کل کل تهرانپارسی ها با شهرک غربی ها! - شهر خبر
سایر منابع:
سایر خبرها
درگیری شدید محلی ها و معتادان در شوش
یکی از شاهدان که از ابتدای ماجرا در پارک هرندی حضور داشته به خبرنگار شرق می گوید: اینها همه مردم همین محله هستند، مغازه دارها و ساکنانی که زن و بچه شان در این چند ماه عذاب کشیده اند. صبح با دادوفریاد سمت پارک راه افتادند و بلند و با فریاد می گفتند که می خواهیم خودمان برای اینجا تعیین تکلیف کنیم، کسی به داد ما نمی رسد! این شاهد عینی ماجرا به شرق گفت: به نظر می رسید که این مردم از چیزی عصبانی شده اند و به دلیلی یکباره اعتراض کرده اند اما ما نفهمیدیم چه شده! البته بعضی ها می گفتند به دلیل گزارش تلویزیون و نشان دادن اشک های یک پسربچه خیلی ناراحت شده اند. او در ادامه گفت: فکر نمی کنم شهرداری در این موضوع دخالتی داشته باشد، شهرداری خودش را بی خودی قاطی این ماجرا کرده و حالا دارد چوبش را می خورد! چند نفر از ساکنان محله هرندی گفتند: ما جرئت نداریم زن و بچه مان را در این محله تنها بگذاریم، هرآن ممکن است به ما حمله کنند . با شورای محله و کلانتری همکاری کردیم و امروز این کار را شروع کردیم تا پارک را تمیز کنیم اما شهرداری و بهزیستی با ما همکاری نکردند . شهرداری می گوید من کار خودم را می کنم و امنیت پارک به من ربطی ندارد . آنها که در این محله نیستند اما هر شب ماشین های ما را خالی می کنند و به زنان و دخ ...
درگیری شدید محلی ها و معتادان در شوش
شرق می گوید: اینها همه مردم همین محله هستند، مغازه دارها و ساکنانی که زن و بچه شان در این چند ماه عذاب کشیده اند. صبح با دادوفریاد سمت پارک راه افتادند و بلند و با فریاد می گفتند که می خواهیم خودمان برای اینجا تعیین تکلیف کنیم، کسی به داد ما نمی رسد! این شاهد عینی ماجرا به شرق گفت: به نظر می رسید که این مردم از چیزی عصبانی شده اند و به دلیلی یکباره اعتراض کرده اند اما ما نفهمیدیم چه شده
احتمال تغییر کاربری باغ به مسکونی با سودای برج سازی
باقی مانده منطقه شهید عراقی تهران بود و حالا به بنگاهی تبدیل شده برای خرید و فروش واحدهای مسکونی متری 10 تا 15 میلیون تومان! و البته خطر درکمین باغ موازی این ساختمان که حالا به نام خوابگاه کارگران شهرداری هم معروف شده نشسته است! محلی ها چه می گویند؟ این ساختمانی که شما می بینید (اشاره می کند به همین ساختمان 13 طبقه) هم زمانی یک باغ بود، مثل باغ مجاور و باغ روبه رویی، اما مالک با یک امضا
قیمت مشابه مسکن در محلات مختلف
تومان قیمت گذاری شده است. در حالی که آپارتمانی با عمر بنای 6 سال در طبقه دوم یک آپارتمان 5 طبقه در محله نواب نیز همین قیمت را دارد. در شرق تهران آپارتمانی نوساز در محله کوکاکولا متری 3 میلیون و 900 هزار تومان قیمت گذاری شده است. این آپارتمان 62 متری، دو خوابه مشابه آپارتمانی 7 ساله در محله ستاری شمالی است. در این محله آپارتمان نوساز نزدیک به متری 5 میلیون قیمت گذاری شده است. برخی از
از کودکی تا بزرگسالی مجریان تلویزیون
به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ در این گزارش تصاویری نوستالژیک از دوران کودکی و حال مجریان شبکه های مختلف سیما را برای شما کاربران گرامی قرار داده ایم که دیدن آن خالی از لطف نیست. اکبر میرزاهاشمی با نام مستعار بهمن هاشمی متولد دوم مرداد 1341 در محله باغ فردوس شهر تهران. تهیه کننده، مجری تلویزیونی، دوبلور و بازیگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است
وصیت نامه یک شهید مدافع حرم
برای خوف و عقاب؛ ولی نمی دونم پدر و مادرم چکار کردن خدا چی می خواست. حضرت زهرا سلام الله چی دوست داشته که امام علی علیه السلام و بچه هایش و رسول الله اینجوری تو دلم هستن شاید خیلیشم به خاطر چیزهایی که تو زندگی ازشون گرفتم ( همه وصیت نامه هاشون را خوش خط می نویسم ولی من خوش خط نبودم که بخواهم خط خوش نشان بدهم) دوست داشتم از همون اول لاتی تا کرده بودم و اون چند روز آقاجونی هم نداشتم... ادامه وصیت نامه شهید قربانی بنا به خواست خانواده منتشر نمی شود. (فارس)
حقیقت مانندی در قصه ی تهران
های 1300 شمسی به نام تهران مخوف شکل می گیرد. در این رمان نویسنده می کوشد تا واقعیت تهران را کاملاً نشان بدهد؛ تضاد بین محله های شمال شهر و جنوب شهر تهران بسیار دقیق توصیف شده است. محله های پست پایین شهر مکان تبهکاران، دزدان و ولگردان، و محله های بالای شهر مقر اشراف و طبقه مرفه است. مکان توصیف شده در این رمان تهران مخوف نه تفننی و نه تصادفی، بلکه کاملاً واقعی است. برخی توصیف هایی که از تهران، محله
دختران سفارت
دراین گزارش که در شماره سه شنبه 19 آبان 1394 هجری خورشیدی نوشته شد، آمده است: هم نسلی که آن روزها نظاره گر 400 دانشجویی بود که از دیوار سفارت بالا رفتند، هم نسل من که خاطره آن روزها را خوانده است و حتی جوان ترهایی که هفته قبل با همکلاسی های خود در راهپیمایی 13 آبان شرکت کرده بودند و سلفی می گرفتند، از این رویداد مهم در تاریخ معاصر بسی
گفت و شنود خواندنی رهبر انقلاب با مادر شهید
/> این ها دو نفر از خانواده های معروف محله قدیمی منزل حضرت آقا بودند که ننه غلام گاهی پیش آن ها کار می کرد. آقا یکی، دو کلام دیگر در مورد قدیمی های آن محله صحبت می کنند و ننه غلام به ازای هر کلمه، داستانی تعریف می کند که خیلی مشخص نیست. از اینکه آن نفر چه شد؟ عروس رفت یا عروس گرفت؟ بچه هایش کجا هستند؟ و ... آقا در بین صحبت های ننه غلام که دارد مرتب از کسانی که بودند و به رحمت خدا رفتند
احداث مجتمع خدمات اجتماعی در جنوب تهران
آباد، صالح آباد، دولتخواه، شهرک احمدیه و شهرک بخارائی می شود. از جمله اماکن شاخص منطقه می توان به میدان تره بار مرکزی شهر تهران، بوستان بزرگ ولایت، بهشت زهرا(س) و مرقد مطهر امام راحل(ره) اشاره کرد.
شهرد اری قطع می کند و می گوید قطع نکنید !
/> پوشش د رختی باغ های کن که به بیش از 100 هکتار می رسد غالبا از نوع د رختان مثمر است که شهد و شیرینی محصولات و میوه های این منطقه را نه تنها تهرانی ها بلکه غیر تهرانی ها هم چشید ه اند و کن را به توت سفید ش می شناسند . از قد یم الایام توت کن د ر فصل بهار پیشخوان میوه فروشی های تهران را د ر ارد یبهشت ماه تسخیر می کند .کن را از قد یم به عنوان یکی از محله های د ارای انارستان نام برد ه اند اما چند سالی
سارقانی که با همکاری خانم منشی،خانه یک پزشک را خالی کرده بودند دستگیر شدند
به پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد. متهم نیز ابتدا دوستی با بهاره و سرقت از خانه شاکیه را رد کرد اما پس از روبه رو شدن با بهاره و دیدن تصاویر دوربین های مداربسته به جرم خود اعتراف کرد و از اجرای نقشه سرقت با همکاری یکی از بچه محل های خود به نام رضا پرده برداشت. او درباره روز سرقت به کارآگاهان گفت: چند وقت پیش با بهاره دوست شدم. او منشی دکتری ثروتمند بود و از جزییات زندگی
آخرین دفاعیات قاتل گوش بر
شده است. وقتی خودروی پراید احسان چند روز بعد و به صورت رها شده در شهرک ولیعصر پیدا شد تجسس های کارآگاهان جنایی تهران که با دستور قاضی دادسرای فشافویه وارد عمل شده بودند، مشخص کرد احسان با مرد بیست وچهار ساله ای به نام مجید اختلاف مالی شدید داشته و مجید 600 هزار تومان به وی بدهکار بود. صحنه باور نکردنی وقتی مجید تحت تعقیب گرفت، کارآگاهان با فرار مجید و زندگی پنهانی اش روبه رو شدند و
برای نابودی داعش نذر کرده ام/ اگر رهبر حکم جهاد دهد، حاضرم با خانواده به نبرد با داعش بروم
گرفتم و تلفن را برداشتم به محرم زنگ زدم تا از حالش جویا شوم. گفت که حالش خوبه و تا سه روز دیگر به تهران برمی گردد. خیالم راحت شد. همان شب خواب دیدم که محرم ساک سفرش را بسته و به تهران آمده و برای همه ما سوغاتی خریده است. البته خرید سوغاتی یکی از عادت هایش بود و هر دفعه که به تهران بر می گشت، کل اعضای خانواده و خواهر و برادرهایش دور هم در خانه ما جمع می شدند و محرم به تک تک آنها سوغاتی می داد.
کسب و کار مردم در تهران قدیم
استادان و شاگردان دارالفنون میان تلگراف خانه و باغ لاله زاز دایر شد و چند سال بعد علیقلی خان پسر رضاقلی خان هدایت ( ناظم سابق مدرسه دارالفنون ) از تهران تا سلطانیه و از آنجا به تبریز سیم تلگراف خانه را برقرار نمود . این اقدام موجب گردید که بعدها علیقلی خان به لقب مخبرالدوله معروف شده و وزیر تلگراف کرد. *اسلحه خانه تا زمانی که قشون ایران مرکب از پیاده های چریکی و سوارهای ایلانی
روضه خوانی که برای گرفتن شعر، خودش را به مریضی زد + صوت
دور می برد، غمی نداشت. هرجا موتورش می کشید، به خانه های مردم می رفت و روضه می خواند، اما گویی بعد از آنکه آن مرکب وفادار از پا افتاد، مجبور بود به همه توضیح بدهد که چرا روضه آن پیرزن را ترک نمی کند. بارها خانواده اش به او گفته بودند که ما با یک وسیله نقلیه از جنوب تهران به روضه ای در خیابان گرگان می رویم و صاحبخانه بابت زحمت شما فقط 500 تومان حق القدم می دهد. در حالی که اگر قرار بود شما
مرضیه برومند وعلت ازدواج نکردنش
مرضیه برومند (زادهٔ 17 خرداد 1330در تهران -) کارگردان، بازیگر و عروسک گردان ایرانی است. وی کارشناسی هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دارد. او خواهر راضیه برومند گوینده، بازیگر و نویسنده، و همچنین خواهر احترام برومند مجری و بازیگر، و خواهر همسر داوود رشیدی می باشد بزرگ ترها، دوستان، پدر، مادر، خواهر، برادر و... چه نقشی در موفقیت جوان ها دارند؟ جوان به پشتیبانی، حمایت و راهنمایی نیاز دارد. اما هر کسی نمی تواند حتی با حمایت وارد یک حرفه و شغل شود. چون در هر کاری باید استعداد داشت. جوان ها باید در وهله اول تلاش کنند استعداد و توانایی های خود را بشناسند. چون متاسفانه سیستم آموزشی ما این کار را انجام نمی دهد و بچه ها را در شرایطی قرار نمی دهد که آنها پی به توانایی های خود ببرند. یک کودک، نوجوان یا جوان چگونه می تواند استعداد و توانایی های خود را شناسایی کند؟ مرضیه برومند :خیلی کار سختی است. نباید علاقه را با استعداد اشتباه بگیرند چون این دو با هم فرق می کند. علاقه مندی امکان دارد به دلایل مختلفی شکل بگیرد. ظاهر برخی از شغل ها و نگاه بیرونی به آن حرفه آنها را فریب می دهد و جذب آن شغل و حرفه می شوند. اما واقعیت این است که آنها به مسائل حاشیه ای و پیرامون آن حرفه علاقه مند شده اند. در شغل های هنری و بخصوص در بازیگری این اتفاق بیشتر رخ می دهد. یعنی جوانی که به بازیگری علاقه مند است فکر می کند استعداد بازیگری هم دارد و می تواند وارد این حرفه شود؟ مرضیه برومند بله اگر در خانواده و اطرافیان بازیگر یا هنرمندی وجود داشته باشد، آنها هم به این سمت گرایش پیدا می کنند، بدون این که استعداد بازیگری یا کارگردانی داشته باشند. در این شرایط باید به آنها گفت که باید رشته و حرفه دیگری انتخاب کنند. به آنهایی هم که توانایی فعالیت در حوزه های هنر را دارند باید در ابتدا کمک کرد تا وارد مسیر شوند و بعد از آن باید خودشان راه را ادامه دهند. در کشور ما و شاید هم در کشورهای دیگر ورود به یک رشته هنری بسیار سخت است. اما وقتی کسی وارد عرصه هنری شد کار اولش نشان می دهد که او در این عرصه ماندگار است یا نه و آیا راه را درست آمده؟ باید خودش را محک بزند اگر شرایط ماندن در این حرفه را داشت به کارش ادامه می دهد و گرنه نباید او را هل داد یا مجبورش کرد که در این حرفه بماند. امیرحسین صدیق با حمایت شما وارد حرفه بازیگری و موفق شد، مانی نوری هم با مجموعه زی زی گولو به دنیای بازیگری وارد شد. حمایت شما از آنها چگونه بود؟ آقای صدیق با حمایت من بازیگر نشد. او بازیگر تئاتر بود، در سینما در یک فیلم بازی کرده بود و در سنین جوانی در تئاتر پیروزی در شیکاگو به کارگردانی آقای داوود رشیدی بازی کرده بود. در تئاتر چایخانه پریان آقای هدایت بازی کرده بود و در کلاس های آقایان هدایت و خمسه شرکت می کرد. چند کار دیگر هم کرده بود که برای بازی در مجموعه زی زی گولو انتخاب شد. خیلی هم سخت انتخاب شد، چون من بیشترین سختگیری را درباره بازیگر نقش آقای پدر انجام دادم. آقای صدیق توانایی و اخلاق داشت و همین ها باعث شد در دنیای بازیگری ماندگار شود و تبدیل شد به بازیگر ثابت کارهایم و من همیشه با علاقه مندی از او دعوت کرده ام که در کارهایم بازی کند. مانی نوری هم بچه بود که برای بازی در زی زی گولو انتخاب شد. بچه بامزه ای بود. کارگردانان بچه ها را از میان اطرافیان انتخاب می کنند چون باید با روحیه بچه آشنا بود. اما بعضی وقت ها هم ما از بچه های مختلف آزمون می گیریم و آنها را برای بازی انتخاب می کنیم. اما مانی را می شناختم چون دایی مانی نوری همسر خانم معتمدآریاست. وقتی بچه بود از او پرسیده بودند چطوری برای بازی در این نقش انتخاب شدی؟ گفته بود: خالم دوست دایی ام بود. وقتی متوجه شوید جوانی استعداد دارد چگونه از او حمایت می کنید؟ هر آنچه در توان دارم در اختیار بچه ها و جوان هایی می گذارم که مستعد و توانا هستند و به کاری که انجام می دهند، ایمان دارند و پشتکار هم دارند. کاری که الان در خانه عروسک انجام می دهم همین است. این خانه با همکاری و مساعدت شهرداری منطقه یک راه اندازی شده است. این خانه مرکزی شده برای کسانی که به کار عروسکی علاقه مند هستند. کلاس های مختلف برایشان می گذاریم و به آنها کمک می کنیم تا کارشان را به سهولت انجام دهند. آقای حمید جبلی هم همراه من هستند و خیلی کمک می کنند به علاقه مندان کارهای عروسکی. البته بزرگان و پیشکسوتان عروسکی دیگری هم هستند که در این خانه به علاقه مندان مشاوره می دهند. شما متعلق به خانواده بزرگ برومند هستید، خواهر های شما، شوهر خواهران، خواهرزاده ها و... سال هاست که در حوزه آثار نمایشی فعالیت دارید، پدر و مادر شما چه نقشی در علاقه مندی شما به هنر داشتند؟ پدر من آدم بسیار بافرهنگ و علاقه مند به ادبیات و شعر بود و پایه علاقه ما به ادبیات را پدرم پایه گذاری کرد. مادرم خیلی خلاق بود اگر درس می خواند حتما هنرمند بنامی می شد. ایشان در شکل گرفتن شخصیت هنری ما نقش مهمی داشت. ما را به تئاتر و سینما می برد، در خانه امکاناتی را برایمان فراهم می کرد که نمایش اجرا کنیم. خواهر بزرگم (احترام) به هنر و ادبیات علاقه مند بود و همیشه شعرها را دکلمه و در مسابقات مدارس شرکت می کرد و رتبه می آورد. این علاقه در من هم وجود داشت و در راضیه هم بود، اما بقیه خواهر و برادرها در زمینه های دیگر فعالیت می کنند. قبل از این که وارد دانشگاه شوم، خواهرم با آقای داوود رشیدی ازدواج کرد و بعد از این که وارد دانشگاه شدم همکلاسی ام آقای شامحمدلو از طریق من با خواهرم راضیه آشنا شد و با هم ازدواج کردند، عادل بزدوده با خواهر کوچک ترم ازدواج کرد و این جوری شد که خانواده هنرمند ما گسترش پیدا کرد. یک سوال شخصی از شما بپرسم؟ بله. شما چرا ازدواج نکردید؟ با خنده! منو کسی نگرفت! هرکس منو دید با خواهرم ازدواج کرد. من ازدواج نکردم، اما این اتفاق به این معنا نیست که ازدواج خوب نیست. ازدواج خیلی خوب است به شرط این که زن و مرد به یکدیگر متعهد باشند. باید از من عبور کنند و ما شوند. باید به وصلت احترام بگذارند. وقتی می شنوم ازدواجی به طلاق منجر شده خیلی ناراحت می شوم به خصوص برای زوج هایی که بچه دارند. نهاد خانواده خیلی برایم ارزشمند است. چون شرایط کار و زندگی ام ایجاب می کرد که یکی را انتخاب کنم؛ کارم را انتخاب کردم. اگر ازدواج می کردم، مهم ترین چیز برایم خانواده بود. فکر می کنید چرا طلاق در جامعه ما زیاد شده و چرا خانواده ها اینقدر زود از هم می پاشند؟ به دلایل خیلی زیاد .من جامعه شناس نیستم، اما تجربه شخصی ام می گوید جوان ها این را نمی دانند که وقتی با هم ازدواج می کنند باید سازش داشته باشند. متاسفانه سازش ما خیلی کم است. ما حتی با طبیعت سازش نمی کنیم. سازش به معنای این نیست که سرمان را پایین بیندازیم و هر کاری گفتند انجام بدهیم. سازش یعنی با هم بودن و مشکلات را با هم حل کردن. پدر و مادرهای ما با یکدیگر سازش داشتند برای همین در زندگی مشترک موفق بودند. و سطح توقع شان از یکدیگر پایین بود و چیزهای معقول از هم می خواستند؟ بله! و به هم و خانواده احترام می گذاشتند. اما الان این احترام از بین رفته. البته همه اش تقصیر مردم نیست. شرایط اجتماعی هم در این بحران دخیل است. باید زیرساخت های جامعه درست شود تا راه موفقیت برای جوان ها فراهم شود. متاسفانه ازدواج ها بدون تفکر است و جوان ها بدون این که مفهوم زندگی مشترک را بدانند با هم ازدواج می کنند و بعد نمی توانند دوام بیاورند. شما به شخصیتی جدی معروف هستید که در کار با کسی شوخی ندارید و شنیده می شود زود هم عصبانی می شوید! اما در کارهای شما معمولا لایه های طنزی وجود دارد که بیننده را جذب می کند و در ذهن می ماند، این طنازی از کجا آمده؟ مگر نمی شود آدم هم جدی باشد هم طناز! اتفاقا من آدم بسیار شوخ طبعی هستم و پشت صحنه کارهایم همیشه سرزنده و شاد است. خودم از همه بیشتر شلوغ می کنم، اما کار برایم خیلی جدی است و به کار احترام می گذارم. توقع دارم کسانی که با من همکاری می کنند هم کار را جدی بگیرند و نهایت تلاش خود را بکنند که جلوی مردم شرمنده نشویم. وقتی برای تلویزیون برنامه می سازیم در واقع از پول بیت المال هزینه می کنیم بنابراین باید به پول مردم احترام بگذاریم و کم فروشی نکنیم. نگاهم به دنیا عبوس نیست و حتی در تلخ ترین مسائل هم رگه هایی از طنز می بینم. فکر می کنم با لبخند بهتر می توان مشکلات جامعه را یادآور شد و به مردم گفت که جور دیگر می توان به مسائل نگاه کرد. فیلم شناسی دایرهٔ مینا (نمایش در سال 1355–1357) شهر موش ها (کارگردان عروسکی و هنری 1364) تحفه ها (1366) میهمان ناخوانده (عروسک گردان 1368) پناهنده (1372) الو الو من جوجوام (نویسنده و کارگردان 1373) سیب سرخ حوا (1377) میکس (1378) قطعهٔ ناتمام (1379) مربای شیرین (کارگردان 1379) دربه درها (تهیه کننده 1383) دربه درهای دو (تهیه کننده، مشاور کارگردان و مجری طرح 1384) شهر موشها 2 (کارگردان 1393) مجموعه های تلویزیونی (به عنوان بازیگر، کارگردان و عروسک گردان) از سال 1347: امشب از خود می سازیم وای بر مغلوب سفر خوش سلطان صاحبقران حادثه در شهر عروسک ها دیو چو بیرون رود یک و دو، همه با هم (1362) حکایت مسافر گمنام (1364) مدرسهٔ موش ها (کارگردان) یک رو راویان اخبار قصه های تابه تا (1375، کارگردان) خونهٔ مادربزرگه (کارگردان) همه با هم آرایشگاه زیبا (کارگردان) دخو در تهران تهران 11- 595 ج 48 (1376–1375، کارگردان، نویسنده، بازیگر) هتل (1377) ورثهٔ آقای نیکبخت (1378، کارگردان) کارآگاه شمسی و دستیارش مادام (1380، کارگردان) کتاب فروشی هدهد (1385 کارگردان) نشانی (به کارگردانی رامبد جوان) همهٔ بچه های من آب پریا (1391–1389 کارگردان) بازیگری در سینما 1 - نخودی (1388) 2 - هیچ (1388) 3 - چند تار مو (1382) 4 - قطعهٔ ناتمام (1379) 5 - میکس (1378) 6 - سیب سرخ حوا (1377) 7 - الو! الو! من جوجوام (1373) 8 - پناهنده (1372) 9 - میهمان ناخوانده (1367) 10 - تحفه ها (1366) 11 - دایرهٔ مینا (1357) نمایش ها (تئاتر) شهر کوچک ما آدم آدم است کدو قلقله و دیو آنتیگون نبیه دانا دزد و رنگ قرمز الدوز و کلاغ ها داستان ضحاک کلاه و شالواره یک جفت کفش برای زهرا افرا، یا روز می گذرد (کارِ بهرام بیضایی) منبع:جام جم-ویکی پدیا ...
جزییات حمله میلیونی مردان نقابدار به خانه خانم دکتر
زن شاکی پس از حضور در پایگاه دوم پلیس آگاهی، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: ساعت 20:30 پس از مراجعه به خانه، ریموت پارکینگ را زدم و وارد ساختمان شدم ؛ پس از پارک ماشین و به قصد رفتن به محل سکونت خود در طبقه اول مجتمع، سوار آسانسور شدم اما زمانیکه در طبقه اول قصد پیاده شدن از آنرا داشتم، ناگهان دو مرد نقابدار وارد آسانسور شدند و اقدام به بستن دهان و دستانم کردند؛ آنها پس از گرفتن کلیدهای خانه، مرا به همراه خودشان به داخل خانه برده و در آنجا پاهایم را نیز بستند؛ آن دو نفر در حدود نیم ساعت داخل خانه ب ...
سرنوشت نامعلوم جامانده های فجر سی و سوم
به گزارش خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ با مرور برنامه اکران سینماها از اسفند سال 93 تا آبان 94 فهرستی از جامانده های جشنواره فیلم فجر سی و سوم به دست می آید. فیلم هایی که فقط دو ماه تا جشنواره فرصت اکران دارند و اگر در این مدت نمایش داده نشوند، به سرنوشت فیلم های جامانده سال های قبل دچار خواهند شد. جشنواره فیلم فجر هر ساله در بخش های مختلفی برگزار می شود که به
از انتظار سخت برای یک تخت تا ساعات محدود حضور پزشکان در این بیمارستان کودکان!/ کودکانی که زجر می کشند
خودمان همه کار را یادگرفته آیم. بچه ام به اندازه کافی درد می کشد دیگر حوصله جر و بحث با کارکنان را نداریم. اینجا کسی همراه سرا را نمی شناسند بیمارستان مفید جزء معدود بیمارستان هایی است که همراه سرا دارد اما وقتی از همراهین کیف به دوش نشسته در حیاط بیمارستان می پرسم چرا به همراه سرا نرفتید می گویند تا مریض بستری نشده مجوز برای اقامت نمی دهند. خانمی می گوید الان یک هفته است که
نخستین موشک ایرانی چگونه ساخته شد
انجامید، واقعیتی تلخ و اندوهبار بود. آن جان برکفان نستوه با سینه گشاده و عزم راسخ همواره به پیشباز خطر شتافته و در دوران دفاع مقدس و پس از آن، هرگز احساس خستگی به خود راه ندادند. شهادت، بی شک برترین آرزوی آنان بود. لیکن فقدان مردان بزرگ در هر کشور و جامعه ای برای آن مردم و آن کشور خسارت و تأسف بار است. ما همه در غم این عزیزان با خانواده های گرامی آنان شریک و همدردیم. خدا را شکر که محصول تلاش های
4 هزار فرزند دارم/ به عشق یتیمان بچه دار نشدم/ در 4 المپیک و یک جهانی شرکت کردم اما یک نوزاد یک ماهه من ...
/> - آنچه که این روزها همه محمد محمودی را معروف کرده، بیش از آنکه به دوران ورزشی مربوط باشد، به مسئله هیئت داری و امور خیری که شما انجام می دهید اختصاص می یابد. به همین دلیل در ابتدای گفتگو بفرمایید که چگونه و از کجا جرقه تشکیل یک هیئت برای ورزشکاران در ذهن شما زده شد؟ این هیئت با حضور پدر من با چند تن از دوستانش در حیاط یک خانه کوچک با نام انصارالحجه کار خود را آغاز کرد و بعدها من به پدرم
جنایت زن جوان برای پایان دادن به رابطه اجباری
زنی که مردی را با ضربات چاقو به قتل رسانده، در حالی اتهام قتل را قبول کرد که مدعی شد مقتول به او تعرض کرده بود. به گزارش شرق، مأموران پلیس در آخرین روزهای شهریور سال 91 متوجه شدند جسد مردی که با ضربات چاقو به قتل رسیده، در خانه اش پیدا شده است. وقتی تحقیقات درباره زندگی شخصی این مرد که کاظم نام داشت، شروع شد، پلیس فهمید او تنها زندگی می کرد و از مدتی قبل با زنی به نام فرناز
شهر و نمادهایش
مفهوم را همانند بسیاری دیگر از اجزای قصه ی شهر تهران، می توان در ادوار دیگر نیز دنبال کرد. برای مثال در سال های بعد در اشعار فروغ فرخزاد آنجا که می گوید: و مردم محله ی کشتارگاه که خاک باغچه شان خونیست و آب حوض هایشان هم خونیست (دیوان فروغ فرخزاد، ص 315). دیگر محله ی کشتارگاه، تنها یک محله یا حتی یک نشانه یا نماد نیست. بلکه به یک کلمه تبدیل شده است. منبع مقاله : حبیبی، سیدمحسن؛ (1391)، قصه ی شهر؛ تهران، نماد شهر نوپرداز ایرانی، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم ...
همه برای کتاب، کتاب برای همه
که سر قرارمان بمانیم و حتی برنامه هایمان را یک هفته بیشتر کنیم. در مدت حضورمان در پارک بچه ها را شناسایی می کنیم و 100 الی 200 کتاب در کارتنی با نام کتابخانه کوچک ویرا به آنها می دهیم تا کتابدار پارک باشند . جالب است پسری که در این محله کتابدار ماست بهترین کتابدار گروه ویراست. انجمن فرهنگی ویرا در زمینه های علمی هم برای کودکان فعالیت دارد. آشنا کردن کودکان با تلسکوپ برای رصد و دیدن ستاره ها از
جزییات حمله میلیونی مردان نقابدار به خانه خانم دکتر
منشی مطب با همدستی 2 مرد به سرقت خانه خانم دکتر دست زدند. نقشه سازمان یافته منشی جوان حرفه ای بود اما پلیس پایتخت این مجرمان نقابدار را ردیابی کرد .راز زورگیری و سرقت مردان نقابدار در تجسس های تیم قضایی فاش شد. ساعت 21:15 دوم آبان ماه یک سرقت خانه به شیوه زورگیری در خیابان آیت الله کاشانی – خیابان بهنام به کلانتری 140 باغ فیض اعلام شد. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع زورگیری و به دستور بازپرس
زاویه ی دید قصه ی تهران
" هنگامی که از فراز کوه های شمالی تهران به شهر ری می نگرد، تنها می گوید: "سواد شهر ری از دور نیست پیدا خوب". و هنگامی که هدایت در داستان بوف کور می گوید: "از خانه فرار کردم، از نکبتی که مرا گرفته بود گریختم، بدون مقصود معینی از میان کوچه ها، بی تکلیف از میان رجال هایی که همه ی آنها قیافه طماع داشتند و دنبال پول و شهرت می دویدند گذشتم، من احتیاجی به دیدن آنها نداشتم چون یکی از آنها نماینده ی باقی
درون مایه ی قصه ی تهران
. چلچراغ که از سقف خوشرنگ آویزان بود، تمام هال را روشن می کرد. یک گلدان بزرگ نخل در گوشه ای قرار داشت... نگاهی به اطراف خود انداختم، همه چیز در نظرم جالب و با سلیقه می نمود. احساس کردم که در این محیط غریبه هستم. خود را حقیر و بیچاره یافتم، وحشت کردم." (چشم هایش، 69). صادق هدایت، در داستان "شب های ورامین"، نمونه ای از خانه های دارای معماری سنتی را با خانه های سبک تهران مقایسه می کند: "... خانه
روایت یک بازیگر از حاشیه های برخی بازیگران زن سینما
شناخته می شود اما این فرد هیچ آشنایی با حاشیه ها و فضای سینما ندارد و باعث بروز برخی مشکلات برای سینماگران می شود. نظام دوست با انتقاد از اینکه بازیگران پیشکسوت بسیاری این روزها بیکار و خانه نشین شده اند، گفت: این مشکل نیز از ورود بی رویه و بی قانون بازیگران به عرصه سینما است در حالی که بازیگران پیشکسوت که حالا به مرز پختگی در بازی رسیده اند و به جای انتقال تجربیاتشان در کنار بازیگران جوان
بنیاد در آینه مطبوعات
سواد مثل آدم نابیناست. تمام درسهای این مکتب را خوانده ام متوجه نشدم که پسرم کی بزرگ شد. احمدم، پانزده ساله و برای خودش مردی شده بود. اوایل انقلاب، پاتوقش مسجد اماممحمدباقر (ع)محله خودمان بود. زمانهای زیادی از وقتش را آنجا بود. بعدها متوجه شدیم که آموزش نظامی می دیده است. جنگ تازه شروع شده بود که یک روز با کاغذی در دست، پیش من و پدرش آمد. برگه رضایتنامه برای اعزام به جبهه بود. خدا می