مدیر شرکت مرا باردار کرد/ او می گفت با من ازدواج می کند ولی ... - رکنا
سایر منابع:
سایر خبرها
9 درس مهم زندگی از پیرترین میلیاردر جهان
خودتان سرگرمی بسازید وقتی جوان بودم فکر می کردم یک واحد در رشته زیست شناسی گذراندم که در آن به انواع سوسک ها علاقه مند شدم. از آن به بعد همیشه با خودم یک ظرف شیشه ای داشتم که سوسک های مورد علاقه ام را داخل آن قرار می دادم. زندگی مثبت 110 5 اشتباه بزرگ مستاجران هنگام عقد قرارداد دلار در بازار ایران عصیان می کند قیمت جدید محصولات مدیران خودرو +جدول خودتان
با حرف های زنم زندگیم دگرگون شد / او همسرم را دوبار دیگر نیز برای آزار و اذیت به خانه اش کشاند!
او درد دل کنم. من اولین بار به دیدنش رفتم و او با حرف هایش اعتمادم را جلب کرد ولی وقتی برای بار دوم به خانه اش رفتم او به من آبمیوه مسموم خوراند و مرا آزار داد. از آن روز به بعد تهدیدهای منصور آغاز شد. او می گفت از من فیلم گرفته و اگر به خواسته اش تن ندهم ماجرا را به شوهرم می گوید و آبرویم را می برد. وی ادامه داد: او با تهدیدهایش دوبار دیگر هم مرا تسلیم خواسته شومش کرد تا
بانوی نیکوکاری که به قتل متهم است
که کودکش گم شده است و از آنها کمک خواست. من هم با توجه به حضور پلیس نگران نبودم و امیدوار بودم که پسر این خانواده پیدا شود. او ادامه می دهد: 33 روز بعد، پس از آن که نهاد اسیست با آنها صحبت کرده و آنها را ترغیب به گرفتن پول از من و در غیر این صورت شکایت از من کرده بود، والدین پسر گمشده به سراغ من آمدند و درخواست پول کردند. من درخواست آنها را رد کردم و گفتم به هیچ کس پول نخواهم داد و
طیبی: از پاداش 18 میلیونی، مالیات کم کردند!
. به خاطر همین مصدومیت فینال جام حذفی را هم از دست دادم. البته تیمت بدون حضور تو قهرمان شد؟ بله، خوشحالم که قهرمان شدیم و خودم را نیز در این قهرمانی سهیم می دانم. همین که اولین جام را با غیرت به دست آوردم، خوشحال کننده است. از شرایطی که در قزاقستان داری، راضی هستی؟ بعد از جام جهانی از یکی از باشگاه های بزرگ برزیل هم پیشنهاد داشتم اما خودم تصمیم گرفتم که
کم و کاستی های قانون سربازی در انتظار راهکار
باشد ولی این اتفاق رخ نمی دهد. وی با اشاره به اینکه امتیازاتی که برای سربازان متاهل در نظر گرفته شده گاهی خودش مشکل آفرین است، می افزاید: برابر آمار، حدود 10 درصد مشمولینی که به خدمت اعزام می شوند متاهل هستند. حال، ما امتیازاتی که برای این درصد در نظر گرفتیم این است که هفته ای 3 روز اجازه می دهیم زودتر از ساعت تعیین شده به خانه روند. آیا به این موضوع هم توجه کردیم که در این سه روز چه کسی
پنجاه ترفند موثر برای رشد و ترقی زندگی مشترک
صورت عملی نیز نشان دهید. سعی کنید در روز تولد او، یا سالگرد ازدواج یا مناسبت های دیگر به او هدیه دهید و از این طریق محبت خود را ابراز کنید. 11. سعی کنید فهرستی از قابلیت ها و صفات مثبت همسر خود را درنظر بگیرید و به موارد مثبت وجود و شخصیت او کاملا توجه و در مناسبات با او به این قابلیت ها اشاره کنید. از صفات برجسته و مثبت او تعریف کرده و از این طریق فضای خانواده و گفت وگو را به فضایی گرم
یکی از عموهایم از وضعیت من سو استفاده کرد / پسرجوان بعد از بادار کردن من با دختری دیگر هم در ارتباط بود
وضع مالی و تیپ و قیافه اش توجهی نمی کردم. یک سال گذشت؛ یک روز جهنمی مرا در برزخ تنهایی گذاشت و رفت تا هشت ماه بعد... یکی از عموهایم با مشکل مالی مواجه شده بود، پدربزرگم چند ده میلیون از حسابم برداشت کرد و به او داد، از آنها متنفر شده بودم چطور می توانستند به تنها پشتوانه یک دختر محروم از پدر و مادر اینگونه دست اندازی کنند. در همان موقع سروکله امیر پیدا شد، تا آن
متن کامل گفتگوی دهباشی با داوری درباره ی فاتح، میرحسین و احمدی نژاد
اولین بار من را صدا کرد گفت شما بیا معاون خبر را در اختیار بگیر بعد به من گفتند که یک چنین داستانی پیش آمده و یکسری سوء تفاهماتی با دوستان کیهان هست و خوب نیست ما روابط مان را خراب کنیم. خب واقعاً روابط ما هم روابط خوبی بود. من گفتم مهم این است که ما بتوانیم کار بکنیم. ایشان یک ابلاغی به من داد به عنوان مدیرکل دفتر پژوهش که ما بحث های پژوهشی و محتویات... خودم واقعیتش علاقه مندی اصلی ام این است.
در یکی از این ملاقات ها زن متاهل با پیشنهاد عجیب پسر جوان روبرو شد!
به گزارش سرویس حوادث"جام نیوز" ، زن جوان حلقه دستبندهای فولادین قانون را بر دستانش جابه جا کرد و به کارشناس اجتماعی کلانتری سجاد مشهد گفت: کلاس دوم دبیرستان بودم که سروش مرا از خانواده ام خواستگاری کرد اما من هیچ علاقه ای به او نداشتم در واقع موضوع ازدواج را جدی نگرفته بودم. با خودم فکر می کردم اگر با سروش ازدواج کردم مدتی بعد وقتی خودم مستقل شدم از او جدا می شوم و با همسر دلخواهم
گفتگو با جعفر مدرس صادقی، مرد درجه یک ادبیات ایران (1)
/> مدرس صادقی نویسنده ای است که یک عمر کار کرده و می کند و روایت های پرکشش و جذابش یک دم از نفس نمی افتد و برای من تنها نویسنده ای است که حاضر هستم، اگر صفی باشد، ساعت ها برای خرید کتابش در صف دور و درازی به انتظار بایستم. کتاب تازه ای از مدرس صادقی در راه است... هر بار با شنیدن این جمله چشمانم برق می زند و آنقدر تحت تاثیر قرار می گیرم که به قول شاعر: عیشی ست مرا با تو، چونان که
کیوان رازی از نامزدم می دانست و زنم از ترس به درخواست های شوم جواب مثبت می داد تا اینکه...
دوستی داده بود. باید به او درس عبرتی می دادم تا دست از سر نامزدم بردارد. چطور متوجه شدی که او به نامزدت پیشنهاد داده است؟ مدتی بود که متوجه رفتارهای مشکوک سهیلا شده بودم، چند باری از او علت ماجرا را پرسیدم اما او مدام طفره می رفت تا این که یک روز برحسب اتفاق شماره کیوان مقتول را روی گوشی اش دیدم. سهیلا مجبور شد که واقعیت را بگوید. آن زمان بود که فهمیدم او مزاحم سهیلا شده است
چرا زن بیوه پولدار اسیر دام مرد همسایه شد!
خوشی داشتیم اما هنوزطعم خوشبختی را نچشیده بودیم که تصادف کرد و مرا با پسر یک ساله مان تنها گذاشت.البته پس ازمرگش خواستگاران زیادی داشتم که به همگی جواب رد دادم.ضمن اینکه خانواده شوهرم از من حمایتی نمی کردند و حتی سهم دیه شوهرم را هم ندادند، تا اینکه در کنکور شرکت کردم و در دانشگاه قبول شدم. بعد هم رفتم آنجا یک خانه کوچک اجاره کردم. همزمان در یک کارگاه کوچک هم کار می کردم تا اینکه یک آدم خیر کمکم
ناگفته های "علی جنتی" پس از استعفا
طبق قانون باید از انتشار آنها جلوگیری می شد. انتشار حدود 80هزار عنوان کتاب فقط در سال 94 که از سال 92 یک روند رو به رشد داشته است خود دلیل بر این است که اهل قلم دلگرم شده اند و امیدواری پیدا کردند که آثارشان منتشر می شود. در حوزه مطبوعات و رسانه ها هم تحول عمده ای رخ داد. جلسات هیات نظارت بر مطبوعات هر هفته به طور منظم تشکیل شده و به جز یکی دو جلسه که من در ماموریت خارج از کشور بودم همه جلسات را
زن باردار تحمل رفتار های زشت مرد کثیف را نداشت / او جنینش را سقط کرد+فیلم گفتگو با متهم
حجم ویدیو: 69.30M | مدت زمان ویدیو: 00:05:38 به گزارش رکنا، امیر 32 ساله فکرش را هم نمی کند دست به چنین کاری زده باشد، او حال به خاطر سرقت طلا های زنان در بازداشت به سر می برد از مواجه با شاکیان خجالت می کشد و هی تکرار می کند "من خودم ناموس دارم چرا این کار را انجام دادم". در ادامه خبرنگار رکنا گفت گویی را با این سارق انجام داد امیر ،سابقه هم داری؟ بله
قتل هولناک داماد بدرفتار با تبر - برادر زن اقرار کرد
شنیدم، نگران شدم؛ مجال احوال پرسی نداد گفت مازیار حالش عادی نیست بعد از کلی فحاشی، با مشت و لگد به جانم افتاده، الان هم گوشه ای خوابیده، من هم طاقتم طاق شده بوده بود؛ ماجرا را به پدر و مادرم گفتم خواستم دنبال مریم بروم او را برگردانم اما آنها اجازه ندادند، گفتند اول همه زندگی ها همین است، این دعواها برای هر زن و شوهری اتفاق می افتد. هشت سال از آن روز گذشت، مریم صاحب دو دختر نه ساله و
جدایی از شوهر عاشق سرقت
نداشتم که دست به کیف قاپی زدم. من دزدی را دوست دارم و وقتی پول به دست می آورم، خوشحال می شوم. در این مرحله از تحقیقات، همسر مرد سارق به قاضی پرونده گفت: من دیگر نمی توانم با این شوهر معتاد زندگی کنم. می خواهم از او جدا شده و حضانت دختر 13 ساله ام را خودم به عهده بگیرم. من 14 ساله بودم که با او ازدواج کردم. به خاطر دخترمان خیلی تلاش کردم او اعتیادش را ترک کند که بی فایده بود. گاهی شوهرم
دختر - دزد شیشه ای - :پدرم را نمی خواهم!
ضربتی، سارق جوان را دراطراف محل سرقت دستگیر کردند. متهم پس از دستگیری به شعبه چهارم دادیاری دادسرای ویژه سرقت منتقل شد و زمانی که مقابل دادیار سید امین میروکیلی ایستاد به کیف قاپی اعتراف کرد و گفت: متأسفانه اعتیاد شدید به شیشه دارم به همین خاطرخانواده ام مرا نخواستند.اما همسرم با تمام مشکلاتم با من زندگی کرد. او چندین بار تلاش کرد ترکم دهد اما افسوس که ترک من بیشتر از چند روز طول نمی کشید
قصه تلخ و شیرین غربت برای یک زوج زابلی
کاملاً اتفاقی متوجه موقعیت این خانواده می شود و گروهی از خیرین را که برای بهروزی مردمان منطقه سیستان، زابل و هیرمند فعالیت های خیرخواهانه انجام می دهند در جریان این موضوع قرار می دهد. ولی سارانی در این باره گفت: آن شب با هر جان کندنی بود به صبح رسید تا اینکه صبح روز بعد تلفن همراهم زنگ خورد. صدای یک زن را آن سوی خط شنیدم که از من در مورد وضعیت ابراهیم و کم و کاستی هایمان می پرسید. بعد از اینکه تلفن را
لطفا اموال ما را نبرید!
حق کپی رایت می دانند، ما به عنوان عکاس باید از حق همکار خود دفاع کنیم. ظاهرا به تازگی از سوی گالری ها هم مشکلاتی برای هنرمندان پیش می آید؟ بله، متأسفانه همیشه ماجرایی هست. یکی از دوستان کارت دعوتی برایم فرستاد که متوجه شدم بدون اینکه خودم بدانم قرار است در یک گالری تازه تأسیس در تهران یکی از عکس هایم را نمایش دهم! واکنش شما چه بود؟ با صاحب گالری تماس گرفتم. گفت شماره
در محضر دو فقیه
درست باشد یا نادرست، مبالغه در تکریم استاد است؛ بنابراین آیت الله منتظری همیشه از امام خمینی(ره) به عنوان استاد خویش یاد کرده و احترامش را پاس می داشت و تا واپسین روز حیات نیز چنین بود. آیت الله بروجردی یا امام خمینی منتظری در اصفهان سطوح را تمام کرده و تا پیش از آمدن آیت الله بروجردی به قم در سال1323شمسی، در درس آیت الله داماد، حاج آقا رضا بهاءالدینی و آیت الله حاج سیداحمد خوانساری
همسر صیغه ای مسبب درگیری مرگ بار برادران دوقلو
تماس گرفت و گفت با برادرم دعوا کرده است. به همین خاطر من به خانه آنها رفتم. آنها داشتند جروبحث می کردند و بچه هم داشت گریه می کرد. برادرم بچه را کتک زد و همین باعث شد تا دوباره با همسرش دعوا کند. وقتی این طور شد، من دخالت کردم. برادرم هم با لوله ای به سرم کوبید. خیلی عصبانی شدم و نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. چاقویی آوردم و یک ضربه به او زدم که باعث مرگش شد. من و برادرم همدیگر را خیلی دوست داشتیم
قتل با ضربه چاقو، پایان درگیری دوقلوها
ناراحت شد. او می گفت چرا در زندگی من دخالت می کنی. بعد با هم درگیر شدیم. او ابتدا با لوله ضربه ای به سرم زد و من از آشپزخانه چاقویی برداشتم و برادرم را کشتم. با تکمیل تحقیقات، پسر جوان دیروز در شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه قرار گرفت. در ابتدای این جلسه مادر مقتول به عنوان تنها اولیای دم گفت: پسرهای دوقلویم همدیگر را دوست داشتند و نمی دانم چرا این قتل رخ داد. من یک
بهاره رهنما: 20 کیلو وزن کم کردم!
به گزارش گروه رسانه های دیگر خبرگزاری آنا، روزنامه جام جم نوشت: همین نقش بهانه ای شد برای گفت وگو با این بازیگر دوست داشتنی و محبوب. شما در سریال همسایه ها ایفاگر شخصیتی به نام نگین هستید که شغلش در زمینه تدارک مراسم ازدواج است. قبلا تجربه چنین نقشی را نداشتید. وقتی این نقش به شما پیشنهاد شد، آیا درباره این حرفه اطلاعات داشتید؟ من دوستان و آشنایانی دارم که در این حرفه مشغول به کار هستند. اتفاقا این شغل جزو مشاغلی است که برایم جذابیت دارد. راستش اولین بار که با این حرفه آشنا شدم، برایم جالب ب ...
60 درصد طلاقها در سه سال نخست ازدواج اتفاق می افتد
را مطلع کنند. عده ای از کارشناسان بر این باورند که امروزه با پیچیده تر شدن روابط حتی بالا رفتن مشکلات زمینه ای مثل اعتیاد یا بیماریهای عصبی، باید در امر ازدواج تحقیقات بیشتری انجام شود همچنین از راهنمایی های پدر، مادر و مشاوران استفاده کرد؛ در واقع همان قدر که احتمال ازدواج ناموفق بالا رفته، ضرورت تحقیق، دقت و شناخت هم بیشتر شده است. برای بررسی ابعاد و زوایای مختلف موضوع
طرح حقوق شهروندی نشانه مثبتی از دغدغه مسئول قوه مجریه تلقی می شود
، نیروی انسانی و تصمیمات اساسی یک کشور همه و همه از جوانان و بر اساس خواسته های آنان تدوین می شود. با گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی و روی کار آمدن دولت ها از ازحاب مختلف شاید یکی از اصلی ترین مطالبات جوانان مربوط به اشتغال آن ها است؛ که دولت ها سعی کرده اند بر آن فائق آیند. در این میان روز رونمایی از منشور حقوق شهروندی شاید بهترین زمان برای ملاقات دوباره جوانان با اعضای هیئت دولت باشد. روز دوشنبه در
6 نکته مهمی که برای داشتن یک ازدواج موفق باید بدانید
البته ناگفته نماند که هنوز هم مانند سابق نظر خانواده ها برای ازدواج شرط است و جوانان منکر این قضیه نیستند اما بسیاری از انتخاب ها از جانب آنها است تا پدر یا مادر. این موارد در حالی است که زندگی های امروزی رنگ و بوی زندگی های قدیمی را ندارند و دیگر خبری از آن همه دوام و استحکام در روابط زوجین نیست و اکثر جوانان این موضوع را به شانس تعبیر می کنند. بعنوان مثال وقتی جوانی وارد یک زندگی خوب
قرار بود دیروز به کراچی بروم
زندگی می کند، نوشته شده است. او در تمام نامه ها سعی کرده است به عنوان مشاوری آگاه همراه با دلسوزی اما کاملا منطقی و مهم تر از همه، زمانی که از او درخواست راهنمایی می شود، آنچه به آن اعتقاد دارد به خواهرش منتقل کند اما درنهایت، راه انتخاب را برایش باز می گذارد و از انتخاب او حمایت هم می کند: خواسته ای که دستت نیندازم، سر به سرت نگذارم و بگویم که چگونه می توان با نسخه ساده ای از چنگ کابوس خستگی و
ماجرای جمع کردن بدن تکه تکه شهید دستغیب
کنم و از ایشان جویای راه می شوم. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. خدا می فرماید که اگر راه را از من بخواهید، نشانتان می دهم. شهید آیت الله دستغیب راهی شدند برای رسیدن من به خدا. من از همه زندگانی همین یک سالی را دارم که با ایشان زندگی کردم و بقیه عمرم را به حساب زندگانی نمی گذارم. من واقعاً مرده بودم. ایشان مرا به زندگانی برگرداندند. بعد از شهادت ایشان خیلی گرفتاری ها داشتم و با ایشان رازدل کردم
گشتی نفس گیر در دهکده حیوانات “نفیسه روشن”+تصاویر
پیرامونم عادت کردم هر گاه که از منزل بیرون می آمدم حیوانات مختلفی از جمله روباه، سمور، جغد، مار، عقرب، رتیل و... می دیدم. آن زمان مادرم همیشه به من توصیه می کرد که مبادا حیوانی را که می بینم آزار دهم، سنگ بزنم یا بکشم و به این ترتیب به این موجودات زنده عادت کرده بودم. خانم روشن درباره مواجه شدن با مارمولک هم حرف جالبی می زند: – اتفاقا مارمولک ترس ندارد. خاطرم هست یک روز در لوکیشن
ترامپ سوژه خوبی برای کاریکاتوریست های جهان
رامبراند کلاژ با استفاده از نوار و کاغذ و هر چیزی که در دسترس بود، را کار کردم؛ در همان دهه جزو مدیران انجمن هلند شدم. یک دوستی که کاریکاتور کار می کرد مرا معرفی کرد. بعد تصمیم گرفتم کاریکاتور را با بهره گیری از کارهای رامبراند را دنبال کنم. حدود سه سال سفر داشتم که پرتره تمام کسانی را که دیدم را روی بوم 3/5 متر در 3/5 متر جمع کردم. در یکی از سفرهایم مدت 6 هفته در کره بودم؛ در آنجا برنامه ای