تمجید کروش بی دلیل نبود - روزنامه خبر ورزشی
سایر خبرها
ابتکار جالب یک شهید برای نوشتن نامه به مادر بی سوادش
مادر مهربان مرور کند: کاش هم خودت و هم پسرت بمیرید شبهای بسیاری را دیر می آمد و مشغول فعالیت های سیاسی بود چراکه انقلاب هنوز شکل نگرفته بود و جوانان در تکاپوی کارهای سیاسی بودند به همین دلیل کمتر شبی بود که علی زود به خانه بیاید. شبی یادم هست ساعت از دو نیمه شب هم گذشته بود اما خبری از علی نبود بنابراین چادر به سر کردم و رفتم داخل خیابان تا پیدایش کنم، هنوز چند قدمی
یک اتفاق مثبت برای علی دایی و علی کریمی
به گزارش پایگاه 598 به نقل از بانک ورزش- علی دایی و علی کریمی این روزها یک تصمیم مشترک گرفته اند؛ اینکه کمتر در مورد فوتبال حرف بزنند. سرمربی سابق پرسپولیس ماه هاست که در واکنش به تقاضای مصاحبه رسانه ها به چند جمله کلی اکتفا می کند و البته علی کریمی هم بعد از جدایی از تیم ملی همین سیاست را در پیش گرفته است. جادوگر اخیرا در پایان بازی خیرخواهانه اش با تیم رسانه ورزش، ادعا کرده بود به هیچ سوالی در
ژنرال همه را ترور کرد؛ از نود تا خبر ورزشی
آدم زندگی می کند تا قیمت پیدا کند نه اینکه به هر قیمتی زندگی کند. من از این بابت خوشحالم که همواره زندگی کردم تا قیمت پیدا کنم. من از خدا می خواهم فوتبال ملی روز به روز بهتر شود و اگر حرفی می زنم خدا گواه است به خاطر مصالح و منافع ملی است نه چیز دیگری. * استقلال خوشبختانه از جوی که علیه شما به راه افتاده ضربه نخورد... - اعتقاد دارم در تیم فضای خوبی حاکم است. بعضی ها روی روح و
فسادهای جنسی و اخلاقی فرح دیبا
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صدای سراب ,ملکه مادر در عکس العمل به این ماجرای عشقی می نویسد: خب چه کار می توانستم بکنم؟ اگر می خواستم به محمدرضا بگویم درست نبود و پسرم ناراحت می شد. این بود که خودم فرح را خواستم که به او نهیب زدم و زنیکه گدازاده خجالت نمی کشی این قبیل کارها را جلوی چشم کارکنان دربار انجام می دهی؟ البته ملکه پهلوی درباره غیرت محمدرضا گزافه گویی می کند. چطور ممکن است
اکران محمد (ص) در جشنواره سی و سوم منتفی شد
مشترک داشتیم اما باید میدیدیم جوانان امروز چه برداشتی از موسیقی دارند و نباید سلیقه خود را اعمال می کردیم. اتفاقاتی که در فیلم به نمایش درآمد در جامعه موجود است و با انقلاب ارتباطی که امروز در جامعه ایجاد شده است؛ همه چیز تحت شعاع قرار گرفته و باید تمام ارتباط و انزوای آدمها را که دنیای مجازشان حقیقی تر از دنیای واقعی شان شده در فیلم نشان دهیم. - داودی در ادامه درباره این که چرا به نظر می
پیشگویی آیت الله قاضی درباره امام خمینی (ره)/ماجرای هدیه توهین آمیز کندی به فرح
موضوع بود که من به طور خصوصی تذکر دادم، بعد ایشان خداحافظی کرد و رفت. وقتی مرحوم مطهری برگشت، به دیدن ایشان رفتم؛ آن هم در وقتی که کسی نبود، تقریباً اول شب بود، موضوعاتی را که گفته بودم، ایشان به امام گفته بودند و جواب هم گرفته بودند. دیدم آقای مطهری می گوید: آقا! من مبهوت هستم، گفتم: چرا؟ گفت: با وجود این همه نظامی های تا بن دندان مسلح، با آن همه حمایت های آمریکا و انگلستان و فرانسه نتیجه چه خواهد شد
شاید بعد از نقش ستاره در چهارشنبه 19 اردیبهشت دیگر بازی نکنم/ خودم چادری هستم
/> این بازیگر درباره علاقه اش به بازیگری در کودکی افزود: یادم است، در کودکی جلوی آیینه می ایستادم و حرف می زدم،اما زمانیکه به یک بلوغ فکری رسیدم اصلا به بازیگر شدن فکر نمی کردم تا اینکه پیشنهاد دادند ایفاگر نقش ستاره شوم. وی با اشاره به سوالی که خیلی ها این روزها می پرسند، گفت: مادرم یک بار از من پرسید که چطور توانستی بازی کنی؟ من هم در پاسخ به سوال ایشان گفتم: زمانیکه از دوربین
اخبار ویژه کیهان/ دولت برنامه اشتغال ندارد
زمینه را به جای واقعیت جا بزنند. شما که وعده لغو تحریم می دادید چه شد؟یک سایت حامی دولت سابق و لاحق(!) به خیال مچ گیری از کیهان، دو تیتر اول این روزنامه را کنار هم گذاشت تا به خیال خود القای تناقض کرده باشد.عصر ایران با کنار هم گذاشتن 2 تیتر کیهان در سال 89 و 93 نوشته نظر کیهان درباره تحریم ها چه بود و چه شد؟ . بعد از آن هم یک سری کامنت توهین و تمسخر زیر آن درج کرده است.یکی از این دو تیتر
زنده به گور
خواهرم می ماندم اما او هم مشکلاتی داشت. بچه دار شده بود بعد هم شوهرش فوت شد. وقتی پدر و مادرم جدا شدند و ما به تهران آمدیم، به عنوان شاگرد کفاش کار می کردم و پول خیلی کمی می گرفتم. به خاطر اینکه کسی درست و حسابی بالای سرم نبود مدرسه هم نرفتم و سواد ندارم. بعد از مرگ پدرم بیشتر با فامیل مادرم رفت وآمد می کردیم. مشکلاتم در این سال ها کم نشده بود و کم کم به سمت مواد کشیده شدم. از نوجوانی
پولدارترین زن ایرانی را بشناسید + تصاویر
میلیاردری که فکر می کنید نیستم. می دانید این فهرست سی نفره از سوی چه نهاد یا سازمانی تنظیم و انتشار داده شد؟ نه اصلا هم پیگیرش نشدم. چون کلا نگاه مثبت به موضوعات دارم فکر کردم حتما نیت تنظیم کننده آن خیر بوده است.شاید نتیجه اش هم همین بود که الان با شما صحبت می کنم و این موضوع را به همه می گویم یا به چند نفر با حرف هایم توانستم کمک کنم. درباره فهرست و چگونگی صحت و سقم آن
اخبار برگزیده فضای مجازی؛ داعشی ها سایت یک دانشگاه ایرانی را هک کردند / اندر حکایت پولادی / مگان 15 ...
موضوع آنقدر بد بود که می دانستم خانواده به هم می ریزد و اختلافات شدیدی بین ما به وجود می آید. من دو دختر داشتم و به خاطر سرنوشت آنها چیزی نمی گفتم تا اینکه برادرم خودش موضوع را متوجه شد و تصمیم گرفت از همسرش جدا شود. این موضوع رو شد اما به خاطر اینکه برادرم، همسرش را طلاق داده بود دیگر همه چیز تمام شد. مدتی بعد متوجه شدم همسرم با مینا ازدواج کرده است. مطرح شدن دوباره این قضیه باز هم خانواده را به
عروس محکوم به اعدام از قوه قضاییه درخواست کمک کرد
شدم هر وقت سر مساله ای با هم بحث می کردیم دعوا راه می افتاد و او با فحاشی سعی می کرد من را ساکت کند.این رفتارها خسته ام کرده بود تا اینکه روز حادثه به میهمانی رفتیم و برگشتیم و دوباره با هم بحث کردیم. او دو سیلی به صورتم زد و بعد خوابید آنقدر ناراحت شدم که تا صبح نتوانستم بخوابم. خیلی ناراحت بودم. اصلا متوجه کاری که می کردم نبودم اگر می فهمیدم چه ضربه ای به خودم و فرزندم و اطرافیانم می زنم این کار
قتل هولناک یک جوان در نزاع خیابانی
است دعوت بودیم، سعید با من تماس گرفت و گفت می خواهد من را ببیند. او که عصبانی بود و به من فحاشی می کرد گفت باید هرچه زودتر به دیدنش بروم. اما من گفتم خانه خواهرم هستم و نمی توانم بروم. از طرفی پدرم گفته بود دوست ندارد من با سعید رفاقت کنم. حدود نیم ساعت از رفتنم به خانه خواهرم گذشته بود که باز هم سعید تماس گرفت اما من جوابش را نمی دادم. تماس های او ادامه پیدا کرد تا این که پدرم فهمید و عصبانی شد. او
فائزه هاشمی و روزهای اوین
جلوی بند مرا سوار ماشین کردند.چه ساعتی شما را آزاد کردند؟حدود یک ربع به هفت صبح به من خبر آزادی را دادند. فکر می کنم هشت و نیم صبح بود که من را سوار ماشین کردند و حدود ساعت 9 صبح هم به خانه رسیدیم.معمولا کسی از زندانی بودن دلخوشی ندارد، اما سوال اینجاست که چه اصراری داشتید داخل زندان بمانید؟اول این که می خواستم همه شش ماه محکومیت خود را به صورت کامل بگذرانم و هیچ منتی بر من و خانواده ام نباشد و
سخنان صریح وزیر علوم در جلسه استیضاح جنجالی
روند. بعضا در دفتر کار من اشک در چشمشان حلقه می زند که یک دانشگاه کوچک ما 30 میلیارد تومان بدهی دارد.اجازه می خواهم با توجه به اینکه در سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی از جانب رهبر معظم انقلاب لقب گرفته است، اولین بخش از پاسخ های خود به موارد استیضاح را درباره مساله فرهنگ انجام دهم.فرجی دانا با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب در اول مرداد امسال در جمع دانشجویان گفت: از باب اینکه دوستان
جادوگر حیا می کرد جلوی عابدزاده لباس عوض کند!
به گزارش افکارنیوز ، خاطرات بهروز رهبری فرد از دوران فوتبال و بازی در پرسپولیس و تیم ملی را حتماً شنیده اید. فوتبالی ها اعتقاد دارند مدافع و کاپیتان سال های نه چندان دور پرسپولیس خیلی خوب حرف می زند و بهتر از آن، خاطره تعریف می کند. در همین راستا باید خدمت تان عرض کنیم وقتی یک شنبه گذشته در بازی خیرخواهانه رسانه ورزش و یاران کریمی به بهروز رهبری فرد برخوردیم، داستان جالبی را برای مان
دام کلاهبردار سوئدی برای افراد سرشناس
آورد و تلفن را قطع کرد. اما چند روز بعد باز هم با من تماس گرفت و گفت اگر جایزه را نمی خواهم انصراف بدهم تا به شخص دیگری تعلق گیرد. من نیز که از واهی بودن حرف هایش مطمئن بودم این بار با قاطعیت جوابش را دادم و گفتم من یک معلم ساده هستم و چنین پولی ندارم که پرداخت کنم. چند وقت بعد بود که طی تماسی با حسین احمدی نیاز متوجه شدم از او کلاهبرداری کرده است.گردآوری : گروه خبر برگزیده ها www.mtcm.ir/news منبع
اظهارات تند و عجیب شجونی درباره وضعیت حجاب!
جوانان در بیست و چند سالگی متاهل می شدند، آن وقت بود که خیلی از مشکلات کم می شد. * پس قبول دارید که جوانان با مشکل یا بهتر است بگوییم بحرانی به نام ازدواج روبه رو هستند؟ به هر حال وقتی آمار بیکارها روزبه روز بیشتر می شود و معیشت دشوار، طبیعی است که تشکیل خانواده سخت می شود. اما این مشکل نیست و با وجود همه مشکلات، می توان تشکیل خانواده داد. * چرا آمار ازدواج پایین آمده است؟ جنس مخالف در خیابان به
هرگز نگفتیم ایران تسلیحات هسته ای دارد
با ایران ادامه می دهیم. مجری راشاتودی: حس شما به شما چه می گوید؟ آیا آقای رئیس جمهور می تواند مذاکرات هسته ای ایران را به پیشرفت برساند؟ مدیر کل آژانس بین المللی انرژی هسته ای پاسخ داد: عوامل زیادی در این مورد تاثیر گذار است. موضوع هسته ای ایران سابقه طولانی دارد و بسیار پیچیده است. بنابراین بهتر است گمانه زنی نکنیم و با ایرانی ها گفتگو کنیم. سپس همه چیز روشن خواهد شد. در حال حاضر من نظر خاصی ندارم
قربانی شدم تا استقلال ستاره سوم را بگیرد/ دو میلیارد چک شخصی دادم
بود هزینه سفرهای استقلال در مرحله نهایی لیگ قهرمانان 2013 و به فاصله چند روز بعد از آن مسابقات 2014 را جور کنم تا شاید ستاره سوم را هم روی سینه استقلال ببینم اما هیچکس کمک نکرد. با این حال طلب استقلال از حضور چند بازیکن تیم در جام جهانی و طلب از afc بابت رسیدن به چهار تیم برتر آسیا و در آمد از فناپ که موعد پرداخت آنها امسال بود را هم باید بگویند، نه اینکه تنها از بدهی ها حرف بزنند. در ضمن ما پولی
قتل؛ جواب تجاوز به زن ایرانی!!
این وضعیت را تحمل کنم بعد از چندروز درگیری تصمیم گرفتم زنم را طلاق بدهم؛ هرچند گلشن مدعی بود به او تجاوز شده اما حاضر نبودم دیگر زندگی با او را تحمل کنم. با پدرزنم تماس گرفتم و گفتم بیا دخترت را ببر من دیگر با او زندگی نمی کنم. فردای آن روز برادرزنم کامران آمد و موضوع را برایش توضیح دادم او گفت اگر واقعا به خواهرم تجاوز شده باشد کار تو برای طلاق دادن او درست نیست. او خودش قربانی شده و باید انتقام
مورد سعید: اولین تجربهٔ مصرف LSD
داخل نگاه می کرد. به او گفتم بیرون باشید، بعد شما را هم خواهم دید. پسر جوان و خوش پوش روی صندلی روبروی من نشست و سلام کرد. بعد از معارفه اولیه با هم به او گفتم چه کمکی از دست من بر میاد، آماده ام تا بیشتر درباره شما بشنوم. پسر جوان گفت: اسم من سعید است و 21 سالمه، دانشگاه قبول شدم ولی نرفتم، درس رو دوست ندارم و از اون روز که دانشگاه نرفتم خانواده ام با من لج کردن و حالا به من تهمت اعتیاد زدن. و بعد
روایت زن شاهد سقوط هواپیما
حضور داشتند داخل محوطه سبز پادگان افتاد.یک سوم انتهایی هواپیما هم به بلوار شیشه مینا پرتاب شد. نزدیک محل حادثه شدم که ناگهان هواپیما با اینکه سقوط کرده بود دوباره منفجر شد و کسانی که نزدیک محل حادثه بودند گفتند باید تا جایی که می توانیم دور شویم چون ممکن است دوباره بنزین هواپیما منجر به انفجار جدیدی شود.صدای انفجار به حدی بود که خیلی ها فکر می کردند کوره کارخانه شیشه ترکیده است. همه جا را دود گرفته
نامه جدید توکلی: آقای روحانی مگر امتیاز ویژه همان رانت نیست؟
دادستان، این همه اصرار در دفاع از رانت بخشی و رانت خواری در باره دولت شائبه ایجاد می کند. آنوقت اگر یکی از شعارهای صحیح دولت مثل شعار مبارزه با فساد و رانت خواری مخدوش شود، بقیه نیز زیر سئوال می رود. و این خسارت سنگینی است. درشگفتم چرا در همان روزهای اول که می شد بدون هیچ هزینه ای گره را با دست واکرد، مسئولان بر حرف غلط ایستادگی کردند؟ آنها می توانستند خیرخواهی بنده را که کاملا غیررسانه ای انجام می
گفت وگو با مادری که در دفاع از دخترش مرتکب قتل شد
پیش آمد و برای حدود نیم ساعت از خانه بیرون رفتم، وقتی برگشتم دیدم بابک روی دیوار خانه مان است. ساختمان کناری ما نیمه کاره بود و بابک با دیدن من به آنجا پرید و رفت. من نمی دانستم او در نبود من وارد خانه مان شده است، در حالی که ترسیده بودم داخل رفتم و از سارا پرسیدم بابک چه کار داشت. او هم گفت نمی داند و بابک اصلا وارد خانه نشده است. بعد از آن سرگرم خرد کردن سبزی شدم هنوز چاقو دستم بود که زنگ در به
قصه حر انقلاب
پدرم 10 روز بعد، یعنی صبح 11 خرداد سال 42 اعدام شد. تمام آن شب را در پادگان هنگ زرهی (عباس آباد فعلی) گذراندیم و تا صبح همان جا بودیم، اما خبری نشد. مأمور گفت که سپیده دم زده و کسی را، این موقع اعدام نمی کنند. من هم باور کردم و سریع آمدم که خوش خبری را به خانواده بدهم که پدرم اعدام نشده است. برگشتم خانه و خبر را دادم. آنقدر خسته بودم که به دیوار تکیه زدم و خوابیدم، با صدای گریه مادربزرگ مادری ام، از
اخبار لحظه به لحظه از روز پایانی مذاکرات هسته ای/ مذاکرات جامع هسته ای تمدید شد
آمریکایی که خواست نامش فاش نشود، هم مدعی شد که محمد جواد ظریف و جان کری روز یکشنبه درباره احتمال تمدید مذاکرات هسته ای گفت وگو کرده اند. تمرکز ما هنوز روی برداشتن گام هایی جهت دستیابی به یک توافق قرار دارد اما طبیعی است که ما در 24 ساعت باقی مانده تا ضرب الاجل تعیین شده با همپیمانان مان در گروه 1+5 درباره یکسری مسائل رایزنی می کنیم. تمدید مذاکرات یکی از این گزینه هاست و تعجبی ندارد که ما در
ترفند مجرم اینترنتی برای اخاذی از دختران
وب کم را در اتاقم بچرخانم تا او اتاقم را ببیند. من هم که از همه جا بی خبر بودم این کار را انجام دادم. چند شب بعد سینا گفت به مبلغی پول نیاز دارد. من هم به او کمک کردم. فکر می کردم سینا چند روز بعد پولی را که قرض گرفته پس می دهد اما مدتی بعد از من خواست باز هم به او پول قرض بدهم. وقتی از سینا درباره علت پول قرض گرفتن هایش سوال کردم عصبانی شد و گفت: هر کاری که او می گوید باید
مردی که مثل هیچکس نبود
ترافوردی مملوّ از تماشاگر ببینم که در حالی که او خداحافظی اش را از فوتبال اعلام کرده است، همه با هم دردی او را تشویق می کنند. شک داشتم که این تصوّر فقط مختص من بوده باشد. به جای آن، او کار همیشگی اش را کرد: برای برگشتن جنگید. این مرد، این ماشینی که گویا سوخت خود را از مصیبت ها تأمین مایکند، یک جرّاحی بزرگ انجام داد، سپس تن سپرد به روزی دو جلسه تمرینی که بعد از آن تمرینات روتین گروهی و فردی
بلوچستان را باید از نزدیک دید!
طلوع صبح فردا کار رو شروع کردیم. با بچه هایی که مشغول ساخت و ساز شدن، همراه شدم، بلوک های سیمانی رو میاوردیم، بعد باید سنگ برای پر کردن توش جمع می کردیم. دو سه نفر از جوان های دِه هم کمک ما بودن، البته خیلی حرفه ای تر از ما و انصافاً اوستایی بودن واسه خودشون. شب ش خسته و کوفته رفتیم مسجد، ولی هنوز انرژی داشتیم، چون شب عید بود، ساعت تقریباً 9 لحظه سال تحویل بود، خودمون رو تر تمیز کردیم و