سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد - پایگاه اطلا رسانی جبهه جهانی مستضعفین
سایر خبرها
از آشنایی با احمدی نژاد تا شهادت در تپه های بلاصم+ تصاویر
خواندنی ما با خانواده و نزدیکان این شهید والامقام است. در یک عصر پاییزی سرد و بارانی تصمیم گرفتم برای عرض تسلیت و ادای احترام همچنین گپ وگفت خبری به منزل شهید باقری بروم. ساعت حدود هفت شب بود که به خیابان آذربایجان و کوچه ملکی رسیدم، بنرهای روی دیوار با پیامهای تبریک و تسلیت "عبدالله جان شهادتت مبارک" مطمئنم کرد که راه را درست آمده ام. زنگ خانه را زدم و مورد استقبال گرم فاطمه شانجانی همسر
اتوبوس مراد
دعوا داری، می دانم، زندگی سخت است. تمام این 751 روزی که با هم مسیر خانه تا ایستگاه را قدم زدیم، می دانستم ته قلبت می خواهی بیایی این ور خیابان اما غرورت نمی گذاشت. امروز خودم کار را تمام می کنم، مطمئن باش.آها، اسب مراد هم از راه رسید، این اتوبوس سبزرنگ درب و داغان امروز برای من مقدس ترین مکان دنیاست، باید کمی سریع تر راه بروم تا با هم سوار اتوبوس شویم. خودم را می رسانم جلوی در اتوبوس تا شاید
گفت و گوی خواندنی با مجری چالشی صداوسیما
ناشران دنبال انتشار آن در حال مذاکره هستم. خاطره ای هم دارد از بعد اتمام ماموریتش در بلژیک. یک بار ساعت 12 شب وارد یک رستوران درجاده چالوس شدم. صاحب مغازه به همکارش گفت: اکبرآقا بیا. این همان آقای نجفی است که از هلند اخراجش کرده اند. من هم گفتم اولا او نجفی نیست؛ نجف زاده است. ثانیا او هلند نبود، فرانسه بود. در ضمن من دلاوری هستم که بلژیک بودم. کار خبر در کشور ما حرفه ای نیست
قربانیان اسیدپاشی چگونه زندگی می کنند؟/ عکس
نوروز مرا خراب کردی مایعی که در قابلمه بود را روی صورتم ریخت. ابتدا گمان کردم شوخی می کند و به او گفتم: این چه کاری بود که کردی؟ دیگر لباسی برای پوشیدن در محل کار ندارم ،الان رئیس می آید اما چند ثانیه بعد تمام صورتم شروع به سوزش کرد که فکر کردم شاید آب جوش است. پس از گذشت چند ثانیه ف.خ با چاقویی که به همراه داشت به سمت من حمله ور شد و من روی زمین در اسیدها غلط می خوردم، تنها راه محافظت وجود صندلی ای
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
پزشکی از تعجب شاخ درآورده بودند که خدا به من رحم کرده که کشته نشده ام چون جسدهای زیادی را در این چندماه پیدا کرده اند که در این مسیر به قتل رسیده بودند. امتحان شانس این بار از دریا وقتی به ترمینال رسیدم از آنجا با 40 دلار رفتم استانبول. یکی دو روز ماندم و استراحت کردم. توی هتل به سرم زد این بار از دریا بروم. با خودم گفتم من که تا اینجا آمده ام و تا چند قدمی مرگ هم رفته ام
بنیاد در آینه مطبوعات
زدم و گفتم: دلم می خواهد زیر گلویت را بوسه بزنم. عیسی نیز سرش را کمی بالا گرفت و گفت: بفرما! او هم مرا بوسید و از هم خداحافظی کردیم. همان لحظه سرم را به سمت حرم امام رضا (ع)چرخاندم و گفتم: به شما سپردمش. لحظه ای، عیسی را بی سر و دست و در تابوت و خونین دیدم! بعد از آن طاقت نیاوردم و دندان به لب گرفتم و تا زمانی که به خانه رسیدم، گریه می کردم. زمانی که عیسی را به معراج آوردند، به خاطر وضعیت جراحاتی که داشت، ابتدا اجازه نمی دادند او را ببینیم، درحالیکه من از مدتها قبل آماده چنین لحظه ای بودم و به آن شخص گفتم: ما که بالاتر از حضرت زینب (س)نیستیم. "انتهای پیام" ...
مهدی میرباقری، هنرمندی که آثارش را گارانتی می کند
می کنم. دو مجموعه آخرم را روی کاغذ عکس چاپ کردم که این کار موجب شد شکل ارائه اثر نیز فرق کند زیرا عکس مدیای روز است. در واقع من در این مسیر، روش بیانم را گام به گام با تکنولوژی عوض کردم. یکی از دلایلی که ویدئو آرت در کشور ما پا نمی گیرد همین به روز نبودن و با تکنولوژی و بازار همراه نبودن است. در آمریکا یا اروپا مجموعه داران به راحتی ویدئو آرت می خرند. یکی از مشکلات ما این
تشکیل هسته اولیه لشکر فاطمیون با 25 نفر +تصاویر
نزدیک بود جانمان را از دست بدهیم اوایل که به سوریه آمده بودیم ارتباط گیری بسیار سخت بود. بعضی مواقع به دلیل بلد نبودن زبان نزدیک بود جان مان را از دست بدهیم. یک شب از توی سنگر سوری ها بیرون رفتم. پشتمان باغ زیتون بود و 50 متر جلوتر از سنگر دشمن قرار داشت. آمدم عقب و می خواستم برگردم به سنگر که یک باره کسی از سنگر داد زد مین! گفتم مین؟! یعنی چه طور می شود در عرض چند دقیقه مین گذاشته باشند
مردی که پشت همه خودپردازهاست/عکس
مرا به چنین موقعیتی وارد کند. به همین خاطر تصمیم گرفتیم ی ویدئو از من بگیرد و من در این ویدئو، دیالوگ بگویم تا او پس از رسیدن به خانه، این کلیپ را به همسرش نشان بدهد اما همانجا از او خواستم بعد از اینکه همسرش قانع شد، این کلیپ را پاک کند. او خبری از اینکه همسر دوستش قانع شد یا نه، به دستش نرسید اما چند روز بعد صدای زنگ تلفن و یک خبر، شوکه اش کرد: یکی از دوستانم پشت خط بود و گفت مهرداد
ریدلی اسکات: بیگانه من حیرت آور است!
روبه رو شد. مجموع فروش جهانی فیلم در کمتر از دو هفته از آغاز کران عمومی، از مرز 230میلیون دلار عبور کرده و استقبال تماشاگران از تازه ترین ساخته اسکات همچنان ادامه دارد. مت دیمن، جسیکا چستین، کریستن ویگ، جف دنیلز، کیت مارا، شان بین و چیوتل اجیوفور بازیگران اصلی این فیلم 141دقیقه ای هستند. کارگردان 77ساله که تاکنون فیلم های علمی- تخیلی تاثیرگذاری نظیر بیگانه ، بلیدرانر و پرومتئوس
گفت و گو با کلیم الله توحدی موسیقیدان و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ کردهای خراسان/ فیض الله پیری
) سردار کرد زعفرانلو در این زمینه هم خیلی تلاش کرد، اما شکست خورد. چون کردهای خراسان کمونیست نمی شدند. از برنامه پژوهشی و آثار جدیدتان ما را در جریان بگذارید. در حال حاضر چه آثار مشخصی در حوزه فرهنگی کردها در دست انتشار دارید؟ - جلد اول کتاب هزار و یک شب را تازه منتشر کردم که شامل فلسفه شعر و موسیقی کردهای خراسان می شود و می خواهم آن را ادامه بدهم الان کتاب ابن غریبشاعر کرد زبان
رفیق دوست: خدا نکند احمدی نژاد برگردد
از جنگ افروزها بودم (خنده). به من گفت برو در وزارتخانه ات بنشین. بعد ستاد را با دولت میرحسین موسوی تشکیل داد. موسوی شد رئیس ستاد جنگ و بهزاد نبوی جایگزین من در لجستیک شد. خب آنها هم فضا را به سمتی بردند که جنگ تمام شد. با همه این حرف ها معتقدم که در زمان خوبی آتش بس صورت گرفت. * این طور نبود که بگوییم امام موافق ورود به خاک عراق نبودند. وقتی ایشان اجازه ادامه جنگ را دادند ما لب مرز بودیم
یادم باشه حتماً وقتی خواستم ازدواج کنم ....
/> . . حشرۀ سبزِ سنگ خوار ! ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ مطالب طنز و خنده دار ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ یادم باشه حتماً وقتی خواستم ازدواج کنم یکی از شرایط این باشه که همیشه کنترل تلوزیون دست من باشه ! ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ طنز نوشته های خنده دار ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊ اعتراف میکنم که: وقتی کوچیک بودم حدودا 6 ساله بودم داداشم چند ماهه بود.یه روز که مامانم نبود دیدم داداشم داره گریه
خاطره مرحوم آیت الله العظمی بهاءالدینی از جوانی امام(ره)
اباعبداللَّه الحسین علیه السلام، رفتم تا از پدرش عیادت کنم. پیرمرد به صورت مشتی استخوان در گوشه ای قرار داشت، ولی می گفت: من فکر کردم که باید کاری برای انقلاب بکنم و سهمی در جنگ داشته باشم. لذا شب ها که خوابم نمی برد، شبی چند ساعت رادیو عراق را خوب گوش می دهم و وقتی مصاحبه اسرای ایرانی را پخش می کنند، مشخّصات آن ها را یادداشت می کنم و روز بعد به خانواده شان در هر شهری که باشند تلفن می کنم و آن ها را از
اخبار ویژه روزنامه های چهارشنبه 13 آبان
/> در میان هیاهوهای سیاسی و تبلیغاتی مدعیان اصلاح طلبی و اعتدال، قیمت دلار طی چند روز اخیر بدون سر و صدا از مرز 3500 تومان گذشته است. پیش از این طی یکی دو سال اخیر ادعا شده بود حصول توافق هسته ای باعث رونق اقتصادی و افزایش ارزش پول ملی می شود اما دلار در همین چند ماه به طور تدریجی افزایش قیمت از 2900 تومان را تجربه کرده و در روزهای اخیر به قیمت 3515 تومان رسید. به گزارش نامه
اگر کس دیگری جای هاشمی بهانه دست نتانیاهو داده بود - کدام مقام آمریکایی در مذاکرات گریه کرد؟ - اول
تندروهای اسرائیلی و آمریکایی جزو اقلیت ناخرسند از توافق در جهان هستند، معرفی می شد. اما ناقل این سخن در چند روز گذشته از سوی دولت یا رسانه های آن، از سوی اصلاح طلبان و طرفداران آن و از سوی هیچ کدام از طوایف اطراف دولت مورد نقد قرار نگرفت، کما اینکه بسیاری دیگر از ویژه خواری ها و امتیازات ویژه اطرافیان ناقل مثل هفت تیرکشی یا پدرسوخته بازی خواندن حکم زندان مهدی هاشمی مورد نقد قرار نگرفت، چرا که
سرم را شکستند اما مشکلاتم کم شد/ اگر دادکان بود، مهدوی کیا این طور نمی رفت
به فعالیتم در این تیم ادامه ندهم. مشکل کار ما وقتی از خانه دور می شویم این است که دوست نداریم خانواده مان با سختی هایی که با آن مواجه هستیم، روبرو شوند اما متاسفانه این صحنه را همه دیدند. از همان لحظه سعی کردم مصمم تر شوم. همان موقع می توانستم به بیمارستان بروم و سرم را بخیه بزنم اما احساس کردم باید به یکدیگر روحیه بدهیم و تا آخر کنار تیمم ایستادم که در پایان هم دیدید در دقیقه 90 گل تساوی را زدیم
نریمان جهان:نباید جام حذفی را از دست بدهیم/فکر نمی کردم در جدول این رتبه را داشته باشیم!
آذرقلم: هافبک گلزن تراکتورسازان بعد مدتی مصدومیت بالاخره به مرز آمادگی کامل رسیده و می تواند تیمش را در جام حذفی با سایپا همراهی کند. به گزارش آذرقلم، سامان نریمان جهان که یکی از مهره های موثر تراکتورسازی محسوب میشود، چند بازی را در اختیار این تیم نبود اما او از امروز می تواند مجددا استارت کارش را بزند او در گفتگویی به ورزش سه گفته: نباید جام حذفی را از دست بدهیم نباید جام
27 سال عاشقانه های یک مادر با فرزند نوجوانش +عکس
بلند شد دستانش را باز کرد و از این طرف هم من دستانم را باز کردم و همدیگر را بغل گرفتیم. همین طور که بچه ام در بغلم بود از خواب بلند شدم. دیگر آن شب برایم یقین شد که حسین شهید شده است. به همسرم هم گفتم. شب بعدش هم خبر شهادتش را آوردند. بعد چند روز از این ماجرا رفته بودیم بهشت رضا(علیه السلام) همین طور که داشتیم می رفتیم، رسیدیم به قبور شهدا؛ رسیدیم به قبر شهید کاوه که مادر و بستگانشان
گفت وگو با علی رفیعی: ما آدم های تئاتر، آدم های رؤیایی هستیم
ذهنیت خودش با یک اثر هنری مثل تئاتر روبه رو می شود. بستگی به ذهن تماشاگر دارد . همین جمله باعث شد تا فردای آن روز ساعت هفت صبح در خانه را زدند و دو افسر نظامی با یک جیپ ارتشی من را به ساختمانی با دیوارهای قرمز در خیابان سلطنت آباد - پاسداران امروزی- بردند و تا شب نگه داشتند و سین جیم کردند. از من خواستند تا از ریاست تئاترشهر استعفا کنم. به آنها گفتم من به دعوت یک شخصیت فرهنگی به این کار دعوت شده
احمدی نژاد پایبند ولایت فقیه نبود/من هم جای ظریف بودم، با اوباما دست می دادم
بگیریم و بعد هم بغداد را. لذا این طور نبود که بگوییم امام موافق ورود به خاک عراق نبودند. وقتی ایشان اجازه ادامه جنگ را دادند ما لب مرز بودیم و بعد از آن باید وارد خاک عراق می شدیم. امام در نهایت با ورود به خاک عراق موافقت کردند. پس فتح بغداد بلندپروازی فرماندهان سپاه نبود، امکاناتش را داشتید؟ فرمانده سپاه مکاتبه ای را با ستاد جنگ بعد از ما کرده و نیازهایش را اعلام کرده
بزرگترین فیلمی که هیچ گاه ساخته نشد! +تصاویر
برای ساخت شاه لیرِ شکسپیر فوق العاده و منحصر به فرد بود. ما چند تا از بهترین بازیگران انگلیسی زبان دنیا را به خاطر هیچ جمع کرده بودیم و شرکتی به اسم وِل یاگ را برای ساخت شاه لیر ایجاد کرده بودیم، اما در آخرین لحظات سرمایه گذار جا زد. من نفرین شده ام! اورسن می گفت: من نفرین شده ام! من تمام شده ام... من هم در جواب تند تند می گفتم نه، اینطور نیست. اورسن به من گفت که تو
موسوی حاضر نشد بعد از انتخابات به تلویزیون بیاید / هیچ فیلمی از آرشیو صداو سیما به سرقت نرفته است
که اصلاً در شهرستان ها چنین مسئله ای مطرح نبود و فتنه تنها در چند خیابان تهران خلاصه می شد. *به موسوی گفتم به تلویزیون بیایید و حرف های خود را بزنید که حاضر نشد یکی از درخواست های موسوی بعدازآنتخابات هم سخن گفتن مستقیم با مردم از رسانه ملی بود. توضیح دهید چرا این درخواست را داشت و درنهایت شما با آن موافقت نکردید؟ چون آقای علی مطهری معتقد است رسانه ملی باید از روز بعد انتخابات
با خواندن این داستان بازهم قلیان می کشید؟
ریه نعمت یک دانه ای است و زود زود پیدا نمی شود، دستگیرم شد که خیلی زنده نخواهم ماند و به همین خاطر خیلی امیدم را از دست دادم. به همین دلیل بعد از تولدتان اسم شما را امید و نفس گذاشتم، یعنی همان دو چیزی که با اشتباهات خودم از دست داده بودم و حالا خدا دوباره آنها را به من هدیه کرده بود. این اسمها را برای شما دوقلوهای شیرینم انتخاب کردم تا هر بار که کسی صدایتان می زند به یاد پدرتان بیفتید و درس عبرت
هرآنچه در برنامه نود گذشت
در واقع بازیکن خط میانی بودم ولی یک بازی بود که تمام مدافعان مصدوم بودند و مربی از من خواهش کرد برای یک بازی به پست دفاع چپ بروم و از آن لحظه به بعد مدافع چپ شدم. از آن روزهای اول یک مدافع چپ در من متولد شد و سهمی در این پُست ایفا کردم. وی که در برنامه نود حضور یافته بود، در ادامه درباره اینکه چه تعاملی می توان بین فوتبال ایران و آلمان داشت، گفت: می توان بازیکنان جوان 14 یا 15 ساله را
ماجرای جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
پیش که در اخبار دیدم آوارگان و مهاجران سوری از طریق ترکیه به اروپا می روند تصمیم گرفتم که خودم را به منطقه ادرنه - شهرمرزی نزدیک به یونان- برسانم و همراه آنان به یونان بروم. موضوع را با یکی از دوستانم درمیان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. 3هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که می خواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانواده ام. بعد از