دیدار با فرزند شهید پس از 12سال - فرهنگ نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
چرا به مهدی لقب شیر سامرا دادند؟
می گفت: مادر برای شهادتم و برای اینکه من هرگز امامم را تنها نگذارم، دعا کن. می گفت دعا کن از خط ولایت فقیه خارج نشوم. خبر شهادتش را چه کسی به شما داد؟ سه روز قبل از شهادت مهدی از عراق به من زنگ زد و گفت که شما ناراحت من هستید و می خواهید من بر گردم؟! من هم گفتم هر چه که تکلیف است همان را انجام بده. اگر حضور تو آنجا نیاز است باید بمانی! مهدی گفت مادر جان خیلی نیاز
شهیدی که تاریخ شهادتش را در وصیت نامه نوشته بود
گرفت شما و پدرش چه برخوردی نشان دادید؟ محمد حسین 13 سال بیشتر نداشت که به جبهه رفت و آنجا هم رزمنده ای فعال بود. خیلی اجازه و رضایت پدر و مادر برایش مهم بود. قبل از رفتن به جبهه هم از من و پدرش برای اعزام به جبهه اجازه گرفت. زمانی که پدرش اجازه داد پیش من آمد تا از مادرش اجازه بگیرد. به من گفت: مادر! به من برای رفتن برای جبهه اجازه ای می دهی؟ من هم گفتم: نمی دانم مادر! اگر برایت مشخص شده
حتی سیداحمدآقا هم روی امام تاثیر نداشت
شما برای پیروزی انقلاب چگونه گذشت؟ محمدی عراقی: 36 سال چه زود گذشت. خدمت همه مخاطبان شما سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را تبریک عرض می کنم و امیدوارم به برکت رسانه های پرتلاش و متعهد، نسل نو و نسل سوم که مخاطب ما هستند از عظمت، شکوه و پایداری ها، استقامت ها و رنج هایی که مردم ما برای به ثمر رسیدن این انقلاب تحمل کردند آگاهی یابند و بتوانند با آگاهی، بصیرت و مهارت بیشتری این
شهدای روستای تلوک (بخش پایانی)
/> شهادت سه روز قبل از اتمام خدمت شهید بهمن رضایی شهید بهمن رضایی فرزند گرز علی در 13 دی ماه سال 1350 دیده به جهان گشود. مادر ایشان زنی وارسته و پدرش انسانی بسیار زحمتکش بودند که در کارخانه گونی بافی مشغول به کار بودند. از آنجایی که بهمن فرزند اول خانواده بود همواره کمک کار خانواده در کارهای کشاورزی بوده و در غیاب پدرش مسئولیت اداره خانواده را به دوش می کشید و
نقش امام را در وجود آقا در مقاطع حساس می بینیم
شد و طبعاً تکلیف هم، امر الهی است. نهایتاً کشور از نعمات آن برخوردار گشت. فصلی از خاطرات شما از حضرت آقا، به سال های بعد از شهادتِ پدربزرگوارتان برمی گردد که آقا هر سال به مشهد می آمدند و تفقد خاصی، نسبت به خانواده شهید بزرگوار داشتند. از خاطرات شخصی تان در این باره بفرمایید؟ همانطور که عرض کردم، قبل از انقلاب من کوچک بودم. رفت و آمدهای آقا وسایر دوستان به خانه ما وجود داشت
گفتگویی خواندنی با یک ایرانی / زندانی آزاد شده از گوانتانامو
: شما در سال 80 و 81 نماینده مردم پکتیا در مجلس لویی جرگه افغانستان بودید. شما در این مسئولیت بودید که دستگیر شدید یا پس از آن؟ بله، در همین مسئولیت در 22 مرداد سال 82 بود که به همراه دوب رادر و پسر عمویم شبانه به منزل مان ریختند و ما را با خود بردند. برایشان سوغاتی نیاوردید آنها هم با یک هدیه خوب برای زیارت قبولی به دیدن شما آمدند. (خنده)
از بازگشت احمدی نژاد به خبرها و جلسات پشت پرده نگرانهای هسته ای تا سوء استفاده داعش از اخبار آخرالزمان و ...
خدیجه(س) مطرح کرده بود منتشر شد تا گامی در ترویج نام خدیجه باشد ولی افرادی که این ماجرا و دغدغه وی برای احیای نام حضرت خدیجه(س) را نمی دانستند، حمل بر امور دیگری کردند. حال آن که خدا را به شهادت می گیرم که آنچه من شاهدش بودم و روح بلند حضرت خدیجه(س) نیز شهادت می دهند، ماجرا همان بود که نوشتم و خوشبختانه، فیلمی که با موبایل خودم گرفته بودم را دارم که برای اثبات مدعایم می فرستم تا مشخص شود که چیزی از
محمود از نگاه داوود ...
کنند آقای احمدی نژاد هنوز دنبال تنش است. به عنوان برادر چه پاسخی دارید؟ نه، ممکن است نباشد، ممکن هم هست که باشد. ما احتمال می دهیم و یقین نداریم که می خواهد چه بکند. چرا در این هشت سال اجازه دفاع به کسی نداد و هر دفاعی با انتقادات دوباره روبه رو می شد؟ خط مشی هر کسی به یک گونه است. مثال خودمانی می زنیم که زود به نتیجه برسیم. ممکن است من به شما انتقاد داشته باشم و شما اصلا اجازه انتقاد به من ندهید
پدر و مادری، پسر به دنیا نیامده خود را اهدا می کنند!!
، دادید؟ نه. لباس هایش افتاده گوشه خانه. آن خانواده قبول نکردند. حتی یک پتو هم از ما نپذیرفتند. پسرتان را بعد از تولد دیدید؟ نه. آن ها به شما اجازه ندادند یا خودتان دلتان نخواست؟ هم خودمان دلم نمی خواست و هم آنها مایل نبودند که من و مادرش، بچه را ببینیم. یعنی مادرش به او شیر نداد؟ بچه زیر دستگاه بود. مشکل ریوی داشت چون هنوز کامل نبود و زود به دنیا آمده بود. ما هم نرفتیم ببینیمش.خب شیر مادر که همیشه نمی
اشک های دختر شهید؛ روایتگر دلتنگی 32 ساله
سال یعنی در سال 76 ، پیکر مطهرش به دامان شهر و خانواده بازگشته است. اصرار پدر بر رعایت حجاب حتی در 3 سالگی زینب همچون برادر بزرگش مهدی، در کسوت دندانپزشک مشغول خدمت به مردم است، تنها چهار سالش بوده که پدر با عروج عارفانه و عاشقانه، او، مادر و برادرانش را تنها گذاشته است. البته خودش می گوید که یاد پدر و عطر حضورش را همواره احساس می کند. از دوران کودکی خاطرات چندانی
نوای قرآن زنگ بیدارباش شهید علی محمودوند از دوران نوزادی بود
رفتن به جبهه، رضایت نامه می خواهم. گفتم کجا می خواهی بروی؟ از دست تو کاری بر نمی آید. گفت مادر بگو بمیر، می میرم، ولی نگو نرو. باید بروم. هیچ کاری که نتوانم بکنم، آب که می توانم به رزمنده ها برسانم. مادر این شهید اظهار کرد: علی وقتی به دیدنم می آمد و چیزی برایم می آورد برای اینکه خجالت نکشم، وسایل را پشت در خانه می گذاشت و خودش می آمد داخل، بعد از سلام علیک می گفت مادر جان، ببین کفش های مرا
شواهد تازه از زنده بودن امام موسی صدر
مقامات لبنان و خانواده امام صدر اطلاع داده اند که امام صدر زنده است و شخصی در شهر سرت که آدرس و مشخصات او را نیز داده اند، از محل نگهداری امام صدر خبر دارد. خود شما امروز با توجه به آخرین تحولات در صحنه لیبی چه جمع بندی در مورد حیات یا شهادت امام صدر دارید؟جمع بندی من تا این لحظه همان جمع بندی خانواده محترم امام صدر است. به عبارت دقیق تر بسیار به حیات امام صدر امیدوار هستم و حقیقتاً هیچ گاه مثل امروز
حاج رضوان، رازی در سایه
مجال نخواهیم داد که حتی از این جنایت خود پشیمان شوند. زمانی که خبر شهادت عماد مغنیه، فرمانده حزب الله منتشر شد، بسیاری نمی دانستند او کیست. پس از شهادتش، کم کم ابعاد شخصیتی او برای همگان نمایان شد.(5) تشییع جنازه شهید حاج عماد مغنیه شهید عماد مغنیه در نگاه اطرافیان مادر شهیدان مغنیه، شهادت حاج عماد را هدیه خود به حزب الله دانست و گفت: حاج عماد همه چیز را
شهیدی که سید حسن او را اولیاءالله نامید
به نام یکی از استان های ایران نامگذاری کرده بودند. آلاچیق اولی را هم به نام سمنان نام گذاری کرده بودند. همان ورودی اولین آلاچیق به نام سمنان بود و ما شوخی می کردیم با سردار که شما سمنانی بودنت باعث شده که اولین آلاچیق را به نام سمنان نام گذاری بکنی. جای جای لبنان امروز هرجا که بروید رد پای این سردار مظلوم ما هست. سرداری که واقعا ما چهار پنج سال با ایشان کار کردیم اما ما هم ایشان و
شهیدی که سید حسن او را اولیاءالله نامید
به گزارش فرهنگ نیوز، ویرانی های جنگ 33 روزه به تعبیر رهبری انقلاب قرار بود ویروسی باشد که شیرینی پیروزی در جنگ 33 روزه را به کام جبهه مقاومت تلخ کند .اسرائیلی ها آنقدر در این جنگ تاسیسات عمومی و خدماتی و پل و مدرسه و بیمارستان و ... را زدند تا نه تنها مسیحیان و اهل تسنن بلکه شیعیان را هم رو به روی سید مقاومت قرار دهند . امام خامنه ای در پیامی به سید مقاومت خبر از یک جنگ و جهادی دیگر در جبهه
بولتن سینما ؛ویژه نامه روزانه جشنواره فجر/10
به نام محمد رسول الله روی سن حاضر شد و از حضار خواست حاج قاسم سلیمانی را تشویق کنند. سیمرغ بهترین کارگردانی مستند مهدی گنجی برای فیلم من می خوام شاه بشم مهدی گنجی بعد از دریافت جایزه بیان کرد: خیلی خوشحالم امروز در کنار شما این جایزه را می گیرم از همه مستندسازانی که در چند سال گذشته با سختی بسیار فیلم مستند ساختند، تشکر می کنم. کسانی که فیلم های آن ها را ندیده اید
هر کسی از ظن خود شد ...
هایی مخالف خود با احمدی نژاد را به نمایش گذاشته بودند اما احمدی نژادی ها خوشبینانه از استقبال چند هزار نفری نوشتند. حتی رضا داوری در حساب کاربری توییتر خود نوشت که با حساب این استقبال احمدی نژاد حدود سی میلیون رای دارد! علاوه بر این روز گذشته نیز خبر فوت مادر احمدی نژاد باعث شد که نام در میان خبرهای دیده شود. حواشی مربوط به محکومیت حمید رسایی نماینده اصولگرای تهران را نیز نمی توان
مادرطلبه شهید: دوازده سال چشم انتظار فرزندم بودم
دیدار با فرزند مادر شهید دربارۀ دیدار با پیکر فرزندش می گوید: وقتی پیکر پسرم را آوردند نگذاشتند در خلخال تابوت را باز کرده و او را ببینیم؛ گفتند: اگر شما این کار را انجام دهید بقیه خانواده های شهداء نیز چنین درخواستی خواهند داشت. جنازه فرزندم را همراه دوستانش به روستا آورده و بعد از اقامه نماز او را دفن کردیم؛ بعد از دفن خیال من راحت شد. حبیب الله ملک نژاد دایی
سرداری با پنج نشان جانبازی +تصاویر
حصار بالای شهرستان ورامین در خانواده ای با صفا و مذهبی فرزندی به دنیا آمد، پدر او را مصطفی نام نهاد اما به دلیل ارادت مادر به حضرت زهرا (س) او را در منزل محسن صدا می زدند. مصطفی 7 ساله بود و چون در روستای آن ها مدرسه نبود هر روز همراه برادرش به روستای مجاور می رفتند. بعد از اتمام دوره ابتدایی خیلی از بچه ها درس را رها می کردند و اصلا مدرسه راهنمایی هم در روستاهای مجاور نبود. اما پدر که به ادامه