تجاوز 2 پسر به دختر کم توان ذهنی - حادثه 24
تجاوز 2 پسر به دختر کم توان ذهنی
سایر منابع:
سایر خبرها
اقدام شیطانی با سیما در بازار تهران / میثم شکارچی 17 دختر! + جزییات
اعتمادم شد. سیما ادامه داد : پس از مدتی میثم مرا به خانه اش دعوت کرد. همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه میثم به کلی رفتارش با من عوض شد.حتی او دیگر جواب تلفنم را نمی داد. قربانی میثم گفت : به مغازه میثم مراجعه کردم و او را با یک دختر جوان دیدم. از آنجا متوجه شدم میثم یک است و از من سوءاستفاده کرده است. سیما در پایان گفت : چند وقت بعد از صفحه اینستاگرام میثم متوجه شدم
روایت مصیبت زنان ایزدی، قربانیان بدترین جنایات داعش در سرزمین غرق خون+ تصاویر
جنسی شدم و هر روز توسط مبارز دیگری مورد تجاوز قرار می گرفتم. " او می گوید: "مردی که من را خریده بود یک عراقی به نام ارکان بود. او با 15 مرد زندگی می کرد. آن ها هر وقت خواستند به من و پسر عمویم تجاوز می کردند. " هنگامی که مردان روزی در حال نماز بودند، بشرا و پسر عمویش تصمیم به فرار گرفتند. او گفت: ساعت 5:15 صبح بود که از خانه بیرون رفتیم و شروع به دویدن کردیم. هر وقت مشکوک می شدیم در
لحظات تلخ و احساسی از دست دادن فرزند و مادر
روی سارا داشتم و مثل همه مادرها کلی برای آینده دخترم برنامه ریزی می کردم. او درباره تصادفی که زندگی آنها را دگرگون کرد توضیح داد: همه چیز از سال 84 شروع شد، دختر دایی ام در گلپایگان فوت شده بود و ما برای شرکت در مراسم ختم به سمت گلپایگان به راه افتادیم ، من در صندلی سمت شاگرد نشسته بودم و دخترم سارا که هفت ماهه بود را در بغل داشتم. وی افزود: مادرم و خواهرم و شوهر خواهرم به
فرار دختر 16 ساله برادرانش را غیرتی کرد / مینا عروس خون شد
روانشناسی و مشاوره ای دقیق، خانواده مینا متقاعد شدند، این دخترخانم نوجوان بیش از دو سال مهمان ما در خانه سلامت بود و با آرامش به آغوش خانواده برگشت و کمی بعد جشن ازدواج دختر و پسر برگزار شد و اتفاقاً من و چند مددکار دیگر اورژانس به عروسی دعوت شدیم. پرونده هایی به این مضمون در برخی استان های غربی و جنوبی زیاد است. حوادث اختصاصی رکنا را اینجا بخوانید:
پایان فرار 20 ساله قاتل استاد دانشگاه
خانه اش رفتیم، اما مقتول متوجه شد که قصد سرقت داریم و شروع به سر و صدا کرد. می خواستیم فرار کنیم که مرا گرفت و من هم به ناچار دست به چاقو شدم و دو ضربه به مقتول زدم. بعد از آن فرار کردم و به خارج از کشور رفتم، اما پس از مدتی دوباره به ایران برگشتم و زندگی جدیدی با هویت جعلی برای خودم درست کردم. ادسرای امور جنایی پایتخت، متهم جوان در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد. منبع: روزنامه ایران
نجات یک کودک مبتلا به سرطان با پیوند سلول های بنیادی
اختیار وی قرار دادیم، دکتر با تعجب پرسید که چرا انقدر دیر مراجعه کردیم چون اگر همان سه سال پیش برای انجام عمل پیوند اقدام می کردیم قطعا نتیجه مثبتی دریافت می کردیم. به دکتر حمیدیه گفتم اول خدا بعد شما هر کاری که برای درمان دخترم لازم است انجام دهید. مریم صلاحی اظهار داشت: قرار شد که دکتر حمیدیه پیوند سلول های بنیادی را بر روی دخترم انجام دهد. آن لحظه از خدای خود خواستم که اگر این عمل به
روایتی از قانون تابعیت فرزندان ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی | روز های سخت مریم
است که به دلیل شرایط سخت زندگی از افغانستان به ایران مهاجرت کرده است و می گوید از امام رضا (ع) خواسته تا در ازدواج او را یاری کند. او از ترس حملات طالبان از کابل به ایران آمده است. سبحان در پایتخت افغانستان کارمند بخش دوبله یکی از رسانه های خصوصی بوده است. او می گوید: یک روز بعد از پایان ساعت کاری همراه با دیگر همکارانم در یک خودروی ون نشسته بودیم تا به خانه برویم که در راه طالبان خودروی ما را هدف
گفتگو با پریسا رضایی هنرمند 24 ساله محله امیریه | هنر سماجت ورزیدن
بازیگری شود. این هنرمند مشهدی بعد از پشت سرگذاشتن دوره های بازیگری، سختی های غربت و از همه مهم تر دوری از دختر چهارساله اش الیسا را به جان می خرد و عازم تهران می شود تا در چندین تست بازیگری شرکت کند، به قول خودش نه پول داشت، نه پارتی و نه روی زیاد، نه حتی یک رزومه درست و حسابی که نظر کارگردانان را جلب کند، برای همین تا دلتان بخواهد جواب نه شنید، اما او قصد دست کشیدن از آرزوهایش را نداشت
پایان فرار 20 ساله قاتل استادیار دانشگاه
ضربه چاقو به وی زدم که زخمی شود که باعث مرگش شد. در خانه ای جمع شده و پول را میان هم تقسیم کردیم. با اطلاع از مرگ استادیار دانشگاه، قاچاقی به ترکیه و چند کشور دیگر رفته و زندگی می کردم. چند سال پیش با هویت جعلی به تهران آمده و با زنی ازدواج کردم، او نمی دانست قاتلم و فکر نمی کردم پلیس بعد از بیست سال مرا بازداشت کند. محمد وهابی، بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جام جم گفت: متهم به قتل پرونده در بازداشت به سر می برد و تحقیقات تکمیلی از او در اداره دهم پلیس آگاهی تهران ادامه دارد. ...
امین خیابان آرامش
دارد. خاطره ای از دزدی از یکی از خانه های محله تعریف می کند: چند سال پیش بود که نیمه شب چند جوان را دیدم که کیف و چمدان به دست از یکی از خانه ها بیرون آمدند. آنها را تا آن زمان در محله ندیده بودم. سراغشان رفتم. گفتند مهمان خانه ای بودند و در حال ترک خانه هستند. چند دقیقه بعد از یکی از خانه های کوچه بغل صدایی آمد. نگران شدم و به سمت خانه رفتم. هرچه زنگ زدم کسی در را باز نکرد. اما صدای صاحب خانه
روایت هایی تلخ از روزگار چند زن کارگر
، زمانی که مجبور بودند از ترس ماموران مرزی یک نفس بدوند با دخترش زمین می خورند و دنده بچه می شکند. وقتی پایشان به ایران می رسد همه چیز از اول شروع می شود. باز هم سراغ صاحبکاران قدیمی، اسباب های عاریتی و کار در باغ ها و خانه های مردم می روند. کبری، هم مادر و هم پدر چهار دختر 18 سال پیش زمانی که شوهرش به سرطان مبتلا می شود و از دنیا می رود از شهرستان به تهران می آید. از همان روز
جنایت هولناک در علی آباد کتول / قتل عام خانواده دایی توسط خواستگار 17 ساله
خانواده اش کینه به دل بگیرد و نقشه انتقام بکشد. او روز حادثه در حالی که یک چاقو همراه داشت وارد خانه دایی اش شد و در اقدامی جنون آمیز دایی، دختر دایی 13 ساله و پسر دایی 10 ساله اش را به قتل رساند و متواری شد. عبور از مرز دقایقی بعد وقتی مأموران پلیس خود را به محل وقوع جنایت رساندند ردپای نوجوان عاشق پیشه در آنجا مشهود بود. جای تردیدی وجود نداشت که او عامل این جنایت
انکار آزار دختر جوان در دادگاه
تهران (پانا) - دو پسر شرور که با سوء استفاده از سادگی یک دختر کم توان ذهنی وی را مورد آزار و اذیت قرار داده بودند در دادگاه محاکمه شدند. به گزارش ایران، حدود 6 ماه قبل زن جوانی با مراجعه به پلیس از پسر جوانی به نام بهنام به اتهام آزار دختر 22 ساله اش شکایت کرد و گفت: من کارمند هستم و دو فرزند دارم پسرم مشکلی ندارد اما دخترم که 22 ساله است کمی ناتوانی ذهنی دارد و خیلی باید از او مراقبت
نجات 700 دختر با یک تلفن/ روایت رومیناهایی که به زندگی برگشتند
های دختر را با او کار می کرد. ماجرا ادامه داشت. برای حل این پرونده در کنار مددکاران، رئیس اورژانس اجتماعی هم به میدان آمد و ما بارها در جلسات مختلف با حضور روانشناسان و مشاوران خبره اورژانس با خانواده دختر صحبت کردیم و بالاخره بعد از 2 سال و نیم کار تیمی روانشناسی و مشاوره ای دقیق، خانواده مینا متقاعد شدند، این دخترخانم نوجوان بیش از دو سال مهمان ما در خانه سلامت بود و با آرامش به آغوش خانواده برگشت
کیت وینسلت درباره بازیگر شدن دخترش: هیچکس نمی دانست دختر من است
آنجا یک سریال کوتاه کار کند. این بازیگر مشهور هالیوودی افزود: این اتفاق فوق العاده ای است که فکر می کنم می دانستم یک روز رخ می دهد. در حقیقت همیشه مشکوک بودم. و همین طور هم شد و چند سال قبل رو به من کرد و گفت: “فکر می کنم دوست دارم این کار را امتحان کنم.” بازیگر فیلم تایتانیک گفت متفاوت بودن نام خانوادگی تریپلتون این امکان را فراهم کرد تا او بتواند نسبتش با کیت وینسلت را پنهان نگه دارد و با اتکا به توانایی های خود وارد صنعت سینما شود.
ادعای جالب پدر میلیاردر سوپر مدل مشهور درباره وی
کرد. به گفته این مرد 72 ساله، اولین نکته ای که هواداران باید در مورد دختر 26 ساله او بدانند، این است که تمامی موفقیت های کارنامه چشمگیرش نتیجه پشتکار و سخت کوشی خود اوست. این مهندس ساختمان سازی که ارزش خالص دارایی او را بین 5 تا 200 میلیون دلار تخمین زده اند، در صدر آن فهرست نوشت: "خودساخته ... هرگز حتی یک دلار از والدینش نگرفت." طبق گزارش مجله "سِلِبریتی نِت وُرت
حسام نواب صفوی و جنجال تازه الویس پرسلی ایرانی
از بازیگرهای معروف سینماست، آشنا شدم. در سینما او را دیدم و همان جا شماره من را گرفت... رابطه خوبی هم داشتیم، حسابی عاشق او شده بودم اما .. بعد از چندین سال آشنایی، یک روز به من گفت که اول برویم محضر و خانه ات را به نام من بزن و بعدش می رویم دفترعقد و ازدواج. قرار بود با هم ازدواج کنیم. اما بعد از این که خانه ام به نامش شد، مدام به او می گفتم که چرا به قول هایی که به من دادی، عمل نمی کنی؟ او
با اصرار مادرش، شکنجه اش می دادم
قتل اعتراف کرد. خمار است و به زور حرف می زند. سعی می کند مادر آرش را مقصر ماجرا نشان دهد و خیلی خونسرد از شکنجه های پسربچه می گوید. ادعا می کند قصدش تنبیه آرش بوده و نمی خواسته باعث مرگ او شود: مادرش مرا ترغیب می کرد که آرش را تنبیه کنم. حتی خودش چوب و شیلنگ به من می داد. فکر نمی کردم او بمیرد. چند سالته؟ 37 سال. معتادی؟ بله، شیشه می کشم. چند ساله؟ خیلی
ماجرای نوجوان 15 ساله ای که معتاد به دنیا آمد
اعتیادش را چه کسی می دهد؟ پدرم هزینه های زندگی و اعتیاد را تامین می کند. شما از چه زمانی به مصرف مواد مخدر آلوده شدی؟ من زمانی که به دنیا آمدم در واقع معتاد بودم چراکه مادرم در آن زمان اعتیاد شدیدی داشت و پزشکان تشخیص داده بودند که من هم معتاد هستم. یعنی از نوزادی مواد مصرف می کردی؟ بله! ولی مدتی بعد مادرم مرا در مراکز درمانی بستری کرد و درمان شدم. پس دوباره چه زمانی به
سرانجام قتل کولبر ایرانی توسط مرزبانان ترکیه چه شد؟
به گزارش شمانیوز :26 فروردین امسال زمانی که دو مهاجر به صورت غیر قانونی از کشور خارج می شدم که به سمت کشور ترکیه بروند پلیس ترکیه آنها را دستگیر کرد ساعاتی بد آنها به طور وسیعی مورد شکنجه قرار گرفتند و حدی که یکی از این دو فرد به قتل رسید و در حالی که مهاجر دیگر بسیار آسیب دیده بود خود را به خاک ایران رساند و حال سوال اینجاست که دولت ایران وزارت امور خارجه چه اقدامی انجام می دهند؟و سرانجام خانواد
حجت الاسلام نورموسوی: زن و مرد باید باهم گفتگو و مدارا داشته باشند
این است که معلم به تعلیم واملاء و انشاء زندگی شاگردش بپردازد و پدر و مادر هم باید چنین باشند. پیغمبر به داماد و به دخترش درس مدارا و اداره کردن را در این دیدار می دهد، اعتقاد بنده به این است و بلکه عقل چنین حکم می کند، دختر دیگری به خانه ی شما آمد فرزند شما شده، آنکه داماد شما شد پسر شما محسوب می شود، همان نقشی را که برای پسرت داری برای دامادت هم داشته باش و بگذار حس کند که تو پدر و
زندگی تلخ زنی که پی عشق تازه ای رفت
زندگی نمی بردم. تا اینکه فرزند دومم به دنیا آمد و بیشتر از قبل احساس افسردگی می کردم چند سالی گذشت تا یکبار شوهرم به همراه دوستش به خانه آمد، این فرد نزدیکترین دوست همسرم بود که خیلی وقتها از او در خانه صحبت می کرد و گاهی اوقات من با او تماس می گرفتم و در مورد شوهرم با او درد و دل می کردم تا روزی که به منزل ما آمد. احساس می کردم می تواند حمایتم کند و تمام نداشته ها، آرزوها و انتظاراتم را
قتل پدر به دست دختر فراری
به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین از روزنامه جام جم، آخرین پست او هم ویدئویی از روزهای کودکی سیرا بود که داشت کیک تولدش را فوت می کرد. اما بعد از چند روز از انتشار این پست، همه چیز یکباره تغییر کرد و اتفاقی افتاد که کمتر فردی آن را باور می کرد. جسد سوخته دانیل در خانه اش پیدا شد و بنا به گفته مقامات پلیس، اثرات جراحت شدید روی بدن این مرد 45ساله مشهود بود. چند ساعت پس از پیدا
زن آرایشگر تهرانی گرای زنان را به مردان پلید می داد! / نیمه شب الهام تنها بود
شروع به سرقت تلفن های همراه در غرب تهران با دوستم کردم. چندی بعد با دختری آشنا شدم که آریشگر بود، تصمیم گرفتیم باهم شروع به همکاری کنیم. سارق حرفه ای در ادامه گفت: این دختر آمار طعمه های آرایشگاه را به من می داد که از آن ها جلوی آرایشگاه سرقت می کردیم، بعضی موقع ها هم در خیابان های غرب تهران دنبال سوژه می گشتیم تا گوشی سرقت کنیم. شیطان وسوسه ام کردم و در حال حاضر پشیمان هستم. زن
ازدواج امام خمینی | داستان ازدواج، جشن عروسی و خاطرات
لواسانی و داماد با یک خدمتگزار به نام مسیّب برای خواستگاری به نزد پدرم آمدند. همه با هم رفیق بودند جز آقای هندی. پدرم هم مرا خبر کرد. ذبیح اللّه ، خدمتگزار آقایم، آمد منزل مادر بزرگم و گفت: خانم مهمان دارند، گفته اند قدسی ایران بیاید آنجا. مادر بزرگم گفت: مهمانش کیست؟ به او سفارش کرده بودند که نگوید داماد آمده است. واهمه از این داشتند که باز بگویم نه. من هم رفتم خانۀ مادرم. آنجا که رفتم، موضوع را
شوهرم می خواهد با زن دیگری ازدواج کند
طرف مقابل ارسال این پیامک ها مادر یکی از شاگردان همسرم است خیلی به موضوع حساس شدم وقتی مخفیانه گوشی همسرم را بررسی کردم تازه دریافتم که آرین از چند ماه قبل رکسانا را که زنی مطلقه بود به عقد موقت خودش درآورده است و به بهانه آموزش خصوصی به شاگردش در واقع با هوویم ارتباط برقرار می کرد. وقتی موضوع را برای همسرم بازگو کردم او در مقابل چهره حیرت زده من خیلی طبیعی ازدواج موقت اش را پذیرفت و
شهادت بانوی جانباز 70درصد کرمانشاهی و مادر سه شهید
خواهد شد. برای یک لحظه، سایه ی شومی از روی حیاط خانه گذشت و پس از چند لحظه بمب های خوشه ای در جای جای خانه ما جا گرفت. دیگر متوجه هیچ چیز نشدم. ساعت 9 صبح هشتم آذرماه به یکی از بیمارستان های تهران اعزام شدم. تمام بدنم مملو از ترکش بمب های خوشه ای بود، هر دو پایم از کار افتاده و کلیه هایم آسیب دیده بودند. در چندین ماه در بیمارستان تهران 25 بار مورد عمل جراحی قرار گرفتم و هیچ کس در کنارم
پسرم روزی حلال خورد و حلال از دنیا رفت / هادی باغبانی کیست؟! + عکس ها
با اشاره به اینکه آقا هادی از من سه سال بزرگتر بود و متولد 1365 هستم، بیان می کند؛ بنده اهل بابلسر هستم، در 15 اردیبهشت 1386 با همسرم آشنا شدم، دو سه باری تلفنی صحبت کردیم و بعد ازدواج کردیم، دوران نامزدی مان 6 ماه و نیم به طول انجامید بعدش عروسی کردیم و برای زندگی به تهران آمدیم. خانم مهدی پور، ادامه می دهد؛ سال 1389 بود که دخترمان رضوانه خانم به دنیا آمد، یک سال بعد همسرم وارد حوزه
دومین هفته اردیبهشت ماه و فیلم های سینمایی
اردیبهشت ماه ساعت 16 از شبکه یک سیما پخش خواهد شد. در خلاصه داستان فیلم با بازی کارن آلن، هانا گروس و کوین جی. او کانر آمده است: نورا مدیر پست خانه ای در روستای کولول است که بعد از 35 سال خدمت در میابد که سیستم اداره پست قرار است خدماتش را مکانیزه کند و سیستم سنتی را به کل تعطیل کند. از این رو زمانی که نورا متوجه می شود باید پست خانه اش را تعطیل کند و بازنشسته شده یا به شهر برای کار مراجعه کند