نوحه هیأت میثاق با شهدا - بولتن نیوز
سایر خبرها
عشق به حسین (ع) شیعه و سنی نمی شناسد
آنقدر با حرارت و شوق بیت بیت شعرش را که به زبان عربی سروده بود را ترجمه می کرد و در لابه لای آن از اوصاف و قدر و منزلت امام حسین (ع) می گفت که مو به تن آدم سیخ می شد. باور کنید اشک در چشمانم جمع شده بود از این همه عشق به مولای بی سر و سرور و سالار شهیدان. نا خودآگاه این بیت به ذهنم خطور کرد که " این حسین کیست که جان ها همه دیوانه اوست این چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست
وانمود کردن توسعه غربی به عنوان راه سعادت بشر، بزرگ ترین مغالطه دنیای امروز
در این ابتلاء ائمه علیهم السلام خود مأمور به صبر هستند و البته صبر هم نموده اند؛ ولی از آنجا که مردم مبتلاء به ائمه علیهم السلام هستند در صورت انتخاب همراهی با ائمه علیهم السلام به ابتلای ایشان مبتلا می شوند؛ ابتلای متناسب با ظرفیت تاریخی ائمه علیهم السلام نیازمند صبری به بلندای تاریخ است؛ در این صبر تاریخی است که صف بندی های تاریخی حق و باطل شکل می گیرد.
سابقه مرثیه سرایی برای امام حسین(ع)
از فردوسی، شاعران قرن شش، هفت و هشت آغازین مرثیه ها را برای سیدالشهدا (ع) می سرایند. آنان عبارتند از سنایی غزنوی، قوامی و رازی. سیف فرقانی نیز شعر بلندی درباره امام حسین (ع) دارد که به مقتل ها می ماند. ای قوم درین عزا بگریید / بر کشته کربلا بگریید فرزند رسول را بکشتند / از بهر خدای بگریید در گریه سخن نکو نیاید / من می گویم شما بگریید این مدرس دانشگاه در ادامه اظهار کرد: جسته
شهادت نامه ی عشاق
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: شاعر: حبیب الله چایچیان (حسان) امشب شهادت نامه ی عشاق امضا می شود فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می شود امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا می شود امشب بود بر پا اگر، این خیمه ی خون خدا فردا به دست دشمنان، برکنده از جا می شود امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی
اشعار شب ششم محرم؛ حضرت قاسم(ع)
را امشب پسری گلعذار آمده است که برای کریم آل عبا سند افتخار آمده است مژده بر نسل نوجوان بدهید که به آنها نگار آمده است باز هم لطف حق عظیم آمد پسر حضرت کریم آمد تا که چشمان خویش وا میکرد ملک از ذوق جان فدا میکرد هرچه دل بود با خودش می برد در مسیر خدا رها میکرد حسن آن شب ز شوق تا خود صبح به همه
زبان کردی، گویش های آن و جایگاه کردی رایج در ایلام
کس ترجمه: معبدها ویران و آتشها خاموش شد . بزرگ بزرگان خود را نهان کرد . عرب ستمگر دهات را تا شهر زور خراب کرد. زنان و دختران به اسیری رفتند. دلیران در خون غلطیدند . کیش زردتشتی بی کس ماند . اهورا مزدا بر کس رحم نخواهد کرد. کردها در نشیب و فراز زمانه سرگذشت های تلخ و شیرینی را از سر راه گذرانده اند که علاقه مندان جهت اطلاع از آن ، می توانند به کتابهای مربوط مراجعه نمایند. در این جا
اشعار شب ششم محرم؛ قاسم بن الحسن(ع)
ز تن تاب و ز سر هوشتان سوخت وجود از لب خاموشتان دید عمو کاسۀ صبرت تهی نیست تو را غیر شهادت رهی دید اگر رخصت میدان دهد در یتّیم حسنش جان دهد ناله بر آورد بلند از نهاد داد بسختی بتو اذن جهاد دیده به خورشید رخت دوخت، دوخت شمع صفت آب شد و سوخت، سوخت ولوله ها در حرم انداختی هستی خود
متن نوحه های زیبا مخصوص دهه محرم
می کشی عاقبت مرا خونم حلالت آقا خونم حلالت به عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسین جون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخر دوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرا زیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار من زائرای کربلا رد بشن از کنار من *** من که مانند نی در نوایم
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
تیغ و به لب وا اُمّاه یازده ساله چه مردی شده ماشاءالله زخم راهِ نفسِ آینه در چنگ گرفت درد پیچید و تنش نبضِ هماهنگ گرفت استخوان خُرد ترک، دست شد آویز به پوست آه از این صحنه ی جانسوز دلِ سنگ گرفت گوهرش را وسطِ معرکه ی تاخت و تاز به رویِ سینه ی پا خورده ی خود تنگ گرفت با پدر بود در آغوشِ پُر از مِهرِ عمو مزدِ مشتاقیِ خود خوب از
قافله عشق به سر منزل جاودان خویش نزدیک می شود/ سخنی که پشت شیطان را می لرزاند
انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حَصینِ لازَمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی... یاران! شتاب کنید، قافله در راه است. می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند؟ آری، گناهکاران را در این قافله راهی نیست... اما پشیمانان را می پذیرند. آدم نیز در این قافله
اگر بازی های زبانی بگذارند...
شعر لورکا زدید البته اگر موثق باشد به این سبب بوده که شاملو می خواسته ببیند آیا می تواند از موسیقی درونی شعر لورکا الهام بگیرد و نغمه ای نزدیک به آن در ترجمه بگنجاند یا نه؟ شما مترجمی یک سویه هستید یعنی تمام راه های ترجمه شما به رُم یا در اینجا زبان فارسی ختم می شود، فکر نمی کنید در شرایط فعلی [که خارج از مرزهای ما، کسی به فکر ترجمه شعر معاصر ایران نیست یا اگر هم باشد، گاه به گاه است
مثنوی/ می رسد آن وارثِ خون حسین
/> بر لبِ عاشق عطش گُل می کند - بی قراری دل، چو بلبل می کند سینه می سوزد زِ داغِ اشتیاق - می زند سر لاله ها از چشمِ باغ سِنجِ غم را می زند دستانِ آه - می زند زنجیرِ شیدایی نگاه دیده می بارد به دشتِ خُشکِ یاد - می دهد زُلفِ پریشانی به باد آتش از لب می زند سَر سینه را - تا بسوزد خِرمَنِ آیینه را از غمِ سرخِ حسین، اللهِ عشق - بار دیگر شد محرم
اشعار شب چهارم محرم؛ دو طفلان حضرت زینب(س)
با لب تشنه دست و پا بزنند سرشان را جدا به سرعت کرد بهر یک کیسه زر جنایت کرد تشنه جان داده اند، مضطر نه نیمه جان زیر پای لشگر،نه پیش چشمان خیس خواهر،نه درتقلای پشت خنجر، نه سر این دو عزیز دردانه رفت تا قصر ابن مرجانه گرچه پاره ست پیرهن ها شان معبر سُم نشد بدن ها شان خاک صحرا نشد کفن ها شان نیزه کاری