قاتل: با جسد همسرم به مسافرت رفتم! - صراط نیوز
قاتل: با جسد همسرم به مسافرت رفتم!
سایر منابع:
سایر خبرها
درخواست مادر برای قصاص پسرش
و خودم او را به بیمارستان آوردم که متأسفانه فوت کرد. اعترافات متهم پس از اظهارات سمیرا، مأموران برای بازداشت فریدون به خانه آن ها رفتند که معلوم شد وی متواری شده است. بررسی ها برای دستگیری متهم به قتل آغاز شد، اما نتیجه ای نداشت تا اینکه فریدون بعد از چند ماه خودش را به مأموران معرفی کرد و در همان ابتدا با پذیرش قتل برادرش عنوان کرد: من سال ها معتاد بودم و خانواده ام از این موضوع خبر
پیدا شدن جسد یک نوزاد در سطل زباله
در نهایت اعتراف کردند که جسد کودک را در رختخواب مرده پیدا کردند و به همین دلیل جسد را در سطل زباله انداختند. دستگیری پدر و مادر قاتل گفتنی است که در پی این حادثه ماموران پلیس برای روشن شدن علت مرگ نوزاد جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند و طبق تحقیقات ماموران پلیس مشخص شد که پدر این نوزاد در سال 2018 به جرم تجاوز به دو دختربچه دستگیر و با قرار وثیقه آزاد شده بود که موقت به جرم قتل با قرار وثیقه به همراه همسرش به زندان منتقل شد تا تحقیقات در این پرونده یابد
پزشکانی که بی ادعا از جان خویش گذشتند
با صدای آرام و اندوه ناک، می گوید: من و دکتر از اسفند ماه به خاطر مشغله کاری به خانه نیامده بودیم و در پانسیون محل کار زندگی می کردیم، همسرم سرفه های خفیف می کرد، ولی حال عمومی خوبی داشت و برای همین از کار دست نکشید، اما بعد از چند روز حالش بد شد و کار به بیمارستان کشید و بعد هم من و پسرم برای همیشه این مرد را از دست دادیم. این مادر جوان با همان صدای لرزان ادامه می دهد: همه پزشک ها
بیوگرافی مهسا کرامتی بازیگر محبوب و همسرش + تصاویر خانوادگی
سال داشت، سپس بعد از سالها و اتمام تحصیلات، دوره های بازیگری را در کانون سینماگران جوان گذراند. اولین حضور حرفه ای او در سینما بازی در فیلم محیا بود. شهرت مهسا کرامتی با سریال خط قرمز اولین حضور حرفه ای او در سریال خط قرمز بود، این سریال باعث مشهور شدن تعدادی از بازیگران جوان شد که مهسا کرامتی هم جز این بازیگران در سال 1380 در چند هفته به شهرت رسید. سینمایی های مهسا
به رنگ عشق؛ اینجا مادرها به عشق علی اصغرهایشان می جنگند
برایم بگوید: مرخصی 9 ماهه زایمانم که اسفندماه سال گذشته به اتمام رسید، باید دوباره سر کار برمی گشتم، آنالی خیلی کوچک بود، به همراه همسرم برای تمدید مرخصی به بیمارستان آمدیم؛ انگار این همان بیمارستانی نبود که من قبل از زایمان دیده بودم، شبیه میدان جنگ شده بود، همه در خط مقدم و آماده باش بودند؛ وقتی وضعیت بیمارستان را دیدم گریه ام گرفت و فقط سکوت کردم. او ادامه می دهد: نه همسرم حرفی از
خوش رویی و خیرخواهی صفت بارز حاجی ناصر حسینی بود
17 دی ماه سال 1365 به درجه رفیع شهادت رسید. حاج حسینعلی، پدر شهید: روزی که فرزندم می خواست به جبهه برود، بهم گفت: هرچی شما کردید و صادق و به جبهه رفت و در عملیات کربلای 5 شرکت کرد و مجروح شد و در یکی از بیمارستان های تهران بستری شد که به ملاقاتش رفتیم و در همان بیمارستان به لقاءالله پیوست. بعد از شهادتش او را در جوار زیارتگاه هویط بن هانی فهرج به خاک سپردیم. حاجیه
روایتی جذاب از شوخی های جالب رزمندگان در دوران جبهه
به گزارش خبرگزاری بسیج استان مرکزی؛ خاطرات شهدا و رزمندگان همواره درس های آموزنده ای است که هرچند ساده، اما نقشه راهی سرنوشت ساز است برای تجلی انسانیت، گاهی خاطرات احساسی و عاشقانه اند و گاهی نیز پندآموز. در ادامه خاطراتی از این دست، تقدیم مخاطبان می شود. ته چین شمالی فرمانده تخریب لشکر 25 کربلا سردار رحیم بردبار برای این که شادی را برای چند ساعتی هم که شده، مهمان
اخلاق در جامعه به شدت افت پیدا کرده است 31 مرداد 1399 ساعت: 01:5
یا افرادی که مسئول این حملات بودند پرداخت می کردند، دریافت شد. طبیعتا وزارت امور خارجه مسئول پیگیری این کار بود. این از کارهای پژوهشی مهم و درواقع افتخار من بود که توانستم به انجام آن دست پیدا کنم. سپید: گفتید که خانواده با رفتن شما به دانشگاه شیراز مخالفت کردند بعد چطور متقاعد شدند که در امریکا ادامه تحصیل دهید؟ آن زمان پدرم در بستر بیماری بود و شرایط خیلی سختی داشتیم. من فرزند اول
عالیجناب حسین علیزاده؛ زمانی برای مستی با سه تار
علیزاده مطرح کردم پاسخ داد کارمن نیست و به پیشنهاد او قرارشد با استاد فرهاد فخرالدینی صحبت کنم. این برخورد آقای علیزاده را هیچگاه فراموش نمی کنم و از خاطرم پاک نمی شود چرا که تأثیر بسیار مثبت و عجیبی در من ایجاد کرد... بعد این صحبت ها ازآقای فخرالدینی وقت دیدار گرفت تا در این باره صحبت کنیم و این موضوع سرآغاز آشنایی من با آقای علیزاده بود... اوایل دهه 70 همسرم به عنوان مدیرهنرستان موسیقی
دختر خوانده ای که پدرش را عاقبت بخیر کرد + تصاویر
زدند؟ دخترم نغمه دختر خودمان نیست، دختر خواهرم است که به فرزندخواندگی قبولش کردیم. یک بار فرزندم سقط شد قسمت نبود بچه دار شوم. سال 89 که نغمه به دنیا آمد خانواده اش شرایط مالی خوبی نداشتند، به نیت اینکه به خانواده اش کمک کنیم به عنوان خاله و شوهرخاله به بچه رسیدگی می کردیم. خواست خدا بود مهر بچه به دل ما افتاد و واقعاً همسرم با جان و دل با نغمه رفتار می کرد و همیشه می گفت کاری که در
محاکمه سارق مسلح به اتهام قتل همدستش
بعد از دستگیری اعتراف کرد دوستش با شلیک گلوله او به قتل رسیده، اما ادعا کرد شلیک ناخواسته بوده است. او گفت: من و مهرداد برای یک سرقت مسلحانه می رفتیم، مهرداد سوژه را پیدا کرده بود. با هم سوار ماشین شدیم. مهرداد از من خواست اسلحه را که همراه دارم نشان دهم. من هم سلاح را که زیر لباسم بود بیرون آوردم. اصلا متوجه نشدم که سلاح مسلح است؛ یکباره ماشه چکانده شد. من اصلا نفهمیدم این اتفاق چگونه
قتل برادر به دلیل اعتیاد به مواد مخدر
به گزارش شرق، آخرین روزهای اسفند سال 97 جسم نیمه جان مردی به نام فرهاد به بیمارستان منتقل شد. زنی که فرهاد را به بیمارستان منتقل کرده بود، گفت همسر برادر اوست. هرچند اقدامات پزشکان برای نجات جان فرهاد بلافاصله آغاز شد، اما ساعاتی بعد مرگ او اعلام شد. مسئولان حراست بیمارستان این مرگ را به مأموران گزارش دادند. با حضور بازپرس ویژه قتل در محل و انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در این زمینه آغاز شد
راز قتل زن صاحبخانه در اعترافات مستأجر
قاضی محمد جواد شفیعی، بازپرس جنایی تهران، تحقیقات برای کشف راز جنایت آغاز شد. ردپای مستأجر یافته های کارآگاهان جنایی نشان می داد که زن تنها با یکی از مستأجرانش که ساکن طبقه سوم بوده اختلاف داشته و از مدتی قبل با هم درگیری داشتند. با دستور قاضی وی بازداشت شد و 24ساعت بعد از دستگیری راز قتل زن صاحبخانه را فاش کرد. او گفت ناخواسته مرتکب قتل شده و دعوای آنها به خاطرکرایه خانه بوده است
درباره اولین پزشکی که در قاسم آباد مطب زد و پنجمین شهید مدافع سلامت مشهد
همین هم پاداشش شهادت بود. هر موقع می رفتیم با وضو بود. از نیم ساعت قبل اذان آماده نماز بود. یک دفعه یادم است خانمی آمده بود و می خواست تزریق انجام دهد، آقای دکتر برایش نزد. می گفت من برای خانم ها آمپول نمی زنم. همسرش حرف را ادامه می دهد: آن زمان بهداشت به نوزادانی که نیاز داشتند شیر خشک می داد؛ ولی باید نامه می بردیم، ما نامه نداشتیم. رفتیم پیش دکتر گفتیم بچه ما نیاز دارد؛ ولی بودجه
تعقیب و گریز پلیس با زوج سارقی که فقط به بهانه سرقت ازدواج کردند
موقت با او ازدواج کرده بود: چهار روز قبل با این خانم ازدواج کردم. من پیش از آشنایی با او خودم به تنهایی سرقت می کردم. ولی ممکن بود شناسایی شوم. برای همین با نسرین آشنا شدم و با برنامه قبلی با او ازدواج کردم. اتاقی در میدان راه آهن اجاره و با هم زندگی کردیم. در سرقت های این زوج، نسرین نقش زاغ زن را بر عهده داشت. برای اینکه کسی به او مشکوک نشود، در خودرو می ماند تا همسرش به راحتی وارد