تصور می کردم بتوانم عاشق همسرم شوم - گفتارنو
سایر خبرها
شوهرم توقع دارد دخترم خرج زندگیمان را بدهد
زن میانسال زمانیکه دید شوهرش از دختر او توقع دارد سرکار برود و خرج زندگیشان را بدهد، به دادگاه خانواده رفت و درخواست طلاق داد. به گزارش مردم سالاری، چندی پیش زوج میانسال با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق دادند. زن میانسال در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی از وقتی با شوهر دومم ازدواج کرده ام او دیگر سرکار نمی رود و در خانه می نشیند. حالا بیکاری اش بماند، او توقع دارد که دخترم
گفته بود می روم سیستان ولی از سوریه تماس گرفت
هایمان را هم همینطور تربیت کردیم. خانواده ما در همان زمان شاه هم انقلابی بود. یادم هست که پدرم یک بار برای شهدای قم تعزیه گرفت و آنجا اعلامیه هم پخش کردند. وقتی هم که ژاندارمری از موضوع مطلع شد به هیأت ما آمد اما پدرم رفت و با صحبت موضوع را حل کرد. * تصمیم گرفتم به تهران بیایم تا سال 60 شربیان بودم و همان جا هم ازدواج کردم. سال 61 به اینجا (فیروزآباد ورامین) آمدم و
پیرغلامی که پس از نیم قرن نوکری امام حسین(ع) مداح کارتن خواب ها شد
مجالس روضه و عزاداری امام حسین(ع) شرکت کردم. هنوز 13 سالم تمام نشده بود که پدر بزرگم مرا به یک استاد مداحی معرفی کرد و از او خواست تا از همان نوجوانی به صورت حرفه ای به من مداحی را آموزش دهد. من هم که علاقه مند به این موضوع بودم با اشتیاق شروع به مداحی کردم. بلند شو و روضه وهب بخوان او در ادامه از یک اتفاق زیبا و تأثیرگذار در زندگی اش می گوید: یک روز به اصرار مردی که قصد تخریب
خواب زیارت کربلا را دیدم/ نذرم پیاده روی اربعین بود
به گزارش خبرنگار مهر ، مرز چذابه هم اکنون مملو از جمعیت است؛ مرد، زن، پیر و جوان همه با شوقی وصف نشدنی در راه سفر به کشور عراق هستند. برخی از بانوان با کودکان خردسال خود آمده اند و برخی نیز نوزادان خود را در کالسکه گذاشته و راهی کربلا می شوند. موکب های بسیار زیادی در مرز چذابه مستقر شده و به زائران امام حسین (ع) به صورت شبانه روزی خدمات رسانی می کنند. عشاق حسینی در موکب ها مستقر شده
ازدواج معکوس، درک واقعی یا احساسی
/> کتایون که مدرک کارشناسی ارشد دارد و خانه دار است می گوید : پدر همسرم می خواست پسرش را به خارج از کشور بفرستند و برای ازدواج و همسر آینده او آرزوهای زیادی داشت ولی وقتی همسرم مرا به عنوان دختر مورد علاقه اش به خانواده معرفی کرد، همه چیز تغییر کرد و پدر شوهرم حتی اجازه برگزاری مراسم ازدواج را به ما نداد و ما صرفا به برگزاری مراسم عقد که پدرم برایمان برگزار کرد، اکتفا و زندگی مشترکمان را آغاز کردیم
پسر جوانی که زن 60 ساله مورد علاقه اش را کشت در یک قدمی اعدام
داشته است. بنابراین پسر جوان خیلی زود دستگیر شد و تحت بازجویی قرار گرفت. وی در بازجویی ها به قتل این زن اعتراف کرد و گفت: من برای این زن کار می کردم اما او دستمزدم را نداد. برای همین از او کینه به دل گرفتم و با همدستی دو نفر از دوستانم این زن را به قتل رساندیم. با اعترافات این پسر درحالیکه مشخص شد همدستی وجود ندارد، کیفرخواست وی صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه
داغ ناموس به قتل شوهر خواهر انجامید
به گزارش کرج رسا ، روز گذشته، ماموران زندان رجایی شهر او را به دادگاه کیفری استان تهران آوردند تا جلسه رسیدگی به پرونده اش آغاز شود. قرار بود متهم از روزی بگوید که شوهرخواهرش را با شلیک سه گلوله از پای درآورد. اولیای دم، خواهرزاده های او هستند. دو دختر 12 و 19ساله و یک پسر 8ساله. آنها برخلاف مادرشان تقاضای قصاص دایی خود را دارند. رسیدگی به پرونده بر عهده شعبه دهم دادگاه کیفری استان
داغ ناموس به قتل شوهر خواهر انجامید
/> شوهرش درس خوان بود درخواست طلاق داد شرق ترفندهای رایج در کلاهبرداری های پیامکی خراسان سقوط شاهین زورگیر مردم سالاری شوهرم توقع دارد دخترم خرج زندگیمان را بدهد اعتماد پیدا شدن ماجرای عتیقه در حادثه خانه ویلایی فرهیختگان خودکشی در مترو آرمان تصور می کردم بتوانم عاشق همسرم شوم جوان کلاهبرداری
دلبستگی خاصی به ترکمن صحرا دارم/ عکاسی را به زندگی ام دعوت کردم
برایم خرید. زندی ادامه می دهد: یادم نمی آید که خواسته خودم بوده یا او همین طوری خریده است. شاید من ابراز علاقه کرده بودم که او به عنوان هدیه دوربین برایم در نظر گرفته است. او می گوید: بعدازآن بود که کار عکاسی را شروع کردم. قبل از من هم خانم هایی بودند که عکاسی می کردند. ولی من می خواستم در همه چیز اول باشم. بعدازآن در یک مسابقه عکاسی آزاد برنده شدم و 25 سکه جایزه گرفتم. در یک مسابقه
مبلغان مذهبی در کلاس آموزش پیشگیری از ایدز
، مادران ایدز احیای ارزش ها از سه زن مبتلا به اچ آی وی دعوت کرده بود که در این نشست و برای مدعوین درباره بیماری خود صحبت کنند. سامیه، یکی از مبتلایان ایدز بود که در این نشست و در مقابل مردان هیات دار درباره ابتلای خود و ادامه زندگی با ایدز گفت. من این بیماری را از شوهرم گرفتم. او هم به دلیل خالکوبی مبتلا شده بود. بعد از فوت همسرم متوجه بیماری ام شدم. وقتی به این انجمن مراجعه کردم و
روایتی دردناک از فقر و فحشای زنان در خیابان ها/این زن لبخند نمی زند!
همه کشورهای جهان رواج دارد .عوامل روی آوردن زنان به فحشا را اما می توان فقر ،اعتیاد ،ازدواج اجباری،بیکاری،زیاده خواهی و تنوع طلبی مردان،وجود فضای یاس و ناامیدی بین جوانان و عدم وجود امکانات برای ازدواج و تشکیل خانواده ، ازدواج مجدد مردان و طلاق برشمرد. اما در شرایطی که مسولان و جامعه شناسان کشور نگران روابط پنهانی دختران و پسران جوان هستند و مشغول بررسی تخلفات اردوهای مختلط دانشجویی که
خواستگار شیاد، در زندان مشهد پیدا شد!
کند. همین گفته ها و ادامه ارتباط های اینترنتی مان باعث شد فریب او را خورده و در دامش گرفتار شوم. یک ماه بعد از آشنایی مان او به من ابراز علاقه کرد و مدعی شد قصد ازدواج با من دارد و چند بار مرا به هتل هایی که مدعی بود مدیریت آن را به عهده دارد، دعوت کرد. وی اضافه کرد: پس از آن که اعتمادم را جلب کرد، گفت برای این که میزان علاقه اش را به من نشان دهد بزودی می خواهد آپارتمانی را
شلیک انتقام به داماد
ازدواج موقت کرده است . خیلی ناراحت شدم از وی کینه به دل گرفته و به فکر انتقام افتادم . ابتدا یک کلت کمری خریدم . روز حادثه با خودروی برادرم به مقابل خانه خواهرم رفتم و به بهانه اینکه می خواهم با علی محمد حرف بزنم وی را سوار خودرو کردم و همانجا سه گلوله به او شلیک کردم سپس جسدش را از خودرو پایین انداختم و از محل گریختم و مدتی را در پارک ها خوابیدم تا اینکه دچار عذاب وجدان شدم و تصمیم گرفتم خود را به پلیس معرفی کنم . اکنون بشدت پشیمانم و تقاضای عفو و بخشش دارم . بنابر این گزارش، در پایان سه قاضی عالیرتبه برای صدور رأی نهایی با هم وارد شور شدند . ...
شناسایی محله به محله مبتلایان به اچ آی وی
به گزارش شفا آنلاین ، داشتم از این جا رد می شدم، اتوبوس ایدز را دیدم، گفتم بیام آزمایش بدم. اینها را مرتضی که 22 ساله است، می گوید: رابطه دارم، گفتم نکنه ایدز گرفتم. او کنار چند مرد و یک زن در خیابان نفیسی شهرک اکباتان، ایستاده تا نوبتش شود: خیلی کار خوبیه، به دوستامم می گم بیان آزمایش بدن. او دقایقی قبل، مشاوره شده و به تشخیص کارشناس، رفتارهای پرخطر داشته و باید آزمایش دهد. مژگان و علی هم در صف
ازدواج با مرد متاهل مورد علاقه، درست یا غلط
حاضرخودم شاغلم ولی سطح مالی و اقتصادی خواستگارانی که داشتم خیلی از خودم پایین تر بوده است. ضمنا خودم هم خیلی دوست دارم تشکیل خانواده بدهم چون خیلی بچه دوست دارم و از طرفی چون خودم به دلیل شغلم در یک شهر دیگر و دور از خانواده زندگی می کنم، تحمل تنهایی و مسئولیت زندگی برایم خیلی سخت شده است و تصمیم گرفتم با این مرد 47 ساله ازدواج کنم. مخاطب گرامی! وضعیتی را که در سوال تان مطرح کرده اید
از انتظار برای روز عروسی خسته شدم
شوهرم از ازدواج با من منصرف شده و به هر دلیلی دیگر نمی خواهد با من زندگی کند. برای همین من هم که از انتظار خسته شدم تصمیم گرفتم به دادگاه خانواده بیایم و برای همیشه به ازدواجمان پایان دهم. بعد از صحبت های این زن شوهرش نیز به دادگاه خانواده فرستاده شد تا قاضی صحبت های او را هم بشنود. ----------------------------------------------------------------------------------------------
تصادفات ناجور خیلی هوادار داره!
درباره تصادفات وسایل نقلیه بسازد و در آن صفحه با مردم درباره نحوه تصادفات، دلایل تصادفات و ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از این حوادث ناگوار صحبت کند: دی ماه سال 90 بود که به طور جدی به خاطر علاقه ای که به بررسی تصادفات داشتم شروع کردم به جستجو در فضای مجازی و متوجه شدم هیچ صفحه تخصصی در این باره وجود ندارد، تصمیم گرفتم خودم اولین کسی باشم که این صفحه را راه اندازی می کند. خبرنگاران
پایبندی به اصول و انجام تکالیف مذهبی بنیان خانواده را مستحکم می کند
می شود که زن به زندگی خود امیدوارتر شده و با انگیزه ای قوی، کانون خانواده را برای زندگی مشترک گرم تر کند. دانشجوی دکترای علوم قرآنی در ادامه، دعای مرد نسبت به همسر و فرزندان را مصداق بارز و بلکه از بهترین نمودهای ابراز محبت به همسر دانست و خاطر نشان کرد: زن با مشاهدة دعای شوهرش، پی به عشق و محبت او می برد و باعث می شود صبر و تحمل او در مشکلات زندگی بیشتر شود وی احترام به
زنانِ داستانِ سیاووش
شاهنامه و در واقع عامل مرگ سیاوش است. سودابه شخصیتی حریص و منفور دارد، او علاقه ای به کی کاووس ندارد و تنها به این دلیل که کیکاووس شاه جهان است به همسری او در می آید. کاووس شاه آنقدر عاشق اوست که با وجود اینکه بارها گناهکاری او ثابت می شود، هنوز در دربار او جایگاهی دارد. مهم ترین وظیفه زن در شاهنامه به دنیا آوردن فرزندان پسر، پهلوانان و شاهزادگانی است که نقش موثری در سرنوشت حماسه و
شوهرداری شما چطور است؟
زبان ساده باید بگوییم، مرد ها هر چه قدر هم امروزی، عاشق زنانی می شوند که به آن ها احتیاج داشته باشند. مرد ها دوست دارند نیازهای زن را برآورده کنند و این به آن ها حس قدرت و عشق می بخشد. زنانی که همه وقت و انرژی و توان خود را در رابطه می گذارند و از مرد چیزی غیر از عشق نمی خواهند در خطر نادیده گرفته شدن قرار دارند. به قول مادربزرگ ها، مردان همچون سایه هستند؛ هرچه بیشتر به آن ها نزدیک شوید بیشتر از
اگر مدافعان حرم نبودند امروز تروریست ها در مرکز ایران بودند
ده تن از شهدای زینبیه را همه جا نصب کرده اند تازه آنجا بود که متوجه شهادتش شدم ولی دیگر چیزی نفهمیدم چشمانم را که باز کردم متوجه شدم که در بیمارستان هستم ولی دوستان ایشان مدام به من می گفتند سفارش کرد که شما گریه نکنید بچه ها را آن طور که خدا می خواهد تربیت کنید چون ما یک عمر پیرو خانواده اهل بیت بودیم. عاشقانه می روم و شما را به خدا می سپارم. وی در ادامه سخنان خود از بی قراری دختر برای
8داستانی که قاتل همسر و فرزند سرهم کرد
10مهرماه سال 87 مرد جوانی پای در دادسرای اسلامشهر گذاشت و ادعا کرد خواهرش رقیه با دختر کوچولویش چند روزی است ناپدید شده اند و از آنان هیچ اثری نیست. این مرد به بازپرس گفت: وقتی از دامادمان به نام حسین جویای حال خواهرم و دخترش شدم وی ادعا کرد به همراه زن و بچه اش برای شام به بیرون از خانه رفته بودند که پس از ترک رستوران، رقیه و حدیثه کوچولو سوار خودرو شده اند تا به خانه برگردند اما دیگر
معمای حل نشده 7 داستان 7ساله یک پرونده جنایی
رفته بودیم. آنجا با همسرم درگیر شدم و او را کشتم. بعد از آن هم دخترم را خفه کردم و اجسادشان را به آتش کشیدم. اینها همه درحالی مطرح شد که هیچ وقت جسد این مادر و دختر پیدا نشد. برای همین کیفرخواست این پرونده صادر و برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. این مرد پس از گذشت 7 سال صبح دیروز در مقابل هیأت قضائی به ریاست قاضی عبداللهی از خود دفاع کرد و باز هم هفتمین
شهیدی که 31 سال روزه بود +تصاویر
: هر روز روزنامه می خرید و روزنامه تمام جریان های سیاسی را با دقت می خواند. آنقدر که من گاهی تعجب می کردم. با خودم می گفتم بابای من نظامی است. قاعدتا باید روزنامه های جناح راستی بخواند پس این روزنامه ها را برای چی خریده؟ خودش همیشه می گفت باید همه حرف ها را شنید بعد تصمیم گرفت. همیشه هم رای های انتخاباتی اش مخفی بود. اصلا هم کار نداشت توی خانه کی به چه کسی رای می دهد. هیچ وقت هم از کسی چیزی نمی پرسید
خبرنگاری که فالگیر شد +عکس
بچه اول نباشی اما حرفت تو خونه برش داره. دردانه بابایی و عزیز خانواده ای. مادرت بهت افتخار می کنه و غیرتت را مثل یه مرد می دونه و همه جا بهت پز میده اما خیلی نگرانته. لیلا ازدواج نکردی؟ وقتی پاسخ منفی می دهد ادامه می دهم: دل بسته کسی هستی. اونم تو رو دوس داره. هی می خواد جلو بیاد ولی هی یه اتفاقی میفته و ته دلش خالی و منصرف میشه. طلسمت کردن و بختت رو بستن. لیلا، اگه بختت باز شه، خبر
آرش (بهناز بدر زاده)
جوان چادرش را برداشت.صورتش سوخته از سرما و قرمز بود - شهین هستم.خانم...من را برای کمک به شما فرستاده اند. خانم...زن عمویم بودند.مدیر بهزیستی غرب تهران بودند. شهین هفته ای سه روز برای کمک به مادرم می آمد.همیشه خندان بود.می دانستم سه بچه دارد.چون سرکار می رفتم معمولا نمی دیدمش. یکروز که مرخصی داشتم به من گفت:پسرم بیمار است وقتی شش ماهه بود تب
فرهنگ در رسانه
استانیسلاوسکی به دلایل فراوانی که جای طرحش اینجا نیست، حرف های او را باور نداشته و نمایشش را به آن سمت می برده که علاقه مند بوده. در ایران جدی بودن مهم تر است. حتی برخی کارگردانان تئاتر ما وقتی می خواهند از تئاتر صحبت کنند پشت تریبون لب ورمی چینند و مشت می کوبند و با این کارها می خواهند بگویند خیلی آدم های مهمی هستند. در نتیجه وقتی ما درباره باغ آلبالو می گوییم کمدی، تصور این است که داریم این نمایش را سخیف
قاضی: حکم طلب 300 میلیونی ام از پرسپولیس را گرفتم
؟ اول باید بگویم من یک منچستری اصیل هستم و از وقتی که رونالدو به رئال رفت بیشتر هوادار این تیم شدم. من در آلمان عاشق بایرن مونیخ و در ایتالیا علاقه زیادی به آ.ث میلان دارم. با این حال به نظرم باخت سنگین رئال بحث فنی زیادی داشت و تیم اصلا شرایط خوبی در این مسابقه نداشت. به نظرم یکی از اشتباهات بنیتس آوردن ایسکو به جای خامس بود که داشت خوب بازی می کرد. ایسکو شرایط خوبی نداشت و از شرایط آرمانی
باید پاک باشی تا صدایت مؤثر باشد
خود داشتند. بازیگران نابغه ای مانند ماسترویانی، آلبرتو سوردی و ویتوریو گاسمن در آن سینما بودند که واقعا فیلم هایی ماندنی دارند. پس شما دلبسته سینمای دهه های 50 و 60 ایتالیا هستید؟ اصلا خیلی از فیلم هایی را که آمریکایی ها در این سال ها ساخته اند از فیلم های ایتالیایی آن دوران گرفته اند. مثلا فیلم بوی خوش زن را که آل پاچینو بازی می کرد و درباره یک مرد نابینای ارتش آمریکا بود
انیمیشنی که آمده تا کاستی سینما را جبران کند
به خاطر فعالیت در رشته ی فیلمبرداری بود. بعد که کم کم با گرافیک آشنا شدم، فهمیدم این مدیا قوی تر از همه ی اینهایی است که تجربه کرده ام. در دوره ای هم آرشیو خیلی خوبی از تمام انیمیشن های دنیا جمع کرده بودم که شامل انیمیشن های تاریخ سینمای قدیمی، سبک های زاگرب ، ژاپنی و مانگا بود و کارم این شده بود که شبانه روز آنها را نگاه می کردم. جوری شده بودم که غیر از انیمیشن به چیز دیگری فکر نمی کردم.