راز انتخاب علی دایی به عنوان سرمربی تیم منتخب جهان! - نماینده
سایر خبرها
گفتگو با زوجی که ازدواج سفید کرده اند
را انتخاب کرده اید و حتی مجبور می شوید به جای دفاع از آن، پنهانش کنید و این همه سختی را تحمل کنید؟" لیوان چایش را برمی دارد و می گوید: "تمام زندگی ها همینطور است. هر کدام سختی ها و مزیت های خودش را دارد. این شیوه زندگی هم همینطور. از نظر ما اتفاق عجیب و غریبی نیست ولی از نظر دیگران هست، پس مجبوریم پنهانش کنیم. راستش، این سخت ترین بخش قضیه است. اگر به شیوه دیگران ازدواج کرده بودیم و بعد
گفتگو با بهروز افخمی؛ از نمایندگی در مجلس ششم تا زندگی در کانادا و سرانجام فیلم روباه
که تو می خواهی بمب بسازی و او دائماً می گوید من نمی خواهم بمب بسازم. کسانی که او را متهم می کنند همه شان بمب دارند و رئیسشان هم واقعاً بمب را علیه زن و بچه مردم به کار برده و آنها را زغال کرده است. این وضعیت کاملاً کمدی است و درست مثل این است که دراکولا رئیس انجمن مبارزه با خونخواری شده باشد یا دراکولا به عنوان خونخوار اعظم و چند خونخوار دیگر انجمنی را تشکیل داده و به بنده خدایی گیر داده باشد که
فرح پهلوی: بهتر بود دهانمان را می بستیم!
شنوم. چند هفته پیش از این، در روز ولنتاین، بعد از چهار سال توانستم شوهرم را ببینم. من به مقبرهٔ او در قاهره رفتم... چه چیزی این همه مدت مانع شما شده بود؟ بعد از بهار عربی سفر به مصر برای من خطرناک بود. هنگامی که ما آنجا دوران تبعید خود را می گذراندیم حسنی مبارک دوست نزدیک ما بود. صرفنظر از اتهاماتی که به او می زنند، من همیشه مناسباتم را با این خانواده حفظ خواهم کرد. این بار پیامی
ف-ک ها به روایت فیروز کریمی/از میخ طویله تا آشپزی ایرانی!
ده تا مسلمان و یک ارمنی به کدام می دهی تا آن را درست کنند، می گویی ارمنی، چون از همه ما مسلمان تر است! ولی رفتارتان بازتاب بدی پیدا کرد. دقیقا از شانس بد من است. از آن بچه بعدش عذر خواستم اما اصلا اهل نژادپرستی نیستم و نمی دانم یعنی چه که دستش را رد کنم. بعد باخت و آن شرایط سخت تیمم اصلا نمی فهمیدم چه اتفاقاتی دارد می افتد.تازه آن هم من که خودم سینه سوخته ام، در قبرستان به
سجاد شهباززاده: مهم ترین هدفم از آمدن به استقلال، رسیدن به تیم ملی بود/ اکثر کارشناسان گفتند باید به ...
برهانی و عنایتی که همزمان با قهرمانی استقلال آقای گل شدند. خیلی دوست دارم این اتفاق برای من هم بیفتد و نهایت تلاشم را برای رسیدن به این هدف انجام می دهم. چند بازی برای استقلال گلهای 3 امتیازی زدی و فرشته نجات این تیم لقب گرفتی. در این باره چه صحبتی داری؟ خیلی برایم خوشحال کننده بود که گلهای حساسی برای استقلال زدم. برای من باعث افتخار است که بتوانم زحمات همه بچه ها را به ثمر بنشانم
شهرام شکوهی: ما خواننده ها که عید نداریم!
/> برویم سراغ سال 93 و اتفاق های موسیقایی که در این سال افتاد . مهم ترین اتفاق سال 93 از نگاه شهرام شکوهی چه بوده؟ مهمترین اتفاق موسیقی سال 93 بی اتفاقی آن بود. جدی؟ یعنی واقعا خودت هیچ اتفاقی را امسال حس نکردی؟ چندان نه. ولی شاید گزینه های شما به من کمک کند. مثلا آلبومی که مدنظرت باشد و بخشی از علاقه تو را جلب کرده باشد و دوستش داشته باشی و احساس خوبی نسبت به
علامه جعفری بهشت خانوم ها را تضمین کرد
ازدواج های سنتی ندارند و ضرر می کنند. *علامه واقعاً به زندگی همه ما اشراف داشتند و محرم اسرار ما بودند، همیشه ما را آزاد می گذاشتند که صحبت کنیم، من حتی یک شب خواب ایشان را دیدم که ایشان از دنیا رفتند، آن قدر متأثر شدم که بعد از نماز صبح بیرون رفتم تا تلفن بزنم (آن زمان هنوز منزل تلفن نداشتیم) به ایشان تلفن زدم و گفتم شنیدم حاج آقا از دنیا رفته، یادم است که هشت صبح آماده شدم و به منزل پدر
مطهری: شاید از برخی اصلاح طلبان اصلاح طلب تر باشم
دارد که این مباحث می تواند یک ظرفیتی را برای تیم مذاکره کننده ایجاد کند. یعنی شاید خیلی هم خوب نباشد که همه یک نوع موضع گیری کنند و آن طرف احساس کند که ما این قدر محتاج مذاکره و توافق هستیم... بله، آثار مثبت هم دارد، به شرط آنکه هرکس نظر واقعی خودش را بگوید نه برای کوبیدن و تحقیر رقیب. گاهی کسی از روی اعتقاد اظهار مخالفت می کند و واقعا از روی حسن نیت فکر می کند که دارد خیانت می شود. خوب
فرهاد اصلانی همچنان امیدوار است
آن اشاره کردید، خیلی از جنگ فاصله نگرفته بودیم. بعد از جنگ در دولت اصلاحات، طبیعتا فرصتی فراهم شد که فضای آزادتری تجربه کنیم و این درخواست اجتماعی همه بود؛ چون در شرایط جنگ همه تمرکزها معطوف به آن بود. بعد از آن، دوران اصلاحات نوید خوبی داد تا به مطالبات مردم هم توجه شود. تلویزیون مسیرش در حال تغییر بود و تمایل به کار طنز پیدا کرده بود. ما تازه وارد دانشگاه، فارغ التحصیل شده بودیم و می خواستیم
لابی های بزرگ پشت پروژه های سدسازی
دادیم با کمک دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشور در همه استانها این مطالعات انجام شده بود که مثلاً پارک ملی خبر در کرمان را چگونه مدیریت کنیم و با چه مشخصات و روش مدیریتی، زون بندی کنیم به نحوی که مشخص شود کجا برای حفاظت کامل، کجا برای فعالیتهائی که می تواند منافع روستاها و جوامع اطراف آن را تأمین کند و کجا برای گردشگری مناسب است. کلیه این مطالعات آماده اجرا بوده ولی متأسفانه از سال 84 تمامی اینها به
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (37)
1- یکی از پندهایی که می تونم در این ایام خونه تکونی اختیارتون بذارم اینه که همیشه جوری کار کنید که بقیه کار نکردنتون رو ترجیح بدن. 2- بابام زنگ زده میگه خاک تو سرت. می گم چرا؟ میگه آخه تصادف کردم. میگم خب چرا به من فحش میدی؟ میگه چون داشتم به آینده نامعلوم توی الدنگ فکر می کردم! 3- یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید آورد گذاشت رو تاقنچه. آقا من سه روز بهش آب می دادم. روز سوم
دولت روحانی هم میل دارد کارهای دولت احمدی نژاد را تکرار کند/ ضعف مدیریت با لغو تحریم و توافق با آمریکا ...
که حساسیت شان بیشتر است فعال در این زمینه نیستم. چرا؟ چون فکر می کنم ملامت زیاد کسانی که در خط مقدم جبهه مذاکرات کار می کنند درست نیست. جایی که آدم مطمئن است که خطایی رخ می دهد یا احتمال جدی خطا در آن است می تواند بگوید. چند مورد برای من این اتفاق افتاد که آقای عراقچی آمد به من توضیح داد، قانع نشدم و به او توصیه کردم که این کار را نکنند چون جنبه اقتصادی داشت. وجه اقتصادی برخی
استاندار معزول اردبیل عقده گشایی کرد!
از طرف وزارت کشور نیز تصمیم گیری درخصوص این مسئله برعهده ما گذاشته شده بود، اما دوستان موسوی تلاش می کردند ساعت انتخابات را تمدید کنیم. من گفتم حاضر نیستم تمدید کنم اما اجازه می دهم درب مساجد و مدارس باز شود و هر چقدر آدم در بیرون تجمع کرده، داخل بروند و از آنها رأی گیری انجام شود. همین کار را هم کردیم تا بتوانیم امنیت را برای رأی گیری و شمارش آرا تامین کنیم؛ ضمن آنکه تنش هایی که از تهران به ما
پیش بینی رئیس جمهور شدن روحانی توسط استادش
درخشانی خواهد داشت، یا مرجع تقلید می شود و یا به یک مقام سیاسی اجتماعی بسیار بالایی می رسد. من ناراحت شدم که چرا ایشان در این جمع، این خواب را نقل کرد. این خواب باعث شد که حساسیت برخی طلبه ها نسبت به من بیشتر شود. البته برای خود من این خواب به خاطر ارادتی که به ایشان داشتم، بسیار شوق انگیز بود. پیش خود می گفتم: واقعاً می شود که چنین خوابی درست باشد و من مورد توجه اباعبدالله الحسین(ع) قرار گرفته
تیپ فاطمیون
خواهد. همه می دانستند هر جا که فاتح باشد جنازه هیچ شهیدی جا نمی ماند خیلی قشنگ قضیه را اداره کرد طوری که نیاز نبود من نگران باشم. وقتی پشت بی سیم می گفتم فلان کار می گفت نگران نباش انجام دادیم. دستور رسید سمت راست خالی شده برگردید. همه را برگرداند وقتی خیالش راحت شد کسی نمانده برگشت. بین بچه ها معروف است هر جایی که فاتح باشد هیچ شهید و زخمی باقی نمی ماند چون آخرین نفر بیرون می آید
اعترافات مجری ظاهر الصلاح: خوشایند خیلی ها نیست اما مردم احمدی نژاد را دوست دارند
به صداوسیما می گوید: در سال 80 آزمون استخدامی سیما را دادم. آن زمان 22 ساله بودم و در رشته تهیه کنندگی تلویزیون قبول شدم. وی درباره اینکه آیا برای ورودش به تلویزیون پارتی نداشته، می گوید: چرا، آشنا داشتم. شوهرخواهر من آقای غرقی هستند که در نیویورک بودند و الان هم پیگیر کار خبری هسته ای و مسائل بین الملل است. ابتدا دوست داشتم خبرنگار اجتماعی باشم چون به این حیطه علاقه داشتم اما مدیرمان اقای سبقتی
بابک حمیدیان ؛ از دیدن اتفاقی آدم های مشهور در خیابان، تا صبر و دستمزد نگرفتن و به نتیجه رسیدن
خواندم و می گفتم عمو خسرو من به خاطر تو اینجا هستم کمکم کن بی آبرو نباشم. من قرار بود در فیلم برف بازی کنم اما همان ابتدا یک حادثه باعث شد نتوانم ادامه دهم و نقش به افشین هاشمی عزیز رسید. از شش متر ارتفاع سقوط کردم. *خبرش منتشر نشد. چون آدم پرهیاهویی نیستم کمتر کسی از این اتفاق باخبردار شد. سه تا مهره کمرم شکست ، تا مرز قطع نخاع گردنی رفتم ، 9 جای استخوان پایم شکست و به کما رفتم . حتی
از آنتونی کویین تا ناخدا خورشید با منوچهر اسماعیلی
نبود صحبت کنم و از مرحوم ناظریان دعوت کردیم که آقای مشایخی ممانعت کرد و گفت : اگر می شود خودت این کار انجام بده. برای "بهمن مفید" هم خودش آمد. آقای کیمیایی گفت: چون متن را حفظ است، خودش بگوید و آمد چند بار فیلم را دید و جای خودش حرف زد. "اعظم" را هم که ژاله کاظمی گفت. بعد از "قیصر" نقش های "بهروز وثوقی" را من می گفتم تا فیلم "گوزن ها"؛ که شیطنت چند روزنامه نگار باعث شد خود وثوقی جای خودش
گفتگوی نوروزی با مسعود و پولاد کیمیایی
/> - بین کارهای پدرم، جرم را خیلی دوست دارم چون واقعا برایم فیلم سختی بود و در سایر کارهایم هم فیلمی به نام صفر به کارگردانی مسعود یزدانی که البته هنوز اکران نشده ولی نقشم را در آن فیلم خیلی دوست دارم. نقشی که در سینمای جهان خیلی دوست دارید؟ - نقش تام کروز در فیلم آخرین سامورایی . و در فیلم های ایرانی؟ - نقش اکبر عبدی در فیلم مادر . یک جایگزین برای سینما
گفتگوی نوروزی با کواچ: از کی روش محبوب ترم!
... (دوباره به فکر فرو می رود) خب بدیهی است که کریستیانو رونالدو و لیونل مسی خیلی خوب بودند. سال جام جهانی هم بود و علاوه بر لالیگا، مسابقاتی چون لیگ قهرمانان اروپا هم در جریان است اما اگر قرار باشد فقط یک نفر را نام ببردم، با احترام به لیونل مسی، کریستیانو رونالدو و همه ورزشکاران نخبه جهان، انتخاب من هموطن خودم، نوواک جوکوویچ است. یک تنیسور. - بله. یک تنیسور و البته یک ورزشکار و انسان
هاشمی: چرا تکذیب کنم که پولدارم؟!
مهندس جنگ. چون در آن زمان مهندسی رزمی به شکل واقعی خود وجود نداشت. بنابراین، کار به دوش بچه های جهاد افتاد که شدند سنگرسازان بی سنگر. به تدریج هم که برخی مناطق مثل دهلران از زیر آتش دشمن خارج شد، بازسازی منطقه هم آغاز شد. یعنی همزمان که دوستان ما در جهاد سازندگی، در مناطقی کارهای پدافندی انجام می دادند، گروه دیگری از جهاد، بازسازی منطقه را پیش می برد. بعد از این مراحل بود که من ماندم بین
ماجرای آشنایی و ازدواج شقایق دهقان و قاسم خانی
. مهراب هم همراه او آمده بود. من قبلا زیاد به صدا و سیما رفت و آمد داشتم و شرایط آنجا را می دانستم. چشمم که به مهراب افتاد، پیش خودم گفتم: امکان نداره این پسره رو داخل راه بدن چون با شلوار جین، صندل، تی شرت آستین کوتاه یقه باز و موهای بلند که از پشت بسته بودآمده بود؛ اما بعد از اینکه از سمت حراست خانم ها وارد شدم، دیدم او زودتر از من رسیده داخل. هنوز نمی دانم چطور او را به داخل راه داده بودند و
رجب زاده: 77 گل در ذوب آهن به ثمر رساندم
جا از مدیریت باشگاه آقای آذری، همه مربیانی که با آنها کار کردم. کسانی که با من همبازی بودند چه در ذوب آهن، چه در مس و فجر تشکر کنم. مخصوصا کادر فعلی آقای گل محمدی و سرپرست حال حاضر تیم. جشن صدمین گل سورپرایزم کرد مراسمی که باشگاه ذوب آهن برایم گرفت من را غافلگیر کرد. بعد از بازی که من صدمین گلم را به ثمر رسانده بودم، دیدم دارند کیک می آورند. از بچه ها پرسیدم که کیک برای کیست؟ آنها
بزرگترین اشتباه عمر حرفه ای گری جوادنکونام
/> من همیشه دعای سلامتی می کنم، برای خانواده ام، مردم و خودم. امسال همینطور دعا کردم که انشالله وضعیت اقتصادی مردم بهتر شود چون همه می دانیم چه فشاری روی مردم است. شما رسم و رسوم خاصی در نوروز دارید؟ نه، چیز خاصی نیست. آخرین بار چه زمانی دور هم جمع شدید؟ نمی دانم، چند سال قبل بود. خیلی وقت است عادت کرده ام در لحظه سال تحویل کنار خانواده ام نباشم. البته
آمار نگران کننده سقط جنین در ایران
بررسی و در کمال جهل و ناآگاهی بلافاصله جنین بی گناه را سقط می کنند. آمار سقط جنین در ایران: آمار سقط جنین سالیانه در جهان، بین 150 الی 200 میلیون گزارش شده که در ایران بین 100 الی 150 هزار سقط جنین گزارش می شود. توصیه های مقام معظم رهبری افزایش نسل از مباحث مهمی است که واقعاً باید همه مسئولین کشور نه فقط مسئولین اداری بلکه روحانیون و کسانی که منبرهای تبلیغی
ماجرای دیدار با زن 82 ساله چینی/ دوستی با مرد نیرومند و قبراق چینی
توانید از این جا بخوانید. هیلاری کلینتون در کنار کتاب تازه منتشرشده "انتخاب های سخت" بخش دوم /فصل "چین: آب های کشف نشده" در حین سفر از کره جنوبی به چین، با خبرنگاران آمریکایی داخل هواپیما گفتگو کردم. به آن ها گفتم که مباحث مورد بحثم با چینی ها مربوط به بحران اقتصادی جهان، تغییرات جوی، و موضوعات امنیتی همچون کره شمالی و افغانستان خواهد بود. پس از اشاره به مباحث مهم
سردارسلیمانی اجازه داد کاندیدای مجلس شوم/برخی می گویند 8سال آنها احمدی نژاد را اذیت کردند؛حالا نوبت ماست
مساجد تجمع کنند. ما نمی خواستیم مشکلی پیش بیاید، زیرا هم تعداد قابل توجهی صندوق اخذ رأی ترتیب داده شده بود، هم از 8 صبح تا 9 شب زمان خوبی برای رای گیری بود. البته علی رغم آنکه نمی خواستیم از 9 شب به بعد رأی گیری انجام شود و از طرف وزارت کشور نیز تصمیم گیری درخصوص این مسئله برعهده ما گذاشته شده بود، اما دوستان موسوی تلاش می کردند ساعت انتخابات را تمدید کنیم. من گفتم حاضر نیستم تمدید کنم اما اجازه می
گفت وگوی متفاوت با همسر شهید علی محمدی و همسر شهید احمدی روشن
حالی که آن زمان فقط بحث بمباران هسته ای شنیده می شد. حتی خیلی هم در اصفهان اذیت شدند ولی بعد از 9ماه گزینش، به نطنز رفت. ب* از گردیم به مسئله تشکیل زندگی؛ آیا انتخاب شما هم احمدی روشن بود ؟ چقدر طول کشید و با چه معیارهایی به این نتیجه رسیدید ؟ شاید برای برخی آرمان گرایانه باشد اما چون آقا مصطفی خیلی عاشق حضرت علی(ع) بودند و به نوعی در نهج البلاغه غرق بودند بیشتر صحبت هایش در
هلالی: طیف آقای شیرازی می آیند مداح مان را با پول می خرند
برند. گاهی دفاع بی جا و دفاع بی موقع موجب چنین مسأله ای می شود. این آقایان اکثرشان عالمان دین و بعضا پیشکسوت هستند. طبیعتا نسبت به این دستگاه دلسوزی دارند اما باید وقت شناس باشیم و بدانیم در چه تریبونی صحبت می کنیم. تأثیر منفی که آن برنامه آسیب شناسی که برگزار می کردند، می گذارد، هیچ وقت نمی تواند چیزی را درست کند. چرا؟ چون دقیقاً آن ساعتی که آن برنامه پخش می شود، بچه های هیأتی، همه در مجالس روضه
ناگفته های یک مامور اطلاعاتی ایران (3)
وزارت اطلاعات بود. جز ایشان کس دیگری گزینه وزارت نبود. آقای فلاحیان در همان گفت و گو در مورد قتل های زنجیره ای گفته است: دشمنان بچه های وزارت اطلاعات این اصطلاح خودسر را درست کرده اند و من اصلا این را قبول ندارم. آن زمان گفتند که آن نفرات خودسرانه عمل کردند. آن زمان آمدند روی این مسائل تبلیغات کردند. کشور هرج و مرج نیست که هرکس هرکاری دلش خواست انجام بدهد. ولی اشتباهی که شد این بود که این