معمای خودکشی زن جوان در آشپزخانه - شهر خبر
سایر منابع:
سایر خبرها
زن خیانتکار در تنکابن شوهرش را به آتش کشید
حبیب براثر شدت سوختگی جان باخته بود. در ادامه جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و بازپرس جنایی از آتش نشانان خواست علت آتش سوزی را مشخص کنند. ماموران سپس از همسر حبیب بازجویی کرده که او در بازجویی ها گفت: شب حادثه برای انجام کاری به بیرون از خانه رفته بودم. زمانی که بازگشتم مشاهده کردم پلیس و آتش نشانان مقابل خانه مان تجمع کرده و خانه درحال سوختن است و دلیل آتش گرفتن خانه را نمی دانم.
قتل نوزاد شش ماهه پس از ارتباط نامشروع همسر
کشف جسد نیز اثر انگشت مرد 40ساله روی بدن مقتول به وضوح دیده می شد. به این ترتیب او به عنوان متهم اصلی پرونده مورد بازجویی قرار گرفت. سامان که به ماده مخدر شیشه اعتیاد داشت در همان بازجویی های اولیه به قتل نوزاد اعتراف کرد و در شرح حادثه گفت: من و همسرم به شیشه اعتیاد داریم. خانه مان هم پاتوق معتادان شیشه بود. شبی که نوزاد شش ماهه را به قتل رساندم با همسرم درگیری لفظی پیدا کردم. او بین
اشعار تماشای جهان با لالایی های تلخ مادران یمنی
داشته باشد؟! در ادامه این نشست شاعر یمنی، حسن المرتضی به روی صحنه آمد و شعر خود را که درباره یمن بود خواند که ترجمه بندهایی از آن به این شرح بود: بنویس من از یمنم اگر نشانی ام را می جویی تورات و انجیل و قرآن است نشان من من از یمنم، اگر گلدسته های سعد صفا را می جویی هنوز خون نمازمان جاری است من از یمنم چه کسی از صحرای نجد خبر می دهد که عمرم
رضا رویگری و همسرش اینجوری عاشق هم شدند
کار می کرد چقدر حال و روحیه اش خوب بود. درست است که در خانه کارهای مختلفی انجام می دهیم که حوصله مان سر نرود و به بیماری اش فکر نکند؛ اما به هر حال او هم یک مرد است که ماندن در خانه آزارش می دهد. به بازیگری علاقه ندارید؟ تارا: معتقدم بازیگری نشأت گرفته از احساسی درونی است که توانایی آن باید ذاتا درون فرد وجود داشته باشد. گرچه عموم مردم فکر می کنند می توانند بازیگر شوند.
شهدا از مقابله با آمریکا می گویند
سنگران بعدی خواهیم رساند (شهید امیر رسولی زنجانی). ای دنیای استکبار و جهان خوار! بدان که مسلمان ایرانی و انقلابی با این حربه برنده (شهادت)، در مقابل تمام زرق وبرق های آهنین و تبلیغات شما می ایستد و تا آخرین قطرهٔ خون خود می خروشد. ما لکهٔ ننگ زیر بار زور اجانب رفتن را از دامان خود پاک خواهیم کرد و هرگز اجازه نخواهیم داد که خاک گلگون میهن اسلامی این سرزمین شیران و دلیران و عاشقان اسلام
سرنخ دختر گمشده دست داماد خانواده بود
به گزارش پارس به نقل از جوان دو هفته قبل زن میانسالی پلیس را از ناپدید شدن ناگهانی دختر 18 ساله اش باخبر کرد. شاکی گفت: دخترم امروز برای گرفتن کارنامه از مدرسه خانه را ترک کرد. وقتی آمدن او طولانی شد، نگرانش شدم، ابتدا با تلفن همراهش تماس گرفتم که جواب نداد و بعد به مدرسه رفتم اما وقتی مدیر گفت که شهین اصلاً به مدرسه نرفته احتمال دادم حادثه بدی برایش پیش آمده باشد، به خاطر همین تصمیم گرفتم شکایت
هیتلر مهربان
بود. این پناهگاه همچنین تونلی داشت که اجازه می داد تا در صورت تخریب کامل منزل، افراد بتوانند از آنجا خارج شوند. آدولف توجه خاصی به محبوبش نشان می داد: در آنجا یک خودرو مرسدس بنز با راننده اش مقابل منزل متوقف بود. هیتلر به صراحت به گورینگ که حرفش را برای روزنامه ای نقل کرد، گفته بود: اوا، کم سن وسال و کم تجربه است. برای همین نمی تواند بانوی اول باشد. بااین حال، او تنها زن زندگی من است و بعد از جنگ
کوری چشم برادر بر سر هیچ!
به گزارش پارس به نقل از جوان روز پنج شنبه 24 تیرماه امسال بود که مأموران کلانتری شهرک ولیعصر از درگیری دو برادر در خانه شان باخبر شدند. مأموران پلیس در محل حادثه که خانه قدیمی سه طبقه ای در حوالی پاسگاه نعمت آباد بود، حاضر شدند. نخستین تحقیقات نشان داد لحظاتی قبل جمشید و بهروز با هم درگیر شده اند که در جریان آن بهروز به شدت زخمی و به بیمارستان منتقل شده و ضارب نیز از محل گریخته است. تحقیقات بیشتر
معمولی های پایتخت را بهتر بشناسیم +عکس
هستند و نکته جالب اینکه طی تمام سری های پخش شده سریال پایتخت، خانواده نقی معمولی همیشه از پس خودش خوب برآمده است. حالا یک بار دیگر ماجراهای این خانواده در قاب تلویزیون جان می گیرند تا تماشای زندگی پرشور معمولی ها، سرگرم مان کند؛ شاید هم بتواند سبک درست تری از زندگی خانوادگی لذت بخش را به همه بیاموزد. فرصت خوبی است که به بهانه پخش سری چهارم سریال پایتخت با حضور دکتر پرویز رزاقی، روانشناس و مدرس
کشته شدن وزیر خارجه ایران در سریال امریکایی+ تصاویر
، در روبرویی با خبرنگاران کنجکاو دچار مشکل شده است. خبرنگاران از او می پرسند که برت بوریس -مامور سیا- در آنجا چه می خواسته و چرا اصلا باید یک شهروند ایرانی ربوده شود؟ و وی پاسخی کاملا مجهول و حماقت بار را عرضه می کند: "دولت آمریکا خبر ندارد که بوریس آنجا چه می خواسته است". از چپ به راست: دیزی دروغ می گوید، خبرنگار با شک عمیق نگاه اش می کند، سپس با نگاهش پنهان کاری و دروغ کثیف دیزی را به
رفتار شما به عنوان پدر یا مادر با فرزندان تان چطوراست؟
: پدرم مغازه لوازم خانگی دارد. وضع مان خوب است. دست کم از هم محله ای های مان بهتر است ولی پدرم نم پس نمی دهد خسیس است. سالی یک بار بیشتر برای مان لباس نمی خرد. ظهرها که به خانه می آمد بعد از ناهار تا ساعت4 می خوابید. کسی حق نداشت آن دو ساعت سر و صدا کند چون با خشم و عصبانیت پدر روبه رو می شد. شب ها ساعت9 می آمد وسط هال دراز می کشید و زیر سرش متکا می گذاشت و تلویزیون نگاه می کرد تا زمانی که سفره
داد دختر 6 ماهه از پدر شیشه ای قاتل
به گزارش پارس به نقل از جوان این پرونده از پنجم آبان ماه سال 90 همزمان با کشف جسد یک نوزاد داخل ساکی دستی مقابل ساختمان آتش نشانی حوالی میدان تجریش به جریان افتاد. مأموران کلانتری 101 تجریش بعد از حضور در محل، جسد نوزاد دختر را به پزشکی قانونی منتقل کردند. درحالی که بررسی ها برای شناسایی هویت کودک و والدین او ادامه داشت، گزارش پزشکی قانونی نشان داد که کودک شش ماهه بر اثر انسداد مجاری تنفسی
انتقال چک به آرسنال، حرکت باکلاس چلسی
بپذیرند (آبی ها همین حالا در ترکیب خود سسک فابرگاس را دارند، بنا بر این می دانند که بودن در سوی دیگر این معادله، چگونه است...). چک در نامه ای سرگشاده به هواداران چلسی گفت: می خواهم از اعماق قلب ام از او [رومن آبراموویچ] به خاطر حمایت اش در این مسئله، تشکر کنم. ما بار دیگر ملاقات خواهیم کرد اما این بار، در دروازه مقابل خواهم ایستاد. امیدوارم که تاریخ بین مان را به خاطر داشته
از متن تا حاشیه در کوبورگ
از یک سال پیش با توجه به تمرکز مذاکرات در هتل کوبورگ به چادری بزرگ با امکانات مربوطه به مقابل هتل منتقل شده است این بار دو برابر شده است و تقریبا تمامی محوطه مقابل هتل را به خود اختصاص داده است. در عین حال گاهی که هوای وین گرم و آفتابی می شد زیر این چادر به یک گرم خانه تبدیل می شود و موجب اعتراض خبرنگاران می شود. از سویی به نظر می آید اگر تعداد رسانه ها برای روزهای آینده دو برابر شود این امکانات و
از بادیگارد حاتمی کیا تا معکوس کیمیایی
فرهی در فیلم سینمایی قشنگ و فرنگ به کارگردانی وحید موسائیان آغاز شد. موسائیان که حدود دو سال مشغول نوشتن فیلمنامه قشنگ و فرنگ بود، بعد از پایان نگارش فیلمبرداری تازه ترین اثر خود را برای فیلمبرداری آماده کرده است. فاز اول این فیلم در تهران فیلمبرداری و فاز دوم این پروژه از 5 تیرماه در کیش در حال فیلمبرداری است و تاکنون رضا کیانیان، رعنا آزادی ور جلوی دوربین رفته اند. آنچه از
تلفن های تهدید آمیز به شهید مطلبی
حاج مهدی هم می گفت چون جز حقیقت توی کتاب چیزی ننوشته ام نتوانسته اند مطلبی علیه من پیدا کنند. دوباره تلفن هایشان شروع شد. نمی گفتند از طرف چه کسی تماس می گیرند اما فقط یکسره تهدیدش می کردند. حاج مهدی به من نمی گفت که چه چیزی به او می گویند فقط یک مرتبه که خانه بود و زنگ زدند برای تهدید کردن دوباره دیدم دارد بهشان می گوید آقاجان فقط خواهشا هر کاری که از عهده تان برمی آید، کوتاهی نکنید. تماس شان که تمام شد هرچه به حاج مهدی گفتم که چه گفتند چیزی نگفت و گفت هیچی قدری وراجی کردند و بعد هم قطع کردند.
فیلم خوب نباشد، از دوبله جذاب هم خبری نیست
قبل فیلمی با بازی مل گیبسون ساخته شد که نتواست حس و حال سریال را داشته باشد. آیا قبول دارید سینمای قرن جدید به قوت قرن گذشته نیست واز نگاه انسانی و عاطفی در فیلمها نشانی نیست؟ بله، به نظرم سینمای هالیوود هم افت زیادی داشته است و دیگر از آن جنس فیلمهای دهه شصت و هفتاد تولید نمی شود. آلان سینما در محاصره فیلمهای تخیلی، اکشن و فضایی مثل مرد عنکبوتی است که حرف اول و آخر را جلوه های ویژه
خسارت های بزک آمریکا
سردرآوردند. مسعود رجوی به دامان حزب بعث و صدام پناه برد. در حالی که جوانان وطن، برای دفاع از مملکت با گلوله سربازان بعثی یکی یکی در خون خود می غلتیدند. گروه های ترور منافقین بعد از فرار مسعود رجوی و بنی صدر فعال تر شدند. این گروه ها که با حمایت آمریکا توانسته بودند تجهیز و تسلیح شوند در آشوب های خیابانی 30 خرداد 60 و چند هفته پس از آن به روش هایی که حالا به داعشی شناخته می شود، هزاران نفر از مردم کوچه و
حدود رابطه جنسی همسران قبل از شروع زندگی مشترک!
به گزارش شفا آنلاین ، من و همسرم در دانشگاه باهم آشنا شدیم و با موافقت خانواده ها خیلی زود عقد کردیم، نزدیک به دو سال است که عقد کرده ایم اما موقعیت رفتن به یک خانه را نداریم. تقریبا یک سال دیگر هم باید صبر کنیم. یکی از موضوعاتی که من و همسرم را دچار اختلاف کرده ، چگونگی رابطه جنسی در این مدت است. من می گویم که زن و شوهر هستیم و می توانیم راحت باشیم، اما او می خواهد که برخی حدود را
جای خالی هفته حقوق بشر آمریکایی!
آن طرف می دویدند زن ومرد،کوچک و بزرگ، پیرمرد و جوان در کوچه ها و خیابان ها و در زیرزمین خانه ها افتاده و صدای ناله همه جا را فرا گرفته، طفلان بی مادر وزنان و مردان داغدار از مصدوم شدن نزدیکان خود هراسان و بی مقصد به این سو و آن سو می دویدند. بیشتر کسانی که به محل اصابت بمب ها نزدیک بودند از ناحیه چشم آسیب دیده و از شدت درد به خود می پیچیدند و تعداد بسیار زیادی از مردم نیز به شهادت رسیدند.
ماجراهایی خواندنی از هووهای عصر قاجار!؟
با طول و تفصیل تمام به عطار تعریف می کند. گویا آقا برای آن کلفت، هدیه ای خریده بود که بدجوری کشف شده و موجب گردیده است آتش خشم خانم، شعله ورتر گردد و دختر بیگناه را متهم کرده است که می خواسته او را مسموم کند. روزی که آقا به حمام رفته بوده، خانم در غیاب وی دستور می دهد کنیز جوان را بعد از چند بار در حوض حیاط اندرون فرو بردن، تا آنجا که کلفت های دیگر، توان در بازو داشته اند کتکش بزنند. مجازات
روزنامه کیهان و اطلاعات درباره ی حادثه 7 تیر چه نوشتند؟
قدس نوشت: روز هفتم تیر 1360 بر اثر انفجار بمب نیرومندی در سالن اجتماعات حزب جمهوری اسلامی آیت الله سید محمد حسینی بهشتی رئیس دیوان عالی کشور همراه با دهها تن از شخصیت های سیاسی و مذهبی کشور به شهادت رسیدند. این حادثه از جمله اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق در سال های اولیه پس از پیروزی انقلاب محسوب می شود. شهید بهشتی در اجلاس دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی همراه با جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مقامات دولتی از جمله معاونین وازرتخان
تصاویر برهنه شرم آور و دیالوگ های غیر اخلاقی در فیلم محسن تنابنده
شدید کارگردان به استفاده از هرزه نگاری برای تولید محصول فرهنگی(!) نشان داده می شود. چه زن باشید، چه مرد و چه کودک باشید و چه میانسال تماشای گینس فقط و فقط عمق شرمندگی است که بر جان و دلتان می نشاند. شرمندگی وقتی دوچندان می شود که بدانید در ماه مبارک رمضان قرار دارید یعنی ماهی که فرصتی است برای پالایش روحی! اما بناست پالایش روحی سینمای ایران در این ماه با اکران هرزه نگاری هایی
تاوان عاشقی
که هر روز تکه ای از ریه هایشان با چرک و خون بیرون می آید. می گوید اگر دستگاه های تنفسی همراهش نباشد بعد از چند دقیقه خواهد مرد چرا که 2سرطان ریه و نای را با هم دارد و از نفس افتاده است؛ فقط باید با کسانی که دچار موج گرفتگی شده اند زندگی کنی و ببینی چقدر سخت است. جانبازهای شیمیایی هم دردشان با چشم عادی دیده نمی شود. هرکه من را می بیند فکر می کند کشتی گیرم. ظاهرم را که می بینند فکر می کنند سرحالم اما
قتل، پاسخ تلاش برای تعرض به همسر
مثله کرد. سپس نوبت به ایرج رسید. او اتهام قتل را قبول کرد، اما مدعی شد چون مقتول را مهدورالدم می دانست، او را به قتل رساند. متهم گفت: قبل از اینکه با کتایون ازدواج کنم، نمی دانستم او با کسی رابطه دارد و بعد از ازدواج بود که موضوع خسرو را به من گفت. همسرم نسبت به من زن وفاداری بود. او گفت خسرو از رابطه ای که قبلا داشته اند، فیلم برداری کرده و قصد اخاذی دارد، من هم حاضر شدم از اشتباه هردو
چطور به مادرم کمک کردم از کشور فرار کند؟
به سان ابری خاکستری در آسمان دامن گسترده و من دیگر نمی توانستم آن سوی رودخانه را ببینم. شب ها چراغ های شهر هایسان خاموش شده و شهر در تاریکی مطلق مدفون می شود. خون در دست ها و پاهای من جریان نداشت. دمای هوا هم به سرعت کم می شد. دندان های بالا و پایینم تند تند به یکدیگر کوبیده می شدند و من حتی نمی دانستم دلیل آن سرما است یا ترس. آن ها چرا هنوز نیامده اند...؟ یک ساعت دیگر هم
ماجرای شیرین ازدواج مهران رجبی
همدیگر را دوست دارند باید ببندند. بعد هنوز هم بسته شده ایم. خواستگاری چطور بود؟ - یک مدتی گذشت و دیدیم در اداره فضای خوبی وجود ندارد. البته من فقط به رییس اداره آموزش و پرورش کرج که از دوستانم بود، موضوع را گفته بودم. پیش ایشان رفتم و گفتم فضا اینطوری شده، گفت فردا بیایید خانه ما صحبت کنید. ایشان با ماشین رییس رفت، من هم با ماشین خودم رفتم و صحبت کردیم. چند ساله
از بنیاد فرح پهلوی تا سازمان بهزیستی پشت پرده چه خبر است؟!
در همین راستاست. * چه طور شد که کارتان به بهزیستی افتاد؟ در این بین بنده و همسرم یک مجموعه سی جلدی قرآن کریم ویژه نوجوانان و تاریخ دفاع مقدس و تاریخ انقلاب را کار کردیم که همین موضوع موجب شد سال 89 روحانی جوانی از بهزیستی با اطلاع از فعالیت های بنده در حوزه تربیت دینی به ما مراجعه کند. اصل مشکل شان کتابی بود که خانمی با موضوع تربیت دینی نگارش کرده بودند که دچار مشکلات اساسی بود و نظر
شبکه های نوین ارتباطی، عامل فصل یا وصل خانواده ها
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس به نقل از خبرگزاری ایرنا ، القصه، همه روز را انتظار می کشم تا همسرم به خانه بازگردد و بتوانم اندکی از مسایل زندگی و مشکلات بچه ها را با او در میان گذارم و از تلفن های امروز و صحبت های زن صاحبخانه با او حرف بزنم، اما افسوس وقتی وارد خانه می شود، پس از شستن دست و صورت، مستقیم به اتاق خود رفته و با تلفن همراهش سرگرم می شود. زمان صرف شام نیز به خاطر
چه زود مادر شدم
حمایت، مقاومت می کرد و می گفت حاشیه سازی نکنید. جشن به پایان رسید، هنگام برگشت تقریبا همه رفته بودند که همان زن جوان که همسرش زندانی بود و یک دختر تقریبا 5 ساله نیز داشت بیرون منتظر بود تا به منزلش برود؛ حرفهایی که در مراسم جشن گفته بود در ذهنم مرور کردم: زندانی مجازات جرم را پس می دهد، من که همسرم زندانی است در خانه مادرم و در کنار ناپدری که آنها نیز مستاجر هستند زندگی می کنم و گاهی بسیار شرمسار