برخی فکر می کنند جادوگرم؛ من یک مربی معمولی هستم/با کسب پیروزی پرواز نکردم، حالا هم سرم را پایین نمی اندازم - خبرگزاری فارس
سایر منابع:
سایر خبرها
زنی که روی عَلَم هنرنمایی می کند + تصاویر
آسیب برساند. ساخت عَلَم توسط هنرمند زن این هنرمند می گوید: آن چیزی که من را برای انجام این کار مشتاق می کند، رشته تحصیلی ام است که طراحی و نقاشی بوده است. من عاشق نقاشی هستم و کاری هم که روی عَلَم انجام می دهم، نزدیک به نقاشی و پر از زیبایی است. عیدیون شاگرد ندارد و بیان می کند: آنقدر سرم شلوغ است که فعلا نمی توانم شاگرد داشته باشم. در ایام محرم آنقدر سفارش دارم
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
هواداران شاهین آستانه تحمل شان را بالا ببرند
علیرغم حساس بودن آن و یا یک اشتباه فردی و تاکتیکی را باید با توهین و ناسزا پاسخ داد؟ حرمت ها را حفط کنیم تا فردا پشیمان نباشیم. روی سخن با اندک هواداران شاهین است که تعدادشان به اندازه انگشتان دو دست هم نیستند والبته افرادی مشخص، ناراحتی همه شما عزیزان قابل درک است، اما باید بدانیم همه ما هواداران شاهین هستیم. اینکه بخواهیم با هرشکست انگشت اشاره و تخریب را به سمت و سوی یک نفر نشانه
کارگاه کلاه بافی تان را جمع کنید
؟ - قبل از هر چیز باید سه تسلیت بگویم. اول به خاطر فرا رسیدن ماه محرم، تسلیت دوم به خاطر درگذشت هادی نوروزی عزیز و تسلیت سوم به خاطر شهادت سردار حسین همدانی سردار بزرگواری که در تاسیس تیم خوب فجر سپاسی هم نقش زیادی داشت . بازی با پرسپولیس هم برای ما مثل همه بازی هاست با این تفاوت که من به عنوان یک پرسپولیسی خوشحالم که هواداران خوب این تیم را می بینم و امیدوارم بازی خوب و زیبا و
در پایان بازی دربی کدام تیم ها مدعی قهرمانی هستند؟
. استقلال تهران مظلومی از همان شروع لیگ سعی داشت تیمی متفاوت بسازد. چیزی که در بازی استقلال در هفته های ابتدایی به خوبی دیده می شد. پاس های کوتاه، حملات متعدد و برنامه ریزی شده. یکی از نقاط قوت استقلال این فصل در ابتدای فصل این بود که تیم مظلومی اگر گل اول را می زد، عقب نشینی نمی کرد و برای گل دوم هم فشار می آورد تا خیال خود را از بابت بد راحت کند. اما چند اتفاق کافی بود که
اگر به رئال مادرید هم بروم شناسنامه من فولاد است - حرف های ناشایست در اینستاگرام برایم اهمیت ندارد
ناحیه از کشور می دانی؟ - صددرصد من تمام فوتبالم را مدیون فولاد هستم ولی امسال بازیکن تراکتورسازی هستم و تمام وجودم را برای این تیم می گذارم. بحث فولاد در زندگی من یک بحث کاملا جداست. من اگر به رئال مادرید هم بروم شناسنامه من فولاد است، این تیم در قلب من جا دارد البته همانطور که اشاره کردم، در حال حاضر پیراهن تراکتور را برتن می کنم و از جان برای تیمم مایه می گذارم و برای شادی هواداران
عباس غزالی: بالاخره من هم ازدواج کردم!
دربیاورم ندارم اما کاری که به اصطلاح پولی نباشد و دلی انجام بدهم، کار با چوب است. خودم را با مجموعه چوب هایم سرگرم می کنم، چوب ها را می گیرم و به شکل هایی که دوست دارم درمی آورم. راستش در بچگی من هم زیاد نقاشی می کشیدم و خانوادگی نقاشی مان خوب بود اما این یونس بود که در آن کاملا جلو رفت و حرفه ای کار کرد. من هم یک قدم عقب تر از او در نقاشی ایستادم. یک زمان به خودم آمدم که دیدم در سه راهی
ماسچرانو: نیمار بازیکن بزرگی است اما جای مسی را نمی گیرد
برداشت و این کاری است که آنها دارند انجامش می دهند. بقیه تیم هم البته مسئولیت های خودشان را دارند. الان زمانی است که باید بیشتر از همیشه با هم متحد باشیم تا زمانی که مصدومان تیم خوب شوند و برگردند. پنالتی های زیاد به نفع بارسا من هر روز کمتر از قبل به حرف هایی که زده می شود، توجه می کنم. به نظرات احترام می گذارم اما حرف زیادی برای گفتن ندارم. ما کار زیادی داریم و نمی توانیم وقت
رحمانی: گلم را به فیزیوتراپ فولاد تقدیم می کنم!
از اینکه اولین گل فصل خودت را به ثمر رساندی چه احساسی داری؟ واقعاً خیلی خوشحالم که بعد از مدت ها گل زدم. من یک سال از فوتبال دور بودم و وقتی با این شرایط گل می زنم، حتماً خیلی خوشحال کننده است. از زحمات دیگر بازیکنان هم باید تشکر کنم و امیدوارم در آینده بتوانم بیشتر به تیمم کمک کنم. درمورد گلم باید یک چیزی بگویم. چه چیزی؟ من این گل را به دکتر فتحی فیزیوتراپ فولاد خوزستان
شاگردان دایی به 4 امتیازی صدرنشینی رسیدند
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم ، شاگردان علی دایی در تیم فوتبال صبای قم در حالی که برای انجام پنجمین بازی داخل خانه خود در این فصل از بازی های لیگ برتر فوتبال باشگاه های کشور از مدافع عنوان قهرمانی لیگ سیزدهم یعنی فولاد خوزستان پذیرایی می کردند در برابر تماشاگران قمی و طرفداران خود نمایش خوبی ارائه کردند و در نهایت به سومین پیروزی متوالی در خانه دست یافتند. صبایی ها در شرایطی که از
اسکوچیچ: نگران آینده شغلی ام در فولاد نیستم
هواداران چیزی بگویم جز اینکه آن ها حق دارند تیم خود را در شرایط ایده آل ببینند و باید به آن ها احترام بگزاریم. وی عنوان کرد: مشکلات ما از اواخر فصل گذشته آغاز شد و با توجه به اینکه 8 بازیکن را از دست دادیم پیکره تیم ما دچار تغییرات اساسی شد اما در هر حال ما نتوانستیم فولاد قدرتمند مد نظر هواداران را بسازیم و باید بیشتر تلاش کنیم. سرمربی تیم فوتبال فولاد خوزستان درباره احتمال
هفته هشتم لیگ برتر نتایج دیدارهای هفته هشتم لیگ برتر + جزئیات
صورت نمادین به عنوان کاپیتان پرسپولیس وارد زمین شد و در مراسم پرتاب سکه که از سوی داوران انجام می شود شرکت کرد و زمین بازی پرسپولیس را او انتخاب کرد . * هواداران پرسپولیس با هادی نوروزی خداحافظی کردند . * شماری از مسئولان صبای قم در جایگاه ویژه حضور دارند . * پیش از شروع مسابقه یک دقیقه سکوت برای احترام به هادی نوروزی و سردار همدانی اعلام شد . * محسن بنگر
دایی: فردا مردانه برای سه امتیاز بازی می کنیم/بعد از مدت ها هواداران را می بینم
می دهند و ما چنین تصمیمی را نداریم و فردا بازی مردانه انجام می دهیم تا سه امتیاز را بگیریم. وی در مورد تعطیلات مکرر لیگ گفت: مثل بقیه تیم ها تعطیلات به سود ما بوده و آماده سازی و بدنسازی نداشته ایم اما از این پس برای ما هم مشکل ساز خواهد بود. سرمربی صبا در مورد صحبت های برانکو که گفته بود بازی به تعویق بیفتد، گفت: برانکو حرف درستی زده است اما ما بر اساس برنامه سازمان لیگ
رویای دایی ، گلایه یحیی و انتقاد تارتار/اسکوچیچ:حق دارند اخراجم کنند!
حرفه ای هستم و این حق طبیعی مدیریت باشگاه است اگر من ضعیف بودم من را تغییر دهند ولی من وظیفه خود را انجام داده ام. من برای آینده شغلی خود نگرانی ندارم چون به خود اعتقاد و اعتماد دارم. زمان پیروزی ها پرواز نکردم و حالا هم سرم را پایین نمی اندازم. همان مربی سال گذشته هستم. 251 43
صدرنشینان روی نوار تساوی/ صدرنشینی سرد استقلال در هفته برتری پرسپولیس+ جدول و حاشیه ها
از حریفش عقب نباشد. صبا 2 - فولاد 1(اهل شاخه-گل به خودی)، دقیقه 82: حرکت آرام طبع از جناح چپ و پاس او به آستانه دروازه فولاد با دخالت اهل شاخه که توسط قاضی تخت فشار بود به گل دوم صبا منجر شد. اتفاق ویژه: تشویق اسکوچیچ توسط تماشاگران فولاد که ششمین شکست فصلشان رقم خورده بود خاص ترین اتفاق مسابقه صبا و فولاد بود. بهترین بازیکن: محمد قاضی که انگیزه زیادی
تشویق علی دایی و قدردانی بازیکنان صبا از تماشاگران
خوزستان در این مسابقه بر خلاف مسابقات سال های گذشته خود در قم تماشاگرانی را با خود به قم نیاورده بود و تنها 5 نفر از همراهان این تیم در گوشه ای ورزشگاه مشغول تماشای این بازی بودند. با وجود استقبال خوب تماشاگران صبا از بازی با سپاهان، بازی امروز صبا با فولاد شاهد استقبال کمتری بود که در این موضوع ساعت و روز برگزاری مسابقه به عنوان یک روز میانه هفته تأثیرگذار بوده است. علی دایی
دایی:فولاد درنیمه دوم حرفی برای گفتن نداشت
خود گفت: تابع تصمیم مدیریت باشگاه هستیم و برای آینده شغلی خود نگرانی ندارم، نه از نتایج خوب پرواز کردم و نه از نتایج ضعیف سرخود را پایین انداختم، تنها کار حرفه ای خود را انجام دادم. تیم فوتبال فولاد خوزستان چهارشنبه شب در هفته نهم لیگ برتر با نتیجه 2 بر 1 مغلوب تیم صبای قم شد.
مسوولیت شکست در برابر صبای قم را برعهده می گیرم
ها پرهیز و مسائل فنی را به باشگاه واگذار کنند، البته به صورت طبیعی آنها فولاد قوی را دوست دارند. وی با اشاره به احتمال برکناری خود گفت: تابع تصمیم مدیریت باشگاه هستیم و برای آینده شغلی خود نگرانی ندارم، نه از نتایج خوب پرواز کردم و نه از نتایج ضعیف سرخود را پایین انداختم، تنها کار حرفه ای خود را انجام دادم. تیم فوتبال فولاد خوزستان در هفته نهم لیگ برتر در ورزشگاه یادگار امام قم با نتیجه 2 بر مغلوب تیم صبای قم شد. 7401/ 6133/
استقلالی ها بعداز هت تریک تساوی چه گفتند؟
نداشتیم البته خود من دو، سه روز مریض بودم و به کادرفنی گفته بودم که سرما خورده ام و توانایی بازی ندارم اما با تشخیص آنها بازی کردم. هواداران انتظار دارند که ما بازی هایمان را ببریم.دربی شرایط خاص خودش را دارد اما در حال حاضر دیداربا سپاهان از دربی مهمتر است. در مورد گل خورده استقلال هم من نظر نمی دهم و بهتراست دراین خصوص از خود رحمتی بپرسیم. برهانی: توپی که پله می شود گل کردنش سخت است
خوش یمنی دیدار با صبا برای سرخ پوشان
جوان، تیم فوتبال فولاد خوزستان در رقابت های هفته نهم لیگ برتر، روز چهارشنبه در ورزشگاه یادگار امام قم در شرایطی به مصاف تیم صبا می رود که دیدار این دو تیم همانند گذشته می تواند برای سرخ پوشان اهوازی خوش یمن باشد و مثل آخرین پیروزی این تیم که در هفته های پایانی لیگ چهاردهم در برابر همین تیم صبا انجام شد و در آن دیدار آلویس نانگ و احمد آل نعمه برای سرخپوشان فولادی گلزنی کردند که از زمان 25 اردیبهشت
حق مدیریت باشگاه است که مربی دیگری جای من بیاورد
به گزارش خبرنگار مهر ، دراگان اسکوچیچ چهارشنبه شب در نشست خبری پس از دیدار تیم های فوتبال صبای قم و فولاد خوزستان در لیگ بر تر فوتبال که با پیروزی دو بر یک صبا در ورزشگاه یادگار امام قم برگزار شد، اظهار داشت: در شرایطی برابر صبا بازنده شدیم که در نیمه نخست بازی خوبی انجام دادیم اما عقب نشینی تیم ما در نیمه دوم شرایط را برای پیشروی صبا مهیا کرد و این عقب نشینی از سوی کادر فنی برنامه ریزی نشده بود
حواشی دیدار صبای قم و فولاد خوزستان
به گزارش تابناک قم، تیم های فوتبال صبای قم و فولاد خوزستان امروز در ورزشگاه یادگار امام (ره) قم به مصاف هم رفته اند. در حاشیه این بازی، تماشاگران نسبت به بازی قبلی خانگی صبا برابر صبا استقبال ضعیفی داشته اندو حدود 300 تماشاگر صبا به تشویق تیمشان مشغول هستند. بر خلاف معمول که تعدادی از هواداران فولاد خوزستان برای حمایت از تیمشان در مسابقات خارج از خانه فولاد حاضر می شدند
بختیار رحمانی: برای فولاد احترام قائلم اما من بازیکن تراکتورسازی هستم
با حضور هواداران پیروز شویم. وی افزود: البته سایپا هم فوتبال خوبی به نمایش گذاشت و به آقای جلالی بابت داشن چنین تیمی تبریک می گویم. رحمانی در رابطه پاسخ به این سوال که آیا خدمت سربازی اش نیم فصل رقابت ها به پایان می رسد، اعلام کرد: دوست ندارم در این خصوص صحبت کنم، مشکلات خدمت سربازی سعید آقایی را حل کنند، مشکلات من پیشکش. وی در رابطه با اینکه گفته می شود، آقایی
اسکوچیچ : سرم را پایین نمی اندازم - برای آینده شغلی خود نگرانی ندارم
سرویس ورزش جوان ایرانی : سرمربی تیم فوتبال فولاد خوزستان گفت: برای آینده شغلی خود نگرانی ندارم و زمانی که نتایج خوبی گرفتم پرواز نکردم و امروز هم سرم را پایین نمی اندازم.
اسکوچیچ: از برکنار شدن نمی ترسم
نتوانستیم 5 پاس صحیح به یکدیگر بدهیم. وی ادامه داد: به هر حال بازی 90 دقیقه طول می کشد، نه 45 دقیقه. آن یک نیمه ای که ما خوب بودیم، کافی نبود. در نیمه دوم ما سیستم بازی را تغییر دادیم که این تغییر خوب نبود. به هر حال با توجه به اینکه شرایط تیمی ما بد بود، بازیکنان عقب کشیدند. متاسفانه آن فوتبالی که باید را انجام نمی دهیم و هنوز بازیکنان از هم شناخت ندارند. سرمربی فولاد همچنین
صبا 2 - فولاد 1؛ ششمین باخت فولاد
دهانه دروازه فولاد خوزستان با دخالت همزمان محمد قاضی مهاجم صبا و محمد اهل شاخه مدافع فولاد تبدیل به گل دوم صبای قم شد. در حاشیه * تماشاگران قم استقبال زیادی از این دیدار نداشتند و تعداد حاضران در ورزشگاه کمتر از 500 نفر بود. * تعدادی از هواداران فولاد خوزستان در استادیوم یادگار حضور داشتند و به تشویق تیم خود پرداختند. * علی دایی قبل از آغاز مسابقه به همراه
فرهنگ در رسانه
ندارم دوربینم در یک جا توقف کند. شما در این فیلم به مقطع تاریخی اشاره کردید که بسیار پراهمیت است. آیا در بستر قصه ما شاهد اتفاقات سیاسی که در آن زمان رخ داده هستیم؟ همان طور که عنوان کردم، یک کودک راوی این فیلم است. این راوی بدون هیچ قضاوت، نگاه بی واسطه ای به این مقطع تاریخی دارد. مخاطب نیز در نفس با همین نگاه روبه رو است و هیچ قضاوتی نمی کند. بیشتر سعی کردم همان چیزی را که در
عالیشاه: هادی می گفت در پرسپولیس پیر می شوی
پرسپولیس انجام داد تا خانواده اش خوشحال باشند؟ هادی 8 سال برای پرسپولیس زحمت کشید و هر بار که ما با هم صحبت می کردیم همه فکرش هواداران پرسپولیس بود. او فشار زیادی را تحمل می کرد و هر بار که با او صحبت می کردم او همین حرفها را می زد. یادم می آید سال گذشته واقعا خسته شده بودم چرا که حرف و حدیث های زیادی دنبال ما بود. به هر حال هوادارانمان که حرف می زند باعث ناراحتی می شود. بعد از اینکه
به شهرام جزایری احترام بگذارید!
بازار بین المللی کار کنید؟ قطعا اگر یک روزی بخواهم یک کار اقتصادی بزرگ و کلان انجام بدهم باید در بازار بین المللی حضور جدی و فعال داشته باشم. شاید اصلا از آنجا شروع کنم. قطعا باید توسعه پایدار را از بنگاه های بین المللی سراغ گرفت. برگردیم به زندان... .. قرار شد زیاد به عقب برنگردیم. در زندان از قطار زندگی پیاده شدم آیا در زندان خاطراتی هم
طلوع دوباره قرمزهای داغدار
خانه خود مقابل فولاد و تراکتورسازی به پیروزی رسیده بود، در حالی برابر سیاه جامگان در مشهد به میدان رفت که در بازی قبل خود مقابل صبا به تساوی 1-1 رسیده بود و امیدوار بود باز هم بتواند در یک مسابقه خارج از خانه دیگر به پیروزی برسد. پرسپولیس در این مسابقه سوشا مکانی و علیرضا نورمحمدی را به دلیل محرومیت در اختیار نداشت و برانکو از ایمان صادقی درون دروازه و لوکا ماریچ پس از مدت ها مصدومیت در خط دفاع