سایر منابع:
سایر خبرها
جزئیات تازه از تجاوز پلیس عربستان به نوجوانان ایرانی
بچه ها هیچ شیء مشکوکی نبود، هیچ موردی نداشتند، تا این لحظه که من با شما حرف می زنم، پسر من حتی یک بار هم تنهایی به مدرسه نرفته است، همواره از ابتدا بنده یا همسرم او را به مدرسه برده و آورده ایم، یک لحظه از خانواده جدا نبوده، ماموران حکومت عربستان بچه ما را دزدیدند و از ما جدا کردند. پدر قربانی اول خاطرنشان می کند: بچه های ما به عنوان یک ایرانی مسلمان مورد تعدی قرار گرفتند، حالا مسئولان
ربکا مسترتون در گفت و گو با شفقنا: به دنبال حقیقت بالاتریم / دروغ های علیه شیعه را باید برملا کرد / رد ...
طولانی و چندین مرکز بازرسی را تا پیش از رسیدن به کربلا پشت سر می گذاشتیم. این همه محل بازرسی و پلیس های بین راهی ذهن ما را درگیر و ناراحت کرده بود. این جور مسائل قطعا مردم عراق را آزار می دهد. کربلا عامدانه توسط صدام در فقر و محرومیت نگه داشته شده بود. این شهر در دل خود یک جهان خاص را جا داده است. خانه های متروک زیاد بود و سیم کشی های که به ژانراتورهم برای زمانی های قطعی برق وجود داشت
پژوهشی در حد یک جمع آوری ساده؛ برگزیده جشنواره فارابی!
از پژوهش های صورت گرفته پیرامون آیۀ تطهیر مواجه هستیم. جمع آ وری که از الگوی مناسبی تبعیت نکرده است و تلفیقی است از رویکرد پژوهشی و رویکردِ ژورنالیستی و ادبی. نگاهی گذرا بر عناوین انتخاب شده برای بخشها، فصلها و زیرفصلها این مطلب را به خوبی نشان می دهد. عناوینی چون: نسیم فضیلت، دورنمای حقیقت ، اهل بیت واقعی را بشناسیم ، تو هم هستی! ، من هم وارد شدم! ، انشاء الله تو هم هستی! ، این هم بهانه ای است
یک جراح پلاستیک، برای بیان اعتراض اش به "در حاشیه"، از ماجرای قطع انگشت و درآمدهای مهران مدیری گفت و ...
میکند چطور؟ شما که تیغ نقدتان تیز است چرا کمی خودتان را نقد نمی کنید؟ چطور پس از سرکارگذاردن میلیونها بیننده در سریال قهوه تلخ و همچنین سرگردانی برندگان جوایز خانه و ماشین، تنها به چند دقیقه اظهار تاسف اکتفا می کنید ولی تیغ انتقادتان را بروی جراحی می کشید که در جراحی عارضه دار باید دستبند بر دستش بزنید؟ چطور مرفه بودن یک جراح پلاستیک برای شما جای ایراد دارد ولی از درامد خود چیزی
اغفال دختر 17 ساله افغان توسط هموطنش
ساله بودم پیرمردی از بستگانمان مرا برای ازدواج از پدرم خواستگاری کرده و مبلغی را نیز به عنوان شیربها پرداخته است و قرار شده بود من تا هنگام ازدواج رسمی در خانه پدرم باشم. چند سال قبل یکی از خواهرانم که وضعیتی مشابه من داشت با پسر جوانی به افغانستان رفت و دیگر از او اطلاعی نداشتیم. روزها به همین ترتیب سپری می شد تا این که حدود یک ماه قبل و از طریق پیامک با پسری آشنا شدم که خود را هموطنم
یادی از شهدای فصل بهار ابرکوه / امنیتی که امروز وامدار خون شهداست
کم به ظهر نزدیک می شدیم، با شنیدن صدای اذان از قایق تبلیغات، بچه ها با آب قمقمه وضو گرفتند و غیر از نگهبان ها بقیه مشغول خواندن نماز شدند. بعد از نماز قایق تدارکات، غذا آورد جای شما خالی، ناهار چلوگوشت داخل نایلون ها بسته بندی شده و سهم هر نفر یک نایلون بود. مشغول غذا خوردن شدیم که ناگهان انفجار بزرگی اتفاق افتاد، داخل سنگری که ما بودیم به قدری خاک شد که دیگر غذا قابل خوردن نبود و تا چند دقیقه
از دل من تا دل تو راهی نمونده
. همسران هر دو دوست دارند مورد توجه و محبت هم قرار گیرند. وقتی یکی از همسران احساس می کند با او مثل یک بچه یا مثل یک غریبه رفتار می شود آزرده خواهد شد. و از آنجایی که جنبه ی عاطفی تعاملات زن و شوهر بسیار زیاد است یک احساس معیوب، هر دو را آزار خواهد داد و کار خودش را خواهد کرد. بنابراین برای حل چنین مشکلاتی همه باید همدلی کردن با دیگران را یاد بگیریم و تمرین کنیم و مخصوصا در مقابل همسرمان خودمان را ملزم به رعایت حس همدلی بدانیم. منبع: تبیان
قتل خواهر و پدر به خاطر تماشای تلویزیون
یکشنبه پس از دیدن مسابقه فوتبال، اشکان با ماشین مرا به منزل رساند. وقتی در خانه را باز کردم، با جسد پدرم روبه رو شدم که در داخل آشپزخانه افتاده بود بعد از آن جنازه خواهرم را پیدا کردم. کارآگاهان در ادامه از اشکان پرس وجو کردند که او ضمن تایید اظهارات هوتن گفت: ظهر شنبه من و هوتن بین ساعت 15 تا 17 با یکدیگر بودیم و بعد از آن هوتن گفت به خانه خودش می رود. بعد از جداشدن از هوتن سراغ کارهای خودم
فوق سری نمره قبولی می گیرد؟
بار استفاده شده. مثلا در گمگشته، روز رفتن و ... عینا با چنین مسئله ای روبرو بودیم. به دلیل اینکه مبادا انگ تکراری بودن سوژه به پیشانی کار بخورد تصمیم گرفتید کمتر روی این تغییر جایگاه مانور کنید؟ - دغدغه مان خیلی این نبود که شبیه کارهای قبلی از آب درنیاید. فکر کردیم قصه مان اینطوری درست تر است . حالا اینکه نتیجه چه بوده را مخاطب باید نظر بدهد. به نظرم عوض شدن جای دو نفر، موقعیتی است که
زندگی این روزهای مهرداد پولادی / گران ترین بازیکن تیم
پیگیری همین اخبار از طریق سایت ها و اخبار شبکه ها بود. پرسپولیسی یا استقلالی؟ با وجود اینکه ابتدا در استقلال بازی کرد و بعد از عوض کردن چند تیم به پرسپولیس پیوست، نزدیکانش ادعا می کنند که او پرسپولیسی است اما جلوی جمع هرگز علایق رنگی اش را بروز نمی دهد تا مبادا هواداران استقلال از دستش ناراحت شوند. درباره جزیره مصنوعی پرل مروارید قطر نام جزیره ای مصنوعی
آخرین دیدار طیب با همسرش چطور گذشت؟
به گزارش افکارنیوز ، محرم سال،42 محرم عجیبی بود؛ دسته های عزادار، یاری امام خمینی را همچون یاری سیدالشهدا علیه السلام در روز عاشورا می دانستند و ایران و قم را کربلا. اما یکی از زیباترین نقاط عطف عاشورای 1342، رویش حر انقلاب بود. چند روز بعد یعنی یازدهم آبان ماه درست 51 سال تیزباران حاج طیب رضایی می گذرد. از لاتهای تهران که با شعبان بی مخ چند سال قبل تر تهران را برای کودتا قرق کرده بود
4 روز زندگی دختر 3 ساله با جنازه پدر+ عکس
به گزارش دولت بهار، در خانه خاموش دخترک آنقدر گریه کرد که نیمه جان در گوشه ای افتاد، انگار سرنوشت دختر کوچولو بوی عید نمی داد، پشت دیوارهای این خانه همه در تکاپوی نوروز بودند و دختر کوچولو با مرگ دست و پنجه نرم می کرد. انگار همین دیروز بود که مادر، دخترک را در آغوش می گرفت و موهایش را نوازش می کرد و حالا...باور کردنش سخت است و بغض به گلوها می نشاند! سحرگاه آخرین جمعه سال گذشته اهالی
هنر معاصر یعنی بازگشت به عقب
آخرین حضورش در عرصه نقاشی به ششمین بی ینال نقاشی تهران در سال84 بازمی گردد که اتفاقا نقاشی اش هم راهی موزه هنرهای معاصر شد. مصطفی دمیرچی (داچی) از آن به بعد تصمیم گرفت بیش از آنکه به برگزاری نمایشگاه بپردازد، با سفر به نقاط مختلف دنیا تجربه کسب کند. او طی این مدت چند نمایشگاه انفرادی هم در خارج از کشور برگزار کرده. او که طی سال های گذشته تمام اتفاقات هنر تجسمی کشور را زیر نظر داشته، اکنون با
آزادی بستر کاهش نابرابری
افراد اجتماع نیست، بلکه تاکیدی بر احترام به تفاوت ها به اسم برابری و احترام به فردیت افراد جامعه، از لوازم اصل برابری است. نظریه عدالت رالز و اصول آن، وزن زیادی به آزادی افراد و گروه ها می دهد. همچنین نظریه عدالت او تاکید زیادی بر توزیع برابر ثروت و درآمد دارد. همچنین نظریه عدالت رالز بر چگونگی توزیع منابع نیز توجه دارد. نظریه پردازی های جان رالز با همه تاثیراتی که بر جا گذاشت، همچون فیلسوفان و
من شوهرم را نکشته ام
جواهراتم گذاشتم. شوهرم پرسید این قرص ها چیست؟ گفتم برای ورم معده است. بعد از چندروز شوهرم به من گفت دچار معده درد شدیدی شده است. من در زمان بیماری شوهرم خانه نبودم از من سراغ داروی معده گرفت، من هم جای داروی معده را به او گفتم چندساعت بعد دوباره تماس گرفت و گفت حالم بدتر شده است بازهم داروی معده داریم یا نه؟ گفتم دیگر نداریم دوباره زنگ زد و گفت دیگر نمی توانم تحمل کنم و به دوستانم گفته ام به کمکم بیایند
غرق در لهو و لعب
خودرو جگوار یا رویز رویز در پی او می رفت. انتهای این کاروان خاص به اتوبوسی ختم می شد که بچه ها و مربیان شان را در خود جای می داد. یک روز درحالی که داشتند به رومورانتین در منطقه سولونی بازمی گشتند؛ جایی که بوکاسا در آنجا هم خانه ای داشت، کاترین ناگهان درخواست توقف در مقابل مغازه ای برای خرید شیرینی برای فرزندانش کرد. اومر نمی دانست چه کند: آیا دستور کاترین را بپذیرد یا همان طور به مسیر در پشت
علی آقای پرسپولیس علی آقا آکتور سینما میشود
تغییر می دهد. شما محمدرضا فروتن را ببینید با بازی در یک قسمت سریال سرنخ کارش را شروع کرد و بعد به بازیگر بزرگ سینمای ایران تبدیل شد. * با این تفاسیر تو را در ادامه در فوتبال بیشتر می بینیم یا در سینما؟ - فوتبال برای من همچنان ادامه دارد و در حال گرفتن مدرک A مربیگری ام هستم. دوست دارم همیشه کار مفیدی انجام دهم. حالا چه در فوتبال باشد یا در سینما. اگر تیم خوبی پیشنهاد شود، در
دیدار با والدین پس از 42 سال
که من یک ساله بودم بیمار شدم و پدرم مرا تحویل نامادری خود داده تا برای درمان به بیمارستان بیاورد که او روز بعد که بازگشته اعلام کرده من به دلیل شدت بیماری فوت کرده ام وجسد مرا دفن کرده است. پس از چند سال هم برادرم به دنیا می آید. وقتی اولین بار پدر و مادر واقعی ات را می دیدید چه حسی داشتی؟ هر چه از آن دیدار بگویم کم گفته ام. بعد از 42 سال آنها را دیدم که هر دو پیر شده بودند
در جستجوی پیرزن بدل انداز!
من گرفت. شاکی در ادامه گفت: هنوز یک ساعت از ماجرا نگذشته بود و من به خانه برگشته بودم که پیامکی درخصوص برداشت پول از حسابم به دستم رسید. بلافاصله سراغ عابربانکم رفتم و آنجا بود که متوجه شدم که کارت متعلق به من نیست و یک دفعه یادم آمد که زن میانسال بعد از انجام عملیات بانکی به طرز ماهرانه ای کارت را تعویض کرده و کارت دیگری را به من برگردانده است. پس از آن تصمیم به شکایت گرفتم که در این
کشف پرونده جنایت خیابان ایتالیا
شدم که در داخل آشپزخانه افتاده بود و... . تأیید اظهارات هوتن باتوجه به اظهارات هوتن مبنی بر عدم حضور در خانه (محل جنایت) در طول آن دو روز گذشته، تحقیقات از اشکان در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت؛ اشکان در اظهاراتش ضمن تأیید سخنان هوتن به کارآگاهان گفت: ظهر روز شنبه 15 فروردین94، من و هوتن بین ساعت 15 الی 17 با یکدیگر بودیم که هوتن گفت: میرم خانه ؛ بعد از جدا شدن از هوتن سراغ
بنگر: نباید استقلال را می بردیم
علی دایی دیگر بازیکن فیکس تیم ملی شده بودم. در دوره افشین قطبی هم به تیم ملی دعوت شدم و در جام ملت های آسیا برای ایران بازی کردم. البته در دوره ی سرمربی گری کارلوس کی روش هم چند باری به تیم ملی دعوت شدم اما قسمت نبود که بیش از این در خدمت تیم ملی باشم. بعضی از مربیان این اعتقاد را دارند دو مدافع از یک تیم نباید همزمان به تیم ملی دعوت شوند. همیشه یا هادی عقیلی فیکس بازی می کرد یا سید جلال حسینی. به
ورود هواپیمای صلیب سرخ به صنعا
توفان قاطع که چند روزی است علیه یمن در حال انجام است گفت: من وارد ارتش شدم و در رشته خلبانی تحصیل کرد تا اسرائیل را بمباران کنم نه یمن. - ارتش یمن تا چند ساعت دیگر کنترل شهر عدن را به دست می گیرد درگیری های خشونت بار در برخی از مناطق شهر عدن همچنان ادامه دارد و ارتش و نیروهای انقلابی موفق شده اند، کنترل بسیاری از مناطق این شهر را به دست گیرند. این در حالی است که قرار است، یک نیروی نظامی
تکذیب خبر بیماری آیت الله سیستانی
یزدفردا:دفتر آیت الله سید علی سیستانی در قم عصر سه شنبه مطالب منتشره در روزهای اخیر مبنی بر کسالت ایشان را رد کرد. یکی از مسوولان این دفتر در گفت وگو با ایرنا، افزود: که مطالب منتشره در خصوص وخامت حال ایشان شایعه است. این مسوول دفتر آیت الله سیستانی خاطر نشان کرد که خللی در ملاقات های وی نیز صورت نگرفته است. برخی از پایگاه های خبری به تازگی مطالبی را در خصوص شرایط نامطلوب جسمانی آیت الله علی سیستانی از مراجع تقلید
اس ام اس تبریک ولادت حضرت فاطمه زهرا
یک نت اس ام اس تبریک ولادت حضرت فاطمه (س) و روز مادر 1394 جدیدترین اس ام اس تبریک به مناسبت ولادت حضرت فاطمه (س) و روز مادر 1394 متون و پیامک های زیبا ویژه میلاد حضرت زهرا (س) و روز زن کودک که بودم وقتی زمین میخوردم مادرم مرا می بوسید! تمام دردهایم از یادم میرفت دیروز
حرکت عجیب پروفسور سمیعی در مقابل جانباز نابینا!
به گزارش تیتریک ، حمید داوودآبادی در فیسبوک نوشت: رضا از بچه محل های قدیمی مان است که سال 67 در جبهه چشمانش مورد اصابت ترکش قرار گرفتند و نابینا شد. ده بیست سالیه که ازدواج کرده. خدا همسر و فرزندش رو براش نگه داره. چون می دونم شاکی میشه، اسم و رسمش رو نمی نویسم. حوصله قاط زدنش رو ندارم. پنج شیش سال پیش، خانمش دچار درد و مشکل عجیبی شد. وقتی به بیمارستان
دختر سه ساله ام از لحظه شهادت پدرش با خبر بود
نزدیک به مناطق عملیاتی باشد. شهر کرمانشاه در زمان جنگ مرتب بمباران می شد و با وجود فرزند مان شهره و نبود یحیی، سختی های بسیار زیادی کشیدم. خود شهید هم تا وقتی که بود نگران حال من و بچه بود. اما به هر حال باید از کشورمان دفاع می کرد و طوری به مصاف دشمن می رفت که گاهی به او می گفتم: تو جبهه را بیشتر از ما دوست داری. یحیی شمشادیان از عملیات هایی که شهید در آن حضور داشت بگویید
روایتی متفاوت از بچه های شهر جهان آرا
رنگی موج نمی زد بلکه طوفان به پا می کرد. وقتی می خندیدن از ته دل بود و وقتی نگاه اعتراض آمیزشان را به لنز دوربین خیره می کردند شرم حضور را در خودت حس می کردی که حالا بعد از این همه سال تو کجا بودی و ما کجا؟! بعضی هایشان هم نه می خندیدند و نه اعتراضشان در نگاه مشهود بود. فقط نگاهت می کردند نگاهشان پر بود از یک حیای وصف ناشدنی. تا به سمتشان چشم می انداختی رندانه لبخندی می زدند و رویشان
بولتن سینما ؛ بی علاقگی مشایخی به گاو ، تمجید میرکریمی از فیلم تبریزی و عدم تغییر فیلم های روی پرده
کرده است، در گفت وگو با خبرنگار سینمایی ایسنا، اظهار کرد: بعد از تجربه حضور در فیلم جلد مار به کارگردانی هژیر داریوش در سال 41 و فیلم خشت و آیینه در سال 42، تا سال 48 مشغول بازی در تئاتر بودم که توسط داریوش مهرجویی برای بازی در گاو دعوت شدم. وی ادامه داد: گاو براساس نوشته ای از غلامحسین ساعدی ساخته شد و بیشتر بچه های اداره تئاتر برای بازی در این فیلم دعوت شدند که اکثر آن ها اولین تجربه
از کارگری تا علمداری لشکر
بردارید، هیچ گاه ولایت را تنها نگذارید. بار آخری که با محمدحسن به خانه آمدیم، قبل از عید سال 66 بود که بعد از دیدوبازدیدهای نوروزی و سرکشی از خانواده های شهدا، هفت فروردین سال 66 با همراهی او خواستیم به جبهه برگردیم، مادرم بسیار نگران بود و به نوعی بی طاقتی می کرد، که محمدحسن گفت: مادر و خانواده بی طاقتی می کنند، تو بمان و با من نیا. حلیمه عرب زاده طوسی همسر سردار شهید محمدحسن
مهراب قاسم خانی اعتراف کرد؛ من و پیمان به مهران مدیری دروغ گفتیم
قرارمون اصلا این نبود. ولی خوب نمی شد کم آورد.این شد که دوتایی یه ربع هرچی به فکرمون رسید رو همونجا از خودمون در آوردیم گفتیم. نتیجه اش این شد که بچه ها خیلی طرح رو پسندیدن و قرار شد، همون رو کار رو بکنیم. از دفتر که بیرون اومدم به پیمان گفتم اینو یهو از کجا در آوردی؟ گفت یه جا که تو داشتی حرف می زدی چشمم افتاد به یه مجله که روی میز بود و روش راجع به فیلم جنگ ستارگان نوشته شده بود و یهو به