گفت بعد از شهادتم زینب وار بایست - قم فردا
سایر خبرها
درخواست آزادی قاتل به دلیل شناسایی نشدن خانواده مقتول
به گزارش شرق ، سال 88 به مأموران خبر دادند درگیری بین دو مرد منجر به مجروح شدن یکی از آنها شده است. وقتی پلیس به محل رسید جسد غرق در خون مردی را دید که روی زمین افتاده و ضارب نیز در آنجا حاضر بود. فرد ضارب که کیوان نام دارد بازداشت شد و مقتول به نام بهنام به پزشکی قانونی انتقال یافت. متهم در بازجویی ها به پلیس گفت: من و بهنام سال ها بود که اعتیاد داشتیم. یک روز به خودم آمدم و دیدم دارم
مدافع حرمی که شش ماه بعد از شهادت جنسش جور شد +عکس
رفتم و شهید شدم چی؟ گفتم: تو می روی شهید می شوی و می روی بهشت با حوری ها تو بهشت می چرخی و من می مانم و کوله بار کوله بار غم و اندوه، دوری و جدایی و سختی و مشکلات زندگی که اصلا برایم قابل هضم نیستند. و رفت... روز آخری که بعدش فرهاد به شهادت رسید تماس گرفت، خیلی صدایش گرفته و ناراحت بود، بعد از سلام و احوالپرسی گفت: دو دفعه برای زیارت رفتیم اما متاسفانه درهای حرم بسته بود. خانومی بی بی
ملکه رنجبر: می ترسم به تشییع جنازه ام هم نیایند
/> وی با تشکر از همه مردم و هنرمندانی که به دیدنش آمدند، گفت: من اوایل خیلی تنها بودم، پسرم هم ایران نبود اما به خاطر من برگشت. ما زحمت بسیاری کشیدیم امیدوارم این هنرمندان جدید قدردان پیشکسوت ها باشند و بدانند که چقدر ما تلاش کردیم. رنجبر از مسئولین درخواستی نداشت و بیان کرد: من نمیتوانم بگویم چیکار کنند. حقوق زیادی هم نمی گیرم اما از موسسه پیشکسوتان و آقای قالیباف شهردار تشکر می کنم
احمدی نژاد با بر کناری وزیر اطلاعاتش به پرونده های درجه یک دست یافته بود
ای از وزارت اطلاعات منتشر شد. محمود احمدی نژاد روز سوم مرداد، اژه ای را از وزارت اطلاعات برکنار کرد و تا اواسط شهریور که رأی اعتماد به کابینه دولت دهم به پایان رسید و مصلحی رسما وزارت اطلاعات را برعهده گرفت، خود احمدی نژاد به عنوان سرپرست، این وزارتخانه را اداره می کرد. نکته تأمل برانگیز اینکه وقتی دو سال بعد او خواست بعد از برکناری میرکاظمی، برای سه ماه به عنوان سرپرست، وزارت نفت را اداره کند
دیگر نمی خواهم محیط بان باشم
خیلی شکار زدم. تا اینکه صاحب یک دختر شدم و مرد. یکی دیگر هم آمد اما او هم مرد. یک شب که سه تا حیوان زده بودم خواب دیدم توی ارتفاعاتم و از یک شکاف پیرزن خیلی وحشتناکی می آید و می گوید غلامحسین خالدی کیست؟ گفتم من غلامحسین خالدی هستم گفت با تو کاری ندارم ولی دخترت را می گیرم. چند روز بعد دخترم هم مرد. من دیگر دست کشیدم. حقیقتاً دست کشیدم و دو سال و نیم هم برای محیط زیست کار افتخاری کردم. او
فقر و تنگدستی چه بر سر یاسوجی ها آورده است / افزایش تکدی گری زنان جوان در یاسوج
گوید : نمی دانم چه اتفاقی در کشور و استان کهگیلویه و بویراحمد افتاده است که این چنین زنان جوان نیز برای تامین معیشت خود به خیابان ها روی آورده اند و دست خود را جلوی هر محرم و نامحرمی دراز می کنند. اپیزود سوم به مغازه ای دیگر حوالی میدان مطهری برای خرید وارد می شوم و به صاحب مغازه درخواست کالایی را می دهم اندکی بعد زن جوانی از راه میرسد و باز هم روز از نو و روزی از نو. اما این
قتل درپی پیشنهاد بی شرمانه
این تلفن را به مبلغ کمی از سعید خریدم. او به من گفته بود تلفن متعلق به خودش است و در جریان سرقتی بودن آن نبودم. سعید که دید دیگر راهی برای انکار ندارد، اتهام قتل را قبول کرد و گفت: من و امیر رابطه دوستانه ای داشتیم و مدت ها با هم رفت وآمد داشتیم من او را به خانه خودم دعوت کرده بودم اما به من تهمت زد و گفت چکش را سرقت کرده ام. حرفش را قبول نکردم و همین باعث اختلاف ما شد. روز حادثه از او خواستم تا
انتقاد احسان علیخانی از عوامل برنامه ماه عسل
اما بعد از پخش آیتم پشت صحنه برنامه روز گذشته، احسان علیخانی در نقد و البته یک خودزنی از عوامل برنامه و بچه های تدوین انتقاد کرد. مجری ماه عسل در تذکر جدی به گروهش گفت: از فردا در بخش پشت صحنه در کنار این تعریف و تمجیدهایی که از ما می شوذ، انتقادات را هم بگذارید. به هر حال در میان این ویدئوها و صوت ها ما منتقدانی هم داریم که باید نظرات آنها را هم پوشش بدهیم. همچنین در تماسی احسان
خانواده شهید مومنی در قلب تهران مفقودالاثرند
را ناراحت کند. سه دختر داشتند. یکی از آنها چون بر اثر فشار در اسباب کشی زودتر از حد طبیعی به دنیا می آید، 15 روز بعد تولد، فوت می کند. 15 روزه است که می میرد. طوبی کنار خواهرش می نشیند. او را صدا می کنم. از او قول می گیرم که بعد از صحبت با مادر، با او هم حرف بزنم. می خواهم صدا و تصویرش را نگه دارم. آنقدر بلند بلند حرف می زند که نمی شود صدای مادر را ضبط کرد. با اینکه در را بسته است ولی
کاوه آفاق: در کنار استاد - ناصر پلنگی - تجربه جدیدی از هنر را دارم
هنرمندانمان اول از همه صلح برقرار شود و بعد هم فکری، هم زیستی و هم دلی و در یک کلام انس؛ چون با انس است که صلح می آید. اول از همه بین جان های خودمان این اتفاق درحال افتادن است. یعنی من واقعاً لذت می برم که تا نیمه های شب می نشینیم و باهم کار می کنیم و حرف می زنیم. یک چیزی درحال تجربه شدن است که در کشورهای دیگراین اتفاق افتاده و مدیاهای مختلف و هنرمندانی که این مدیاها را در حوزه تجمسی و موسیقی و هجو و نمایش
عملی شدن قول ماه عسل به جناب خان
ابتدا اشاره کرد من خودم ده سال قبل با این ازدواج مخالف بودم چون علیرضا آن زمان اصلا شرایط مناسبی نداشت. اما امروز او را کاملا چه به لحاظ اخلاقی و چه کاری و ... تایید می کنم. پس از این صحبت، علیخانی از واسطه قول میگیرد که تا اگر بشود تلفنی با دختر خانم صحبت کند، به شرطی که به این پروسه خیر آسیبی وارد نشود. اتفاقی که در انتهای برنامه افتاد. دختر خانم مورد علاقه علیرضا زنگ زد و زنده در
همه آنچه که یک ناشناس را برنده کرد/ جادوی صدا به دنبال پخش زنده
نشان نمی داد که بعد خداحافظی با ما چه مسیری را باید تا خانه طی کند. * آقای فتوحی چندبار در این مدت به تهران سفر کردید؟ فتوحی: چهار بار به تهران آمدم و البته گاهی هم روزهای خارج از مسابقه خودم یکی دو روز تهران می ماندم چون دوست داشتم مسابقه شرکت کننده های دیگر را ببینم. ولی مهم اینکه رابطه بین ما هنوز دوستانه است. علی رغم اینکه برخی شان دلخوری هایی در فضای مجازی مطرح می کنند اما
حجت الاسلام مومنی: نشانه انسان مومن / حاج منصور ارضی: مومن غبطه می خورد و حسد نمی ورزد
گفتم مثلا برای تو واجب می شود که برای انجام کاری بروی خارج از کشور، زندگی را رها می کنی می روی، همین حالت در ماه رمضان نسبت به خدا باید باشد. با خدا کار داریم ، حرف داریم ، معامله داریم ، اگر فکر می کنی کمتر کار کنی مملکت تعطیل می شود که الان هست، اما بعضی کار می کنند از روی حرص یا طمع. وقتی به رسول اکرم صلوات الله علیه و آله می رسیم می بینی حضرت حرص دارند در هدایت مردم "حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ
مدافع پیشین استقلال: فعلاً که سر نخواستن ما دعوا است !
. انگیزه های زیادی برای تیم ملی “اردوی تیم ملی دارم چون می خواهم هر طور شده در لیست نهایی باشم تا طعم بازی در جام جهانی را بچشم. البته امیدوارم این مصدومیت لعنتی دیگر دست از سر من بردارد(باخنده). تیم ملی به پشتیبانی بهتری نیاز دارد تیم ملی در یک سال گذشته پوست اندازی خوبی داشته و کارلوس این فضا را برای جوانان باز کرده که بیایند و خودی نشان بدهند. انصافا هم برنامه های او مو به مو درست از
ماجرای ثروتمندی که به آرامش رسید/ منظور از زهد مطلوب چیست
تر زندگی می کنند؛ چون فقط یک درد دارند که ندارم. امّا آن که دارد، آن قدر درد دارد که من و تو خبر نداریم. من یک مرتبه این مطالب را در جمعی که افرادی مولتی میلیاردر و ... حضور داشتند، بیان کردم، یکی از آن ها بعد از سخنرانی گفت: آقا! خدا وکیلی شما خودتان یک تاجر بزرگی هستید! گفتم: خیر، این حال شما معلوم است چه حالی است. رنگ رخساره نشان می دهد از سرّ درون. به تعبیر عامیانه نخوردیم نان گندم
تجاوز دو دوست به دختر 14 ساله در بوستانی در غرب تهران
که او آرام باشد وی نیز مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. بعد هم بلافاصله سوار بر موتور پا به فرار گذاشتند. وقتی به خانه آمدم از شدت ناراحتی و عصبانیت به یکی از دوستانم تلفن کردم و ماجرا را گفتم اما او با اطمینان به من گفت که سعید در این ماجرا نقش داشته و با صحنه سازی سعی داشته خود را از این توطئه شیطانی بی اطلاع نشان دهد. زهره در ادامه گفت: باورش برایم سخت بود که پسر مورد علاقه ام این
"بهرام رادان بیشتر سلبریتی است تا بازیگر"
حقیقی زرنگ تر از این حرف هاست. اتفاقا حرفی که توی وبلاگش سه سال پیش درباره من نوشته بود هم از روی لجبازی نبود. برای خود شیرینی در فضای مجازی بود و برای این بود که چند تا لایک بگیرد. شاید وقتی هم که من توی تلفن بهش گفتم این حرف های من را آقای کیا رستمی و فرهادی هم کم و بیش گفته اند مانی طوری جواب داده که امیدوار بوده چاپ بشود و طوری بشود که هم حرفش را در مورد آن آقایان گفته باشد و هم بعد از بتواند
حجاریان: اشتباه ما برگزاری انتخابات مجلس هفتم بود
تیتر یک روزنامه ها روز قبل از انتخابات چاپ شد. تا این حد تند شدند و همه را به همه وصل می کردند. در اداره ها و ارگان ها تا آنجا که توانستند تلاششان را کردند. زننده بود این حرکات، و به حدی زننده بود که مردم لج کردند و فضا مثل این دوره ی انتخابات مجلس قطبی شد. مردم هم گفتند هر گزینه ی دیگری به جز گزینه ی این ها باشد بهتر است. مردم آقای خاتمی را کم می شناختند. آقای خاتمی آدم شناخته شده ای نبود. از آن
سرقت بانک در 4 دقیقه
سراغ رییس بانک. فریاد زد و گلوله ای را از تفنگ کلاشینکفش به دیوار بالای سر رییس بانک شلیک کرد. اینها را رییس بانک به اعتماد می گوید. حالا که یک روز از حادثه گذشته و همه چیز به حالت عادی برگشته. این مشتریانی که حالا با خیال راحت پول ها و چک پول های شان را روی دخل بانک می گذارند نمی دانند 24 ساعت قبل چه اتفاقی در این بانک افتاده. کارمندان زن هنوز که هنوز است وقتی حرف سرقت مسلحانه دیروز
پازل مشترک بی بی سی و جریان داخلی برای ارتباط با آمریکا/ تحریف معمار انقلاب از زمان دوم خرداد شروع ...
گروه سیاسی - رجانیوز: صدیق ترین مفسری که نسل ما برای تبیین خط حضرت روح الله می شناسد، شخص آیت الله خامنه ای است، مفسری که در میانه ی میدان هجمه ها و بدعت ها علیه حضرت خمینی بعد از 27 سال شاخص می دهد و راه می گشاید تا مسیر اشتباه نشود و امام غیرانقلابی را به جای امام انقلابی به نسل ِ امام و انقلاب ندیده، معرفی نکنند. امسال در حرم حضرت روح الله برایمان از مؤمنِ متعبدِ انقلابی سخن گفت و
بهرام رادان؛ ستاره جسور دو دهه اخیر سینمای ایران
پانچو به تن داشتم که آن را خیلی دوست داشتم. یک روز آقای تورج منصوری گفتند پدر یا پدربزرگشان زمانی که در خانه هستند، عبایی به تن می کند و روز بعد آن را آوردند. آن عبا برای من چندان جذاب نبود اما گفتم همان سکانس می پوشم و تمام می شود. اما این تصویر آن قدر خوب از کار درآمد که قرار شد با همان عبا مقابل دوربین باشم. یا مثلا دست شکسته من در سنتوری از آنجا وارد کار شد که در صحنه ای از فیلم عده ای به عروسی
من یک زن فمنیست نیستم/تغییر نام فراکسیون "زنان و خانواده" در غیاب من صورت گرفت/قرار نیست رزومه ام را به ...
ملی و سیاست خارجی تصمیم گرفت تمام نکات لازم را می دانست و همچنین در زمان دفاع یک دقیقه ای که به من دادند، من تمام نکات لازم را گفتم و نمایندگان به حضور من در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس رای دادند. 20 سال فرمانده بسیج بودم چنارانی با اشاره به سابقه 20 ساله خود در فرماندهی بسیج افزود: ما 15 میلیون بسیجی خواهر در سراسر کشور داریم و همانگونه که می دانیم بسیج به لحاظ
بچه های زرنگ حاج رضا
، بوی علی ام رو می دی. خودت هم نگی، بچه ها بهم می رسونند... . بعد من می خندم و می گویم: حاج خانم سلامت رو رسوندم. نگفتم، چون با پا دردی که داری اذیت می شدی اگه می خواستی بیایی. حرفی نمی زنی. مثل همیشه با حجب و حیایی. به خودش قسم راضی ام ازتو زن! خدا خیرت بدهد. علی تازه 15سالش شده بود. یک روز آمد و گفت: آقاجان! سر کلاس حواسم به درس نیست. همه ش فکرم پیش جبهه است. اجازه می دید برم آقاجان
نور چشم دِه بالا
شاگردها، جنبی خورد و انگار مرتب نشسته باشد، گفت: ریکه جان، استادت نور چشم دِه بالا بوده. عمری زحمت کشیده اینجا. مسجد را خودش تعمیر کرده و همینطور شروع کرد از استاد تعریف کردن. پرسیدم: مسجد تعطیل شده؟ گفت: تعطیل که نه، ماه روزه به ماه روزه، زن ها و دخترها آب و جاروش می کنند و مِیت خوانی های اهالی را هم همانجا می گیرند. تا روستا با سلیم حرف زدم. بعدِ شیب ها و گردنه ها، رسیدیم. روستا، خانه
اعتکاف بدون برنامه زیان آفرین است/ اعتکاف به مثابه یک بیمارستان معنوی
سختی های ظاهری اش نمی گویم، چون باعث می شود بترسند و خود را از تجربه منحصربه فرد این مراسم محروم کنند. چیزی که اگر یک بار آن را تجربه کنند، مشتاق می شوند و می فهمند که محروم شدن از آن چه غصه ای دارد. رضا این مثال را می زند: کسی که عادت به خوردن غذای شور دارد، اگر چند روز خوردن غذای کم نمک را تحمل کند، برایش عادی می شود. او معصومانه از این مثال برای عوض شدن رفتارهای خود و دوستانش بعد از
اشعار آیینی ویژه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
صبر و قرارش ای دریغ در زمان احتضارش ای دریغ سالها حصر و حصارش ای دریغ روز آخر شد بکامش روزگار جبرئیل آمد، پیامش آنی است این سلام حضرت سبحانی است میزبانا لحظۀ مهمانی است از بهشتت این کفن ارزانی است رحلتت آغاز روضه خوانی است روضه هایت کربلا را بانی است ای دو چشمت بر حسینت اشکبار
ملائک روح فرمانده را به آسمان ها بردند
/> ظاهراً نحوه شهادت ایشان بسیار خاص بود؟ بله، آن زمان من هنوز در مرخصی بودم. ولی بعدها از بچه ها شنیدم که در روند عملیات بیت المقدس7، درگیری ها همچنان ادامه داشت که روز سوم تیرماه 67 یک گلوله مستقیم تانک زیر پای قدرت الله اصابت می کند و نیمی از بدنش کاملا متلاشی می شود. شدت انفجار به قدری بود که تکه های بدن او روی آمبولانس مخابرات می پاشد که همان حوالی پارک بود. بچه ها تا مدتی بعد از این قضیه
مادر اسلام؛ گذری بر زندگی امّ المؤمنین خدیجۀ کبری (سلام الله علیها)
زائد از تیره و قبیله عامر بن لویّ است.( 3)آنچه مشهور شده است اینکه خدیجه 68 سال پیش از هجرت و به عبارت دیگر، 15 سال قبل از عام الفیل در شهر مکه به دنیا آمد(4) و در دوران جوانی از جمله ثروتمندترین افراد قریش شد.( 5) تاریخ نگاران بارها از او با عناوینی چون امراه حازمه لبیبه ؛ بانوی دوراندیش و خردمند و امرأه عاقله ؛ یعنی بانوی عاقل یاد کرده اند. وی با مدیریت و درایتی قوی، به دور از رسم تجار زمانه که
سرمقاله های روزنامه های 26 خرداد
تلاش های چشمگیر ضعف را به قوت تبدیل کند. دولت باید با تغییر سازنده مشکلات را حل کند تا آنچه به مردم هدیه داده می شود امیدواری باشد. امیدواری هایی که در انتخابات سال آینده نشان خواهد داد، توطئه جریانات افراطی راه به جایی نخواهد برد. راز ادبار به جای اقبال روزنامه کیهان در ستون سرمقاله اش نوشت: بعد از مدت ها زمزمه و حرف های در گوشی، دو روز قبل، یک سایت حامی دولت، از
آیا زبان فارسی نژاد پرستانه است؟
ما تن به همین ترجمه های نازل بدهیم. آرش حسینیان، مترجم زیست شناسی تکاملی و بوم شناسی: کمیت بالا، کیفیت پایین درترجمه های امروزی یکی از دلایلی که الان همه نالان هستند که کسی کتاب نمی خواند، این است که کتاب های خوب کم و کتاب های ما در حوزه های علوم و فلسفه ترجمه ای هستند و ترجمه خوب هم ندارند و برای مترجمی که قرار است 10درصد بهای پشت جلد را به عنوان حق الزحمه بعد از 2 سال به او