آستینی که شهید تقوی برای فرمانده سپاه بالا زد - مشرق نیوز
سایر خبرها
توکلی:رهبری در جلسه ای گفتند امام (ره) آقای هاشمی را بیشتر از بقیه قبول داشت
روزنامه ها را نگاه می کنم آن موقع 3-4روزنامه بود ، اخبار رادیو و تلویزیون خودمان را گوش می دهم،از ژاندارمری و شهربانی و سپاه و ارتش برای من اطلاعات محرمانه می رسد.بعد به جعبه ای اشاره کردند که حدود 30سانت بود و نامه ها درون آن به زور جا شده بودند، و فرمودند هر روز اینقدر برای من نامه می آید. همچنین امام فرمودند همه جور آدم پیش من می آید، من به بازرگان گفتم تو اینقدر کانال ارتباطی داری؟
شبی که نیروهای شهید چمران به ما پناه آوردند
دیدیم. من هم مسئول گروه شدم. اعزام شدیم به اهواز و آن طرف پل نادری در یک مدرسه مستقر شدیم. فردای همان روز عراق یک موشک 12 متری در اهواز انداخت که به پشت سر مدرسه خورد. فقط خدا کمک کرد که موشک عمل نکرد. شبی که نیروهای شهید چمران به ما پناه آوردند از اهواز به هویزه و سوسنگرد اعزام شدیم. هویزه باران شدیدی می بارید و عراق شهر را زیر آتش گرفته بود. شب جایی برای خواب نداشتیم مجبور شدیم
همه همسران رؤسای جمهور ایران+عکس
اتاق کارت دارم. نگران شدم ، حدس زدم که موضوع درباره ازدواج من است. خانم جون گفت: عفت جان ! حاج آقا که به نوق رفته بود آمیرزاعلی برای پسرش اکبر از تو خواستگاری کرده است. حاج آقا هم همان جا جواب قبول داده است. خشکم زده بود، دستپاچه شدم ، نمی دانستم چه جوابی بدهم ، سپاهی از افکار پریشان به یکباره به ذهنم هجوم آورد .خانم جون حرف هایش را تکرار کرد، با دست اشاره کردم سکوت کند و خیلی خونسرد بدون ذره ای
حال و هوای سردار سامرا در آخرین دیدار + عکس
خانواده بود. شهید تقوی با شروع انقلاب اسلامی به فرمان امام خمینی(ره) در اهواز به تشکیل گروه هایی به صورت مخفی پرداخت و در همان زمان شروع به مبارزه کرد. در سال 55 به دلیل این مبارزات ساواک او را تحت نظر گرفت و چند باری باعث شد که خانه وی را بازرسی کنند. برادر شهید تقوی گفت: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شهید تقوی جزء اولین کسانی بود که وارد سپاه شد. در همان روزهای ابتدای جنگ با جمع آوری
رهبری: در آرزوی بازگشت به ایران هستم
مسیحی شده اید! در حالی که همسر فعلی من مسیحی کاتولیک بوده و بعد از ازدواج با من مسلمان شده! حالا چطور ممکن است که من مسیحی باشم، شاید دلیلش این باشد علامتی را که من سال هاست به گردن دارم و مادرم از بچگی به من داده است به اشتباه صلیب تصور کرده اند در حالی که این یک علامت مصری است. نظرتان در مورد وضعیت فعلی ارکستر سمفونیک تهران چیست؟ قبل از هرچیز باید بگویم که باعث افتخار است که
بنیاد شهید ما را فراموش کرده است!
خواهید بگویید. من هم گفتم ما بچه مان را به راهی ندادیم که در مقابلش دیه بگیریم. یک روز به قاتلش گفتند قسم بخور که تو این کار را نکرده ای. او هم بدون هیچ قرآن و چیز دیگری به راحتی قسم خورد و بعد از دو سال و نیم حبس آزاد شد. بنیاد شهید ما را فراموش کرده است/می خواستند پسر دیگرم را از نهاد ریاست جمهوری بیرون کنند در این مدت هیچکدام از مسئولان به جز عده ای از سرداران و مسئولان سپاه
پای صحبت زنانی که از رابطه زناشویی خود ایدز گرفته اند
ازدواج کنی. بعد از ازدواج صاحب 3 پسر شدیم اما شوهر و پدر شوهرم مدام در گوشم زمزمه می کردند که باید مهاجرت کنیم. من گفتم که اینجا کشور ماست و دلیلی نمی بینم که آن را ترک کنم، می گفتم که خانواده من اینجا هستند و من به آن ها وابسته ام. به خاطر علاقه شدیدی که به پدرم داشتم به هیچ وجه نمی توانستم ایران را ترک کنم. شوهرم با بچه ها فرار کرد یک روز که از خواب بیدار شدم دیگر نه توانستم
دغدغه های سردار شهید تقوی پیش از شهادت
در اهواز بود که به شکر خدا عملی شده است. همچنین در مدت سه سال گذشته بسیار تلاش می کرد که مراسم اربعین حسینی به یک حرکت ملی و پرجنبش و جوش تبدیل شود که به شکر خدا در اربعین امسال نیز شاهد حضور چند میلیونی زائران برای این مراسم بودیم. به گزارش ایسنا، شهید تقوی، عصر روز شنبه (ششم دی ماه) در جریان یک درگیری در مقابله با تروریست های تکفیری و داعش در شهر سامرا و در جوار مرقد مطهر امام عسگری (ع) به شهادت رسید. وی از فرماندهان قرارگاه رمضان در دوران دفاع مقدس بود.
آخرین خواسته ای که اجابت نشد!
پدرش بعد از چند روز آمد، ولی چون مادرش کسالت داشت نتوانست بیاید و گفت: بعداً می آئیم. پدرش هم تا به اهواز رسید مریض شد و عیسی او را به دکتر برد و داروهایش را تهیه کرد و دوباره برگشت خط. چون عملیات کربلای 4 در پیش بود و واقعاً سرش شلوغ بود. پدرش هم وقتی متوجه موضوع شد گفت: ای کاش نمی آمدم. چه فایده، این همه راه را کوبیدم و آمدم ولی نمی توانم سیرِ سیر عیسی را ببینم. البته او به پدرش گفته بود، این
سفر حییم به انگلیس برای یافتن معادل گِل سرشور ، سنگ پا و سنجد !
که این آدمی که فکر می کردم خیلی بد اخلاق و ترشرو هست، شاعر است و موسیقیدان و بسیار دوست. برای ما تار زد و شعر خواند و مقدار زیادی از حرف ها و شعرهایش را به من داد و وقتی نگرانی ام را به او گفتم که نمی ترسد اینها را من به او برنگردانم. در جوابم گفت به درد شما بیشتر می خورد و وقتی چند سال بعد از آنها در جایی دیگر استفاده کردم پیش بینی او درست از آب درآمد. دکتر حورا یاوری نیز در بخشی دیگر
حال و هوای حاج حمید تقوی در آخرین دیدار
جزء اولین کسانی بود که وارد سپاه شد. در همان روزهای ابتدای جنگ با جمع آوری نیروهای با استعداد و شجاع بومی منطقه دشت آزادگان اقدام به تشکیل واحد اطلاعات عملیات در جبهه سوسنگرد نمود تا بتواند با شناسایی های به موقع، تحرکات دشمن متجاوز را بگیرد. تصویر شهید سردار حمید تقوی در حین انجام وظیفه مستشاری درعراق وی افزود: وقتی موضوع عراق به میان آمد، به عراق رفت و شروع به فعالیت کرد و
روایت شمخانی از فرمانده ای که پشتوانه مجاهدان عراقی بود/ توصیف برادر شهید تقوی از برادرش
/> برادر این شهید والامقام در توصیف برادرش به دفاع پرس اینگونه گفت: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شهید تقوی جزء اولین کسانی بود که وارد سپاه شد. در همان روزهای ابتدای جنگ با جمع آوری نیروهای با استعداد و شجاع بومی منطقه دشت آزادگان اقدام به تشکیل واحد اطلاعات عملیات در جبهه سوسنگرد نمود تا بتواند با شناسایی های به موقع، تحرکات دشمن متجاوز را بگیرد. وی افزود: وقتی موضوع عراق به میان آمد، به عراق
حاج حمید تقوی؛ از سوسنگرد تا عتبات در جستجوی شهادت
به گزارش خبرگزاری مهر، در این بیانیه آمده است: شهید حاج حمید تقوی در شهر اهواز به دنیا آمد و با شروع نهضت حق طلبانه مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) فعالانه در مبارزات علیه رژیم ستم شاهی مشارکت جست و فعالیت های بسیاری را جهت پیروزی انقلاب اسلامی به عمل آورد. از ابتدای شروع تجاوزات دشمن بعثی به میهن اسلامی مان در جبهه های دفاع مقدس حضور داشت، در روزهای ابتدای جنگ با جمع آوری نیروهای با
گفتگو با هومن برق نورد درباره پرده نشین
بازی کنم، موقع خواندن فیلمنامه با این شخصیت هم ارتباط خوبی برقرار کردم. علی مردانه بیش تر به عنوان دستیار کارگردان شناخته می شود، ولی با نگاه کردن به کارنامه هنری اش می بینیم که ابتدا با بازیگری پا به عرصه سینما گذاشته است. چرا این اتفاق افتاد؟ علی مردانه: من فعالیت هنری ام را با بازیگری تئا تر در خوزستان شروع کردم. بعد از چند سال کار مداوم در تئا تر و حضور در چند فیلم کوتاه
نوابغ و نوآوری های ارتش ؛به بهانه رزمایش محمد رسوال الله (ص)
/> در روزهای نخست جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، مسئولیت یکی از تیپ های لشکر 21 حمزه در شمال غرب ایران را بر عهده داشت.در سال 1362 فرماندهی نیروهای ارتش در قرارگاه حمزه سیدالشهدا در شمال غرب را بر عهده گرفت و توانست با یکپارچگی نیروهای ارتش و سپاه، پیروزی های ارزشمندی برای انقلاب اسلامی به دست آورد. سال 1363 بر پایه دستور رسمی قرارگاه رمضان ، فراهم شدن آموزش جنگ های چریکی سپاه پاسداران به
روایتی از فعالیت زنان در نخستین مرکز پشتیبانی جنگ
عملیات می شد بیشتر هم می شدند. بعضی خواهرها سه یا چهار سال آنجا خدمت می کردن و بعضی تمام جنگ را آنجا بودند . خانم موحدی مسئول انبار ستاد شهید علم الهدی در اهواز می گوید: شب های عید تلفن از شهرستان ها یک لحظه قطع نمی شد بالاخره مجبور می شدیم از هر شهر 10 نفر را بپذیریم گاهی در زمان حمله، تعداد خواهران به 2000 نفر هم می رسید. عده ای از این خواهران خط شکن بودند. یعنی تا لباس خونی می آمد
عروسی که لباس عروس نپوشید!+تصاویر
همجوار و دبیرستان را در آمل گذراند. ما در سال 62 با هم ازدواج کردیم. بعد از انقلاب به سپاه پیوست و سالها در جبهه حضور داشت که در 10 بهمن 65 در کربلای 5 در شلمچه به شهادت رسید. ایشان در اواخر دیده بان شده بودند و بر اثر اصابت خمپاره در نزدیکی شان به شهادت رسیدند. لطفا از خصوصیات معنوی شهید برایمان بفرمائید؟ ایشان مرد بسیار خوبی بودند. در زمان ازدواج حتی دنبال من نیامدند می