التماس می کرد که به تهران
آرایش تند نرگس باعث شد این عمل زشت را مرتکب شوم و .. + عکس
. وقتی دیدم که او ازدواج کرده برای همیشه رهایش کردم. دوستی من با نرگس در حد چند بار مکالمه تلفنی بود و همین! سپس متهم در آخرین دفاع با پذیرفتن اتهاماتش گفت: این خشم ناگهانی ام بود که باعث مرگ نرگس شد. اما نمی خواستم او را بکشم. کینه هایی که در دلم جمع شده بود باعث شد مرتکب این جنایت شوم اما به شدت پشیمانم! پس از پایان اظهارات متهم، قضات وارد شور شدند تا حکم شان را درباره عامل جنایت صادر
عروس جوان در دام آدم ربایان شیطان صفت
رسیدگی به پرونده، شوهر زن جوان با ناراحتی گفت: آن شب وقتی همسرم را دیدم او را نشناختم. صورتش زخمی و خون آلود و لباس هایش گل آلود بود و انگشتان دستش هم شکسته بود. من و همسرم چند ماه قبل ازدواج کرده ایم، او همیشه به موقع به خانه برمی گشت و آن روز به خاطر تأخیر، نگرانش شدم اما تلفن همراهش در دسترس نبود.تا اینکه وحشت زده تماس گرفت و صدای التماسش را شنیدم. سرگردان درخیابان ها در جست وجویش بودم
حوادث کوتاه از کشور
کشف کردند. وی تصریح کرد: در این رابطه یک متهم دستگیر و به منظور سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضائی شد. بازداشت فرد شرور بوشهر- خبرنگار کیهان: فرمانده انتظامی بوشهر گفت: به دنبال تماس یکی از شهروندان مبنی بر ایجاد جو رعب و وحشت و مزاحمت برای مردم توسط فرد شروری در یکی از محله های شهر بوشهر مأموران پلیس به محل مورد نظر اعزام شدند. سرهنگ ابراهیم عرب زاده افزود: مأموران مشاهده کردند
پرونده قتل وکیل جوان پیچیده ترشد - مادرمقتول:پسرم مبتلا به سرطان بود
بزند. اما وقتی پس از چند ساعت برنگشت با تلفن همراهش تماس گرفتم که خاموش بود. چون دیروقت بود، به خانه دخترم زنگ نزدم و احتمال دادم شب را آنجا می ماند. اما صبح روز بعد که دخترم برای احوالپرسی تماس گرفت متوجه شدم از رضا بی خبر است. پس از اعلام شکایت، مأموران پلیس با ردیابی تلفن همراهش اعلام کردند حدود ساعت هشت شب قبل تلفن همراهش در نزدیکی خانه مان خاموش شده است.او با طرح شکایت از متهم و
اقدام زشت مادر با دختر خود / پسری که رازشان را لو داد! + عکس
دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست محمد باقر قربان زاده و باحضور دو مستشار پای یز محاکمه ایستادند. در ابتدای این جلسه مادر منصوره در جایگاه ویژه ایستاد و با اشاره به هویش گفت: این زن مدتها دخترم را شکنجه کرد و سپس او را کشت. به همین خاطر برایبش تقاضای قصاص دارم. سپس پدر منصوره روبه روی قضات ایستاد و گفت: بعد از جدا شدن از مادر منصوره که زن سومم بود با مریم ازدواج کردم. او
سه سال پس از ازدواجم سایه سیاه پسری به نام جلال روی زندگیم افتاد و
مشهد آمدیم. هنوز به منزلمان نرسیده بودم که دیدم ایوب به همراه دو نفر از دوستانش و یک زن جوان وارد منزل شدند. با پدر ایوب تماس گرفتم اما وقتی وارد خانه شدیم صحنه ای را دیدم که در جایم میخکوب شدم. ایوب در گرداب فساد و اعتیاد فرورفته بود طوری که از دیدن آن صحنه های زشت عرق شرم بر چهره ام نشست. تصمیم به جدایی گرفتم ولی با اصرار بزرگ ترها و صحبت های آن ها به زندگی با ایوب ادامه دادم اما دیگر
هاشمی طبا: می خواهم بمانم و تا آخر باشم
/> آقای ظریف گفتند با آقای روحانی دور بعد کار نمی کنند فکر می کنید با شما کار کنند؟ من می پسندم؛ می گویند کسی رفت خواستگاری دختر شاه گفت 50 درصد حل است، الان برای من هم که آقای ظریف را می پسندم 50 درصد حله. از دیدار اصلاح طلب ها با مقام معظم رهبری خبری نگرفتید؟ نه خبری نگرفتم. من تماس سیاسی با کسی ندارم. در کارگزاران نیستم کاملا مستقل شدم و همیشه اینطور بودم.
دستگیری جوان متجاوزکار به دختر/جزییات جدید از پرونده قتل وکیل بیچاره
رحم مردی که هیچ انگیزه ای برای قتل ندارد، به زندگی پسر جوانم پایان می دهد. وی با ناراحتی ادامه داد: ظهر روز جمعه 18 فروردین رضا به همراه خواهرش به منطقه کردان رفتند و عصر هم به خانه برگشت. پس از فوت دامادمان رضا دائم به خانه خواهرش آمد و رفت داشت و به کارهایش رسیدگی می کرد. حدود ساعت هفت و نیم بعدازظهر از خانه بیرون رفت تا کمی قدم بزند. اما وقتی پس از چند ساعت برنگشت با تلفن همراهش تماس گرفتم
تحول خانواده در ایران در جهت بحرانی است؟
به ازای هر 100 ازدواج در سال 1365 به 7.9 طلاق در سال 1375، 12.10 طلاق در سال 1385 و بالاخره به 13.3 طلاق در سال 1390 رسیده است. افزایش رشد طلاق با وجود آن که نمودی است از تداوم بحران در خانواده های ایرانی، در عین حال نشان می دهد زنان برخلاف گذشته حاضر نیستند به هر قیمت یک زندگی پرتلاطم را ادامه دهند. روند صعودی طلاق در جوامع معاصر سبب شده تا اندیشمندان عصر حاضر را از این نظر عصر طلاق و
سیره سیاسی امام کاظم(ع) الگویی برای شیعیان
از کسانی بود که ایمان عاریه داشت و خدا گرفت، من او را در آغوش گرفتم و پیشانی اش را بوسیدم. گفتم: پدر و مادرم فدایت باد، از خانواده ای هستی که شایسته چنین مقامی هستند خداوند دانا و شنوا است. زندانی شدن امام کاظم(ع) حضرت امام موسی کاظم (ع) ایَّام امامتش را در میان دو نوع زندان سپری نمود: زندان خانه اش که دور از تماس با مردم از خوف بنی عباس بود، و زندان بنی عباس که شدید الظُّلم و
چگونه صلابت و مدارا در سیره امام کاظم (ع) ظهور پیدا کرد؟
افتخار می کنم. امام فرمود: ولی این قضیه در مورد من صادق نیست. نه پیامبر(ص) دختر مرا خواستگاری می کند و نه من دخترم را به او تزویج می کنم، زیرا من از نسل اویم و این ازدواج حرام است، ولی تو از نسل پیامبر نیستی. (11) نتیجه توهین به مقام ولایت هارون از ساحری خواست وقتی امام کاظم (ع) کنار سفره غذا نشست، کاری کند اهل مجلس به ایشان بخندند و امام کوچک شود. وقتی سفره حاضر شد