پایان شب کاری های پدر و پسرسارق در بیابان های شمس آباد مشهد - رکنا
پایان شب کاری های پدر و پسرسارق در بیابان های شمس آباد مشهد
سایر خبرها
دستگیری 2متهم به 18 فقره زورگیری و گوشی قاپی در مشهد
به گزارش قدس، سرهنگ محمد چراغ در این خصوص گفت: ساعت 19:45 دقیقه شب گذشته یکی از تیم های نامحسوس کلانتری شهرک فراجا هنگام گشت زنی در محدوده بولوار معلم به یک دستگاه موتورسیکلت که پلاک آن با دستمال کاغذی مخدوش شده بود مظنون شدند. وی افزود: 2 مظنون به محض اطلاع از حضور عوامل انتظامی با سرعت بالا از محل متواری شدند و عوامل تجسس کلانتری شهرک فراجا ضمن اعلام موضوع به مرکز پیام به تعقیب آنها پرداختند. این مقام انتظامی ادامه داد: پس از مدتی تعقیب و گریز راکب موتورسیکلت کنترل خود را از دست داد، با جدول حاشیه خیابان برخورد و وسیله نقلیه واژگون شد. متهمان به صورت پیاده پا به فرار ...
چند خبر از دادستانی شهرستان کهگیلویه
به گزارش راک نیوز به نقل از روابط عمومی دادسرای دهدشت، رستم نژاد در جلسه با روسای کلانتری ها، پاسگاه ها و پلیس های تخصصی از اجرای کامل طرح ثبت متمرکز پرونده ها از ابتدای سال 1405 در دادسرای دهدشت خبر داد و گفت: پرونده ها به صورت مستقیم به دادسرا ارجاع می شوند و به محض ثبت شکایت، بلافاصله به یکی از شعب قضایی ارجاع می گردد که این امر اطاله دادرسی را کاهش می دهد. وی به ضابطین تاکید داشت که در انجام دستورات ارجاعی نهایت دقت را داشته باشند. دادستان ضمن تقدیر از نیروی انتظامی، از دستگیری باند جعل و متهم کثیرالشاکی، همچنین جمع آوری 237 دستگاه خودرو و موتورسیکلت آلوده کننده صوتی خبر داد ...
قصه در قصه؛ پیگرد قانونی یک مُشارٌالیه و گشت وگذار در تاریخ
و کدورتی قدیمی است که دارد ازدواج یک دختر و پسر در حرم امام رضا (ع) را بهم می زند. داستان پیگرد قانونی یک مشارٌالیه نیز به یاد دو پزشک خوش نام و فداکار سال های پیشین مشهد به نام های دکتر موسی حجازی و دکتر مرتضی شیخ نوشته شده است. این اثر در قالب زندگی یک نویسنده مبارز، داستان تلاش ها و مبارزات این پزشکان را بیان می کند. داستان روی نوار مرزی به گذشته های دور می رود، به زمان حضرت محمد (ص) و شعب ابی طالب. داستان درباره مردی جوان به نام رحیل است که عاشق دختری به نام سلماست ولی سلما با حضور در شعب و بودن در کنار پیامبر وارد دنیای دیگری می شود که پدر رحیل با آن مخالف است و نمی ...
شهید رئیسی خستگی را پای کار مردم خسته کرد؛ روایتی از غیرت دینی و خدمت بی وقفه
به گزارش دفاع پرس از فارس، سید مرتضی بختیاری ، رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره)در آیین دومین سالگرد شهادت سید ابراهیم رئیسی و شهدای خدمت در حرم مطهر شاهچراغ (ع) در شیراز، با اشاره به بیعت مردم با سومین رهبر معظم انقلاب اسلامی اظهار داشت: دنیا از این بیعت و حرکت عظیم مردم ایران در میدان اظهار تعجب کرده است؛ اخیرا در مجلس سنای آمریکا نیز این اظهار تعجب از سوی نمایندگان آمریکا اعتراف شده است. از یتیمی تا اجتهاد؛ مسیر علمی و عملی شهید رئیسی وی به بیان سوابقی از آیت الله رئیسی اشاره کرد و گفت: شهید رئیسی در سن پنج سالگی از نعمت پدر محروم شد و یتیمی را لمس کرد و با سختی درس ...
نفس هایی که ادامه دارند/ وقتی پایان یک زندگی، آغاز چند زندگی دیگر می شود
...، جایی در این شهر یا شاید جایی نزدیک، خانواده ای عزادار است. من داشتم برای زندگی می جنگیدم، اما می دانستم ریشه این امید، غم یک خانواده دیگر است. در بیمارستان، تیم پیوند با سرعت و دقت مشغول آماده سازی بود. هماهنگی در چنین عمل هایی حیاتی است؛ از زمان انتقال عضو تا آغاز جراحی، همه چیز باید دقیق و بدون اتلاف وقت انجام شود. ساعت های قبل از عمل، برای خانواده علی کش دارترین ساعت های عمرشان بود. مادرش زیر لب دعا می خواند، همسرش به در اتاق عمل خیره مانده بود و هیچ کس جرأت نمی کرد بلند حرف بزند. عمل جراحی ساعت ها طول کشید. در این فاصله، هر ثانیه معنای دیگری پیدا می کرد. انتظار، در ...
عباس جدیدی: با علیرضا دبیر پدرکشتگی ندارم، کاپیتان و بزرگ تر او هستم/در شورای شهر نه در لیست اصولگراها ...
دیگر در آن کوچه 2 طبقه بود. یک دفعه مادرم می بیند خانه مان یک پرده از آتش شده و همه چیزمان سوخت. هم روزهای سخت و هم روزهای خوبی را پشت سر گذاشتم. مادرم زن خیلی خوبی بود. پدرم مرد بسیار زحمتکشی بود و انسان باخدا و باتقوایی بود و همیشه امید و اتکایش به خدا بود و ما را هم خوب بزرگ کرد. شما از همان نوجوانی هم به نظر کمک حال خانواده بودید؛ این طور نیست؟ بعضی ها گاهی افتخار می کنند که ما پول توجیبی از پدرمان نمی گیریم. می گویم پول توجیبی به کنار، من وقتی بچه بودم، خرج خانه می دادم. من کار می کردم.از مدرسه که به خانه می آمدم، بعدش کار می کردم. عین آمار هر 3 ماه تعطیلی را من یا ...
ققنوس حرم؛ روایت سوختن حبیب در شعله های غیرت
تغاری من بود، عزیزدردانه خانه، اما وقتی پای تکلیف وسط آمد، مهرم را حلالش کردم تا برود. حبیب من، خادم امام رضا (ع) بود و هر وقت از مشهد برمی گشت، چشمانش نوری داشت که من می فهمیدم این بار هم حاجتش را که شهادت بود، طلب کرده است. او شهادت را به بها گرفت؛ با پاکی اش، با وضوهای همیشگی اش و با اخلاقی که نظیر نداشت. عروس خانواده؛ او شهیدگونه زیست تا شهید شد رقیه ستاری، عروس بزرگ خانواده، که خاطرات بسیاری از این شهید والامقام دارد، در گفتگو با خبرنگار مهر، ابعاد دیگری از شخصیت حبیب فرشباف را بیان کرد. وی گفت: هرچه از مهربانی و فعال بودن ایشان بگویم کم گفته ام ...
اولین کسی که پارسایی را به استاندار معرفی کرد / ماجرای یک سال سرپرستی در ورزش و جوانان کهگیلویه و ...
ن هستیم. شاید یک سالی که در ورزش بودیم نشان داده باشد که پایبندی ما به قانون واقعی است، ولی اینکه چرا سرپرستی من طول کشیده، چند مولفه دارد. اولاً، طبیعی است که من با اجازه دستگاه های ذیصلاح آمدم و در سمت سرپرست اداره کل مشغول شدم. این تاییدیه ها هم به صورت شفاهی بود و هم کتبی، هر دو تاییدیه اخذ شد و این باعث شده که هنوز ابلاغ رسمی به عنوان مدیرکل صادر نشده باشد. ثانیاً، اتفاقاتی که در یک سال گذشته در کشور رخ داده— از جمله جنگ و حوادث مختلف— بر روند اداری و بروکراسی وزارت ورزش اثر گذاشته است. همچنین ممکن است مخالفت هایی در سیستم اداری وجود داشته باشد و احتمالاً آقای دک ...