روایت شبانه یک دزدی در 6 پرده/ زورگیری ادامه دارد - ایران آنلاین
سایر منابع:
سایر خبرها
دفاع مقدس و ماجرای اضمحلال فرهنگی جمهوری اسلامی/ جریان روشنفکری همیشه طلبکار چه خدمتی به منافع ملی ایران ...
، انسان را بی حال می کند، از تصمیم می اندازد، اراده ها را تضعیف می کند، جوان های کشور را از کشور می گیرد؛ نیروهای به دردبخور را بی خاصیّت می کند؛ حمله ی فرهنگی این است. (امام خامنه ای در دیدار دست اندرکاران راهیان نور- 1395/12/16) با این همه؛ آنچه که حایز اهمیت است نتیجه این ولنگاری های فرهنگی و بی تدبیری و بی مسئولیتی مدیران فرهنگی است که تبعات جبران ناپذیری را برای فرهنگ
چهره ها در شبکه های اجتماعی (425)
. استقبال سبز لیلا حاتمی از بهار 96. بهاری که امیدواریم سبزترین و زیبا ترین بهار عمر همه ما باشد. چُرتِ "صرفا جهت اینستاگرام"ِ پرواز همای یکی از عزیزان در یک رستوران! مگر ممکن است به رستوران بروی، منو را ببینی، غذا را سفارش بدهی و بعد خوابت بگیرد! مگر ممکن است؟! در ضمن چند تیم تحقیقاتی کاربلد در حال تفحض و پژوهش برای یافتن مفهوم جمله "سرِ ارادتِ ما و استان حضرت دوست که
نگاهی به دوران ریاست ایوبی بر سازمان سینمایی ازتنش میان دولتی ها و سینمایی ها تا خوش بینی به آینده
اسلامی ایران یک خانه سینما کافی است و همه صنوف می توانند عضو آن باشند. الان هم شوقی را که میان سینماگران به وجود آمده حس می کنم و البته نمی دانم این مسئولیت را می توانم تحمل کنم یا خیر، اما پروژه اصلی ما پایان این ماجرای تلخ (تعطیلی خانه سینما)بود که چند سال خوراک خبری برای رسانه های بیگانه شده بود و آن ها امروز دیگر سوژه ای به نام خانه سینما ندارند. ایوبی در جشن بازگشایی خانه سینما و روز
پایان خونین رقابت عشقی /قتلی که آرزوی مرگ خود را دارد/ کشف جسد دانشجوی کارشناسی، آویزان به لوله گاز
نوجوان در محل جنایت حضور داشت اما پس از جنایت گریخته بود. چند ماهی از وقوع این جنایت هولناک گذشته بود که مردی به نام علی به اداره آگاهی رفت و به مأموران گفت: چند ساعت پیش 3 مرد جوان به نام های اسد ، قاسم و سخی مرا ربودند و سپس با ضرب و جرح و تهدید با قمه، خودرو و یک فقره چک 10 میلیون تومانی از من دزدیدند و بعد هم فرار کردند. پس از این شکایت، در این پرونده 3 متهم هنگام خرج کردن چک سرقتی
اکران پرده توری در هنر و تجربه
به گزارش بولتن نیوز، آرش محمودی کارگردان فیلم کوتاه پرده توری درباره وضعیت حال حاضر این فیلم گفت: به زودی مراحل تدوین و اصلاح رنگ به پایان می رسد و وارد مراحل اکران می شویم. این فیلم داستان یک زوج تئاتری است که آخرین شب از زندگی مشترکشان را می گذرانند. محمودی در پایان خاطرنشان کرد: این فیلم به لحاظ فرم و ساختار فیلمنامه ای کاملا متفاوت با کارهای قبلی ام دارد و به لحاظ ساختار روایی
شهید همت: خط را بشکنید حتی اگر به بهای شهید شدن تمام شما باشد
تا شب به شدت از این فعالیت مهندسی دشمن، جلوگیری کنند... در رابطه با بچه های واحد تخریب لشکر هم باید بگویم این ها از عملیات فتح مبین تا الان. توی لشکر حضرت رسول (ص) بوده اند یعنی هر کدامشان یک مخ است ها! یعنی در هر شرایطی که باشد زیر آتش یا هر وضعیت بغرنجی، این ها در راه خنثی کردن مین، هیچ ترسی از مرگ ندارند، آقاجان آن معبری که شب قبل توسط بچه های تخریب چی ما خنثی شده است را در طول روز بعد، مراقبت
گسترش خانه های تیمی در سطح شهر/مردانی که به تن فروشی روی می آورند
آدم را بد می کند.من اولین بار به خاطر چکی مجبور به این کار شدم و بعد دیدم که از این راه می توانم پول سنگینی در بیاورم. امیر و کامی از کار خود راضی هستند.اما بهروز دوست ندارد نامزدش و هیچکس دیگر از تن فروشی اش با خبر شود.او شب ها با وحشت اینکه نامزدش از کارش اطلاع پیدا کند بارها از خواب می پرد. صحنه هشتم:مردان فاحشه نیستند دیوارها،سقف و زمین کافی شاپ از جنس چوب است.بوی سیگار و توتون
مین امسال 55 قربانی گرفت
از جنگی که رغد ندیده بود، در سی ویکم فروردین 95، پنج روز بعد از روز تولدش- بمبی زیر پایش منفجر شد و آفتاب عمرش غروب کرد. عسل، خواهر سه ساله هر شب حال رغد را می پرسد و لباس هایش را می بوسد و مادر را خون به جگر می کند. وقتی خمپاره منفجر شد عسل در خواب بود. مادر سراسیمه دمپایی پوشیده و نپوشیده دویده بود به کوچه. سال رو به پایان است، سرمای هوا دوباره جایش را به بهار خوزستان داده. پدربزرگ و
بازار هنر، امضای هنرمند را می خرد
ایران آنلاین / می گوید برای موفقیت باید طراحی را درست بلد بود، طراحی ابزار کار است و خلاقیت مهم ترین بخش کار. همیشه درحال تجربه کردن است و هیچ گاه خودش را همانند بسیاری از هنرمندان محدود به یک مسیر نکرده است؛ همیشه دست به تجربه می زند و به گفته خودش با وجود اینکه 79 سال سن دارد روزی حداقل 7 ساعت با عشق کار می کند و از آن لذت می برد. علی اکبر صادقی، در این گفت و گو از زندگی هنری اش و مسیری که تا
تمام دارایی شهید همت در یک جعبه مهمات جا می شد/ دلیل جذابیت عکس های سردار خیبر+عکس
مانده بود. بخشی از دست او هم قطع شده بود. با توجه به اینکه چند ماه با حاج همت بودم و خاطراتی از او داشتم، دیدن این صحنه برایم سخت بود. از این صحنه عکس گرفتم، اما هیچ وقت منتشر نکردم و هنوز هم این عکس را دارم. روز تشییع پیکر حاج همت، شیخ حسین انصاریان هم برای سخنرانی به مسجد امام(ره) آمد. او حاج همت را می شناخت چون در قلاجه نیز که بودیم به منطقه آمد و چند روزی در آنجا سخنرانی و مداحی کرد، در واقع
بررسی استحکامات و موانع عراق در منطقه عمومی عملیات خیبر
نظر داشتن نیروی پاتک برای بازگردان هر موضعی که احتمالاً سقوط کند. – مقاومت یگان ها در محل استقرار خود در طول شب و عقب نشینی آن ها تا این که با نیرویی مناسب در سطح لشکر در صبح روز بعد پاتک کند. – حد عقب نشینی [احتمالی] تا سد خاکی مرزی است و خط مرزی خط قرمز یگان ها می باشد و عقب نشینی از آن تحت هیچ شرایطی نباید صورت گیرد. – در صورت پیشروی دشمن، سریعاً نسبت به ایجاد یک
شهری کنار دریا، مردی مجاور خاطره
را از یکدیگر جدا ساخته است. صدای دیالوگ ها با وجود فاصله شخصیت ها آشکارا به گوش می رسد، این توانایی شنیداری با توجه به نقطه قرارگیری دوربین به چه علت است؟ چه کسی این صحنه را با فاصله می بیند و می شنود؟ خاطره شب فاجعه بار، پاره پاره به موازات قطعه آداجوی آلبینونی احضار می شود و صحنه در رفت وبرگشت های کوتاه میان لحظه حال و گذشته حرکت می کند؛ گویی لی در اینجا نه فقط از پذیرش مسوولیت سرپرستی
جزییات تکان دهنده از تصادف های ساختگی
گفت نشکست و.. اینها حرف های جوانی حالا 24ساله است که در 19 سالگی، آقای دکتر دست و پای راستش را شکست و با سنباده درشت، پیشانی، دماغ و گونه اش را به طور قطری زخمی کرد تا از جنوب ایران برای تصادفی ساختگی راهی خراسان شود. او پس از نخستین تجربه صحنه سازی اش، معتاد شد تا همین یک سال پیش، وقتی دانشگاهش تمام شد و به انجمن معتادان گمنام ایران پیوست؛ او حالا به قول خودش 13 ماه و 7 روز است که پاک
از تهدیدگر فضای مجازی تا حادثه در تالار عروسی
بانک دیگر تهران به دست آماده است. ساعت 13:35 روز گذشته ماموران کلانتری قلهک با به صدا درآمدن آژیر خطر بانک ایران زمین در خیابان ظفر در جریان سرقت مسلحانه از این بانک قرار گرفتند. بلافاصله گشت کلانتری به محل شعبه اعزام و با پیرمردی اسلحه به دست روبرو شد. مامور پلیس بلافاصله پیرمرد سارق را دستگیر کرد. در بررسی های اولیه مشخص شد پیرمرد کلت به دست پس از ورود به شعبه و
جزئیات کامل برنامه های نوروز 96 مشخص شد
است که در ایام عید 96 هر روز ساعت 21:00 روی آنتن شبکه افق خواهد رفت و تکرار آن هم در ساعت های 6:00 و 13:30 روز بعد پخش می شود؛ در این مسابقه تلاش چند جوان برای ایجاد یک شغل و درآمدم اقتصادی به تصویر کشیده شده و محمد ساسان تهیه کنندگی آن را بر عهده داشته است. *همچنین مجموعه مستند دکوپاژ هم از دوشنبه 30 اسفند روی آنتن می رود؛ زمان پخش این برنامه 13 قسمتی هر شب ساعت 22:30 خواهد بود که تکرار
من یک قاتل محترم هستم / جزئیات قتل زنی که جای خاله قاتل بود
است. بدین ترتیب با دستور قاضی کشیک قتل کرج، سعید -28 ساله- دستگیر شد. وی با اعتراف به قتل سهیلا گفت: سهیلا جای مادرم بود و از بچگی، خاله صدایش می زدم. به من علاقه زیادی داشت و چون 2 بار طلاق گرفته و از همه فرزندانش دور بود، مرا به خانه اش می برد. تا اینکه به رفت و آمد هایش شک کردم و علاقه ام به نفرت از او تبدیل شد. ازدواج های او برایم قابل قبول نبود. بنابراین وقتی در آن شب
این خاک تو را عاشق می کند
را سامان می دهد و حتی اگر طالب آرزوهای دنیایی هم هستی راه میان بر این است که شهدا را واسطه قرار دهی و هر چه می خواهی از خدا بگیری. این سفر، تفریحی نیست طلبه ای سید، دست روی تابوت گذاشته است و به آرامی گریه می کند. آن سوی پرده نیز، تعدادی از بانوان به دعا و زیارت مشغولند. برخی نگاه های بهت زده شان را به پرچم سه رنگ روی تابوت ها دوخته اند و برخی دیگر، صورت هایشان را با سیاهی
قاتلان فروشنده لوازم خودرو اعدام شدند
را بی گناه نشان دهد.بعد هم ادعا کرد شب حادثه با اجازه مصطفی، زودتر از همیشه مغازه را ترک کرده است. اما دربازجویی های فنی سرانجام لب به اعتراف گشود و پرده از راز سرقت مرگبار برداشت. از مدت ها پیش کلید یدکی مغازه را ساخته بودم. به همین خاطر برخی مواقع به انباری دستبرد می زدم. روز حادثه هم احساس کردم صاحب مغازه متوجه سرقت از انباری شده و به من شک کرده است. با توجه به اینکه احساس می کردم
ده فیلم مهم سینمای ایران در سال 95
مفرح پیرامون آدم هایش به وجود آورد. محسن کیایی بهترین بازیگر فیلم است و شخصیت موردعلاقه تماشاگران حین تماشای فیلم. او هیچ وقت این قدر بامزه نبوده. بهرام رادان بعد از مدت ها، کمی راحت تر رفتار می کند و اگر به اندازه محسن کیایی کمتر خودش را جدی می گرفت، با فیلمی دیوانه وارتر مواجه بودیم. بهترین صحنه فیلم اما متعلق به رادان است. جایی که سرخوش و خوشحال از پول های به دست آورده، در نمایی اسلوموشن با
شهیدی که از تولد تا شهادتش پر از الهامات غیبی بود
فرزندانش به زیارت حضرت زینب(س) رفته بود، باز بر میزان باورش به اینکه این پسر موجودی عظیم در درگاه پروردگار است، افزوده شد.پدر و مادر سید مهدی بین تمام فرزندان، علاقه خاصی به او داشتند؛ زیرا بسیار مهربان و باسخاوت و در عین حال با ایمان بود. وقتی در اواسط نوجوانی برای اولین دوره آموزشی مقاومت به مدت 40 روز از خانه دور بود، مادرش بسیار نگرانش شد، زیرا او در آن زمان از نظر بدنی هنوز توان کافی برای
بهار کتاب خوانی در نوروز
تشویق یا به مسیر درستی هدایت کنند. من نمی گویم کتابفروش ها باید همه کتاب های بازار یا کتابخانه شان را خوانده باشند بلکه دست کم باید خلاصه ای از کتاب ها را بدانند و خریدار را در مسیر درست هدایت کنند. روزنامه جوان با انتخاب گزارشی با عنوان بسته بسته غذای روح نذر کنیم آورد: نذر یکی از ساده ترین راه های توسل بین مومنان و پیروان کتاب های دینی باری گرفتن حاجت از خداوند است. وقت آن رسیده که کمی
شاغل شوید: 18 اسفندماه 1395
/> مراجعه حضوری از ساعت 9 الی 12 جهت کسب اطلاعات بیشتر با اطلاعات ذکر شده تماس حاصل نمایید. استخدام چند نفر راننده دارای موتور در پیک موتوری راحت سان مقطع : --- جنسیت : استخدام آقا (مرد) موقعیت : شیراز آدرس : باسکول نادر, تلفن : 32324011 اطلاعات بیشتر پیک موتوری راحت سان در شیراز به تعدادی راننده همراه با
سرخط ...
و دقیق، کاستی ها و ضعف های احتمالی آن معلوم و برای رفع آن چاره شود تا حاصل کار در نهایت پختگی لازم برای اجرایی شدن را به دست بیاورد. حال آنکه متاسفانه چنین روندی به هیچ وجه در اصلی ترین موضوعاتی که تاثیر کلان بر ساحت های مختلف حیات امروز و فردای مردم این آب و خاک دارد مراعات نشد! برجام به مثابه مهم ترین و چه بسا تنها دستاورد دولت یازدهم مصداق تام و تمام این ادعاست که در تمام طول دوران
برپایی چهارشنبه سوری در آرامش
ایران آنلاین / همه نگران از اینکه مبادا چون سال های گذشته خانه هایی در بمب شعله های آتش بسوزند و در انفجاری کرکننده پرده گوش هایی بدرد و دست وپاهایی قطع شود. مادران باردار از وحشت انفجار، سقط جنین کنند و سالخوردگان به سکته ای دچار شوند و از زیبایی و طراوت چهره های جوان جز سوختگی دلخراش اثر نماند یا مادرانی به سوگ فرزندان بنشینند. در این میان واگویه های غم انگیز ماد
ببینید این دو پسر به خاطر یک دختر با خود چه کردند؟ / ارزشش را داشت؟ + عکس
و رو در رو باهم صحبت کنند.لحظاتی بعد زنگ تلفن همراه کامران به صدا درآمد و سهراب، نشانی محلی را در محدوده بلوار کشاورز داد. ساعت 8 شب دوشنبه 16 اسفند بود که کامران همراه یکی از دوستانش به محل مورد نظر رفت و با سهراب تماس گرفت و از او خواست تا خودش را نشان دهد. دقایقی بعد سهراب که درهمان حوالی دکه روزنامه فروشی داشت از دکه خارج شد و به سراغ کامران رفت و در عرض چند دقیقه صحبت های آنها بر
قاتل سریالی که مادرش را هم در اسلامشهر کشته بود،حرفی برای گفتن نداشت!
تلاش مأموران پلیس برای پیدا کردن هادی هم فایده ای نداشت تا اینکه آذرماه سال 92 سرنخ ماجراهای مرموز به دست پلیس افتاد. آن روز راننده یک خودروی عبوری پیکر نیمه جان مرد ناشناسی را به یکی از بیمارستان های اسلامشهر منتقل کرد. این مرد که سهراب نام داشت با ضربات جسم نوک تیز به شدت مجروح شده بود. تلاش پزشکان برای نجات سهراب به جریان افتاد و مرد جوان از مرگ فاصله گرفت. او وقتی زبان به حرف زدن
حادثه ها
باخته در اظهاراتش مدعی شد: حدود ساعت دو شب گذشته درحالی که در مسیر بهداشت قدیم شهر اهرم به صورت پیاده در حال حرکت بودم، یک دستگاه خودرو پراید در کنارم توقف کرد، دو نفر سرنشین از آن پیاده و با تهدید چاقو و قمه مرا سوار خودرو کردند. در مسیر با ضرب وجرح، 300 هزار ریال پول و گوشی تلفن همراهم را به سرقت بردند. طبق اظهارات مال باخته، وی را بعد از طی مسیری، به بیرون شهر برده و در محور محموداحمدی از
گفت و گوی ویژه کاپ با علی پروین/ فکرش را هم نکنید به فوتبال برگردم
پیشکسوت پرسپولیس گفت: می خواهم با طاهری و با برانکو درباره رضاییان صحبت کنم تا این بچه به تیم برگردد. حسین جمشیدی-کاپ ، بدون شک وقتی صحبت از اسطوره در باشگاه پرسپولیس می شود، همه به یاد علی پروین می افتند. شخصی که با این باشگاه افتخارات زیادی به دست آورده و حالا به قول قدیمی ها حرفش در این میان هواداران، بازیکنان و حتی مدیران باشگاه برو دارد. همیشه گفت و گو با علی پروین به خاطر بی پرده
روز جهانی ات کو؟
فقر جامعه نام گذاری نمی شود که هیچ کس هم مسوولیت قبول نمی کند و سال بعد و سال های بعدترش باز هم این فاجعه شهری تکرار می شود. روز جهانی زن است و راننده مَرد، نمی گذارد فکرها لا به لای دست پاچگی هیجان زده جمع شود تا به محض رسیدن به روزنامه بریزیشان روی کاغذ. می گویی کاش راننده زن بود؛ از همین زن هایی که چندسالی است تعدادشان بیشتر شده، زن هایی که اصلا با مسافر حرف نمی زنند، رانندگی شان هم خیلی
روز جهانی ات کو؟
شوند؛ در همان خیابان بهشت؛ جلوی چشمان دختربچه فال فروشی که قرار است تا ساعت یک نیمه شب همان جا بنشیند. در ایران زنان ممسنی در قلعه گلاب دسته جمعی، خودکشی کردند؛ 200 سال پیش، زنان فهمیدند برای این که مورد تجاوز قرار نگیرند، تنها چاره این است که نباشند؛ شاید نخواسته بودند که مثل چند 100 نفر از دختران قوچان - زمان خشکسالی خراسان و عاجزشدن از پرداخت مالیات- به روس ها و ترکمن ها فروخته و وادار به