از دست تو می آید دلداری مشتاقان - قدس آنلاین
سایر خبرها
قرص نیروبخش
: قربان. اجازه فرمایید غریبی درود بی پایان و آرزوی قلبی خود را برای سعادت و فر و شکوه اعلی حضرت و خاندان ارجمند سلطنت و مراتب بندگی و جان بازی خود را معروض دارد. شاه اشاره ی مهرآمیزی نمود و چن دریافت که مورد مهر و محبت شاه قرار گرفته است. شاه رو به چن کرد و گفت: ای مرد بیگانه، حرف بزن و هرچه زودتر در فرونشانیدن کنجکاوی ما بکوش. آیا تو شب پیش همه ی این اسبان را از اصطبل کاخ تابستانی ما دزدیده و
یاران یکدل
بی آنکه آهی بکشد یا ناله ای بکند و یا ضعفی نشان دهد خود را در آتش انداخت. لیکن، خدا همیشه بیدار است و بودا چون این فداکاری و از خودگذشتگی را دید دست مهربان خود را گشود و بارانی سیل آسا از آن بر سراسر کشور پهناور چین فرو بارید، تا ترکه های فروزان را خاموش کند و زندگی خرگوش کوچک را از چنگال مرگ برهاند. این ماجرا در پن جول (1) گهواره ی جهان، روی داد. پی نوشت ها: 1.Pen-Jul منبع مقاله : والری، ژیزل، (1383)، داستان های چینی، ترجمه ی اردشیر نیکپور، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم. ...
"بگذار کز دامان شب فردا برآید"
خوب و سلیس میخواندم و از بچههای دیگر جلوتر بودم. مادرم ما را مینشانید و خیلی جدی به ما درس میداد; او حتی به بسیاری از افراد فامیل قرآن و خواندن و نوشتن یاد میداد و حالا هر وقت آن خانمها مرا میبینند، از مادرم به نیکی یاد میکنند و برایش فاتحه میفرستند. من در سبزوار به مدرسة شیخ حسن داودزنی میرفتم. خدا رحمتش کند مرد بزرگی بود. مدرسه ای عمومی بود. بعدها اسمش را گذاشته بودند دبستان پهلوی. ولی هیچکس
سه نادانی
شنید و دم برنیاورد. شاه چنین ادامه داد: راستی! من به تو چه وعده کرده بودم؟ گفته بودم که دست دخترم را در دست تو می نهم. بسیار خوب، من به قول خود وفا می کنم و دست دخترم را در دست تو می نهم تا او را پیش چانگ شاه که دخترم نامزد اوست ببری. امیدوارم که از لطف و توجه ما خشنود باشی. اکنون از اینجا برو و بیش از این سرم را درد میاور. فرمانده ی کمانداران دریافت که چاره ای جز دور شدن از آنجا ندارد. پس با
ختمی ارغوانی
پاک دل و نیک اندیش بود که هرگز گمان بد به کسی نمی برد و تصور نمی کرد کسی چنین بلایی به سر او بیاورد. از این رو، به آرامی و خونسردی بسیار در جواب شوهرش گفت: نه عزیزم، خوکی از گله ی خوکان ما گم نشده است. مرد نگاهی به آغل خوکان انداخت و گفت: به تو می گویم که چهار خوکمان گم شده است، خودت بیا و ببین. من نمی توانم این بی مبالاتی تو را تحمل کنم. ختمی ارغوانی با وجود تهدیدهای شوهر دست و پای
همواره همپای جلودار
دخمه برون به در آورده دندان گیو و جمجمه نوذر می بینمت به معرکه چون ضحاک آنک نوای کاوه آهنگر مردم ز بند رسته و بربسته دست تو و قبیله تو یک سر... خودش اینطور می گفت: از مدت ها قبل از حادثه های انقلاب اسلامی شعر انقلابی گفتم، زمانی که صنعت نفت را ملی کردند، باز هم منافع دست بیگانگان بود و ثروت مردم را می بردند. شعری گفتم با این مطلع نفت ملی وطن گرو رفته البته
جوک پ نه پ جدید و خنده دار
شبنم نمی گردم • جوک پ نه پ جدید و خنده دار • پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟ گفتم: پ نه پ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه! • جوک پ نه پ جدید و خنده دار • با کلی عشق و علاقه به یه بنده خدا گفتم I love you میگه با منی منم گفتم پَ نه پَ با پی ام سی ام منبع :نمکستان
همپای جلودار بار سفر بست
می بینمت به معرکه چون ضحاک آنک نوای کاوه آهنگر مردم ز بند رسته و بربسته دست تو و قبیله تو یک سر... خودش اینطور می گفت: از مدت ها قبل از حادثه های انقلاب اسلامی شعر انقلابی گفتم، زمانی که صنعت نفت را ملی کردند، باز هم منافع دست بیگانگان بود و ثروت مردم را می بردند. شعری گفتم با این مطلع نفت ملی وطن گرو رفته البته نتوانستم این شعر را جایی چاپ کنم. آن زمان معلم بودم
بگذار ببخشمت!
فروخته، زندگی شان را به آتش کشیده؛ چون فقط نجات دادن جان جگرگوشه اش را در آن زمان حس می کرده، اما بعد از اینکه خطر از بیخ گوش پسرش گذشت، تازه حقایق جلوی چشمش رژه می روند، تازه می فهمد که بقیه خانواده را از حقشان محروم کرده و آن وقت نگرانی جای خودش را به اضطراب و نفرت می دهد و دل ها هرگز با هم صاف نمی شوند. در واقع هدف برگزاری آیین گل ریزان این است که جلوی این فاجعه ها گرفته شود. مردم دست به دست هم
فریاد زدم:تیمسار را نکشید،او آدم خوبی است!
گفتند: حق با پدر اوست. باید بچه را به خارج ببرند . شهید قرنی به آن مرد گفتند : تو هنوز مین های روی دیوارها را پاک سازی نکرده ا ی، اگر این کار را بکنی به همین قرآن قسم می خورم حتی اگر دادگاه انقلاب هم در باره تو حکم اعدام صادر کند، من زن و فرزندت را به خارج خواهم فرستاد . همین طور هم شد. آن سرگرد همه مین ها را پاک سازی کرد و بعد هم اعدام شد، اما شهید قرنی زن و فرزند او را به خارج فرستاد تا عمل جراحی
آثار قناعت در زندگی
تفسیر نموده اند. از امام علی(ع) درباره تفسیر حیاه طیبه در این آیه شریفه پرسیدند: من عمل صالحاً من ذکر أو أنثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه؛ کسی که عمل صالح انجام دهد خواه مرد، خواه زن و مؤمن باشد او را زنده می کنیم به زندگی پاکیزه ؟ آن حضرت(ع) فرمودند: مراد از این زندگی که خداوند در پاداش اعمال صالح مرد و زن مؤمن می دهد، قناعت است . (سفینه البحار، جلد2، صفحه452 ماده قنع ) آثار قناعت
تزریق 3هزارمیلیاردتومان به بازارمسکن
بخر، اونی هم که داری نفروش تا گرون بشه! خخخخخخخخخ داداش انگار دست خودت هم تو کاره - ازین سونامی ها هیچ خبری نیست فقط مثل قضیه خودرو برای تحریک بازاره مگه چقدر دیگه مسکن باید گرون بشه همینطوری هم نمیشه خرید. مگه جایی هم برای گرونترشدن مونده با این وضعیت درآمد ، اقتصاد خراب ، وامهای با سودبالا این کارها شبیه آب در هاون کوفتن است دولت تدبیر و امید، ملک را میترکاند با
صبحت بخیر و رنگی/ آینده همین روزهاست خوب ازشون استفاده کن
خرداد می گه بهار کم کم داره تموم و تابستون هیجان انگیز داره شروع می شه. حتماً نسیم خنک بهاری رو حس می کنید که باعث می شه لبخندی رو لبتون بیاره. صبح که از خواب بیدار می شین پرده پنجره رو کنار بزنید و به آسمون نگاه کنید و یه نفس عمیق که پر از عطر بهاره بکشید. امروز می تونه روز تو باشه. قدر صبح های بهاریت رو بدون و روزت رو با انرژی شروع کن. لبخند یادت نره! این هدیه امروز ماست تا تو رو برای یه روز خوب همراهی کنیم. حسی که از این تصویر گرفتی رو تا شب همراه خودت نگه دار و به اطرافیان ات منتقل کن. متوجه هستی که این روزهایی که دارن میگذرن روزهای آینده ی تو در گذشته ن؟ /! ...
مرثیه سرایی دهه شصتی ها برای یاهو!
اجتماعی خاطره بازی کرده اند. خداحافظ ای همنشین همیشه! قدمت یاهو مسنجر خاطره انگیز به زمان اینترنت دایل آپ برمی گردد. اواخر 1990 بود که شرکت یاهو با انتشار این نرم افزار خیلی زود توانست کاربران زیادی به دست بیاورد و همه گیر شود. یکی از کاربران در واکنش به تعطیلی مسنجر قدیمی نوشته: چراغا رو خاموش کنین، دهه شصتیا میخوان گریه کنن. و اول یاهو رو باز می کردیم بعد وصل می شدیم به
نوازنده ی هنرمند و گاودار ممسک
خوردم. در همسایگی خانه ی محقر و کوچک موسیقی دان گاوداری توانگر و ممسک (1) خانه داشت. آن مرد هر روز که به خانه ی خود بازمی گشت، به خانه ی موسیقی دان تنگ دست می رفت و به او می گفت: روز به خیر همسایه ی عزیز، چند لحظه ای فرصت پیدا کرده ام و آمده ام از تو خواهش کنم که این آهنگ کوچک و زیبا را برایم بنوازی: تو را-لا-لا-لا-لا-لا-لا. نمی دانی چه قدر من این آهنگ را دوست دارم. دلم می خواست وقت داشتم و می
غریبم ولی آشنای شمایم
... حالا هم که بعد از ده روز اقامت در مشهد و بست نشستن در حرم ، خبری از شِفاش نیست؛ لبخند می زنه... نطقش هم باز شده!... خودش می گه: ز دست دیده و دل هر دو فریاد/ که هرچه دیده بیند، دل کند یاد... انگار آقا خواسته چشم و زبونم باهم بسته بشه! برگرفته از ترجمه جلد اول کتاب شریف عیون اخبارالرضا(ع) / ترجمه علی اکبر غفاری و حمیدرضا مستفید/ چاپ 1380/ صفحه 597 امام رضا(ع) از پدران بزرگوارش تا امیرمؤمنان
گزارش همراهِ رکن آبادی از فاجعه منا
را لمس کردیم، اما نه او قدرت داشت دست مرا بگیرد و نه من می توانستم به او کمک کنم، بعد از آن به جای خلوتی رفته و شهادتینم را گفتم و آماده مُردن شدم. ناگهان دستم به یک بطری سفت خورد، متوجه شدم که آب دارد. بطری را باز کردم و کمی از آب خوردم تا جان گرفتم و چشمانم باز شد. به چند نفر که اطرافم بودند آب دادم همه زنده شدند، تنها یک پیر مرد ایرانی بود که آب از حلقش پایین نرفت و فوت کرد . وقتی رمق
در حاشیه تعزیرات شلاقیّه در پارتی قزوینیّه!
فرماید و أتوا البیوت من ابوابها (از در، به خانه درآیند) تو از پشت بام، به خانة ما آمده ای و این کار برخلاف صریح نهی قرآن است. شما فکر می کنید خلیفه دوم در برابر این استدلال صریح و روشن یک زن معمولی خانه دار، دست به چه کاری زد؟ آنان را کتک زد؟ بساط عشیشان را درهم ریخت؟ آنان را به دست عسس سپرد؟ هیچکدام! نقل است که وی شرمنده، راه برون رفت پیش گرفت و درحالی که بدون هیچگونه عکس العمل
پایان نسل کوتوله ها در ماخونیک، یکی از 7 روستای شگفت انگیز دنیا، مرز ایران و افغانستان
طمأنینه حرف می زند. بعد از هر جمله مکث می کند: اینجا روستای ماخونیک است، آدم هایش، آنطوری که همه می گن، کوتاه قد نیستن. یعنی قبلن بودن، شاید پنجاه سال پیش، الآن اما نیستن . در میانه ی راه همان جاده ی خاکی که بالایش ایستاده بودیم، گه گاهی کودکی سر از خانه ای بیرون می آورد و زود خودش را پنهان می کند. به نظر می آمد، مردم دارند خانه های جدید می سازند ولی خانه ها شکل و شمایلی قدیمی دارند. دیوارهایشان
اسم اعظم بکند کار خود...
دن، یکی می گه بازار رو زدن. اون یکی می گه نه بابا بازار کجا بود. گیشا رو زدن گیشا... تو تاریکی خانوم نایلون به اعظم السادات می گه چادر نمازتو برندار مادر اگه آوار اومد رو سرمون نامحرم گیس و سر و روتو نبینه ... در خاطرات چرخ می خورم ... دنیا با من می چرخه ... دلم برای امیر تنگ می شه ... یه بار شبای احیاء همه با هم رفتیم حلیم خوردیم. جنگ تموم شده بود اما دنیا بوی جنگ می داد... دلم برای خونة خانم
اینک می توان از عشق سخن گفت!
ورزیدن داد تا برای همیشه عاشق بشه و عاشقانه، عشق رو به نمایش بذاره... حالا درروزهای شروع بهار رمضان، بازم دلم حال و هوای بهار طبیعت رو داره. رمضان، منو به میهمونی خودش فرا می خونه تا زیبایی های پیدا و پنهان رو ببینم و دست ها رو به سوی دوست و خالق زیبایی ها دراز کنم و او را صدا بزنم تا... ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُم... " ... زن، همچنان و بیش از لحظاتی قبل، شانه اش به سمت مرد راننده کشیده می
دفاع منتقد جنجالی از عبارت "دیاثت فرهنگی"
دیاثت مطرح کرده اند. همان طور که در کتاب شریف مجمع البحرین آمده در اصطلاح ایشان، دیوث به مرد بی غیرتی گفته می شود که مردان بیگانه را بر همسرش وارد می کند. دیاثت از گناهان کبیره است به گونه ای که در روایتی از وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که دیوث بوی بهشت را استشمام نمی کند. امام صادق (علیه السلام) نیز می فرماید: بهشت بر دیوث حرام است . ازاین رو شهادت دیوث نیز در محاکم شرعی
تقدیر از مردی که پنجاه بار نامزد جایزه اسکار شد!
دنبال می کند. یکی از به یاد ماندنی ترین آثار ویلیامز موسیقی متن اصیل فیلم جنگ ستارگان است. جرج لوکاس خالق جنگ ستارگان نیز موسیقی این فیلم را یکی از عوامل اصلی ماندگاری و محبوبیت آن دانست. در ادامه جی جی آبرامز کارگردان جنگ ستارگان: نیرو برمی خیزد نیز برای همکاری با ویلیامز در این فیلم خودش را خوش شانس ترین مرد زنده جهان معرفی کرد. ترجمه: خبرآنلاین
سوغاتی بابا برای زینب خانوم/ کسی که از همه زخم زبان شنیده منم
توانستی ببینی. دختر 8 ساله شهید مدافع حرم که هنوز به سن تکلیف نرسیده بود، عکس پدرش را بوسید. چادرش را سفت کرد و مثل خانمی پا به سن گذاشته، پایین چادرش را جمع کرد و از اتاق بیرون رفت. قرار بود ساعت 7 و نیم در منزل شهید حیدری باشیم. اما مسیر طولانی و ترافیک و نابلدی راننده، باعث شد با نیم ساعت تاخیر به منزل شهید برسیم. تا اذان مغرب حدود نیم ساعت باقی مانده بود که زنگ خانه ی شهید حیدری را زدیم
90/ داستان های یورو 2016
تورنمنت مهم می گذارد. کولمن که حتی همسرش چارلوت مجری شبکه اسکای اسپورت را ممنوع الورود کرده می گوید : ما در 10 روز سه مسابقه داریم و در این مدت نه خانواده ، نه دوست دختر ، نه همسر ونه هیچ کسی حق ورود به هتل را ندارد. آنها درک خواهندکردکه ما باید وقت خود را صرف حرفه خود کنیم. سرمربی ولز وعده داده در صورت صعود به دور دوم به بازیکنان یک روز استراحت می دهد تا وقت خود را در کنار خانواده های
بخش های خواندنی خلسه با طعم باروت
نداره! حالا هم که دو روزه گم شده و خبری ازش نیست. جناب سروان، حالا که اومدین کمکم کنین. دلم شور میزنه. این عکس؟ عکس اونه دیگه، داداشم منصور. خدا نکنه زن، زبونت رو گاز بگیر! داداش خودت بمیره ایشالله! منصور پریروز صبح از خونه زد بیرون اون وقت تو میگی هشت ساله مرده؟! جناب سروان، من و منصور سال هاست اینجا زندگی می کنیم. همه همسایه ها می دونن. این زن داره چرت میگه. منصور حتما رفته اعلامیه پخش
موی دماغ
چه حاجت به بیان است تو نمی بینی گوسفندان ناخوشن، شکمشون مث توپ اومده بالا! ماهتاب خانم از تعجب چشمانش گرد شد و چند لحظه ای به گوسفندان چشم دوخت و گفت : - مگه گوسفندها چه خورده اند که نا خوش شده اند؟! سردار که شکم گوسفندی را مالش می داد سرش را بالا گرفت و گفت: - نظام گله را ولو کرده بود رفته بود کنار جوی اُو نشسته بود، گله هم ریخته بود رو کوپه جو به قول حالا نخور کی بخور خدا