عشق پر دردسر پسر دانشجو - فرارو
عشق پر دردسر پسر دانشجو
سایر خبرها
ویدئو | ماجرای زورگیری در خیابان فرمانیه چه بود؟
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از روزنامه هفت صبح، این حادثه ساعت 11 صبح شنبه 24 آبان در خیابان فرمانیه، روبه روی بیمارستان فرمانیه و مجتمع برند سنتر که شعبه قهوه لمیز در آنجا قرار دارد، رخ داده است. در این حادثه 2 نفر قصد سرقت گوشی همراه پسر 21 ساله ای را داشتند که از همه جا بی خبر در خودروی خود نشسته و قهوه میل می کند. این جوان درباره جزئیات حادثه توضیح داده است: من قهوه گرفته بودم و
بستنی مسموم برای تسویه حساب با بدهکار
از من خواست برایش چند جعبه آبمیوه و نوشیدنی بیاورم ولی پول آنها را هم نداد. من برای پرداخت پول نوشیدنی ها که 136 هزار تومان شده بود از خواهرم قرض گرفته بودم. باید به پول هایم می رسیدم. از مغازه بستنی خریدم و داخل آن قرص بی هوشی ریختم. وقتی پیرمرد بی هوش شد از مغازه اش چند باکس سیگار و پول و گوشی تلفن همراهش را سرقت کردم. با سیگارها چه کردی؟ سیگارها را فروختم و بدهی ام را پرداخت کردم و هزینه مواد مخدرم و کمی هم برای خانه وسیله خریدم. چه شد که به محل برگشتی؟ می خواستم ببینم چه اتفاقی برای پیرمرد افتاده است. من قصد قتل او را نداشتم. ...
قتل هولناک صاحبکار با بستنی مسموم
ویژه قتل اطلاع داده شد. با دستور وی جسد متوفی به پزشکی قانونی انتقال یافت تا علت اصلی مرگ وی مشخص شود. از سوی دیگر بازپرس جنایی دستور بازداشت مسعود را صادر کرد و او چند روز قبل درحالی که خبر از مرگ صاحب خواربارفروشی نداشت و برای سر زدن به او به مغازه خواربارفروشی رفته بود دستگیر شد. متهم 49ساله در بازجویی های اولیه اقرار کرد که قصد کشتن صاحبکارش را نداشته و نیتش سرقت از مغازه وی بوده است. به همین
رقابت در میوه فروشی باعث قتل بی رحمانه مرد جوان به دست برادرش شد
این درگیری خشن به خاطر میوه فروشی مقتول مقابل مغازه برادرش رخ داد. تیرماه سال گذشته زنی جوان به پلیس شکایت کرد و گفت شوهرش به دست برادرش به قتل رسیده است. این زن به مأموران گفت: وقتی که نوجوان بودم با شوهرم ازدواج کردم و خیلی زود هم بچه دار شدیم . من 14ساله بودم که مادر شدم. ما به تهران آمدیم و در اطراف تهران با هم زندگی می کردیم. برادرشوهرم هم در آنجا زندگی می کرد. من در جریان درگیری
جزییات آدم ربایی و تجاوز در عظیمیه کرج از زبان دختر 29 ساله
ابراز علاقه کرد و گفت قصد بدی ندارد. او از من خواست تا سوار ماشین شوم اما قبول نکردم .به همین خاطر او شماره تلفنش را به من داد تا با او در فرصتی مناسب تماس بگیرم. آزار شیطانی دختر جوان در خانه وی ادامه داد: چند روز بعد من با پسر جوان تماس گرفتم و با او قرار ملاقات گذاشتم. اما وقتی سر قرار رفتم امید همراه دوستش پویا آمده بود. من سوار پژو 206 آنها شدم تا برای تفریح به یک کافی
داستان های کوتاه بلند در مورد مهر و محبت و فداکاری مادر
مقایسه کرد. داستان زیبای عاطفی مادر و پسر یکی از دوستان صمیمی ام در تعطیلات پیش من آمد و چند روزی را در خانه ام مهمان بود. همزمان شوهرم به ماموریت رفت و متاسفانه پسر پنج ساله ام هم به شدت سرما خورده بود.این روزها، از صبح تا شب مشغول کار و مواظب بچه ام بودم و فوق العاده مصروف شدم. دوستم با دیدن چهره استخوانی من، شوخی کرد و گفت: عزیزم، زندگی تو ا که می بینم دیگه جرئت
دزدی های سریالی برای ازدواج با دختر پولدار
این سرقت ها اعتراف کرد و گفت: در یک مهمانی شبانه با دختری آشنا و به او علاقه مند شدم. او دختر یک تاجر سرشناس بود. خودم را به دروغ مهندس معرفی کرده و با خودرو های اجاره ای به دیدنش می رفتم تا فکر کند وضع مالی ام خوب است. برای این که وضع مالی ام خوب شود، سرقت می کردم. خودروی مدل بالایی خریده و خانه ای هم در شمال تهران اجاره کردم. قصد داشتم با پدر و مادر اجاره ای به خواستگاری دختر جوان بروم که دستگیر شدم. متهم روانه بازداشتگاه پلیس شد و تحقیقات از وی ادامه دارد.
عامل سرقت مرگبار به صحنه جرم بازگشت
خاطر سرقت، پدرمان را با بستنی مسموم کرده و به قتل رسانده است. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی برای مشخص شدن علت اصلی مرگ، مأموران پلیس منوچهر را به عنوان مظنون تحت تعقیب قرار دادند تا اینکه چند روز قبل با خبر شدند، وی وقتی به صحنه حادثه باز می گردد از سوی خانواده مرد فوت شده و همسایه ها دستگیر می شود. متهم پس از انتقال به دادسرای امور جنایی تهران مقابل بازپرس ویژه قتل به
قتل پیرمرد به خاطر 3 میلیون تومان
نوشیدنی بیاورم، ولی پول آن ها را هم نداد. من برای پرداخت پول نوشیدنی ها که 136 هزار تومان شده بود از خواهرم قرض گرفته بودم. باید به پول هایم می رسیدم. از مغازه بستنی خریدم و داخل آن قرص بی هوشی ریختم. وقتی پیرمرد بی هوش شد از مغازه اش چند باکس سیگار و پول و گوشی تلفن همراهش را سرقت کردم. با سیگار ها چه کردی؟ سیگار ها را فروختم و بدهی ام را پرداخت کردم و هزینه مواد مخدرم و کمی هم برای خانه وسیله خریدم. چه شد که به محل برگشتی؟ می خواستم ببینم چه اتفاقی برای پیرمرد افتاده است. من قصد قتل او را نداشتم. منبع: رونامه ایران ...
ادعای تعرض 2 دوست به زن جوان
زنی که مدعی است ازسوی دو دوست مورد تعرض قرار گرفته است، با شکایت به دادگاه خواستار مجازات متهمان شد. به گزارش شرق، این زن ادعا کرد قرار بود با دو متهم فقط صبحت کند؛ اما مورد آزار قرار گرفته است. دو متهم مدعی شده اند زن جوان دروغ می گوید و درگیری آن ها به خاطر پول است. چندی قبل زنی جوان به مأموران گزارش داد ازسوی دو مرد مورد آزار قرار گرفته است. زمانی که تحقیقات در این باره آغاز شد، زن
پدر مهدی قایدی : مهدی با این روند فوتبالی اش و با سن و سالی که دارد می تواند راهی اروپا شود
حالی از آن بهتر که پسرتان دروازه حریف تیم ملی کشورت را هم باز کند. در حین تماشای بازی در خانه نبودید؟ خیر! به اتفاق دوستان بیرون از منزل بودم و از طریق تلفن همراه بازی را می دیدم که مهدی به زمین رفت و بعد از چند دقیقه هم گل زد. خیلی خوشحال شدم و همان لحظه دعایش کردم که باعث افتخار من و خانواده اش شده است. در آن لحظه چه حالی داشتید؟ خب هر پدری دوست دارد
اتفاق عجیبی که سارق حرفه ای را به دام انداخت
به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین و به نقل از خبرگزاری همشهری آنلاین، چند روز قبل مردی به دادسرای ناحیه 34تهران رفت و گفت سارقی با بیهوش کردن او اموالش را سرقت کرده است. او گفت: من اهل یکی از شهرهای جنوب کشور هستم. چند روز قبل به تهران آمده بودم و بعد از انجام کارم در ترمینال جنوب سوار اتوبوس شدم تا به شهرم برگردم. روی صندلی کناری ام مرد جوانی نشسته بود که سر صحبت را باز و خودش را جعفر
به مناسبت تولد حامد بهداد؛ عاشق بی اعصاب
ها و مردم حسابی مورد انتقاد هم قرار گرفت.او از ظرفیت اینستاگرام برای ادای احترام به چهره های هنری کشور هم به درستی بهره می برد؛ مثلا چند وقت قبل در پستی از استاد حبیب ا... بیگناه یاد کرده بود یا در مرداد که همایون عطاردی، آهنگساز و تهیه کننده سینما و تلویزیون بر اثر کرونا فوت کرد متن تأثیرگذاری برای او در استوری اینستاگرامش نوشت: خداحافظ دوست خوبم، خداحافظ همایون عطاردی. من دستم میلرزد
اقامت در هتل پنج ستاره با پول های سرقتی
روزنامه ایران نوشت: ششم آبان مرد جوانی به دادسرای ناحیه 34 تهران رفت و از مردی حدوداً 30 ساله که او را بیهوش و اموالش را سرقت کرده بود، شکایت کرد. وی در تشریح ماجرا به کارآگاهان مبارزه با سرقت های خاص پایگاه هشتم پلیس گفت: من اهل شهری در جنوب کشور هستم. چند روز قبل برای انجام کاری به تهران آمدم و بعد از انجام کارم راهی ترمینال جنوب شدم تا به خانه ام بروم. وقتی سوار اتوبوس مسافربری شدم
پیامک هتل، سرنخی برای دستگیری سارق شد
سارق سابقه دار که با تعارف نوشیدنی مسموم مسافری را بیهوش و اموالش را سرقت کرده بود با پول های سرقتی به یکی از هتل های تهران رفته بود، اما پیامک هتل کافی بود تا او به طرز عجیبی به دام بیفتد. به گزارش همشهری، چند روز قبل مردی به دادسرای ناحیه 34تهران رفت و گفت سارقی با بیهوش کردن او اموالش را سرقت کرده است. او گفت: من اهل یکی از شهرهای جنوب کشور هستم. چند روز قبل به تهران آمده بودم و بعد از
دستبرد اینترنتی جوان 18ساله از مادر
فراهم بود و به این ترتیب بعد از مدت کوتاهی به مواد مخدر سنتی اعتیاد پیدا کردم بعد از گذشت چند سال ناپدری ام مادرم را ترک کرد و رفت من نیز که تازه دیپلم گرفته بودم و خودم را برای کنکور سراسری آماده می کردم می خواستم ارتباط با دوستانم را کمتر کنم اما برای تهیه مواد مخدر باید آن ها را ملاقات می کردم.بعد از مدتی دیگر هزینه های تهیه مواد را نداشتم وقتی مطلع شدم که صاحبخانه پول رهن خانه را به حساب مادرم
پدر قائدی: چه حالی بهتر از آن که مهدی دروازه حریف تیم ملی را باز کند؟
/> وی ادامه داد: به اتفاق دوستان بیرون از منزل بودم و از طریق تلفن همراه بازی را می دیدم که مهدی به زمین رفت و بعد از چند دقیقه هم گل زد. خیلی خوشحال شدم و همان لحظه دعایش کردم که باعث افتخار من و خانواده اش شده است. مطمئن هستم با این روند فوتبالی اش با سن و سالی که دارد می تواند راهی اروپا شود و آنجا نماینده ای شایسته برای ایران و ایرانی باشد. بیشتر بخوانید: آقایی: جای خواب، پول
متهم: هوویم و پسرش را به چاه انداختم و آتش زدم!
کرد که رنگ و بوی جنایی داشت، بالاخره پس از گذشت حدود یک سال از این ماجرا و درحالی که همه مظنونان آزاد شده بودند، زهرا لب به اعتراف گشود و راز این پرونده را فاش کرد. او گفت: آن روز هوویم به منزلم آمد و چند روز آن جا بود، اما به خاطر گم شدن النگویم که روی دراور بود به او مشکوک شدم. کبری بقچه اش و پسرش را بغل کرد و قصد داشت از منزل بیرون برود که ناگهان پسرش داخل چاه افتاد. من هم دهان و دست
تجاوز به لادن 22 ساله در خانه مجردی پسر پولدار
جلسه دادگاه لادن برای متهم درخواست اشد مجازات کرد و گفت: اگر می دانستم که هدفش سوءاستفاده از من است هیچگاه با او دوست نمی شدم. چراکه او زندگی من را نابود کرد؛ وقتی موضوع را به مادرم گفتم او شوکه شد و فقط در این مدت غصه خورده و نگران آینده من است.این ماجرا تأثیر بدی در روحیه من و خانواده ام گذاشته است. در ادامه مسعود در دفاع از خودش گفت: به هیچ عنوان بحث تعرض را قبول ندارم. من و لادن مدتی
معمای متهمی که هویت خودش را انکار می کند
بیرون برده بود تا سایر اعضای باند عملیات جعل و انتقال آن را انجام دهند.به این ترتیب ژاله بازداشت شد. او گفت: من فقط پرستار بودم و سایر اعضای باند از من استفاده کردند تا به این اموال دست پیدا کنند. آنها از مدت ها قبل خانه سناتور قدیمی را زیر نظر داشتند و همه اطلاعات مربوط به اعضای خانواده، شغل آنها و اموال سناتور را لیست کرده بودند. آنها حتی نقشه خانه را داشتند و می دانستند چه کسی در چه زمانی وارد
اقامت در هتل پنج ستاره با پول های سرقتی
که متهم با هتل تسویه حساب کرده و درحال خروج از هتل است بنابراین در یک عملیات پلیسی متهم دستگیر و در بازرسی از وی چند کارت ملی و کارت عابربانک متعلق به سایر افراد کشف شد. این مقام انتظامی تصریح کرد: در بررسی سوابق متهم مشخص شد که نام واقعی او ابوذر 27 ساله و از مجرمان سابقه دار است و پیش تر به جرم مواد مخدر و سرقت بازداشت شده.متهم نیز به جرم ارتکابی اعتراف و اقرار کرد سوژه های خود را با پرسه زنی
سرقت های تاجر قلابی به خاطر خرید خودرو
پسردانشجو پس از آشنایی با دختری پولدار خودش را تاجری ثروتمند جا زد اما همین دروغ باعث شد که او سر از دنیای سارقان در بیاورد. به گزارش همشهری، چند روز قبل پسر موتورسواری در یکی از خیابان های مرکز تهران به یک زن حمله کرد تا کیفش را سرقت کند. زن جوان اما با سارق درگیر شد و شاهدان به کمک او رفتند و مانع فرار سارق شدند. با حضور مأموران پلیس در محل، دزد موتورسوار بازداشت شد و در بازجویی ها گفت که
سرقت برای رسیدن به دختر پولدار
ترتیب مأموران راهی محل شدند و پسر دستگیر شده را که فریبرز نام دارد برای بازجویی به اداره پلیس منتقل کردند. پسر جوان مدعی بود که اولین سرقت او بوده که گرفتار شده است، اما بررسی ها نشان داد وی همان سارق موتور سواری است که از مدتی قبل دست به سرقت های سریالی می زند. از سوی دیگر مأموران از مخفیگاه او مقدار زیادی گوشی و اموال سرقتی کشف کردند که متهم را ناچار به اعتراف کرد. وی در بازجویی ها مدعی شد برای
همخوابی سریالی دختر دانشجو در مقابل دوربین
دختر دانشجو در دایره اجتماعی کلانتری گفت: یک سال قبل با پسر جوانی آشنا شدم که در نزدیکی خانه هم کلاسی ام زندگی می کرد. من برای درس خواندن به خانه دوستم می رفتم و این پسر دانشجو که از شهرستان آمده بود با ابراز عشق و علاقه مرا خام کرد. او با چرب زبانی هایش رویاهای قشنگی برایم ساخته بود و من که شیفته و دلباخته اش شده بودم تحت تاثیر حرف های هم کلاسی ام تمام سعی خودم را به کار گرفتم تا این پسر خوش تیپ
رازگشایی از درگیری خونین در گرو یک شهادت
روزنامه شرق: مردی که بعد از سرقت تلفن همراهش سارق را دنبال کرده و مرد سارق حین تعقیب و گریز تصادف کرده و جانش را از دست داده است، به اتهام تسبیب در قتل محاکمه شد. به گزارش خبرنگار ما، یک سال قبل خبر یک تصادف منجر به مرگ به مأموران پلیس تهران داده شد. با اعزام مأموران به محل مشخص شد جوانی که در تصادف کشته شده از سوی مردی تحت تعقیب بوده است. مردی که با خودرو کنار اتوبان ایستاده بود، به
خوشبختی 10 روزه تازه عروس! / عاقبت اعتماد به کانال های همسریابی
با همسرم در یکی از کانال های همسریابی آشنا شدم با آن که بار ها در رسانه ها از غیرقانونی بودن این گونه کانال ها مطلع شده بودم و می دانستم ازدواج از این طریق عاقبت خوشی ندارد، اما نمی دانم چرا باز هم فریب وسوسه های دوستم را خوردم و ... این ها بخشی از اظهارات زن 40 ساله ای است که در جست وجوی شوهرش دست به دامان قانون شده بود. این زن که ادعا می کرد هیچ نشانی و مشخصاتی از همسر تبعه خارجی اش
کلاهبرداری با کپی کردن آگهی های فروش کالا
یخچال برمی گردم اما او گفت پول لازم دارد و باید هرطور که شده همان شب پول یخچال را به حسابش واریز کنم. من هم قبول کردم و همان شب پول یخچال را واریز کردم و با وانت به آنجا برگشتم که یخچال را ببرم اما فردی که آنجا بود گفت پولی دریافت نکرده است و من نمی توانم یخچال را ببرم. من که همه پول را پرداخت کرده بودم و خودم را مالک یخچال می دانستم با این فرد درگیر شدم و در ادامه پای پلیس وسط کشیده و معلوم شد که
محاکمه مالباخته به خاطر مرگ سارق
ماجرا گفت: در حال رانندگی بودم که به یکباره موتوری خلاف جهت و با سرعت زیاد به سمتم آمد هرچقدر تلاش کردم با او تصادف نکنم نشد. در ادامه جسد پسر جوان به پزشکی قانونی منتقل شد تا هویت او شناسایی شود. پس از آن تحقیقات تکمیلی پلیس روشن کرد که وی رضا نام داشته و از سارقان سابقه داری است که تاکنون چندین بار به خاطر موبایل قاپی دستگیر شده است. با اینکه سارق بودن فرد مشخص شد، اما خانواده اش از
تمام ماجرای و جزئیات قتل شیمای 16 ساله/پیرمرد 62 ساله پلید یک ماه دختر نوجوان را آزار می داد!
به گزارش ندای گیلان ،یک منبع آگاه در دادسرای جنایی اعلام کرد: فردی که به اتهام قتل شیما بازداشت شده است، همچنان بازداشت بوده و بررسی ها درخصوص این پرونده ادامه دارد. 26 مردادماه سال گذشته دختر 16ساله ای به نام شیما در ساعات پایانی شب از منزل خارج شده و پس از تماس کوتاهی در ساعت 4 صبح با خانواده اش مفقود می شود و در نهایت چند روز قبل مرد 62 ساله ای که به اتهام دست داشتن در ناپدید شدن