تکرار دهقان فداکار - خبرهای فوری
سایر منابع:
سایر خبرها
تکرار دوباره داستان فداکاری ریزعلی این بار در روستای قلعه نو شفیع آباد جغتای
است، پسر من 14ساله است و او نحوه شکستگی ریل را برای من توضیح داده است. وی بیان می کند: کمی بعد دوباره تماس گرفتند و این بار نشانی دقیق محل شکستگی ریل را گرفتند که به آن ها اعلام کردم، همان روز مأموران آمدند و ابتدا ریل را تعمیر و روز بعد هم تعویض کردند. مریم قلعه نوی اضافه می کند: پسرم محمد مهدی امروز روز تولدش است و 14ساله می شود، او طی 10 سال گذشته مرد خانه من است، من با
مشعل ریزعلی بر دستان دانش آموز 14 ساله سبزواری
: ریل قطار تهران - مشهد از کنار روستای ما عبور می کند که در روز حادثه با گزارش پسرم با پرسنل ایستگاه آزادوار که در نزدیکی ما قرار داشتند تلفنی تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم. گزارش به موقع جان زائران را نجات داد قلعه نویی با عنوان اینکه مجدداً از راه آهن خراسان تماس گرفتند و جزئیات بیشتری از حادثه و محل شکستگی را خواستار شدند، می افزاید: با توجه به شناختی که از محل شکستگی
دهقان فداکار مشهدی جلوی یک فاجعه تلخ را گرفت / مسافران قطار در آستانه مرگ
لایه خود بود که ناگهان توپ به ریل قطار برخورد می کند در همین لحظه محمد مهدی متوجه شکستگی ریل قطار می شود. او خودش را به سرعت به محل کار مادرش می رساند و این موضوع را با مادرش در میان می گذارد. مادر محمدمهدی زمانی که از صحت حرف های پسرش مطمئن می شود، شکستگی ریل را به شرکت راه آهن گزارش می دهد و از یک حادثه هولناک جلوگیری می کند. مسئولان در قبال نجات جان مسافران قطار تهران _ مشهد به یک
دهقان فداکار ؛ این بار در جغتای
به گزارش خبرگزاری صداوسیما مرکز خراسان رضوی ، این بار محمدمهدی عباسی نوجوان 14 ساله جغتایی با مشاهده ریل آسیب دیده و اطلاع آن به مسؤولان راه آهن از تکرار فاجعه قطار و مرگ ده ها مسافر جلوگیری کرد. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی دانلود
عاقبت تلخ فرار دختر نوجوان از دست ناپدری
به گزارش بخش حوادث سایت خبرمهم ، چندی قبل زن جوانی با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن 2 دخترش خبر داد و گفت: من از ازدواج اولم یک دختر 16 ساله دارم و از ازدواج دومم نیز یک دختر 3 ساله. 3 روز قبل دختر بزرگم به نام مونا به بهانه خرید ساندویچ با خواهرش از خانه خارج شد و دیگر برنگشت. امروز دوست مونا با من تماس گرفت و گفت که مونا به او پیام داده و گفته دیگر به خانه بر نمی گردد و ما هم نباید دنبال آن ها
فریبرز همنام محمدعلی شد و به او پیوست
دامغان گذراند. پسرم تا سال دوم دبیرستان ادامه تحصیل داد، اما با وجود اینکه دانش آموزی درسخوان و با استعداد بود و مسئولان در مقاطع مختلف از رفتار و اخلاق ایشان بار ها اظهار رضایت کردند، با آغاز جنگ تصمیم گرفت که راهی میدان نبرد شود. همسرم از کارمندان زحمتکش و دلسوز ایستگاه راه آهن دامغان بود. در طول خدمتش بعد از پیروزی انقلاب اسلامی روز ها و ماه ها در این ایستگاه و در مسیر راه آهن تهران- مشهد شاهد
آتش سوء مدیریت بر جان معلم و دانش آموز/ ماجرای آتش سوزی در مدرسه کانکسی دزفول چه بود؟
این خانواده ها گفته است که هزینه ها را پرداخت کرده و بعد فاکتور مربوطه را به آموزش و پرورش ارائه دهند تا در تامین هزینه ها کمک کنند. وی عنوان می کند: روز اول گفتند که هزینه بستری در ICU شبی 3 میلیون تومان ست. ما عشایریم هیچی از خودمان نداریم. دستمان خالی است. حتی نتوانستم پسرم را ببرم به بیمارستان در تهران یا شهر دیگر. چطوری از عهده تامین هزینه ها بربیایم که بعد فاکتور آن را به آموزش و
یادی از شهید گل محمد غزنوی، فرمانده گردان و محور عملیاتی لشکر 5 نصر
برای انتخاب شریک زندگی اش گذاشته بود، این بود که باید انقلابی باشد . بعد از چندین نوبت که برای تظاهرات از چناران به مشهد آمد، خانه و زندگی را هم جمع کرد و به مشهد نقل مکان کردند. انقلاب شده بود، اما ناآرامی ها ادامه داشت تا اینکه جنگ شروع شد. در این برهه او به عضویت سپاه پاسداران درآمد و عازم جبهه شد. نخستین بار در عملیات والفجر 8 با سمت معاونت گردان روح ا... مجروح شد. در دفترچه خاطرت خود نوشته بود
از تقاضای 10 هزار نفر تا کتاب بازی کارگردان لاتاری
تئاتر که پیش تر در فیلم سینمایی بیست و یک روز بعد ایفای نقش کرده بود، نقش را در سریال روزهای ابدی عهده دار است. حسن زاده درباره نحوه حضورش در سریال گفت: توسط یکی از دوستانم به برنامه ریز پروژه معرفی شدم و به خاطر شباهتم به شهید اصغر وصالی بعد از تست های اولیه انتخاب شدم. حسن زاده درباره چگونگی نزدیک شدن به نقش توضیح داد: نزدیک شدن به چنین نقش هایی که معمولا اطلاعات جامع و کاملی
خواسته عجیب مدافع حرم قبل از آخرین اعزام/ حالم خوب است اما تو باور نکن!
. اوایل ازدواج، علی خیلی دوست داشت خدا یک پسر به ما بدهد که نام محمدمهدی را برایش انتخاب کند. برای همین همیشه در دلم می گفتم: خدایا آرزوی علی را برآورده کن. تا اینکه سال 86 یعنی یک سال و چند ماه بعد از ازدواج باردار شدم. البته علی می گفت بهتر است دو سال حداقل از عروسی مان بگذرد بعد بچه دار شویم. اما از آنجایی که مشغله کاری همسرم فوق العاده زیاد بود، صبح زود می رفت و 11 شب بر می گشت، در تهران غریب
واکنش ها به سیلی آقای نماینده بر گوش سرباز قانون
به سربازی فرستادم نگران باشم که با پسرم چه رفتاری می شود تازه حال و روز مادرها به کنار. مرد ادامه می دهد: سر جریان بدرفتاری با سرباز بابلی، زندگی مان بهم ریخت. زنم آرام و قرار نداشت. پشت سر هم گریه می کرد. حالش آنقدر بد شد که کارش به بیمارستان کشید و شب تا صبح زیر سرم بود. از بد شانسی ما پسرم دو سه روز بود که تماس نگرفته بود آخر سر هم وقتی دیدیم آرام نمی شود با هواپیما فرستادیمش مشهد
سرتیپ اکبری از پادگان بیرجند به چزابه می رود
اجرای صبحگاه پادگان در میدان امامِ شهر، با گردان به مشهد اعزام شدیم. روز بعد با قطار از مسیر تهران عازم میانه و سپس از ایستگاه میانه با اتوبوس به پادگان سراب آذربایجان رفتیم تا با تکمیل سلاح و تجهیزات عملیاتی، تیپ 40 سراب را تشکیل بدهیم. کمتر از یک ماه در پادگان بودیم. بعد از آن با قطار از طریق میانه عازم مناطق عملیاتی جنوب شدیم و در ایستگاه سربندر به جمع رزمندگان در جبهه آبادان پیوستیم. پس از
دهقان فداکار 13 ساله
به گزارش بولتن نیوز ، محمد عباسی دانش آموز 13 ساله اهل روستای قلعه نو شفیع آباد شهرستان جغتای در گفت وگو با خبرنگار ما در خصوص این اتفاق اظهار کرد: مشغول بازی فوتبال با دوستان خود در نزدیکی ریل راه آهن بودیم که توپ ما به سمت ریل راه آهن پرتاب شد و من هنگام برداشتن توپ از کنار ریل متوجه شکستگی بخش زیادی از ریل شدم و شکستگی به قدری بود که انگشتان دست در آن جا می گرفت.وی افزود:بلافاصله بعد از دیدن
بازداشت دختر نوجوان در صحنه قتل / نقش مبینا چه بود؟
به گزارش بخش حوادث سایت خبرمهم ، درگیری خیابانی 2 جوان در شرق تهران با مرگ یکی از آن ها پایان گرفت و قاتل که زخمی شده است برای درمان به بیمارستان منتقل شد. ساعت 2:10 دقیقه چهارشنبه نخستین روز بهمن امسال بود که ماموران کلانتری 144 جوادیه تهرانپارس در جریان درگیری خونین 2 جوان در خیابان بعثت قرار گرفتند و تیمی از ماموران برای بررسی موضوع در محل حاضر شدند. ماموران با حضور در
فروش آردهای مشهد در مرز افغانستان با حدود 10 برابر قیمت!
طول ماه چندین روز بیکار هستیم. وی با بیان این نکته که متاسفانه برخی چندین نانوایی دارند، تصریح می کند: طبق قانون هر فرد تنها می تواند یک واحد نانوایی داشته باشد؛ اما برخی چند واحد نانوایی دارند و با نام فرزند و یا همسرشان پروانه اخذ کرده اند. وجود رانت در بحث توزیع آرد در ادامه پیگیری ها با تعدادی از نانوایی ها در شهرستان های تربت جام و تایباد تماس گرفتم، چراکه گفته
شیفت جان/تیغ تیز کرونا بر گلوی سپید جامگان
. مثل همه روزهای پیشین روز پر حادثه ای بود و از شدت خستگی نای حرف زدن را هم نداشتم خسته و کوفته لباس هایم را عوض کردم و راهی خانه پدر شدم وقتی به آنجا رسیدم مهرناز خوابیده بود مادرم کمک کرد و او را در ماشین گذاشت و راهی خانه شدم و وقتی رسیدم مهرداد هنوز برنگشته بود؛ کمی بعد متوجه تماس های پی در پی او شدم که بی پاسخ مانده بود. بلافاصله با مهرداد تماس گرفتم صدایش مثل همیشه نبود کمی مضطرب