خاطرات منتشر نشده بهزاد نبوی: کولر خانه مهستی را من نصب کردم! - برگزیده ها
سایر خبرها
مهتاب کرامتی: قول می دهم که پاک هستم
در پاسخ به پرسشی که درباره شباهت عصر یخبندان با فیلم ماهی و گربه ی شهرام مکری مطرح شد، بیان کرد: اگرچه از سوی شهرام برای دیدن فیلمش دعوت شدم، اما هنوز آن را ندیدم، ولی می دانم این نوع روایت غیرخطی در دنیا وجود دارد. کیایی همچنین یادآور شد: سال گذشته هنگام نمایش فیلم خط ویژه از سیستم های صوتی برج میلاد گله کرده بودم و امشب بهترین صدا را برای این فیلم شنیده ام. او به بازی مهتاب
زیر درخت پارک فردوسی چه خبر است؟
قبل لوازم داخل خودروام به سرقت رفت که با بازبینی دوربین های محل متوجه شدیم این موضوع کار 4 جوان موتورسوار بود. از آن سرقت بیش از یکسال می گذرد و حتی با وجود این که فیلم سرقت را در اختیار پلیس قرار داده ایم خبری از دستگیری سارقان نشد. چندی قبل نیز در اواخر ماه رمضان وقتی در کوچه بامشاد در حال تردد بودم از سوی 4 جوان موتورسوار با زورگیری مواجه شدم. وقتی یکی از شهروندان عبوری با خودرو این صحنه را دید
چرا آمریکا غیرقابل اعتماد است!؟
، چون این کشور بازیگر بزرگ منطقه است. از زمان سقوط شاه، ما همیشه نگران قدرت ایران بوده ایم . بنابراین در سال 1987 این قدرت را تهدیدی می دیدیم و هدف سیاست خارجی ما این بود که این قدرت را متوقف کنیم. ” او در قسمتی دیگر از گفت و گو میگوید:” می دانم که سیا بعد از جنگ هم همچنان با عراق ارتباط داشت اما آژانس اطلاعات دفاعی که من عضو آن بودم با پایان جنگ رابطه اش را با عراق قطع کرد. عملیات بسیار
گرفتاری زن ساده لوح در دام دلسوزی های مرد تبهکار
مرد شیک پوشی به بهانه پیدا کردن کار و دادن وام میلیونی دست به کلاهبرداری میلیونی زد. اواسط دی ماه سال جاری زن جوانی به دادسرای ناحیه 11تهران رفت و گفت از آنجا که همسرم بازنشسته یک سازمان دولتی است و حقوق ماهانه برای هزینه زندگیمان کم است تصمیم گرفتم برای خودم کاری دست و پا کنم به خاطر همین به دوستانم سپردم که اگر مراکز تولیدی نیاز به نیروی کار داشتند مرا معرفی کنند. چند وقت
خاطره ای از دوست شهید به بهانه تماشای خانه ای کنار ابرها
دکتر محمد سلیمانی به دیدن فیلم "خانه ای کنار ابرها" رفتم، فیلمی زیبا و نمایش دهنده حال و روز خانواده های جبهه ای در زمان دفاع مقدس. بدینوسیله از کارگردان و تهیه کننده و بازیگران آن تشکر می کنم. وقتی دو دزد جوان یعنی امیر و مسعود وارد خانه سید رسول شدند و برحسب اتفاق خبر شهادت سید رسول به آنها داده شد تا آن خبر را به خانواده بدهند. تأمل و عدم توانائی مسعود و امیر در انتقال
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/4
انتهای با خود همراه کنیم و داستان فیلم تا همین اندازه برای بدون مرز کفایت می کند. حسین عسگری در پاسخ به این پرسش که فیلم شباهت هایی به فیلم سینمایی جهنم در اقیانوس آرام به کارگردانی برومن دارد، گفت: این موضوع درست است. اما من بعد از اینکه فیلم نامه بدون مرز را نوشته بودم، به توصیه یکی از دوستان فیلم آقای برومن را دیدم و من هم متوجه تشابهاتی شدم. وی ادامه داد: درست است این دو
مرد متاهل، متهم به تعرض به دختر بیمار
ماموران اورژانس یک سال قبل به پلیس خبر دادند دختری جوان به طرز مشکوکی در خانه اش جان باخته است. خانواده این دختر مدعی بودند شبنم به دلیل بیماری صعب العلاج جانش را از دست داده ، اما آثار برجای مانده روی بدن دختر نشان می داد او مورد ضرب وجرح قرار گرفته است. وقتی تحقیقات ماموران در این خصوص آغاز شد، برادران شبنم بازداشت شدند.
جدال خونین خیاط وظیفه شناس با آدم ربایان
جوان را داشتند. آنها به من حمله کردند و با چوب ضربه ای به دستم زدند اما توانستم از دستشان فرار کنم. با اینکه آن روز مرد خیاط توانست از دست مهاجمان فرار کند اما آنها انگار قصد نداشتند از انتقام جویی دست بکشند. او می گوید: ظهر شنبه 4بهمن ماه در راه رفتن به خانه بودم که متوجه شدم 3سرنشین یک موتورسیکلت در حال تعقیب من هستند. وقتی سرم را برگرداندم دیدم 2 نفر با جوراب و نفر سوم با شال
مردی که پسرخوانده اش را آتش زد
داشته که به این ترتیب مرد میانسال بازداشت شد. مرد شصت و هفت ساله به نام محسن در جریان تحقیقات مدعی شد من خواب بودم و با صدای داد و بیداد بیرون آمدم که متوجه شدم آتش سوزی اتفاق افتاده است. مادر مقتول هم گفت: ساعت 3 بعدازظهر از منزل خارج و به خانه یکی از همسایه ها رفته بودم. پس از دقایقی از سر و صدای همسایه ها متوجه شدم که خانه ام آتش گرفته و پسرم همراه دو نفر دیگر که در
گروگانگیری زن باردار برای سرقت 3 کیلو طلا
بالای سر خود شدم. آنها با وجود آنکه متوجه شده بودند که من باردار هستم، بدون توجه به درخواستهای من اقدام به بستن دست و دهانم با چسب کرده و با تهدید چاقو و شوکر، مرا مجبور کردند تا محل نگهداری کلید گاوصندوق خانه را به آنها نشان دهم. من که نگران بودم تا در صورت هرگونه مقاومت در برابر آنها اتفاقی برای فرزندم بیفتد، به ناچار و بدون هیچگونه مقاومتی کلید گاو صندوق را در اختیار آنها گذاشتم .مالباخته در ادامه
شاهد قتل، شکنجه و تجاوزهای جنسی عدی بودم
مستقیم و بدون محاکمه به زندان انتقال یافتم. سلولی که در آن بودم، عبارت بود از یک اتاق کاملا قرمز رنگ، ساعاتی بعد همه جا را خون می دیدم. داشتم دیوانه می شدم. یک هفته بعد دوباره من را پیش عدی بردند. فرزند صدام گفت: اگر این بار هم درخواست مرا رد کنی، به خواهران کوچک تو تجاوز خواهم کرد. از روی ناچاری فورا درخواست او را پذیرفتم. یحیی عادل در ادامه گفت: چند روز بعد چندین عمل جراحی روی صورتم
نقشه پسران شرور برای تجاوز به دختر جوان
همراه فرید آمده بودند مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند. آنها حتی قصد داشتند به نامزد سهیل هم تجاوز کنند که سهیل با آنها درگیر شد و یکی از آنها با قمه او را مجروح کرد پس از آن همه آنها پا به فرار گذاشتند. شاکی به ماموران گفت که حتی قصد داشت خود را از پنجره به پایین پرتاب کند اما چون خانه فرید در طبقه سوم بود او از ارتفاع ترسید و نتوانست این کار را انجام دهد. با ثبت شکایت دختر جوان در
گردهمایی مردم و هنرمندان در خانه کشتی منصور برزگر + عکس
عزیزان می توانند به کار نیکو و خداپسندانه ای که توسط هنرمندان انجام می شود پر و بال دهند. اصغر همت بازیگر تلویزیون با ابراز همدردی با زلزله زدگان آذربایجان شرقی عنوان کرد: در خانه بودم که ناگهان زیرنویس تلویزیون توجه مرا به خود جلب کرد و از وقوع این زلزله آگاه شدم اما یک گلایه از صدا و سیما دارم که چرا موضوع به این بزرگی را کوچک نشان داد و انعکاس اخبار آنطور که باید و شاید از طریق رسانه
کلاهبرداری 20 میلیارد تومانی مرد طلا فروش با ادعای پیش فروش سکه
با قیمت دولتی فراهم می کند. من هم که تصور می کردم با این سرمایه گذاری به سود هنگفتی دست پیدا می کنم، 3 میلیارد و 800میلیون تومان برای پیش خرید سکه به شماره حسابی که او داده بود ریختم اما بعد از چند روز متوجه شدم که مرد طلافروش، همه این مبلغ را به جیب زده و با تعطیل کردن مغازه اش متواری شده است. دختر فریب خورده درحالی که بررسی ها نشان می داد طلافروش و کارمند بانک با این شگرد از 10نفر کلاهبرداری
اکران محمد (ص) در جشنواره سی و سوم منتفی شد
خیراندیش، امیرمحمد زند تشکیل می دهند. ابوالحسن داوودی کارگردان رخ دیوانه پس از چندین سال کم کاری، دوباره بر صندلی کارگردانی تکیه زد و این بار اثری خلق کرد که بنابر نظر مردم جزو بهترین های جشنواره سی و سوم محسوب می شود و رقابت نزدیکی با عصر یخبندان برای سمیرغ بلورین بهترین فیلم دارد؛ هرچند باید تا پایان روز هفتم صبر کرد و شواهد نشان داده هنوز برای قضاوت نهایی زود است. با
قتل با ضربات کلنگ فقط برای 35هزار تومانی
داشتم تا قبل از خواب به حمام بروم، متوجه شدم که برخلاف همیشه اسماعیل آن شب را در ساختمان مانده است؛ به اتاقک نگهبانی رفته و سعید را در حال استراحت دیدم و با دیدن اسماعیل بلافاصله تصمیم به گرفتن انتقام و فرار گرفتم و به همین علت تمامی لباس ها و وسایل خود راداخل دو کیف دستی قرار داده و در حالی که اسماعیل کاملا در خواب بود، ابتدا با کلنگ ضربه ای به سرش زده و بلافاصله چند ضربه چاقو نیز به صورت و گردنش
رخ دیوانه ثمره ی شش سال بیکاری در سینما است
نامه نویس فیلم رخ دیوانه گفت: من تقریبا هفت سال پیش شروع به نوشتن فیلم نامه کردم و بعد از یک سال آن را به آقای داودی دادم زمانی که آقای داودی فیلم نامه را خواند چند پیشنهاد به من داد و من هم بعد از فکر کردن در مورد نظرات آقای داودی تصمیم گرفتم که تغییراتی را در فیلم نامه بدهم که به نظر من درست و به جا بود. وی در مورد پیشنهادات داودی افزود: فیلم قبلا قرار بود یک فیلم سه اپیزودی باشد که
من نسرین، 11 انقلابی را کشتم + عکس
بود، اما در حال حاضر توسط انقلابیون لیبی دستگیر شده و نگران از انتقام انقلابیون است. بنا به گفته نسرین و پزشکان او، نسرین تحت فشار و اجبار مجبور به شلیک شده است، او حتی از سوی یکی از مسولان درجه بالای ارتش لیبی که مامور محافظت از جان قذافی بود مورد تجاوز قرار گرفته است. نسرین عنوان می کند اقداماتی را که در زمان قذافی انجام داده بودم را به آن ها گفتم و آن ها نیز عصبانی شدند. من نمی دانم
فسادهای جنسی و اخلاقی فرح دیبا
را (که زیر نظر فرح اداره می شد) به عهده می گیرد، تا آنگاه که در سال 1355 مستقیماً وارد تشکیلات دفتر مخصوص فرح می شود و به عنوان منشی مخصوص او در امور بین المللی بکار می پردازد. نام کتاب خاطرات وی به خوبی گویای محتوای آن است. صمیمی در کتاب خود مسائل متفاوتی را از زندگی خاندان پهلوی بیان می کند. مطالبی که اگر در زمان حکومت این خاندان در ایران منتشر می شد، مصادف بود با فاجعه ای برای رژیم
شمس لنگرودی: من منزوی نیستم/ گفت وگو با شاعری که بازیگر شد
دلیل سراغ سینما رفتید؟ لغت انزوا شاید انتخاب خوبی نباشد اما در ادبیات شما مجبور به خلوت گزینی هستید چون داستان و شعر در تنهایی شکل می گیرد. برخلاف سینما و موسیقی که تو مدام بیرونی و در ارتباط با گروه اما برای نوشتن و خلق شعر و داستان تو باید در خلوت قرار بگیری و همه کاره خودت هستی. من بعد از سی چهل سال کار در حوزه ادبیات احساس کردم باید فضایم عوض شود چون ذاتا علاقه ای به خستگی، بطالت و
از مبارزی که اولین بار عکس امام را در شهربانی نصب کرد تا دوستانی که به فاصله یک روز از هم به شهادت رسیدند
اعتراضی به خیابان آیت الله کاشانی (خیابان شاه سابق ) آمدند و با ورود ارتش، راهپیمایی مردمی به صحنه اعتراضات مبدل گشت. مردم به سینماها هجوم بردند و ما هم به همراه شهید صادق چند مغازه مشروب فروشی را به آتش کشیدیم. رستمی گفت: این راهپیمایی تا ساعت 8 شب روز یک شنبه 9 مهرماه طول کشید و یک ساعت بعد هنگامی که تظاهر کننده ها به سفارش شهید صادق به منازل خود برگشته بودند یک ستوان شهربانی و مامور ساواک
بدل اندازی با کارت های سوخته عابر بانک
هم کارت عابر بانک و رمزم را به او دادم و او عملیات بانکی را برایم انجام داد. وقتی پول ها را گرفتم و به خانه بازگشتم تازه متوجه شدم که کارت عابربانک مال خودم نیست. وقتی به بانک مراجعه کردم فهمیدم که جوان مذکور کارت سوخته ای را به من داده و همان روز هم همه موجودی حسابم خالی شده است. این گزارش حاکی است: چند روز بعد هم مرد دیگری با مراجعه به پلیس شکایت مشابهی را مطرح کرد. او به
روایت رفیق دوست از 10 چک بابک زنجانی
محسن رفیق دوست از آخرین لحظات بابک زنجانی، قبل از بازداشت در سال 88 می گوید: ایشان 10 فقره چک 10 میلیارد تومانی از برخی اشخاص آورده بود که بنده جهت وصول تعدادی از آنها با او کمک کنم که احتمالا برای همان ها بازداشت شده باشد. ساعت 100 میلیون تومانی اش حالا احتمالا در بخش امانات زندان باشد. بابک زنجانی که با خنده حرف می زد، حالا به روز گریه افتاده است: من تاکنون 12 کشتی نفت برده ام و
مرد جوشکار، طراح گروگانگیری 6 میلیاردی تاجر آهن
، گروگانشان را رها کردند و متواری شدند. دستگیری پس از فرار تاجر آهن تنها چند ساعت پس از آدم ربایی آزاد شد و اطلاعات مهمی در اختیار پلیس قرار داد. او گفت: زمانی که آدم ربایان مرا به گاراژ متروکه بردند، به باد کتک گرفتند و مجبورم کردند که کارت عابربانکم و رمزش را در اختیارشان قرار دهم. آنها می خواستند از طریق حساب عابربانکم مبلغ درخواستی شان را از خانواده ام بگیرند اما وقتی که پلیس
ناگفته های اقتصادی در فرایند انقلاب اسلامی
بیماری که فقط باید به او فرض کنید [از] یک قرص یک میلی گرم بدهید، یک دفعه یک کیلو از آن قرص بدهید، خب جا به جا می میرد. از نقطه نظر اقتصادی یک مسئله روشنی بود. در ایران هم بعد از افزایش قیمت نفت، خب شما یک مرتبه روبرو شدید با یک تورم در مملکت. تورم در 1975، تاریخش را خوب یادم هست، در حدود 25 درصد بود. کشوری که تورمش در تمام دوره ای که ما میزان رشد بالا داشتیم، بین یک و نیم تا دو درصد
با موتور به سفر شمال کشور رفتم/ وقتی یک خبرنگار سر سروان رژیم پهلوی کلاه گذاشت!
زنان مومن مراسم را در خانه برپا می کردند. قبل از انقلاب اقوام و دوستان زیادی داشتیم که به خاطر مخالفت با مسئله بد حجابی و دیگر کارهای فساد رژیم پهلوی مورد دستگیری قرار گرفتند و در زندان های اهواز، شیراز و برازجان سال های طولانی زندانی بودند که بعد از پیروزی اننقلاب آزاد شدند. خبرهای درباره انقلاب را چگونه به روزنامه های کشوری می فرستادید؟ در آن زمان که مردم اعتصاب
مجرم سابقه دار طایفه فیوج بار دیگر دستگیر شد/ گمراه کردن ماموران با 5 اسم مختلف + عکس
دور شد؛ پس از خوردن نهار بود که متوجه شدم مبلغ 700 هزار تومان از من سرقت شده است . مالباخته ای دیگر نیز در اظهاراتی مشابه عنوان کرد که متهم با همدستی راننده یک دستگاه خودرو پژو 405 دلفینی رنگ اقدام به سرقت مشابه از او کرده و از وی مبلغ 600 هزار تومان سرقت شده است. راننده یک دستگاه خودرو کامیون نیز پس از شناسایی متهم به کارآگاهان گفت: حدودا ساعت 15 مورخه سوم مرداد ماه با خودروی
جزییات حمله به دانشجوی محجبه ایرانی
تمسخر لفظی آنان تبدیل به تماس فیزیکی برای کشیدن حجاب من و حتی زدن مشت و لگد تبدیل شد... من هم چاره ای نداشتم جز اینکه بدون درگیری تلاش کنم حجاب خود را حفظ کنم که سرانجام با چند مشت و لگد به زمین افتادم و سر و صورتم خونی شد. خانم کاظمی گفت: در نهایت این چهار نفر وقتی سر و صورت خونی مرا مشاهده کردند، پا به فرار گذاشتند و من به کمک چند خانم دیگر به خانه منتقل شدم. آقای 'بشیر بی
رد سال ها مطالعه و عشق به ادبیات و هنر در فرزانه موج می زد
توپ صدا کرد گفت: تابستان همان سال بود که فرزانه برای سفر کوتاهی به ایران آمد و دیدار اولمان در هتل اینترکنتینانتال، لالۀ فعلی بود. از ترجمه گفتیم، از نوشتن گفتیم، حتی یادم هست که برای فیلم احتمالی صد سال تنهایی هنرپیشه هم انتخاب کردیم: آنتونی کویین، جورادو، ایرنه پاپاس...! بعد از آن دیگر فرزانه را ندیدم و تنها چند نامه کاری با هم رد و بدل کردیم و یکی دو کتاب دیگر هم برای ما ترجمه کردند، از جمله
از کپی اعلامیه های امام(ره) در گندم زارها تا ریختن کود حیوانی بر سر مبارزان انقلاب
زمان با سن کمش سهمی در مبارزات انقلاب داشته است، اکنون با خاطراتش ما را به حال و هوای آن زمان برد: انقلابها از زمان پیامبر(ص) وجود داشت، زمانی که بر سر مبارک پیامبر(ص) خاکستر ریختند ، وقتی حضرت علی(ع) را 25 سال خانه نشین کردند. در واقع همیشه دو گروه خوب و بد وجود داشته که عمدتا تعداد گروه بد بیشتر بوده است. *ما آن زمان در رابر زندگی می کردیم زمانی که حضرت امام(ره) گفتند یاران من