محرم فرصتی برای غارت جنگل ! - خبرگزاری تابناک
سایر منابع:
سایر خبرها
تخریب جدید لاریجانی توسط هواداران احمدی نژاد/ سرنوشت قطورترین پرونده بعد از انقلاب/ سیل عظیم عزل ها پس ...
مخاطبان مهم و قابل توجه باشد، در اختیار مخاطبان قرار می گیرد و اینک رصدخانه تابناک را می بینید. پیش از ورود لاریجانی هم شعارها شنیده می شد شعارهایی که روز گذشته در بیت رهبری سرداده شد، ارتباطی با لحظه ورود لاریجانی ندارد.پس از انتشار وسیع خبر شعار علیه لاریجانی در بیت رهبری در گروه های تلگرامی، خبرنگار انتخاب ضمن بررسی و بازبینی فیلم مجلس شب گذشته، با برخی از افراد حاضر گفت و
عزاداری تاسوعا و عاشورای حسینی در کشورهای مختلف جهان
. در روز عاشورا، سوگواران و سینه زنان حضرت سید الشهدا (ع)در فضای سیاه پوش نماز خانه سفارت جمهوری اسلامی ایران در پکن، پس از عزاداری پر شور ، مقارن ظهر، با صدای موذن در صفوف نماز ایستادند و فریضه ظهر را به جماعت، بجا اوردند. قزاقستان(آلماتی) مراسم ایام سوگواری اباعبدالله الحسین (ع) و تاسوعا و عاشورای حسینی با حضور حجت الاسلام والمسلیمن محمد رضا عباسی از ششم ماه محرم
مراسم عزاداری ایرانیان ساکن بلغارستان برگزار شد
را در اختیار ما قرار داده تا فرهنگ عاشورا و نهضت حسینی را به جهانیان و دوستداران اهل البیت (ع) در خارج از کشور معرفی کنیم. حجت الاسلام و المسلمین مفید کیائی نژاد، مبلغ اعزامی از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در این 10 شب در خصوص موضوعاتی چون عظمت امام حسین (ع)،امتیازات امام حسین (ع) در میان سایر ائمه، امتحانات الهی، جایگاه و منزلت شهادت، ضرورت دین شناسی در کنار دینداری، انگیزه های قیام
فرهنگ در رسانه
را حسینی و زینبی کنیم وی همچنین ، بهترین راه برای شناخت دقیق شخصیت و اهمیت قیام امام حسین(ع) را بهره گیری از منابع موثقی چون نامه ها ، خطبه ها و کلام حضرت در روز عاشورا و قبل از آن دانست و گفت: بدون تردید اگر این معارف حسینی به مردم گفته شود و در جان آنها بنشیند آنگاه خواهیم دید که چه تحول عظیمی در فرد و جامعه ما رخ خواهد داد و مردم اخلاق و سبک زندگی آن ها چطور حسینی و زینبی می شود
شاکری: بیانات رهبری در برجام عنصر وحدت ملی است /مسجد جامعی: تقدیر از سرعت عمل شهرداری
نظیر آیت الله طالقانی و دکتر شیبانی از زندان آزاد شدند. این روز را به این بزرگ مردان تاریخ نیز تبریک می گوییم. دنیامالی:سازمان ملل باید از حالت غیر دموکراتیک خود خارج شود به گزارش فارس، احمد دنیا مالی در ادامه یکصد و نود و هشتمین جلسه شورا،گفت: در ابتدا لازم می دانم مراتب تشکر و قدر دانی خود از مردم تهران را ادا کنم ، مردمی که بار دیگر ارادت خود به ابا عبدالله الحسین (ع) را نشان
عزاداری تاسوعا و عاشورای حسینی در کشورهای مختلف جهان
. در روز عاشورا، سوگواران و سینه زنان حضرت سید الشهدا (ع)در فضای سیاه پوش نماز خانه سفارت جمهوری اسلامی ایران در پکن، پس از عزاداری پر شور ، مقارن ظهر، با صدای موذن در صفوف نماز ایستادند و فریضه ظهر را به جماعت، بجا اوردند. قزاقستان(آلماتی) مراسم ایام سوگواری اباعبدالله الحسین (ع) و تاسوعا و عاشورای حسینی با حضور حجت الاسلام والمسلیمن محمد رضا عباسی از ششم ماه محرم
نخل برداری، سنتی دیرینه در تشییع نمادین پیکر امام حسین( علیه السلام) در روز عاشورا در یزد
دارای قدمت، مراسم تعزیه خوانی، نخل برداری، پخت آش نذری و نذری های ویژه روزهای تاسوعا و عاشورا، شرکت کردند. اما در این راستا یکی از سنت هایی که در استان یزد نظر مردم داخلی و خارجی را به خود جلب کرده است آیین و سنت نخل گردانی است که در روز عاشورا هیات های عزاداری به نخل برداری و نخل گردانی به عنوان نماد تابوت امام حسین(علیه السلام) می پردازند. نخل برداری که نمادی از تشییع پیکر حضرت
یادی از سه تاسوعا - عاشورای سیاسی
هم سیاسی شد. به سه دلیل: فضای پس از اشغال سفارت آمریکا و تهدیدات کارتر پس از آن، برگزاری همه پرسی قانون اساسی دو روز بعد از عاشورا (11 آذر 58) و در پیش بودن اولین انتخابات ریاست جمهوری. این سال نیز به جای عزاداری های سنتی بیشتر به راه پیمایی گذشت هر چند امام خمینی شب تاسوعا در قم به منزل برادرشان آیت الله پسندیده رفت و در برنامه عزاداری شرکت کرد و چه بسا با این هدف که مردم را با رفتار
آیین محرم در این شهر منحصر به فرد است
ریختن نذورات مختلف بر قنداقه کوچکترین شهید کربلاست و این قنداقه در اغلب سقاخانه های بروجرد وجود دارد.رسم بر این است که از اولین شب محرم تا بعد از تاسوعا و عاشورا هر شب در منازل بسیاری از مردم بروجرد سقاخانه دائر است .اما از جمله سقاخانه های معروف بروجرد سقاخانه حضرت ابوالفضل العباس است که در یکی از مناطق قدیمی بروجرد واقع شده است . این سقاخانه در طول سال دایر است و مردم به زیارت آن می روند. بانی این
تصاویر/انباشت درختان قطع شده در روستای ارم هزارجریب نکا!
را بدهند ..پیمانکاران حرفه ای ..دست به این قتل عام درختان زده است ... این درختان در مدت سه روز گذشته یعنی دقیقا زمانی که مردم سرگرم تکایا و عزاداری سید الشهدا (ع) هستند از منطقه جنگی خارج و در محلی دپو شده است و ظاهرا افرادی مترصد موقعیت مناسب تاسوعا و عاشورا برای انتقال کامل آنها هستند. گفته شده در جریان خارج کردن این درختان صدمات زیادی به جنگل وارد شده است و مردم مصرانه خواهان
شاخصه های سبک زندگی حسینی و عاشورای تحول ساز
/> به عنوان سئوال نخست بفرمایید، ماهیت و حقیقت نماز چیست که در عصر تاسوعا هنگامی که به حضرت سید الشهدا (ع) پیشنهاد حمله می شود، آن حضرت پس از چند نوبت گفتگو، جنگ را یک روز به تأخیر می اندازند و می فرمایند إِنّی أَحِبُّ الصَّلاهَ . پیرامون اهمیت و جایگاه و نیز تبیین چیستی نماز آیات و روایات فراوانی وارد شده است که از مجموع آنها برداشت می شود که حقیقت نماز، اظهار بندگی و همچنین اعتراف
قیام سیدالشهدا از نگاه مرحوم دکتر جعفر شهیدی
در سال 1330 انجام داده و کتاب را در سال 1357 با قلمی شیوا، متقن و مستند به منابع اصیل تاریخی مستند ساخت و تاکنون بیش از سی و دو بار به چاپ رسیده است و هنوز پس از انتشار ده ها هزار نسخه از رونق باز نیستاده است هرچند بیان حقایق تاریخی بخش عمده کتاب را تشکیل می دهد اما نوع مواجهه دکتر شهیدی با تاریخ در تحلیل حادثه عاشورا نو و بدیع است. دکتر شهیدی در این کتاب بیش از آن که در جست وجوی چگونگی آن رخداد
تلاطم نظام هستی در شهادت امام حسین علیه السلام
هفت روز و شب آمده است.(23) از خلاد صاحب السمسم نیز نقل شده که از مادرش چنین روایت کرده است: برای مدتی پس از قتل حسین علیه السلام ، نور خورشید در هر صبح و شام به رنگ سرخ بر روی دیوارها ظاهر می شد و هیچ سنگی برداشته نمی شد، جز آن که زیر آن خون تازه یافت می شد. (24) اسود بن قیس نیز گفته است: آفاق آسمان به مدت شش ماه پس از قتل حسین علیه السلام سرخ رنگ بود، گویا که خونین است. (25
نماز ظهر عاشورا؛ اوج ایثار امام حسین(ع) در عمل به دستورات الهی
نقطه برجسته دیگر بود. ما همیشه از این که می دیدیم جوانان و مردممان، سینه زنی روز عاشورا را می کنند و نمازشان به نزدیک غروب می افتد رنج می بردیم. مردم اهمیت نماز و ذکر خدا و یاد الهی را در لابه لای مراسم عاشورا نشان دادند؛ لذا جای سپاسگزاری و تشکر دارد. آیت الله فاضل لنکرانی نماز را بر عزاداری مقدم دانسته و گفته اند سعی شود سایر امور و عزاداری برای اقامه نماز تعطیل شود. آیت
هدف آمریکا سیطره همه جانبه بر منطقه / آیا سلاح اتمی آمریکا برای گسترش دموکراسی است
آمریکا ضعیف و از منطقه ما خارج شود و یا در داخل مرزهای خود به دلایل اجتماعی و اقتصادی سرگرم شود آن گاه سرنوشت اسراییل چه خواهد بود؟ آیا اسراییل می تواند در منطقه ما باقی بماند و به حیات خود ادامه دهد؟ دبیرکل حزب الله تصریح کرد: هرگز ، اسراییل یک ابزار اجرایی آمریکا است و ملت های منطقه به ویژه فلسطین و لبنان از تجاوزها و اشغالگری ها و قتل عام های آن در رنج هستند. ** آمریکا مسئول اصلی
جهان یک سره فریاد میشد اگربه جای زخم هایت،حرف هایت را می شمردند
دانست و ادامه داد: خارج شدن در روز مبعث و پوشیدن لباس های پیامبر تنها یک پیام در پی دارد و آن هم این است که مردم بدانند بار دیگر پیامبر مقابلشان قرار گرفته است دکتر سنگری زمان ورود شمر به کربلا را روز تاسوعا دانست و بیان کرد: در روز تاسوعا شمر به امان نامه ای برای حضرت عباس ابن علی علیه السلام وارد کربلا شد و قصد حمله به خیمه ها را داشت وی افزود: امام حسین در روز عاشورا سوار
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
شش فایده گریه و عزاداری برای امام حسین (ع)
در منزل معظم له از اول طلوع آفتاب شروع می شد و تا ظهر ادامه داشت و منبری ها بلاحساب می آمدند و مردم زیادی از غریبه و آشنا، از اهل اراک و جاهای دیگر جمع می شدند، ایشان از اول روضه چندین دستمال جلوی خودش می گذاشت و دستمال ها را از گریه خیس می کرد، از اول روضه گریه می کرد تا آخر، من نمی دانم چه گریه ای بود که تمامی نداشت. روز عاشورا که می شد، معرکه بود، بکاء بود به تمام معنا. مانند پسر از دست داده