جسد ناپدری بی رحم در اسید سولفوریک! - بنکر
سایر خبرها
متهم: فریب خوردم
به گزارش خبرنگار ما، مرد 36 ساله ی عراقی که بهروز نام دارد، روز 7 دی سال 92 به اداره ی آگاهی مراجعه کرد و مدعی شد که همسرش شیوا از خانه خارج شده و دیگر برنگشته است. این مرد به ماموران گفت: همسرم در یک شرکت کار می کرد و پرستار بود. او روز حادثه از خانه بیرون رفت و دیگر نیامد. هرچه با شماره تلفنش تماس می گیرم، خاموش است و همکارانش هم از او خبر ندارند. ماموران چند روز بعد جسد زنی 27 ساله
مرد معتاد سر همسرش را از تن جدا کرد
اواخر فروردین سال 90 مردی به پلیس آگاهی شهر ری مراجعه کرد و پلیس را در جریان ناپدید شدن همسرش قرار داد. او در اظهاراتش به ماموران گفت: همسرم دو روز قبل از خانه خارج شده و تاکنون برنگشته است. هرچه دنبال او گشتم فایده ای نداشت به همین خاطر به پلیس آگاهی آمدم تا ناپدید شدن او را گزارش کنم. با ثبت شکایت مرد به سرعت پرونده ای با موضوع مفقودی تشکیل شد و تیمی از کارآگاهان مسوول رسیدگی به آن
مرگ؛ هدیه مرد عراقی به همسر ایرانی
متهم در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل عمدی همسرش را قبول کرد و گفت: از عراق به ایران آمده بودم تا کار کنم و کمی پول دربیاورم. در ایران با مردی به نام مهرداد آشنا شدم و او مرا با مینا آشنا کرد. عاشق مینا شدم و بعد هم ازدواج کردیم. چندماهی بیشتر از ازدواجمان نگذشته بود که متوجه شدم مینا قبل از من با مهرداد رابطه داشت و آنها سال ها با هم دوست بودند. از این موضوع خیلی ناراحت شدم. می خواستم مینا را طلاق
ادب کردن خونین داماد ناخلف
سخت مانند چوب به سرش به قتل رسیده و کبودی های روی کمرش نیز حاصل اصابت جسمی مانند شلاق یا کابل است. با دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی، کار ما تازه آغاز شد. مدام در فکر این بودم که مقتول قصد فرار از دست قاتل یا قاتلانش را داشته که موفق نشده یا این که پس از قتل جسد او به داخل حیاط منتقل شده و برای رد گم کردن این گونه رها شده است. هر چه بود به دلیل کشف جسد در حیاط خانه ردپای یک آشنا در
قاتل: زنم را کشتم و تلویزیون نگاه کردم!
چوبی را که روی زمین افتاده بود، برداشتم و چند ضربه به او زدم که فوت شد. بعد جسد را به اتاق منتقل کردم و پای تلویزیون خوابیدم و سریال تماشا کردم. ساعتی بعد وقتی برادرم به خانه آمد و جسد همسرم را دید، پلیس را از ماجرا باخبر کرد. مردی که متهم است سه سال قبل همسرش را به قتل رسانده در جلسه محاکمه گفت بعد از حادثه جلوی تلویزیون دراز کشیده و تلویزیون تماشا کرده بود. به گزارش جوان
مرگ تلخ زن و مرد بر اثر سقوط از ارتفاع
تا دست به کار خطرناکی نزند. متاسفانه صبح او خودش را از پنجره اتاق خواب در طبقه سوم به پایین انداخت. با اظهارات این مرد جسد به دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد. در حادثه دیگری که در نیاوران تهران رخ داد، کارگری به علت سقوط از ارتفاع جانش را از دست داد. در این حادثه که در برجی در منطقه نیاوران رخ داد، مرد 40 ساله ای که همراه همسرش در حال نظافت خانه ای بود، ناگهان تعادلش را از
مرگ مرموز مرد ناشناس در قمارخانه قمر خانم
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 15 و 50 دقیقه روز جمعه، ساکنان کوچه ای حوالی خیابان شوش شرقی مأموران کلانتری 159 بی سیم را از قتل مردی ناشناس باخبر کردند. محل کشف جسد، خانه قدیمی با تعداد زیادی اتاق بود. جسد هم متعلق به مردی حدوداً 35 ساله به نام اسد بود. بعد از تأیید خبر، قاضی بستان زاده بازپرس ویژه قتل به همراه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شد. اولین تحقیقات نشان داد مقتول با اصابت چاقو
قتل دختر دبیرستانی پس از تجاوز بی رحمانه/ ماجرای قتل مادربزرگ ها پس از سرقت اموالشان/ اقدام بی شرمانه یک ...
هفتاد درصد سوختگی بدنش رنج می برد توسط والدین بیرحمش در بیمارستان رها شد. شوهرم اجازه نمی دهد نوه ام را به خانه مان بیاورم زن میانسال وقتی دید که شوهرش با نگهداری نوه اش موافق نیست به دادگاه خانواده رفت و درخواست طلاق داد. همسرم محبت کردن را دوست ندارد مرد جوان وقتی دید که همسرش با محبت کردن از او دورتر می شود، به دادگاه خانواده رفت و درخواست طلاق داد. انتهای پیام/
سوختن نوزاد 3 روزه در دستگاه فتوتراپی بیمارستان/کلاهبرداری میلیاردی به بهانه واگذاری سهام بیمارستام جم ...
ماموران انتظامی شد. درگیری پسر 16 ساله با صاحب ساندویچی با قتل پایان یافت حکم نهایی پسر 16 ساله ای که در یک درگیری صاحب ساندویچی را به قتل رسانده بود، پس از نظر کمیسیون پزشکی صادر خواهد شد. صحبت های دردناک نوجوان 14 ساله پس از 10 سال شکنجه/ زندگی در میان مدفوع حیوانات و زخم هایی که رویش نمک پاشیده اند + تصاویر نوجوان 14 ساله پس از تحمل 10 سال شکنجه و آزار و
پیشنهاد پدر بیل گیتس و استیو جابز به آنها چه بود؟+تصاویر
/> شاید فکر کنید خوب بودن نصیحت سطحی و پیش پا افتاده ای است اما مدیرعامل اچ پی (Hewlett-Packard) این طور فکر نمی کند. مگ ویتمن می گوید این پند، یکی از مهم ترین نصحیت های عمرش بوده است. ویتمن در مصاحبه با مجله فورچن (Fortune) می گوید: هیچ وقت زمانی که پدرم این حرف را به من زد فراموش نخواهم کرد. او به خاطر می آورد که: آن روز با کسی بدرفتاری کرده بودم. پدرم به من گفت: "بد بودن با هیچ کسی
مرگ پسر معتاد در آتش ناپدری
سلامت نیوز : مردی که متهم است فرزندخوانده اش را به قتل رسانده ، با رضایت همسرش از قصاص نجات یافت و به پرداخت دیه و حبس محکوم شد. به گزارش سلامت نیوز به نقل از رونامه شرق، متهم که مردی 60ساله است، سه سال قبل با آتش افروزی باعث مرگ فرزند همسرش شد. این آتش سوزی همچنین باعث زخمی شدن دو پسر جوان دیگر هم شده بود که آنها در بیمارستان درمان شدند و جان به در بردند. پلیس بعد از این حادثه با توجه
ماجرای یک افطاری در ونک
سالگی عروس شده و حالا در سن 34 سالگی باید نقش پدر را به درستی بازی کند. غیر از یک ملاقات عادی در سال گذشته دیگر همسرش را در زندان قزل حصار ملاقات نکرده و حالا 7 سال از حبس همسر می گذرد. اما به مردان گردو فروش گفته است همسرم بیمارستان بستری شده و به زودی باز می گردد! آرزوی بچه ها... الحمدلله وضع خواهرانش خوب است اما ارتباطی با هم ندارند و او باید تنها زندگی کند. انجمن حمایت
راز ثروتمند شدن کارگر ساده روستایی در ماه عسل
مسافرانم زیاد شد تا جایی که در طول یک سال و 6 ماه، 600 مسافر از سراسر دنیا به خانه ام آمد. از بوانات تا برلین... از برلین تا خدا... به تدریج خبر خانه من رسانه ای شد و رئیس جمهور از من دعوت کرد به تهران بیایم و 17 سکه طلا به من داد. اما من درخواست کردم به جای این هدیه من را به آلمان بفرستند تا زندگی در روستاهای آلمان را از نزدیک ببینم. به برلین رفتم. در یک نمایشگاه غرفه ای زدم و
گپی با خانواده شهید امیر درتومیان غواص در عملیات کربلای 4
ورق هم بی نتیجه بود. بعد از دیدن کامل آلبوم سری تکان دادم و گفتم نه نیست. هیچ کدام اینان نیست. حالم خوب نبود، آن دو نفر به هم نگاه کردند و با کمی مکث یکی از آنان گفت مادر جان اگر شهید شده باشد چه می گویید؟ گفتم: فدای امام حسین(ع). در همان زمان همسرم نزدیک شد. بعد از آن بود که برای شناسایی به بیمارستان امام رضا رفتیم، همه دوستانش آنجا جمع بودند. وقتی جسد را دیدم قابل شناسایی نبود تنها از بلوزسبز
ناگفته های قزوه از دوران کودکی و جوانی/جلسه امسال شاعران با آقا از بهترین جلسات این سال ها بود
با سعید صادقی که عکاس روزنامه بود رفتیم از قبری که امام آنجا دفن شد، عکس گرفتیم. البته روزنامه جمهوری اسلامی خیلی به من فضا و میدان نمی داد. با مسیح مهاجری دوستی نداشتید؟ نه! او از من دعوت کرد گفت بیا اینجا، شعرهای مرا دیده بود و بعضی را چاپ کرده بود. من هم رفتم و 2 سال در روزنامه جمهوری اسلامی کار کردم. یک روز آقای دعایی گفته بود دوست دارم قزوه را ببینم. چون روزنامه اطلاعات شعرهای
روحانی به نام ما و به کام دیگران شد/ مرگ؛ هدیه مرد عراقی به همسر ایرانی/ علیخانی بغض کرد، رامبد خندید
حضور در دادگاه نیست اما قبلا درخواست قصاص متهم را مطرح کرده است و خود او نیز با توجه به مدارک به دست آمده و اطمینان از اینکه دامادش دست به قتل زده است، درخواست قصاص دارد. این مرد گفت: دخترم مینا چند بار به ما گفته بود شوهرش با او بدرفتاری می کند و شکاک است به همین خاطر وقتی دامادم گفت مینا از خانه خارج شده و دیگر نیامده است به او مظنون شدیم و بعد از اینکه حمید اعتراف کرد و گفت جسد را کجا رها کرده
تونس و مسیرهای جهاد
آوری بطری و کارهای روز مزد و گاه جیب بری زندگی اش را اداره می کند. یکی از دوستان احمد می گوید:" سه امکان بیشتر برای ما وجود ندارد: رفتن به ایتالیا از راه دریا، فروش و مصرف مواد مخدر و پیوستن به داعش". این مردان جوان برای ما تعریف می کنند که در روزهای اخیر بر نگرانی هایشان افزوده شده است زیرا ماموران پلیس شمار زیادی از ساکنان این محله را بازداشت و مورد بازجویی قرار داده و می دهند. اگرچه
مسیح در شب قدر + عکس و فیلم
خانه زدوده، عموگابریل و زن عمو در این پانزده روز، به اندازه ی پانزده سال پیر شده اند. زنگ خانه به صدا درمی آید و لحظاتی بعد، پسرعمویم با دو جوان که ارمنی هم نیستند، یاالله گویان وارد خانه می شوند. ظاهراً از قبل قرار بوده که گروهی امشب بیایند و مصاحبه ای تهیه کنند. نمی دانم عمو و زن عمو با این حال و روز، با چه دل و دماغی می خواهند حرف بزنند. هر چه باشد فقط دو هفته از شهادت وارطان گذشته است
هفتاد منقبت انحصاری برای امیرالمؤمنین علیه السلام از زبان خود حضرت
در دست ندارم. حضرت فرمود: خداوند تو را یاری خواهد کرد و من هرگز قصد پرداخت هیچ قسمی از بدهی ها و وعده های حضرت را نداشتم مگر آنکه خداوند آن را برایم آسان نمود تا آنکه همه دین ها و وعده های ایشان را ادا نمودم و مبلغ آن را حساب نمودم، به هشتاد هزار رسید و تنها اندکی باقی ماند که وصیت نمودم حسن آن را پرداخت نماید. 48. رسول خدا صلّی الله علیه و آله به خانه من آمد و ما سه روز بود که هیچ غذایی