طنز؛ مشکل زود عاشقی! - جوان ایرانی
سایر منابع:
سایر خبرها
گفت وگوی با شمایل پوش نقش محمد رسول الله(ص)
نداشت یکی دو روز که رفته بودیم روی اسب نمی توانست درست بنشیند و پاهایش به بدن اسب ساییده می شد. بعد از تمرین در خانه بدنش را ماساژ می دادم که دردش کمتر شود. یک بار که از اسب افتاده بود به ما گفت اما بقیه افتادن ها را نگفته است. باز هم از روی اسب افتادی؟ بارها از روی اسب افتادم و حتی از روی شتر هم افتادم. بر اساس گفته آقای مجیدی شتر کوچکی در اختیار من قرار داده بودند یک بار شتر رم
ندا ملکی:دخترم چادر را خودش انتخاب کرد
والدین و اطرافیان توقع داشتند حتما در رشته پزشکی تحصیل کنم اما بعد از کنکور و کسب رتبه خوب و با وجود اینکه رشته ام علوم تجربی بود، اولویت رشته ها را کارشناسی علوم قرآنی که یکی از رشته های نیمه متمرکز بود، زدم. پس از قبولی در رشته کارشناسی علوم قرآنی دانشکده علوم قرآنی تهران، برخی نزدیکان مان ناراحت شدند و می گفتند تو باید پزشکی بخوانی اما من تصمیمم را گرفته بودم. در مصاحبه هم بین 80 نفر، چهارم
ما با همه ی دنیا ارتباط داریم اما زیر بار حرف زور نمی رویم/ با چنین نگاهی از سوی آمریکا که ما آقا باشیم ...
گروه استانی تیتریک ، حجت الاسلام علی اکبر ایمانی امام جمعه شهرستان فردیس در گفتگو با خبرنگار فردیسان در رابطه با مذاکرات هسته ای با آمریکا و مقایسه این موضوع با مبارزات ائمه (ع) گفت: در بحث مذاکرات یک نگاه حد وسط وجود ندارد و بعضی افراد تندتر از آن چه که رهبری فرموده حرکت می کند و انسان در چنین شرایطی غربت و مظلومیت ائمه را می فهمد بعضی افراد که تندرو هستند در سلام بر امام حسن (ع) می
قاتل: از خانواده مقتول عذرخواهی نمی کنم!
روزنامه خراسان: اتهامم را قبول دارم و هیچ دفاعی هم ندارم! از خانواده مقتول هم معذرت خواهی نمی کنم چرا که این معذرت خواهی دردی را دوا نمی کند! حالا که همسرم هم قصد دارد از من طلاق بگیرد دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم! البته او حق دارد چرا که من شوهر خوبی نبودم، پدر خوبی هم برای فرزندش نیستم. این ها بخشی از اظهارات عامل جنایت بی رحمانه در پلاک 47 است که چهارشنبه گذشته به همراه همسرش در
معانقه آخر شهید اشرفی اصفهانی با امام(ره)+عکس
امام دستور دادند که عکسی به اتفاق ایشان بگیرند که تا آن روز آن حالت نشستن سابقه نداشت. بعد از اینکه از خدمت امام مرخص شدیم، شهید خیلی خوشحال بودند و فرمودند: من احساس می کنم این آخرین ملاقات من با امام بود چون امام این بار با من دو بار معانقه کردند و دوباره مرا در آغوش کشیدند. *2 ساعت قبل شهادت دیشب خواب دیدم که آیت الله مدنی، آیت الله دستغیب و آیت الله صدوقی آمده بودند سراغم و
20 جمله رهبر انقلاب درباره عزاداری ماه محرم
برای مردم بیان کنید. 1372/03/26 6- اگر برای ذکر مصیبت، کتاب نَفَس المهمومِ مرحوم محدّث قمی را باز کنیدو از رو بخوانید، برای مستمع گریه آور است و همان عواطفِ جوشان را به وجود می آورد. چه لزومی دارد که ما به خیال خودمان، برای مجلس آرایی کاری کنیم که اصل مجلس عزا از فلسفه واقعی اش دور بماند؟! 1373/03/17 7- وقتی شعر را می خوانیم، به فکر باشیم که از این شعر ما ایمان مخاطبان ما زیاد
رامین پرچمی از حوادث 88 و دستگیری اش می گوید
ماجرای خوانندگی اش هم می گوید: کلا مثل بازیگری خواندن هم برایم جذابیت داشت. همیشه دوست داشتم آواز بخوانم و کنسرت برگزار کنم. مطمئن باشید اگر یک روز آن طرف می رفتم وارد بخش سیاسی VOA نمی شدم؛ یکی مثل اندی یا حتی داوود بهبودی می شدم. پارسا پیروزفر باید یک جمله را 30 بار تمرین می کرد و من بدون تمرین بازی می کردم رامین پرچمی درباره پارسا پیروزفر هم بازی اش در سریال در پناه تو و
طارمی: همه می خواستیم برای هانی کاری کنیم/ به هادی و خانواده اش بدهکار بودیم
. این روزها همه بار تیم روی دوش اوست.در مراسم هادی هم برادروار سنگ تمام گذاشت. هم او و هم رضا نورمحمدی و هم دیگران. خوشحالم که بزرگانی مثل او در تیم مان داریم.موضوع خاصی نبود و پایم کمی درد داشت. *حرف نگفته ای باقی مانده؟ هادی رفت.کاش از رفتن او درس گرفته باشیم که دنیا ارزش ندارد به خاط مسائل واهی و پوچ دل همدیگر را بشکنیم.هنوز نتوانسته ام رفتن او را باور کنم.
خادم حسین ع از خودش دم نمی زند
که ضبط شده و منتشر می شود را یک روز بعد از زیارت عتبات عالیات خوانده است. شاید حلاوت این دعای عهد و تأثیرگذاری آن بر قلب ها، دلیل همان زیارت امام حسین علیه السلام باشد. با وجود این، شنیدن نحوه دعاخوانی آن از زبان حاج محسن شنیدنی است؛ ماجرا از این قرار بود که اردیبهشت سال 77 برای نخستین بار به زیارت عتبات عالیات مشرف شدم. آن زمان دورانی بود که صدام ملعون در عراق پابرجا بود و برای ورود به عراق باید
حجاریان: اصلاح طلبان تا انتخابات هیچ کاری به لاریجانی ندارند
مشکلات را حل کند. باید جنس بیاید، مواد اولیه بیاید. تحریمهای ایالات آمریکا و شورای امنیت و ... تعلیق شده و ممکن است در جریان راستی ازمایی خللی ایجاد شود و برگردد سرجایش. یعنی وضعیت کاملاً شکننده است.لذا حتما دولت مشکلاتی خواهد داشت. اما مسئله اینجاست که الان امید وجود دارد. قبل از دولت روحانی، امید هم نبود. الان حداقل امیدی ایجاد شده است که وضعیت بهتر شود. دولت و کابینه هم تلاش می کنند.
نذری برای سلامتی شهید
خالی مادر آن روز که برای تهیه گزارش به خانه شهید خشم فر رفتیم مادر شهید در خانه نبود. آقای خشم فر، پدر شهید می گفت: چند روز پیش حالش بد شد و او را به بیمارستان بردیم. همسرم بیماری قند دارد، کلیه هایش مشکل پیدا کرده، مجبور است انسولین تزریق کند. در کنار بیماری قند مشکلات دیگری هم برایش به وجود آمده. مثلا چشم هایش به شدت کم بینا شده و دیگر نمی تواند چهره افراد را تشخیص دهد. پدر شهید نگاهی
از عمار یاسر حس خوبی گرفتم
کردیم، در واقع 90 درصد کارهای تلویزیون. *غیر از مرحوم مانی، بیشتر با کدام مدیر دوبلاژها همکاری داشتید؟ اوایل بیشتر با مانی کار می کردم و بعد از آن با مرحوم مرادی و بعد از آن ، آقایان باممدوح، افشارو... بقیه دوستان را به خاطر ندارم. * سؤالی پیش می آید، وقتی فیلم های قدیمی تر شما که درمقام گوینده کار کردید (یعنی از سال 48 تا 1360 را دنبال می کنیم)، با وجود شاخص بودن
حسن معجونی؛ ریلکس ترین بازیگر ایران
کینگ کونگ بود، خیلی کوچک بودم و آن را فقط یک بار دیدم. دومین فیلم زندگی ام پاپیون بود که آن را 8بار دیدم، حتی از خانه فرار می کردم و می رفتم آن فیلم را می دیدم. اصلا نمی دانستم چه چیز آن کار مرا جذب کرده، شاید تنهایی یک مرد بود. بعد از آن در تمام این سال ها دیگر پاپیون را ندیدم! حال و هوایی که در فیلم بود برایم عجیب و دوست داشتنی بود. مگر می شود آثار بزرگ و خوب سینما را از یاد برد؟
رامین پرچمی: جرمم اقدام علیه امنیت ملی بود
دیده ام. با لعیا زنگنه بعد از بیست سال، دو هفته قبل صحبت کردم. آن زمان بچه اش کوچک بود و در بغل من اما الان همان بچه دخترخانمی شده که او را با یک غریبه اشتباه می گیرم. اگر به آن طرف می رفتم یکی مثل اندی می شدم یا داوود بهبودی وی درباره ماجرای خوانندگیش که اخیرا با خواندن یک قطعه در کانون توجه قرار گرفته است، می گوید: کلا مثل بازیگری خواندن هم برایم جذابیت داشت. همیشه دوست
برای ریاست جمهوری رای ندادم!/ در آنالیا ترکیه خانه دوبلکس خریدم هفتصد میلیون تومان/ به هیچ وجه از بیان ...
بنده تحت توهین به هیچ عربی حتی عرب های سعودی را نداشتم زیرا در عربستان هم شیعه وجود دارد و آن ها برای ما مقدس هستند گفت: من قصدم پاسخگویی به آن پدر و پسری بود که به من گفتند تنها دخترت را به ما بده تا هم قدش به تو طلا می دهیم . رشیدپور: شما در زمانی این حرف را زدید که با توجه به حادثه منا یک جوی به وجود آمده بود و طبیعی بود این قضیه تعمیم داده شود؟ قطعا به خاطره حادثه منا
پسر نوجوان قربانی انتقام خواستگار مادر
/> اعتراف به قتل متهم به قتل در اظهاراتش گفت: از آشنایان خانوادگی مقتول بودم. با توجه به این که او پدر نداشت، سعی می کردم همیشه به او محبت کنم و در کارهای خانه شان به مادرش کمک می کردم. در جریان رفت و آمد به خانه آنها به مادر حسن علاقه مند شده و این موضوع را به او گفتم، اما او علاقه ای برای ازدواج نشان نداد تا این که متوجه شدم فردی به خواستگاری اش آمده و قرار است با وی ازدواج کند. شعله های
آب کارتی به تهران هم می رسد
نوع آلاینده ها تغییر کرده. انواع سمومی که در محیط دارد دفع می شود، انواع روغن هایی که برای خودروها وجود دارد، بخشی از آن به محیط برمی گردد، توسط چاه های جذبی فاضلاب به خاک برمی گردد، یا توسط باران به سفره های آب نفوذ می کند. فرهنگ مردم هم در خصوص آب تغییر کرده. عکس های قبل از انقلاب را که نگاه می کنیم، خبری از حمام داخل خانه ها نبود. هفته ای یک بار به حمام عمومی می رفتیم، با سفیداب و صابون برگردان
ارتباط سعادتی با ترور کچویی ثابت شده بود
و سر و صورت و لباس هایش را جوهری کردیم. با تمام این اذیت و آزارها او دست بردار نبود و به تبلیغ خود از رژیم شاه می پرداخت. از دستگیری های کچویی چه خاطراتی دارید؟ او را خیلی شکنجه می کردند ولی او اطلاع و خبری از من درز نمی دهد، البته امکان دادن آدرس هم نداشت، چرا که تماس های من با او یکطرفه بود. اما می توانست برخی از رفقای مرا لو بدهد که نداد و به خاطر من مقاومت کرده بود. بعد
شاه گفت به جان مصدق آسیبی نرسد
که در آن ایام دکتر مصدق به هیچ وجه از منزل خود خارج نمی شد و حتی از رفت وآمد در حیاط و محوطه منزلش خودداری می کرد و بار ها اظهار داشته بود که جان من در مخاطره است. به هر حال آن شب تقریبا تا سه ساعت بعد از نیمه شب به بحث و مذاکره درباره برنامه روز بعد پرداختیم. بعد به دستور پدرم من به وسیله تلفن به عده ای از نزدیکان و آشنایان اطلاع دادم که ساعت 7 صبح به باغ آقای مقدم یعنی محل اقامت ما
سعادتی ماه ها تحت نظر بود تا دستگیر شود
بنده و... ارتباط داشت که همه عضو موتلفه بودیم یعنی با موتلفه ارتباط نداشت و عضو آن نبود؟ کچویی در جلسات ما شرکت می کرد و در جریان جزئی ترین برنامه ها و تصمیمات ما بود. ما که هر کسی را همین طور بین خودمان راه نمی دهیم. کچویی در برنامه های ما شرکت می کرد و در شاکله تشکیلات ما هم حضور داشت بعد این یعنی عضو موتلفه نبوده است؟ پسر ارشد ایشان نقل قولی از مادرشان می کرد که روزی شهید کچویی با برگه
شرایط بر اعضای حزب جمهوری اسلامی سخت شده بود
بعد هم با ماموریتی که ایشان به بنده دادند یک سالی را از تهران به بخشی از استان خراسان که این روزها با نام خراسان جنوبی نامیده می شود رفتم. در آنجا اختلافاتی وجود داشت که ممکن بود مسائلی را رقم بزند. به همین خاطر خیلی در جریان مسائل نبودم اما در همان زمان مسائلی را از تهران به من می گفتند که نقل خواهم کرد. در آن زمان به دلیل اینکه تازه انقلاب شده بود و گروه ها خیلی فعال بودند مسائلی که
حزب جمهوری اسلامی معبد شهید بهشتی بود
/> بله. شهید بهشتی تمایل داشت از همه ظرفیت ها استفاده بشود و مایل نبود افراد به دلیل وجود اختلاف نظرهای جزئی کنار گذاشته شوند. من خاطره ای از آیت الله موسوی اردبیلی که بعد از انتخاب آقای جلال الدین فارسی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، از حزب کنار رفتند برای شما نقل کنم. من یک بار از ایشان سؤال کردم که چرا شما از حزب جمهوری اسلامی کناره گیری کردید؟ ایشان فرمودند که شهید بهشتی می توانست با افرادی که
ملکم ستیزان ایدئولوژیک
ای که تاکید عمیقی بر بیداری انسان ها داشت و می پنداشت بدون آزادی و خودانگیختگی هیچ جامعه ای ارزش واقعی ندارد. ( 4) با این حال ملکم خان شاید خیلی زود دریافت که عملی شدن افکاری از جنس روسو در ایران - که در همان غرب نیز باعث کژنمایی و گمراهی های بسیار بوده است – در ایران قرن نوزدهم ناشدنی و کم اثر خواهد بود. از این رو به صورت عمده کوشید تا دیدگاه های عملی و کاربردی تر مدرنیته که در جامعه آن روزگار
ناگفته های جنجالی و دیپلماتیک صادق خرازی
با آقای هوشنگی اختلاف مالی یا سلیقه داشته باشم. هر چه ایشان فحش دادند نگاه کردم، گوش دادم، برایش دعا کردم که خداوند صحت و عمرش را طولانی کند و منصف باشد. وقتی چیزهایی که از ایشان نمی پسندم می بینم هیچ حسی به عنوان انتقام در من به وجود نمی آید. خوبی هایش را بیشتر می بینم و برایش دعا می کنم. هر موقع مشکلی داشته باشد برای رفع مشکلش هر کاری می کنم. - دفتر ساختمان سفارت ایران در فرانسه را
دفاع بهزاد نبوی از سیاست های اقتصادی دوره جنگ
عرضه بود. هنگامی که من در صنایع سنگین کار می کردم هیچ یک از کالاهای تولیدی صنایع سنگین، بازار سیاه نداشت غیر از اتومبیل سواری که آن هم داوطلبانه و با سیاست های خود دولت حدود 50 هزار رنو و پیکان بود که اهمیتی نداشت چون کالای اساسی نبود. یادم می آید که رشد نرخ تورم در سال 64 در سال های بعد از انقلاب به پایین ترین حد ممکن رسید، حدود 6.9 دهم درصد. بعد از آن یک سال در دولت آقای هاشمی که 8 و
گفت وگوی تاریخ ایرانی با علی فردوسی: ما امروز به ملکم نزدیکتریم
گفته خودش، سوای یک جفت نعلین و یک مجلد مدارک به خط نحس خود ش چیزی نداشت، چنان ثروت و قدرتی به هم رسانده بود که تنها در همین شهر مالک بیش از دو هزار باب دکان بود؛ و نه تنها هیچ وقت به دیدن حاکم اصفهان نرفت، بلکه حاکم اصفهان هر وقت که خدمت ایشان شرفیاب می شد در دم در سلام می کرد و می ایستاد و بسا بود که آن جناب ملتفت نمی شد؛ بعد از ساعتی نگاه می کرد او را اذن جلوس می داد، و تواضع نمی کرد. قصص العلما
علیزاده طباطبایی: نصف بودجه کشور صرف جنگ می شد
عالی دفاع مطرح شد. امام دستورش را دادند و بخشی از این را بدون تصویب مجلس با امضای آقای زنجانی، نوربخش و مهندس موسوی از خزانه برداشت کردند. دستور مستقیم امام را داشت که بعد هم پرونده ای شد برای آقای زنجانی و نوربخش در دیوان محاسبات و بارها و بارها مورد مواخذه قرار گرفتند. ولی به آن صورت نبود که چنین منبعی وجود داشته باشد. در اواخر سال 65 بود که آن هم زمانی بود که بحث تجهیز آن 500 گردان را نتوانستیم
مرز تقیه تا کجاست - تقیه در آیات و روایات
نباید کافران را به جای مؤمنان به دوستی و سرپرستی خود برگزینند مگر این که از آنان بپرهیزند و تقیه نمایند. 2- مَن کَفَرَ بِاللهِ مِن بَعدِ إیمانِهِ إِلاّ مَن اُکرِهَ وَ قَلبُهُ مُطمَئِنٌّ بِالإیمانِ ... (نمل16، 106). هر کس پس از ایمان به خدا، کافر شود (عذاب بزرگی در انتظارش است) مگر این که مجبور شود در حالی که قلبش به ایمان اطمینان دارد. مفسران در شأن نزول آیه می نویسند: ابی عبیده
شغلی کاذب اما پر درآمد
سینی ها، جعبه های دستمال کاغذی و جا قاشقی های نقره ایش از طبقه زیرین چرخ دستی و چیدن آنها است می ریزد. این زن دستفروش در حالی که اجناس خود را بر روی چرخ دستی می چیند به سوالات من پاسخ می دهد و عرق هایش را با روسری اش پاک می کند. زهرا مدام تکرار می کند تو رو خدا چیزی ننویسی که ما را از نان خوردن بیندازی، از او پرسیدم چرا بساطت را آن سوتر جایی که آفتاب نیست پهن نمی کنی می گوید که
نخستین برپاکننده مجلس امام حسین(ع)
راه افتاده بودند، مقداری گِل از سر یکی از بچه های عزادار دسته که به علامت عزاداری، گل به سر خود مالیده بود برداشتم و به چشم خود کشیدم. در نتیجه، چشمانم دید و نور خود را باز یافت و دردش تمام شد .(16) به همین دلیل، ایشان تا پایان عمر شریف خود، با وجود سن زیاد، به عینک و یا جراحی چشم نیاز پیدا نکرد. درباره علامه امینی(ره) صاحب کتاب الغدیر نیز گفته اند: او از محبین کامل و عاشق آل محمد(علیهم