روایتی از صاحب یک شغل کاملا خاص! - خبرگزاری فارس
سایر خبرها
وقتی پدر شهید از گرسنگی از حال رفت +عکس
بروویم. باعث ازدواج ما هم عموی خانمم بود که خیلی تلاش کرد. 9 ماه طول کشید اما زندگی مان هم آنطور که خوب باشد، نبود. **: چرا خوب نشد؟ پدر شهید: وقت دو نفر در زندگی تمام و کمال همدیگر را نخواهند، زندگی خوب نمی شود. **: یعنی حاج خانم تا آخر هم زندگی با شما را قبول نکرد؟ پدر شهید: به طور کامل، نه. **: خب شما هم سن و سالتان پایین بود و تجربه تان هم
سیدهادی در برخوار اصفهان حاجت می دهد + عکس
/> **: حوزه ها بخواهند کمک هم بکنند، شهریه ها چقدر است مگر؟ خواهر شهید: بله؛ خیلی کم است. الان این حاجی با این سن و سالش کار می کند هم خرج خودش هم خرج آنها را می دهد. خودتان که می دانید اوضاع چطور است. **: خانم حسینی جان! به عنوان حرف آخرتان از دغدغه هایتان یا پیامی که دارید یا حرفی که خیلی دوست دارید بزنید برایمان بگویید. خواهر شهید: تشکر می کنم از شما؛ ان شا
دردسر زیبایی بیش از حد داماد ! / عروس خانم شوهر مدل نمی خواهد ! / عجیب ترین طلاق
به گزارش رکنا، وقتی برای رسیدگی به درخواست شان وارد شعبه دادگاه شدند پسر جوان که شاهین نام داشت گفت: من 23 سال دارم این خانم را در ایستگاه مترو دیدم و در یک نگاه عاشق او شدم. پیشنهاد دوستی دادم و او هم قبول کرد. فرشته که 21 سال داشت حرف شاهین را قطع کرد و گفت: آقای قاضی من اشتباه کردم معیارم برای انتخاب شریک زندگی اشتباه بود من فکر می کردم زیبایی و تیپ و قیافه برای کافی است. البته او
چاقی عجیب و غیرقابل باور چهره “خانم بازیگر” / عکس
آقای مرزبان بود بعد از چند کار تئاتر برای تست سریال دبیرستان خضرا به دفتر خواجویی کارگردان رفتم و قبول شدم با همین سریال سال 1373 وارد قاب تلویزیون شدم همتی اولین بار با فیلم سینمایی افسانه پوپک طلائی در سال 76 وارد سینما شد اما شهرت او بیشتر از سریال خانه به دوش سال 1383 شروع شد مردم دیگر علاقمند به دیدن سریال های تلویزیونی نیستند، از سویی هم فیلمنامه ها خوب نیست و از زندگی واقعی همه ما دور و متفاوت است که قابل پذیرش نیست. به جای آن تئاتر کار می کنم و گهگاهی در سینما حضور دارم ...
گینس در انتظار ثبت رکورد جدید دونده ایرانی/ دوومیدانی کاری که 16 سال نخوابید
دادید و دریافتی شما چقدر بود؟ از سال 91 تا 1400 در داخل پارک نگهبانی می دادم، چادر جمع می کردم، جلوی سرقت را می گرفتم و سرویس بهداشتی را باز و بسته می کردم. حقوقم هم 2 میلیون و 500 تومان بود؛ اما اکنون با روی کار آمدن دولت آیت الله رئیسی حقوقم به پنج میلیون تومان رسیده است. چون پدرم ایثارگر و خاله ام شهید شده بود به تازگی رسمی شدم. جدای از حقوق شهرداری برای این دویدن ها پول هم
فرزاد جمشیدی از علت ممنوع التصویری اش پرده برداشت
دو وارد شدم نمی دانستم اتاق مدیر شبکه دو کجاست و عملا 10دقیقه سرگردان بودم تا اتاق مدیر شبکه دو را پیدا کنم. * چون همیشه روال بر این بود که یک تهیه کننده از بنده دعوت می کرد؛ من هم می رفتم مطالعه می کردم، کتاب می خواندم بعد هم برنامه ام را اجرا می کردم و نیازی به التماس و درخواست نبود. خب البته در همه این سال ها هم کسی مثل آقای بامروت نژاد، مروت به خرج نداده بود که بنده و امثال بنده را دعوت
انقلاب ما در دنیا نظیر ندارد/ سیاست دولت روابط با همسایگان است – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان
و ایران روی نقشه جغرافیایی نبود، شما با پاره کردن این قرارداد، ایران را دوباره بازگرداندید و الان دولت جدید هم دارد برمی گرداند. توضیح داده که همان مدتی که اجرا شد ایران چقدر ضرر کرد و امریکا چقدر سود برد. * برجام؟! بله. همین چند وقت پیش رئیس کمیته روابط خارجی آمریکا گفت ایران اسرائیل را به رسمیت بشناسد و بمب اتم هم داشته باشد. مسئله ما این مسائل نیست. اسرائیل را به رسمیت
من، تنها زن آتش نشان آبادان، 17 سال دارم
نشانی خانم ها در آبادان جا نیفتاده و جا برای کار چندان مناسب نیست. البته من هم به آنها حق می دهم که با من به عنوان یک زن آتش نشان این طور رفتار کنند، چون همیشه این طور به آنها گفته شده که فلان شغل مخصوص زن ها نیست. درصورتی که الآن خیلی از مشاغل تخصصی شده اند و به هردو جنس زن و مرد نیاز است. متأسفانه توی متروپل هربار که می خواستم وارد آواربرداری شوم می گفتند شما خانم هستی و هیچ کاری از دستت برنمی آید
حرف های بامزه تازه داماد 80 ساله که با عروس 70 ساله ازدواج کرد
ازدواج کنید؟ خانم قبلی ام سه سال و هفت ماه پیش به رحمت خدا رفت و ما دیگر تنها شدیم. بعد از مراسم سالگردش، دلم می خواست دوباره سر و سامانی بگیرم. چند بار به خواستگاری رفتم * چند بار خواستگاری رفتید؟ چهار، پنج بار بیشتر نشد. اولین سوال خیلی های شان این بود که بیمه و بازنشستگی داری؟ که مثلا اگر مردم ، بی پول نمانند. *حتما سکینه خانم این را نپرسید که دل تان را برد
سروش 2هفته شعر حفظ می کرد!
روش فقط روی این تیم تمرکز کرده بود و ما هیچ چیزی از اسپانیا و پرتغال نمی دانستیم. یعنی بازی اول از نظر تو اینقدر مهم است؟ بله، یادم می آید بعد از قرعه کشی جام جهانی به شما گفتم که مهم ترین بازی ما بازی با انگلیس است و الان هم همین حرف را می زنم. همه می خواهند چهره ایران را در نخستین بازی ببینند و این مهم است که بتوانیم از انگلیس امتیاز بگیریم. خیلی ها می گویند باید ولز و آمریکا
چهارکیلومتر از جاده عقب نشینی بعثی ها چگونه به آتش کشیده شد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان
شوخی کردند. * این پرواز برای شما و اسکندری سیاحت بود دیگر! نه؟ چون پرواز که نمی کردید. همه کارها را خلبان کابین جلو انجام می داد. بله. ولی مثلاً کابین جلوی من، هم دسته ای خودم بود؛ سروان (رضا) پیرزاده بود. این قدر من این بنده خدا را اذیت می کردم! چون اف فوری ها برای بچه های اف پنج کُری می خواندند. * بله دیگر! شما فانتوم بودید... خب اصلاً اف پنج با اف فور
مدیران جدید در حال نوسازی تلویزیون هستند
بامروت نژاد می خواهد شما را ببیند و با شما صحبت کند. قرارمان ساعت 9 بامداد بود، اما بنده از آنجا که هیچ گاه با مدیران شبکه های تلویزیونی ارتباطی نداشته ام، وقتی به ساختمان شبکه دو وارد شدم نمی دانستم اتاق مدیر شبکه دو کجاست و عملا 10 دقیقه سرگردان بودم تا اتاق مدیر شبکه دو را پیدا کنم. چون همیشه روال بر این بود که یک تهیه کننده از بنده دعوت می کرد؛ من هم می رفتم مطالعه می کردم، کتاب می خواندم بعد هم
طرح ترور رییس ساواک به روایت رفیق دوست
بود را نیز نپوشیده بودم. بار دیگر این خانم مرا دید و با دقتی که در حرکاتم کرده بود حدس زد من گدا نیستم. در نتیجه اصرار کرد که تو گدا نیستی و می خواست مرا به پاسبان تحویل دهد. ولی باتوجه به این که روزهای آخر شناسایی بود خوشبختانه کارهایم را انجام داده بودم، بلند شدم و از صحنه گریختم. متأسفانه عملیات ترور نصیری به مرحله اجرا در نیامد. چون یکی از دوستانمان به نام این موضوع را به
عجیب ترین طلاق/ ازدواج بخاطر زیبایی بیش از حد داماد
جام حذفی مطالب مرتبط صعود سخت آبی پوشان پایتخت به فینال جام حذفی مطالب مرتبط صعود سخت آبی پوشان پایتخت به فینال جام حذفی میانگین امتیازات: 3.9 / 5. تعداد امتیازات: 22 به این خبر امتیاز دهید میانگین امتیازات: 3.9 / 5. تعداد امتیازات: 22 به این خبر امتیاز دهید 0/5 (0 نظر) 0/5 (0 نظر) برچسب ها ازدواج زیبایی طلاق قاضی منشی برچسب ها
از شایعه تا واقعیت صحبت های همتی در کلاب هاوس در خصوص عدم محدودیت در چاپ پول توسط دولت
اینقدر بود حالا اینقدر شده ووو دنبال علت ها بودم. اواخر متوجه شدم ای بابا دولت حقوق ها را بعضاً دوبرابر کرده یعنی 100 درصد افزایش داده! چند هزار میلیارد به رفع مشکل ریزگرد ها اختصاص داد. تکمیل جاده ی بجنورد به شمال اینقدر، احیای دریاچه ارومیه N میلیارد! زنگ زدم از آقای نوبخت پرسیدم از کجا؟، گفت از محل فلان وفلان. روز چهارشنبه ای بودم رفتم سازمان برنامه وبودجه دوستانه
اسکناس هایی که بوی خون می دهند
. درباره سایر ارگان ها هم همین طور است. مثلا درباره قرنیه همین موضوع صادق است. به طورکلی چنین جراحی هایی در هیچ کجا انجام نمی شود. دیدن ویدئوها و شنیدن این اخبار ذهنم را درگیر کرد. مدت زیادی است مردم سرزمینم حال خوبی ندارند و ظاهرا با شدت گرفتن فقر، بازار فروش اعضای بدن هم داغ شده است.برای یافتن حقیقت این داستان، پیگیر اخبار مرتبط با اهدای عضو شدم. خواندن خبرها دردی از من دوا نکرد. این
شفای بیمار با توسل به اُمّ البنین(س)(حکایت اهل راز)
، وجود سنگ مثانه است و جز عمل جراحی راه دیگری ندارد و باید تا ایران همچنان تحمّل کنم ،چون در مدینه و مکّه امکانات موجود نیست. با این حال مرا به بیمارستان ایران معرفی کرد. روز بعد به بیمارستان رفتم، تشخیص همان بود و من مجبور بودم تحمّل کنم و کم کم به درد عادت کردم و با مسکن خود را آرام می کردم. راه رفتن برایم بسیار سخت بود، امّا گاهی به زحمت تا حرم می رفتم. یک شب حدود ساعت ده از حرم بیرون
همِی مرضا اَ سردیه؛ دَواش چوی نواته
ناله زدت دو ساعت پیش با چوی نوات بیتر نشدی؟ - بی بی من سردیم شده بود، درد زایمان نداشتم که... ای بابا. پاشین بی بی بنده خدا منتظره... - اگه ماخان شورِ من کنن، من میگم چوی نواتُش بدن، اگر سرِخودن، هرکاری ماخان بکنن! همانطور داشتم با بی بی کلنجار می رفتم که آسیه خانم سراسیمه آمد تو.. - بی بی، بی بی دستم به دامنت، اکبرآقا دستشو با اره برقی بریده، خونش بند
10 روز زندگی یک خانواده در پارک؛ فروش تمام زندگی تاوان ضمانت دوست صمیمی!
پارک هستند. صبح ها که سر کار می روم و عصر برمی گردم همین جا هستند. یک بار به آنها گفتم؛ برای استحمام یا دستشویی اگر خواستید خانه من هست و خانواده ما برای آمدن شما مشکلی ندارند، اما تشکر کردند و گفتند؛ برای دستشویی به مسجد می روند. شما حساب کنید تو این ده روز این خانواده نیاز به استحمام نداشته! حتی گاز پیک نیک هم برای تهیه غذا ندارند. آقا فرهاد باغبان این پارک است اگر می خواهید بیشتر بدانید
روایت امضای سرخ؛ روحانیِ شهیدی که برای دخترش رجعت کرد
جان! بابا برو "نامه ات" را بیار تا من امضا کنم؛ من پرسیدم کدام "نامه"؟ پدر گفت: همان "برگه ی امتحانی " که مدرسه به شما داد. من رفتم سراغ کُمُدم و شروع به پیدا کردن برگه کردم. برگه که پیدا شد، دنبال خودکاری با رنگ تیره گشتم؛ زیرا همیشه پدر، کارنامه های ما را با خودکار رنگ مشکی یا آبی امضا می کردند. خودکار را تحویل پدر دادم و دوباره به آشپزخانه آمدم تا برای پدر ناهار آماده کنم، وقتی
14 بار کشاورزی 3 بار گردشگری ، 1 بار میراث !
هستی می گویی نمی شود؟! توی هواپیما نشستم برویم به سمت تهران، وزیر جهاد کشاورزی گفت من حرف شما را قبول دارم. برای فردی در وزارتخانه ام حکم زدم و شد مدیر گردشگری کشاورزی و در اختیار شماست. شما هم به عنوان یک مدیر بگذار این دو تا با هم رفیق شوند بروند کارها را انجام بدهند. گفتم منِ مدیر نمی گذارم. من حکم می دهم به مدیر شما. بیکاریم دعوا درست کنیم؟ به آقای شالبافیان گفتم حکم بده به همین فردی که منصوب
قتل مرد فلج توسط پرستار خانگی/ ادعای عجیب پرستار
ادعای تازه ای گفت: من اتهام قتل عمد را قبول ندارم و تنها می خواستم او را مسموم کنم چرا که 3 روز قبل از فوت، سجاد به من تعرض کرده بود. سجاد مدام بددهنی می کرد و به من می گفت که از همسرت جدا شو و با من ازدواج کن. من هم به خاطر اینکه به آن کار نیاز داشتم و از او عصبانی بودم، 3 قرص را پودر کردم و در آبگوشت ریختم و او هم خورد و خوابید صبح با سرفه او بیدار شدم و بعد هم به یکباره روی زمین افتاد و دیگر
دخل و خرج خانوارها بعد از یارانه جدید
قصه گرانی از کجا شروع شد؟ قصه گرانی از ماکارونی شروع شد تا همین چند روز پیش که به رب گوجه فرنگی رسید. از آن روز نرخ چاپ شده روی مواد غذایی پاک شد و قیمت های جدید جای قبلی ها را گرفت. در این وضعیت تولیدکنندگان نیز به افزایش هزینه های تولید اشاره می کردند.چند روزی گذشت تا گزارشی از رسانه ملی پخش شد. 3 خانم در اجناسی را برداشتند که مایحتاج 1 ماه آنها بود و در انتها با تمام شدن خرید نه تنها پول یارانه آنها تمام نشد بلکه مبلغی در انتهای آن ماند.حالا گزارشی میدانی را به بهانه واریز دومین یارانه جدید برای هزینه تامین مایحتاج خانوده ها ...
ماجرای سفر رهبر انقلاب به چین و کره شمالی چه بود؟
الله کاشانی و با روزنامه در ارتباط بود. بعد از پیروزی انقلاب نیز کلاً کار را کنار گذاشت و از صبح تا شب دنبال خدمت به مردم در مسجد، تعاونی و صندوق خیریه بود تا این که فوت کردند. 58 ازدواج کردید. بله. چطور با حاج خانم آشنا شدید؟ خانم برادرم با ایشان در مدرسه آشنایی داشتند. خطبه عقد را چه کسی خواند؟ یکی از روحانیون معمولی خطبه را خواندند
چند می گیری داد بزنی؟ / درآمد اندک برای یک شغل سخت
و کشورهای دیگه، مدارکت رو میدی و ما کاراتو انجام میدیم. برات وکیلم می گیریم که کارات پیش بره. فقط یکم هزینه هاش زیاده البته. چقدر؟ اولش که 10 میلیون میدی و بعدشم که الباقی هزینه ها دیگه مشغول به داد زدن که شد از کنارش رد شدم و به مسیرم ادامه دادم. کمی جلوتر شخصی روی موتور نشسته بود و مقوایی کوچک در دست داشت و بدون استراحت مشغول داد زدن بود مقاله، پایان نامه همین دو جمله را پشت هم تکرار