همین قدر که شوهرم منو درک می کنه، برام کافیه... - خبرگزاری دفاع مقدس
سایر خبرها
تو حموم بودم......
داده بود : حاضرم بمیرم ولی ریختتو نبینم!! ♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠ اس ام اس جوک خنده دار ♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠ تو حموم بودم...... مادرم در حموم و زده میگه: محسن یگانه میشناسی؟؟ منم گفتم: آره عاشقشم ، چطور مگه؟؟!!!! مادرم گفت دختر همسایه بالایی اومده میگه: از فرزاد فرزین نخون من دوس ندارم ... از محسن یگانه بخون!!!! ♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠ اس ام اس جوک خنده دار
ماجرای اسلام آوردن دختر عکاس کافه های شبانه نیویورک از زبان خودش!
برام شگفت آور بود. من قبل از مسافرتم کلی روسری و مانتو و لباس های پوشیده برداشتم تا تو این کشور بپوشم. اما با چیز جالبی مواجه شدم. فقط 30% خانم ها حجاب داشتن و بقیه مثل اروپاییها لباس می پوشیدن. چند روزی در خانه خانواده مرد جوان ماندم و آنها هم بسیار عالی و مهربانانه با من برخورد کردند تا اینکه مجدد به آمریکا بازگشتم.برای تشکر سراغ مرد جوان رفتم و از تجربیات بسیار عالی که داشتم براش گفتم. اینکه صبح
گربه وشاطراسدا...(10نظر)
زن بیمارستان بود خانه انها امده بود ودرحال باند پیچی پای اسد بود وپرسید. – چی شدخانم که اسدالله پاش دم اذون صب سوخت؟ – نمی دونم اقا نبی از سر شب تو فکر بود شام نخورد گفت سردمه چراغ نفتی را واسش روشن کردم ازبس ناله کرد وغر زد وبهونه گرفت رفتم تواتاق پبش بچه خوابیدم که دختر بزرگم بیدارم کرد وگفت بو سوختگی میاد . – عجب یعنی خودش نفمید؟ – نه بابا همینجوری خوابش سنگینه دنیا رو
اس ام اس سرکاری
زمونه ای شده، اعتمادها از بین رفته... اس ام اس سرکاری سلامتی اون پسری که شب عروسی عشقش مست کرد، رفت دم تالار عروسی ولی تو نرفت که عروسی رو به هم بزنه... صبر کرد وقتی عروس اومد بیرون رفت جلو، تور روی صورت عروس رو برداشت و... . . . دید اصلا اون نیست! دیوانه مست تالار رو اشتباه اومده بود! اس ام اس سرکاری من فقط
دژاگه: کی روش برای تیمش جان می دهد؛ او کاری نکرده؟
حقایقی را بازگو می کند و از مشکلاتی حرف می زند که به قول خودش خنده دار است. او می گوید در همین اردوی عیدنوروز، لباس تمرینی نداشتند! این شما و این هم مصاحبه ای متفاوت از اشکان دژاگه؛ بازیکنی که شاید هنوز باور نکنید چنین حرف هایی به زبان نیاورده است. اشکان جان! اگر موافق هستی با اردوی تیم ملی در اروپا شروع کنیم. دو بازی خوب برگزار کردیم. بله همین طور است. فکر می کنم بازیهای خیلی
شعری که پیرغلام اهل بیت دوست داشت روی کفنش نوشته شود
باید بکنم از جناب آقای فراهانی که واقعا زحمت میکشن من سن خودمو بگم اول، قمری 87 سالمه، مقصدم اینه که میخوام بگم که انسان اگر با ایمان باشه نیروی ایمانش و تقویت کند خدا کمکش میکند بعضی الان تو 50-60 سالگی عصا دست میگیرن یه ور یه وری راه میرن، مریضن، معتادن . من از ده سالگی شروع کردم به مداحی محله پامنار، اونجا مقر اقامت آیت الله کاشانی دنیا اومدیم اونجا زیر دست آیت الله کاشانی بزرگ شدیم، اینو می
ناگفته های کرباسچی از زندان پیش و پس از انقلاب
از سقف مسجد ریخت و مردم فرار کردند. چیزی شبیه حکومت نظامی شد. آن موقع من تازه ازدواج کرده بودم و یک بچه 4 ماهه هم داشتم. همسرم خیلی ترسید و با هر مصیبتی بود از مسجد خانواده ام را بیرون بردم. همان شب همراه جمعیت رفتیم زندان ارومیه و شهید مهدی باکری و خیلی های دیگر را از زندان آزاد کردیم. دوستان آنجا با لباس مبدل سوار اتوبوسم کردند و برگشتم تهران. کرباسچی به خاطر شناختی که از او به خاطر
نظرها به کی روش تغییر کرده است؟ /کی روش: به من اتهام دزدی زدند و......
دیگر از سوی دبیر کل مورد تضعیف قرار می گیرید. این نوع رهبری فدراسیون نمی تواند به تیم ملی در مسیر موفقیت کمک کند. این خواسته من نبود، آنها مرا مجبور کردند که به این نتیجه و درک برسم که باید مسیر خروجی را در پیش بگیرم. زیرا یک روز به طبقه چهارم رفتم و یک احساسی داشتم و طبقه سوم آمدم و یک احساس متفاوت دیگر برایم بازگو شد. وی درباره حمایت مردم در صفحات اجتماعی از او گفت: خیلی ممنون این
حاج علی آهی: ان شاءالله اهل بیت(ع) دست من را در قیامت بگیرند
کردم و گفتم: آقا من نوکرم، نه پول دارم نه چیزی، اگر هم پول داشتم به شما کاری نداشتم، می رفتم عمل می کردم و پولش را هم می دادم. پس خودت به دادم برس! . من را به خانه بردند، وضو گرفتم و رو به قبله خوابیدم، طولی نکشید که دیدم در حرم حضرت اباالفضل(ع) در کربلا هستم، آقای بلندبالایی از پشت ضریح آمد و فرمود چه می خواهی؟ بگو: دیدم یک کُره در جعبه شیشه ای به دستم داد، دیدم این کره گشت و گشت و روی
نامه تکان دهنده به یک شهید
/> همینطور تو تاریکی نشسته بودم و منتظر که آمبولانس تو رو از بیمارستان شهید بهشتی بیاره. با خودم گفتم تو اوّلین فرصت باید تو اینترنت جستجو کنم ببینم آی سی یو یعنی چه؟! شاید تا حالا معنی اونو اشتباه فهمیدم. دیروز به حامد پسرت گفتم اینکار رو برام بکنه. آخه حالا حامد یه مرد شده، درست مثل باباش. هرکی به وبلاگ مرد آبادانی رجوع کنه اینو متوجّه میشه. حامد نتونست و پسر دوّمت محمّد اینکارو کرد. نتیجه این بود
پای صحبت همسران شاهدان عرش نشین
طرح به اندازه ای جالب بود که باعث شد، همه اعضای خانواده از این گناه دوری کنند و به همدیگر در این مورد تذکر دهند. ** شهید علی بینا مهمان ها که رفتند، افتاد به جون ظرف ها. گفت: من می شویم تو آب بکش. گفتم: بیا برو بیرون خودم می شویم ولی گوشش بدهکار نبود. دستش را کشیدم و او را از آشپزخانه بیرون کردم ولی باز راضی نشد. یک پارچه بست به کمرش و شروع به شستن ظرف
من از هواپیما می ترسم
انجا با پراید می رفتیم قم. ساعت 12 شب. بعدش می رفتم زیر سرم. روزی هم که تمام شد فقط یک عروسک دادند برای دخترم. ولی بعد به قدری برای من شایعه درست کردند که این آنقدر پول گرفته تا بیاید اینجا، که این بی انصافی است. حالا چه کسانی این شایعه را درست کردند؟ هیات های دیگری که یا دعوت کرده اند نرفته ام هیات شان یا گفتم من اصلاً این ها را قبول ندارم. اینکه مثلاً شما را به یک هیاتی در استانی دعوت می کنند که
ناگفته های ضرغامی در دوران ریاستش
سینمایی کشور بود که ایشان قضاوت روشنی در خصوص آن مدیریت داشتند. آن مسئولیت و سابقه مربوط به دوره آقای میرسلیم می شد. زمانی که آقای لاریجانی به وزارت ارشاد رفتند، من به دلیل سابقه دوستی که با ایشان داشتم، به این وزارتخانه رفتم؛ در واقع ما با هم وارد وزارت ارشاد شدیم. شاید از تغییر شکل اتاق آقای خاتمی – وزیر پیشین ارشاد – که بسیار تاریک بود و پرده های ضخیمی داشت، شروع کردیم تا آوردن یک ویدئو به
واقعیات تکان دهنده زندگی زنان معتاد (16+)
فهمیدن، چندبار تلاش کردن که ترکم بدن، ولی نتونستن. شکمم که اومد بالا دیگه بابام تو خونه رام نداد، منم از خونه زدم بیرون. به مامانم گفته بود اگه این دختره دوباره پاشو تو این خونه بذاره، سرشو لب باغچه جلو همه گوش تا گوش می برم. دروغکی به همه می گفتم خونواده ندارم تا کسی کاری به کارم نداشته باشه و بعضیا هم خرجم رو بدن. البته پسره تا یه مدتی خرجم رو می داد ولی زیر بار بچه نمی رفت. بهم انگ چسبوند. یه