عجیب ترین کتاب فروشی تهران - خبرگزاری تابناک
سایر منابع:
سایر خبرها
افراط و تفریط ها؛ نقشه دشمن برای نفوذ در مراسم عزای اهل بیت
آن جا به بعد هم که حکومت های اسلامی به وجود آمد و بعد هم اسلام، کشورهایی، از جمله ایران عزیز را به عنوان سیطره بلاد خودش قرار داد که طبیعی است این ها پیامبر را ندیدند. گرچه در ایران، سلمان است که حقّ بزرگی بر گردن ما دارد که من یک موقعی بحث مفصّلی در مورد ایشان داشتم. لذا مردم، عادت به آن برنامه داشتند و نمی توانستند حکومت مولی الموالی را به عنوان امام عادل، تحمّل کنند و این را که می
اعمال و ادعیه تاسوعا و عاشورای حسینی
برای حسین علیه السلام وَجَعَلَنا وَاِیاکمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیهِ الاِْمامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ الِ و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه ولیش امام مهدی از خاندان مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ محمد علیهم السلام و شایسته است در این روز مقتل بخوانند و یکدیگر را بگریانند روایت شده که چون حضرت موسی علیه السلام ماءمور شد به ملاقات جناب خضر
نقش آفرینی حضرت عباس (ع) در حماسه عاشورا
السلام)به همراه برادرانش به سوی او رفتند و به او گفتند: خدا تو و امان تو را لعنت کند! آیا به ما امان می دهی، در حالی که پسر رسول خدا(صلی الله علیه وآله)امان ندارد؟! شمر با دیدن قاطعیت حضرت عباس(علیه السلام)و برادرانش خشمگین و سرافکنده به سوی لشکر خود بازگشت.8 رفع یک شبهه از گفتگویی که بین شمر و فرزندان امّ البنین(علیهاالسلام) صورت گرفت، شبهه ای در اذهان به وجود می آید که مراد شمر از
عجیب ترین کتاب فروشی تهران+عکس
اینکه کتاب بخوانم اما پدر من اصلا اینطور نبود و خواندن کتاب را به هر کار دیگری ترجیح می داد. کتاب خواندن برای پدر من یک تفریح پرلذت بود. مغازه هم کتاب می خواند و می گفت کتاب خواندن در مغازه لذت خاص خودش را دارد. یادم می آید بعضی شب ها وقتی از خواب بیدار می شدم پدرم را می دیدم که مشغول مطالعه کردن است. از برف و باران ودزد در امان است با وجود آنکه بیشتر از 50 سال می شود این کتاب
عباس غزالی: بالاخره من هم ازدواج کردم!
اتفاقی بود که آن زمان اصلا انتظارش را هم نداشتم و این باعث شد ناگهان در گودی ای قرار بگیرم که هیچ پیشینه ذهنی درباره اش نداشتم و نمی دانستم که چه خواهد شد. مثل یک جور غافلگیری بود. اما اتفاق افتاد و. . . یک بار با دوستی صحبت می کردم که آخرین بار زمانی همدیگر را دیدیم که پدرم فوت نشده بودند. بار دیگری که او را دیدم یک سال از فوت پدرم گذشته بود. وسط حرف هایش به من گفت عباس چقدر عوض شدی. اول
جنایت پس از آزادی از زندان
شهرک توحید سبزوار به پلیس مخابره شد. کارآگاهان با انجام تجسس های میدانی عامل این جنایت را که پسر جوان خانواده بود، شناسایی و دستگیر کردند. قاتل چاره ای جز اعتراف به قتل پدر و مادرش نداشت. رضا که 26 ساله است در حالی که اضطراب زیادی داشت، افزود: پدر و مادرم از مسافرت برگشتند و همان شب من خیلی دیر به خانه رفتم. پدرم با دیدن من عصبانی شد و پرسید: تا حالا کجا بودی؟ حتماً معتاد
جریان نینوا؛ درس بزرگی که قرن ها ادامه یافت/ کف ناپایدار نبود که از بین برود
حیات انسان ها از دیدگاه حقوق جھانی بشر در اسلام چگونه است؟ این موادی که اینک در حقوق جھانی بشر از دیدگاه اسلام عرض می کنم ، زمینه عمده آن ، یا زمینه ای از این مواد در کنفرانس حقوق اسلامی که در تھران سه - چھار سال پیش تشکیل یافت ، مورد بحث قرار گرفته است. ھمان موقع ، مطالبی در کنفرانس مطرح کردم که باید در این مواد، تغییراتی وارد شود. آن چه که اکنون می گویم ، در حقیقت ، ھمان است که زمینه اش در کنفرانس
بایدها و نبایدهای عزاداری حسینی
آنچه مراجع عظام و عالمان دین، از آن مراد می کنند، نه تنها در تراحم نیست، بلکه در تزاحم است. شأن و شئون عزاداری حسینی، بعضأ رعایت نمی شود، چشم و هم چشمی های کودکانه و رقابت های سخیف میان هیئت ها و مادحین، بوضوح تمام وجود دارد، نگاه کاسب کارانه و اخذ وجوه سنگین توسط بعضی از مادحین، با معنوبت و عشق حسین(ع) مغایرت دارد، نیز افزایش بی رویه ایام و دهه های عزاداری، در طول سال ها و به مناسبت های مختلف
فضیلت، اجر و ثواب گریه بر امام حسین(ع)/ خواص مجالس ذکر مصائب ثارالله(ع)
ماه اسیر کردند. آتش در خیمه های ما افروخته و اموال ما را غارت کردند. حرمت حضرت رسالت(ص) را در حق ما رعایت نکردند. همانا مصیبت شهادت حسین(ع) دیده های ما را مجروح گردانید و اشک ما را جاری کرده، عزیز ما را ذلیل گردانیده است و زمین کربلا مورث کرب و بلاء ما شد. پس باید بر حسین بگریند، همانا گریه بر آن حضرت گناهان بزرگ را فرو می ریزد. سپس حضرت رضا(ع) فرمودند: پدرم چون
اشعار شب هشتم محرم؛ حضرت علی اکبر(ع)
خواست بلکه بار دگر زنده بیندش یارب مکن امید کسی را تو نا امید با زانو آمد و به سر نعش او نشست او را به بر کشید و ز دل آه بر کشید تا در کنار نعش پسر جا پدر گرفت در یک اُفُق قِرانِ مه و مِهر شد پدید می رفت تا پدر برود همره پسر زینب اگر کنار برادر نمی رسید (علی انسانی) با سر ِنیزه تنت را چه به هم ریخته اند ذره ذره بدنت
دشواری های زندگی کودکان بدون شناسنامه
پیش پدرش کار می کرده و بی سواد بوده اما آزیتا به او سواد یاد داده. همان موقع خواهرها و مادرش مخالف این ازدواج بودند و خودش هم 8-7 سال مخالفت کرده. اما حالا بعد از 13 سال غیر از مشکلاتی که برای بچه هایش پیش می آید، مشکل دیگری ندارد و از همسرش راضی است. می گوید: برای پسر و دخترم اقامت گرفتم، چون عقدنامه رسمی دارم توانستم با دو، سه سال دوندگی این اقامت را بگیرم. تا زمانی که 18سال شان بشود فقط کارت
زندگی بازیگری با فروش سیگار می چرخد
منتشر شد که در تهران مشغول سیگار فروشی هستید؛ جریان آن عکس ها چه بود؟ - اتفاقا خیلی ها از من این سوال را می پرسیدند. مگر امورات زندگی من نباید بگذرد؟ مدتی این کار را انجام دادم اما از لحاظ عصبی تحت فشار قرار گرفتم و سیگارفروشی را هم جمع کردم. همان زمان سکته کردم و مدت ها در بیمارستان بستری شدم. هیچ حرکتی نمی توانستم انجام دهم. هیچ فردی هم سراغ من نیامد. سراغ خانه هنرمندان رفتم، گفتند چشم
فرهنگ در رسانه
برنامه ای تدارک نمی بیند. انجمن یک تشکل صنفی است و بودجه معینی برای برگزاری تعزیه ندارد ولی اعضای زیادی در تهران و شهرستان ها هستند که در این ایام فعال هستند اما چنانچه شرایطی فراهم شود که انجمن مکانی برای اجرا داشته باشد طبیعتاً در آن زمینه هم اقدام خواهیم کرد که خود به خود به بعد از ایام سوگواری موکول می شود. او با تأکید بر اینکه فعالیت انجمن در زمینه اجرا منوط به وجود مکانی ثابت است، گفت