اشک مادر شهید بر مظلومیت هاشمی - هاشمی رفسنجانی
سایر منابع:
سایر خبرها
چرا ماه محرم را محرم الحرام می نامند/ دلیل حرام بودن 4 ماه قمری
، بیشتر از دیگران است. چطور می توانیم این تبیین به ظاهر را اثبات کنیم؟ اوّلاً همان طور که می دانید و در سال های گذشته هم بیان کردم: مادر یزید (میسونه)، یهودی و فاحشه بود که در زمان جاهلیّت، درب خانه اش پرچم می زد - این ها رسمشان بوده و ابایی هم نداشتند و در تاریخ هم ثبت شده است که برخی بر درب خانه هایشان پرچم می زدند که اینجا خانه فاحشه است و این طور کاسبی می کردند - در یک شبی که عمروبن
عاشورا چه تاثیری در زندگی انسان معاصر دارد؟/ تحلیل دو برادر از نبرد همیشگی خیر و شر
هابیل و قابیل را بیان می کند. در این نبرد، جبهة کوچک خیر در برابر جبهة کوچک شر قرار می گیرد. گسترة این نبرد محدود است. میان دو برادر که از یک پدر و یک مادر هستند، نبرد روی می دهد. قابیلْ هابیل را می کشد. هابیل در زیرِ خاک دفن می شود. نبرد از همان لحظة اول رنگ خون به خود گرفت. این نبردِ سخت که آغاز شد، از همان زمان تا به امروز و تا ابد، تجربه ای در اختیار انسان قرار داد. از آن زمان به بعد
واگویه های فرزند از شهید جاویدالاثر/من پدرم را از بوی پیراهنش می شناسم
رهبر کبیر انقلاب و دفاع از مرز و بوم ایران اسلامی جانانه جنگیدند و برخی جام شهادت را سرکشیدند؛ در این بین هستند بزرگ مردانی که با گذشت دو دهه هنوز پیکر پاک شان به آغوش مام میهن بازنگشته است. برحسب وظیفه پای سخنان مادر و دختری می نشینم که بیش از 30 سال است که دیگر حسرت دیدار همسر و پدر خود را ندارند؛ همسری که پیکرش هرگز قرار نیست بازگردد و پدری که هیچ وقت لبخند زیبای دخترش را ندید. 'سمیه روشن رای
مادری که در یک روز 2 فرزندش به شهادت رسیدند
: شما چی پدر؟ حاج آقا گفت: شما سرباز امام زمان (عج) هستید، اجازه شما در دست ما نیست. بعضی وقت ها اتفاق می افتاد که کل فرزندان پسرم در جبهه بودند، خانواده ما یک خانواده رزمی بود. شما چه احساسی در هنگام شنیدن خبر شهادت فرزندان تان داشتید؟ خب، این طبیعی است که بعد از شنیدن خبر شهادت فرزندانم ناراحت و غمگین شده باشم، ولی این ناراحتی بدون ندامت و تاسف بوده است، در ناراحتی ما احساس
گول فرهنگ غرب را نخورید
موقعیتی بودم که زمینه وجودم آماده پذیرش هر گونه بذری بود با واژه های خدا اسلام، ایمان ... و شهادت آشنا کردی و انقلاب را علیرغم مخالفت تمام دشمنان اسلام به پیش آوردی و من مسکین نیز همانطور با پیشروی رود خروشان انقلاب مانند سنگریزه ای در کف رود به پیش آمدم تا مجددا نعمتی دیگر را عنایت فرمودی و جنگ را که زنگ خطری بود تا ما را که بعد از انقلاب می رفتیم که به سستی کشانده شویم به خود آورد، به ما ارزانی داشتی
سرمقاله های روزنامه های 27 مهر؛ روز اجرای برجام
بسیاری است. این مساله که طرفین مذاکره کننده گام به گام در حال نزدیک شدن به مسائل تفاهم شده هستند، برای همه طرفین و همچنین جامعه جهانی حایز اهمیت است زیرا اجرای برجام موجب تقویت و گسترش صلح و امنیت جهانی می شود و در مقابل، عدم اجرا یا شکست آن، نتایجی بسیار خطرناک برای جامعه بین الملل خواهد داشت. روز گذشته و پس از 90 روز از تصویب قطعنامه 2231 در شورای امنیت سازمان ملل، طرفین مذاکره کننده طبق جدول
خانم ها! با شک و تردید جواب بله ندهید
مشاور در این حوزه بسیار فعال است. او می گوید قرار نیست تنها با انجام این تست بفهمید که به هم می آیید یا خیر، بلکه انجام تست و مشاوره بعد از آن راهکاری مناسب است برای آگاهی دادن به آنهایی که قصد ازدواج دارند. پس در روزهای آشنایی قبل از ازدواج در کنار اینکه درمورد اهداف آینده، برنامه ریزی برای زندگی مشترک و. . . صحبت می کنید یادتان باشد یکی از شروط ازدواج تان هم انجام تست و مشاوره قبل از
سرمقاله روزنامه های صبح ایران
نخست انقلاب و مقابله با سازمان ها و گروهک های تروریستی، دفاع جانانه 8 ساله از تمامیت ارضی کشور در مقابل حمله نظامی عراق به سرکردگی صدام و حامیان غربی اش، مبارزه با گروه های افراطی منطقه از القاعده دیروز تا داعش امروز و نمونه هایی از این دست، همگی برگ هایی از تاریخ مبارزاتی عزتمندانه ایران در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که با خون فرزندان پاک این ملت نگاشته شده است. در واقع مقابله با
از روی دست بزرگ ترها
هر کسی، ازجمله مادرها و مادربزرگ های ما بخواهند زمانی را برای ادای دین خود و پخت غذای نذری درنظر بگیرند، اطعام عزاداران حسینی را در اولویت قرار می دهند و به این ترتیب، دهه اول ماه محرم و البته مناسبت های دیگر ماه های محرم و صفر همچون سالروز شهادت امام سجاد علیه السلام، اربعین حسینی و سالروز رحلت پیامبر اسلام، کشور را پر از غذاهای نذری هیئات و نذری های خانگی می کند. پدربزرگ ها و مادربزرگ ها که به
بنیاد در آینه مطبوعات
... شوشتری پسر ارشد شهید شوشتری است. پس از سال ها جدایی از پدر با او به گفتگو نشستیم و خاطرات ریز و درشت کودکی، نوجوانی و جوانی او با پدر را مرور کردیم. آفتی برای شکرگذاری رفتار پدرم با مردم محل زادگاهشان آن قدر با وسواس بود که وقتی ایشان را می بردیم می گفتند که در جاده خاکی خیلی آهسته بروید که خاک نکنید. در مورد روحیه متفاوت ایشان یک چیزی بگویم خیلی چیزها دست شما می آید. ایشان در منطقه
نکاتی جدی برای زوج های بچه داری که جدا شده اند
در گذشته، خانواده خود را موظف می دانست که برای تامین آرامش و سلامت روانی فرزندان حرفی از علل جدایی به میان نیاورد اما امروزه روان شناسان معتقدند که شرح علل جدایی تا حدی می تواند از آسیب وارده به کودک بکاهد. صحبت کردن درباره این موضوع باعث تقویت رابطه پدر و مادر با فرزندشان می شود. به گزارش ایسنا، روان شناسان برای مواجهه منطقی کودکان با طلاق والدین و کاهش عوامل آسیب زای زندگی تک والدی
ست کردن لباس پاییزی به سبک آنجلینا جولی
ست لباس پاییزی به سبک آنجلینا جولی Anjelina Jolie آنجلینا جولی پیت Angelina Jolie Pitt متولد 4 ژوئن 1975 بازیگر آمریکایی، طراح جواهرات، خیر مدرسه ساز در کشورهای محروم و سفیر حسن نیت سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است. او بارها و بارها توسط مجله ها و مراسم های مختلف به عنوان زیباترین، جذاب ترین و بهترین مادر بازیگر و ... انتخاب شده است. هم چنین او توانسته سه بار جایزه گلدن گلوب، دو
جایگاه تعلیم و تربیت از منظر رهبر انقلاب
را در هر کشور به دست می گیرند تا نسل جوان را فاسد و تباه سازند.رهبر انقلاب دراین باره می فرماید"امام بزرگوار ما در یک حادثهی مهم جنگی - که خیلی از شماها آن وقت شاید متولد هم نشده بودید - در قضیه ی یکی از عملیات که پیروزی ای به دست رزمندگان آمده بود، یک پیامی دادند. در آن پیام این نکته وجود داشت که فتح الفتوح انقلاب اسلامی، تربیت این جوانهاست. همه توقع داشتند که امام بگوید این پیروزی ای که شما به
شاید این مصاحبه هم چاپ نشود
شبه رییس شوید، چگونه یک شبه پولدار شوید و این صنعت نشر ما را به قهقرا برده. یادمان باشد اوایل انقلاب کتاب با تیراژ پنج هزار تا چاپ می شد و همه هم فروش می رفت. امروز کتاب چاپ می شود با تیراژ 200تا و همه می ماند. به زعم کسانی که دست به عمل سانسور می زنند یکی از دلایل بالابردن اخلاق و فرهنگ سالم در جامعه است، فکر می کنید با گذشت سال ها این اتفاق رخ داده؟ یکی از دلواپسی های من (با خنده
اظهارنظر حاشیه ای نماینده سابق تالش درخصوص تعطیلی چوکا / بلایی که الکل بر سر راننده L 90 در رشت آورد + ...
را میبینید، همین پلی است که بعد از اولین بارندگی شدید به این حال و روز افتاده و عبور و مرور را تقریبا ناممکن کرده است. این همان پل روستای سفید مزگی است که در هفته دولت امسال با حضور پر هیاهوی مسولین شهرستان و استان افتتاح شده بود تا تسکین درد و کمک حالی باشد برای مردمان بی ریای آن منطقه، بعداز خراب شدن پل کابلی ای که آن هم بعد از سال های متمادی ساخته شده بود و دوام چندانی نداشت.
صمدی آملی:مکاشفات عرفا باید مطابق با قرآن و تعالیم اهل بیت باشد/در دوران جاهلیت، قتل و غارت در محرم ...
عنصری نیست. سوال شما یک سوال جزئی است و قاعده ی مطرح شده در روایت القا شده، کلی است. در این که بخواهیم سوال جزئی را جواب بدهیم، اگر توانستیم از طریق نقل و متن آیات، مطلب، عنوان یا حدیثی را پیدا کنیم که به ما بگوید در یک مقطع یک شخص خاصی حجت است که هیچ، اما اگر پیدا نکردیم قاعده ی کلی را باقی می گذاریم و می گوییم که نتوانستیم بفهمیم در آن مقطع حجت الله چه کسی است. بعد از شهادت امام دوازدهم
الفبای تربیت جنسی کودک و نوجوان
بسیاری از نابسامانی ها برای آنها جلوگیری کند. پدر و مادر باید شرایطی را در خانه ایجاد کنند که فرزندان انگیزه سوال کردن در مورد مسائل پیرامون رفتارهای جنسی شان را پیدا کنند. نوجوانان و جوانان باید از خیال پردازی و رویا در مورد جنس مخالف اجتناب و خونسردی خود را هنگام برخورد با جنس مخالف حفظ کنند و برخوردی متنی بر احترام با حفظ و مراعات حدود شرعی و انسانی داشته باشند. آنها باید نحوه جلوگیری از
ارزش مداری و دلسوزی دو درس از قیام کربلا
پستان مادر. اکنو هم در پرتو لطف الهی دهها سال است ملت شریف ایران اسلامی با نام نظام جمهوری اسلامی وفادارند .این نظام با انگیزه ی الهی و با خون فرزندان شجاع و رشید این ملت آبیاری شده اشده است از اینرو توده های مردم از بن دندان به آرمان های انقلاب عشق می ورزند و هرگاه هم احساس می کنند خطری انقلابشان را تهدید می کند با گامهایی استوارتر و فریادهایی رساتر به خیابان ها می ریزند و حمایت صریح و قاطع
این جایزه تقدیم به هادی | فوتبال ایران پرشده از برادران آب منگُل!
سینما می رفتم. افق، کانی مانگا، عقاب ها، دادشاه، دیده بان و... از هر کدام شان ده ها خاطره دارم. در اردوی تیم ها، همه بازیکنان پلی استیشن بازی می کردند اما من فیلم می دیدم. از سعید راد، از بازیکن فیلم قیصر و گوزن ها، از مسعود کیمیایی، از علی حاتمی که مهم ترین فیلم سینمای ایران یعنی مادر را ساخت. فیلمی که صدسال دیگر هم می توانید آن را ببینید و لذت ببرید. روشنفکر نیستم من نه روشنفکر
بانوی اهل کوثر مجری توانمند شبکه یک شد
موضوعات قرآنی صحبت می کردم. 19 سال داشتم که پیشنهاد حضور در رسانه ملی را پذیرفتم. در آن زمان فضای حاکم متفاوت بود و مثل حالا فوران اطلاعات نبود اما من به پشتوانه مطالعات گذشته و رشته تحصیلی ام، وارد عرصه اجرای برنامه های تلویزیونی شدم. برای یک دختر جوان قرار گرفتن در این موقعیت کمی سخت بود و من هم به گویندگی علاقه چندانی نداشتم اما بعد از مدتی که اقبال فراوان مخاطبان را دیدم، متوجه شدم کاری
مداحی، اشعار و مقتل روز پنجم محرم حضرت عبدالله بن حسن(ع)
کند بزند داد و بعد هر تیری ای خدا کاش اشتباه کند این هم از عشیره می باشد مرگ بازیچه ایست در دستش مرگ را می زند صدا اما حیف افتاده بند بر دستش یادش افتاد روضه هایی را که عمویش کنار او می خواند حرف مادر بزرگ را می زد روضۀ شعله را عمو می خواند مادرش پشتِ در که در افتاد
همسر آیت الله مهدوی کنی: بعد از رفتن آیت الله در دانشگاه کانه هیچ اتفاقی نیفتاده است/ زندگی عاشقانه ما ...
. امامزاده یحیی از قدیمی ترین محله های تهران بود و ما از سال ها قبل به آن مجلس روضه می رفتیم. حاج آقا همراهم بودند و بعد برای روضه به بازار رفتند. ایشان به من نمی گفتند: حتماً جایی که من روضه می روم، شما هم همان جا بیا. من هم همین طور هر کسی هر مجلس روضه ای را که می خواست انتخاب می کرد، ولی هر دو روضه می رفتیم. یعنی یک هدف بود، ولی در دو منزل. روضه که تمام شد، بیرون آمدم. گفتند: بازار شلوغ شده است
کودکان به انضباط و عشق نیاز دارند
موثر است. ارتباطات صریح و شفاف مستلزم حرف زدن و گوش دادن از سوی تمام اعضای خانواده است، چرا که کودک شما به ارتباط خوب، انضباط و عشق از سوی خانواده اش نیاز دارد. در زمینه نحوه ارتباط برقرار کردن هماهنگ، مناسب و روشن والدین با کودک و آموختن انضباط به آنها با دکتر رضا رستمی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران گفت وگو کرده ایم که در زیر می خوانید: والدین باید تعیین کنند که کدامیک از رفتارهای فرزندشان
سوگنامه حسینی
ایکتابی نوشته درباره مسلم بن عقیل که می شود گفت که: بهترین و عمیقترین کتاب ناب هم هست. ایشان ثابت می کند که، مادر مسلم ایرانی است. امام حسین علیه السلام وقتی حکم را می دهد به ایشان حکم این است . می نویسد: ای مردم کوفه(این دست خط امام حسین علیه السلام است ( إرشاد مفید، ج 2، ص 39) من فرستادم به سوی شما اَخِی برادرم را وَ ابْنَ عَمِّی پسر عمویم را وثِقَتِی کسی را که مورد وثوق من است
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
خواستگاری معاویه از دختر حضرت زینب سلام الله علیها
عبدالله بن جعفر نسبت داده شده است که ممکن است فرزندان حضرت زینب سلام الله علیها نیز باشند که در کربلا هم حضور داشتند. "سلام بر محمد بن عبدالله بن جعفر که به جای پدرش و پشت سر برادرش به شهادت رسید" این پژوهشگر تاریخ گفت: محمدبن عبدالله بن جعفر یکی از فرزندان عبدالله است که قطعاً در کربلا نیز شهید شده است؛ در زیارت ناحیه مقدسه می خوانیم: السَّلَامُ عَلَی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ
برخی شبهات دینی در حوزه زنان و پاسخ های آن ها
ضربه عاطفی غیرقابل تحمل بر اثر جدایی فرزند از مادر، حضانت به مادر بازگردانده می شود. حضانت تا زمان رشد، مطابق قانون است و پس از آن، انتخاب حاضن با فرزند است که در قانون مدنی سن رشد برای دختر 9 سالگی و برای پسر 15 سالگی است. او تأکید کرد: زمانی که حضانت فرزند با مادر است، نفقه او با پدر است و در این هفت سال لازم نیست مادر هزینه های فرزند را تقبل کند. توجه به عواطف پدری، توجه به نیاز فرزند
اینجا برای همه است
بهره ببرید. ظرفیت کودک تان را بشناسید مادران باید تا سن 7 سالگی یعنی تا پایان سن سیادت فرزندان، برنامه شرکت در مراسم مذهبی، خصوصا عزاداری را مطابق با اندازه تحمل و ظرفیت فرزند خود پیش بینی و تنظیم کنند. یعنی اگر فرزند شما بعد از حدود 20دقیقه شروع به ابراز خستگی، سروصدا، بازیگوشی می کند، شما باید برای خود تعریف کنید که من در این مراسم فقط برای 20دقیقه حضور پیدا می کنم حتی اگر
دیدارهایی متفاوت در روزی متفاوت!
حاجیه خانم همدم زمانی مادر شهدا که با روحیه ای عالی نحوه شهادت یکایک فرزندان شهیدش ومیزان عشق وعلاقه آنها را به هاشمی توضیح داد خطاب به ایشان گفت: آقای هاشمی، سال ها بود دلم می خواست شما را از نزدیک ببینم که فرمانده فرزندان شهید من بودید. من هفت پسرداشتم که سه فرزندم شهید و چهار فرزندم جانباز شدند و افتخار می کنم که خداوند قربانیانم را قبول کرده است. آقای هاشمی درپاسخ بیانات کوتاه مادرشهید گفت
نشانه های مهم برای اختلالات روحی و روانی
سرویس سلامت جوان ایرانی به نقل از دکتر سلام: برای حفظ و نگهداری از سلامت روانتان باید کوشا باشید و به کوچکترین علائم و مشکلات روحی و روانی تان حساس باشید و آن را برطرف کنید و اجازه ندهید بر شما تسلط پیدا کنند و شما را آزار دهند مدیرگروه روانشناسی بالینی دانشگاه ع پ شهید بهشتی با پاسخ به این پرسش که آیا بیماری های اعصاب و روان درمان پذیر هستند؟ درباره 5 حالت هشدار دهنده