اتهام زورگیری برای بازیکن اسبق تیم ملی - بورس نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
تجاوز به دختر 14ساله در پارک غرب تهران
30 فروردین ماه امسال دختر 14 ساله ای همراه پسر مورد علاقه اش در پارکی در منطقه غرب تهران بودند که 2 جوان سوار بر موتور به سمت آنها می روند. یکی از آنها که دوست سعید بود ابتدا از موتور پیاده شده و در ادامه همدستش با گرفتن دستان سعید مانع مقاومتش در برابر خواسته شان می شود و دوست سعید اقدام به آزار و اذیت دختر نوجوان می کند و سپس همدستش به سراغ دختر نوجوان می رود و این در حالی بود که
علیخانی به قولش در خندوانه عمل کرد
پیشکسوت خواستگاران است، ده سال به خواستگاری می رود و به خاطر شغل ثابت نداشتن جواب نه می شنود. او در این باره می گوید: حدود بیست نفر را به خواستگاری دختری که در دانشگاه با وی آشنا شدم، فرستادم و هر بار جواب رد گرفتم. علیخانی زمانی که متوجه شد، علیرضا فیلمبرداری عروسی انجام می دهد گفت: شما مجوز دارید دیگه؟ بعد برنامه عکس هاتون پخش نشه؟! (کنایه و اشاره علیخانی به حواشی برنامه سال گذشته اش
هر طور که شده جذبتان می کنیم!
ندای اصفهان- امیرحسین هراتیان/ سه روز پیش به مغازه یکی از دوستانم سر زدم. قصد این کار را نداشتم اما چون از آن خیابان رد می شدم و وقت نماز هم نزدیک بود با خودم فکر کردم که بد نیست به سراغش بروم. هم نماز را سر وقت خوانده ام و هم دیداری از یکی از رفقای مذهبی دوران دانشگاه تازه کرده ام. یک تیر و دو نشان... یاعلی مدد. ماشین را به زور در حفره ای که شبیه جای پارک بود جا دادم و به
دیگر نمی خواهم محیط بان باشم/ کسی که شکار بزند خیر نمی بیند
غلامحسین خالدی هستم گفت با تو کاری ندارم ولی دخترت را می گیرم. چند روز بعد دخترم هم مرد. من دیگر دست کشیدم. حقیقتاً دست کشیدم و دو سال و نیم هم برای محیط زیست کار افتخاری کردم. او با یادآوری اینکه یک بار هم در منطقه شکار زده بوده اما محیط بانان متوجه او می شوند، تعریف می کند: فرار کردم اما بعد آقای تقی زاده (اشاره به محیط بانی که کنار نشسته است) با چند نفر از همکاران آمدند و من را بردند
پایان کار آریا جاویدان خطرناک ترین مرد کرمان+(عکس)
انتظامی استانداری کرمان در ادامه صحبت هایش گفت: همچنین آریا مردی به نام خیرمحمد جاویدان را نیز به دنبال سرقت مسلحانه از سه دستگاه کامیون در رودبار در سال 80 کشته است. او همچنین زنان و کودکان روستای نرگسان را نیز کتک زده بود و از آنها90 رأس گوسفند نیز سرقت کرده بود. گروگان گیری پسربچه هشت ساله ای در شیراز در سال 83، گروگان گیری پسربچه 12ساله ای در سال 85 و موارد متعدد دیگری که در پرونده اتهامات وی
قتل با چکش به خاطر یک چک
به گزارش جام جم، 17 آبان سال 88 مأموران کلانتری 15 ملارد، جسد مردی ناشناس را در سه راهی ملارد کشف و پلیس آگاهی، ماموران تشخیص هویت و بررسی صحنه جرم را باخبر کردند. آنان با حضور در محل حادثه در بررسی های اولیه دریافتند، مقتول بر اثر اصابت جسم سخت به ناحیه سر دچار خونریزی شدید شده و به قتل رسیده است. کارآگاهان در بررسی محل حادثه هیچ ردی از عامل جنایت به دست نیاورده و با توجه
گفتگویی خواندنی با فحاشان شبکه های مجازی
شود. رفتاری که در یک روند صعودی چنان ویروسی که در حال انتشار است، رشد می کند و تاکنون برای آن چاره ای یافت نشده. خطر شاید اینجاست که اگر این فحاشی ها در فضای مجازی و با هویت های جعلی رخ ندهد انفجاری از خشم عصیانگر، این بار در فضای واقعی جامعه رخ دهد. خشمی که چنان با اشخاص فحاش عجین شده است که ساحت مقدس خانواده طرف مقابل را مورد اهانت قرار می دهند. راستی اما آیا آنچه با
سیروس دین محمدی در گفت وگو با متافوتبال : یورگن کلوپ جویای احوالم است / بزودی به اردوی لیورپول می روم / ...
کمربند تیممون رو از دست دادیم. به خاطر همون نتونستیم تیم رو جمع و جور کنیم و هر بازیکنی تو اون پست گذاشتیم نتونست جواب بده و شرایط یک مقدار برای ما سختت ر شد. تیم های تبریزی امسال سه تا شدن، نظرت درمورد این تیم ها چیه؟ من خداروشکر می کنم که ماشین سازی بعد از 20 سال برگشت لیگ برتر. آقای خطیبی خیلی زحمت کشید. یک حسن بزرگی هم که خطیبی داشت این بود که از بومی ها استفاده کرد. به
متولد شد ،خماری کشید، مُرد!
همراه آخرین روزهای رؤیا، نوزاد معتاد. او که چند روز قبل در 4 ماهگی به خاطر اوردوز مرد. او که زهرا آرزو داشت 20 سال بعد در جایی زنده و سلامت ببیندش. اسمش را هم پرستارها رویش گذاشتند. کسی نبود تا کنار سطل زباله بیمارستان، همان جایی که پیدایش کردند، نامی رویش بگذارد. اسمش را گذاشتند رؤیا! با اعتیاد شدید متولد شد. مادر معتادش هیچوقت سراغش را نگرفت. اصلاً چه کسی می داند مادرش هنگام تولد او به
چرا بهنوش بختیاری همه جا هست؟
صحبت های خود به هفت صبح گفته بود: سال گذشته وقتی من برای جشنواره فیلم فجر کاندیدا شدم یک دوستی که من فکر می کردم خیلی نازنین است پشت سرم گفته بود بهنوش نه استعداد دارد نه بازی بلد است فقط دیدند که فالوئرهای اینستاگرامش زیاد است کاندیش کردند!... من می دانم که از جانب مدیران صدا و سیما رصد می شوم اما آن ها هم می دانند که شیله پیله ای ندارم. من چند وقت پیش برای شکایتی به پلیس امنیت رفته بودم و
بیک زاده: فعلا سر نخواستن ما دعواست!
پر فراز و نشیب شانس حضور در جام جهانی را پیدا کند. یک حسی داشتم که به تیم ملی می رسم در تمام مدتی که به تیم ملی دعوت نمی شدم حسی درونی به من می گفت تو تلاشت را انجام بده و ناامید نشو چون اگر حقت باشد حتما دعوت می شوی. به همین خاطر چه روزهایی که در صبا بازی می کردم چه روزهایی که در ذوب آهن بودم نهایت تلاشم را انجام می دادم و خوشحالم که دوباره نظر مساعد کارلوس کی روش و دستیارانش را
سرآسیایی: خواسته های مهاجری در نقل وانتقالات برآورده شد/ به دنبال میزبانی در ورزشگاهی داخل شهر هستیم
نشده است. ما سعی کردیم در پدیده به حرمت مردم استان این مشکلات را در بوق و کرنا نکنیم. قائم مقام باشگاه پدیده خراسان تأکید کرد: مدیریت محترم، شوشتری و مدیران دیگر ستاد تدبیر پدیده، در نخستین جلسات خود، حساسیت شان نسبت به تیم فوتبال را نشان دادند و خواستند که تیم ادامه دهد. در خصوص شرایط مالی اما همان روند سال قبل را ادامه می دهیم تا در پروسه زمانی کوتاه، مشکلات پدیده به راه حل برسد و
حسن یزدانی: خیلی دوست داشتم با باروفس کشتی بگیرم
نتوانستم مقابل حریفم کشتی بگیرم چرا که مقداری سنگین بودم و به خاطر عواملی همچون خستگی راه نتوانستم آن طور که دوست داشتم مبارزه کنم، اما بعد از کشتی اول بدنم به حالت مسابقه بازگشت و خو شبختا نه تا پایان مسابقات کشتی های خوبی را گرفتم و در فینال نیز موفق شدم حریف نامدار روس را شکست دهم." وی در ادامه این گفت و گو درباره توقع مردم از او برای مدال آوری در المپیک، اظها ر کرد: "من و سایر کشتی
قتل هولناک درپی پیشنهاد بی شرمانه
کرده ای درحالی که من اصلا در جریان سرقت چک نبودم. او درباره نحوه آشنایی اش با امیر گفت: برادر من مستأجر امیر بود و در رفت وآمدهایی که با برادرم داشتم، با امیر آشنا شدم و رابطه دوستانه ای با هم برقرار کردیم و با هم رفت وآمد داشتیم، اما مدتی بعد او مرا متهم به دزدی کرد. وقتی مأموران موفق شدند رد تلفن همراه مقتول را پیدا کنند، به مردی افغان رسیدند که تلفن دست او بود. این مرد گفت نمی دانست
آنها که می گویند مدافعان حرم برای پول به سوریه می روند چرا نشسته اند، بسم الله!
الله بگیری فرقی با زنان کوفه نخواهی داشت. من راضی بودم اما پیش از رفتن پدر و مادرش را فرستاد کربلا بعد خودش راهی سوریه شد. چه مسئولیتی داشت؟ در محل کارش مسئول عملیات بود، اما در سوریه کمک تیربارچی بود. از لحظات سخت جدایی برایمان بگویید. لحظات آخر جدایی بسیار برایم دشوار بود. اولین بار و آخرین بار رفتن اسماعیلم بود و من می دانستم این رفتن را دیگر بازگشتی نیست. موقع
مهاجری: سیاه جامگان با وفاق در لیگ برتر ماند نه مسائل فنی
به گزارش ورزش 11، محمدرضا مهاجری، سرمربی تیم پدیده در نشست خبری این باشگاه گفت: خوشحالم که دوباره در کنار همکاران همشهریم هستم و این تنها در حرف نیست، زیرا هر بار با شما مواجه شدیم باعث شدید که سختی ها را فراموش کنیم. سال سختی را به لحاظ مشکلات مالی پشت سر گذاشتیم، اما با درایت مدیریت باشگاه و امنیتی که حاصل شده بود، با تلاش مضاعفی که صورت گرفت، به نتیجه نسبتاً مناسبی دست یافتیم، ولی
بهرام رادان؛ ستاره جسور دو دهه اخیر سینمای ایران (عکس)
و ایده های بسیار زیادی داشتم. موقعیت که با کیوان هنرمند سر فیلم گاوخونی دوست شدم، این ایده ها را ارزیابی کردیم و به خاطر فعالیت های کاری ام به طور مقطعی روی این قطعات کار می کردیم و هر بار یکی دو تِرَک می ساختیم. من 6 سال بعد از ساخت فیلم سنتوری آلبوم ام را منتشر کردم تا این شائبه ها از بین برود چون می خواستم یک کار دلی انجام بدهم. می خواستم همه کارهایی را که در کلیپ جیغ کردم روی استیج
❖ به یاد پدر شعر انقلاب شعر، سلاح استاد سبزواری بود
استاد سبزواری و عباس براتی پور، خوشحال بودم. در جمع کلی درباره شعر با هم حرف زدیم. کتاب شعر تازه منتشر شده ام را به آنها تقدیم کردم و تشویق شدم. استاد سبزواری در پایان همنشینی به اسم کوچک صدایم زد و گفت: مصطفی! بعد از عمری انجام کارهای مختلف به این نتیجه رسیده ام که رزق و روزی دست خداست. فکرش را نکن و نگران نباش. به کار هنر و شعر برس. با احترام، تایید کردم؛ و تا امروز نمی
علیفر: اشکالی ندارد، مردم شاد باشند!
چهارشنبه 26 خرداد 1395 0 به گزارش سایت رسمی روزنامه خبرورزشی؛ از اشتباهی که در بازی لهستان و ایرلند شمالی انجام داده است. در نیمه دوم این بازی، وقتی او نام آرشیتکت ورزشگاه نیس فرانسه را به زبان آورد، هرگز تصور نمی کرد جنجال ساز شود: امیر دولاب! او هرگز تصور نمی کرد اسیر شوخی یک هوادار فوتبال شده است. ولی ماجرا چه بود؟ اشتباه جالب یکی از هواداران فوتبال، زمانی که متوجه
پرستویی،قهرمان گمشده کیمیایی بود
به گزارش جام جم سیما ، او در گفت وگو با خبرنگار جام جم از این نخستین همکاری با پرستویی و فیلم قاتل اهلی ساخته جدید پدرش، مسعود کیمیایی می گوید. پرستویی، قاتل اهلی ِ کیمیایی شد سرانجام قرار است اتفاق بیفتد: بازی پرویز پرستویی در فیلمی از مسعود کیمیایی. با این که پرستویی سال ها با فیلم های کیمیایی و قهرمان هایش زندگی کرده بود و برای تمرینات بازیگری اش در ابتدای راه، آنها را اتود می زد، اما به دلایل مختلفی این همکاری تاکنون به تاخیر افتاده و پیش نیامده بود که پرستویی را در قامت قهرمان های کیمیایی ببینیم. پرستویی دو سال پیش در مصاحبه ای اشاره کرده بود که سه بار قرار بود با کیمیایی کار کند، اما نتوانسته با فیلمنامه های پیشنهادی ارتباط برقرار کند. او گفته بود: همچنان منتظرم آقای کیمیایی یک سناریوی خیلی خوب بنویسند تا من از آن استقبال کنم. ظاهرا فیلمنامه قاتل اهلی آن قدر خوب بوده که بازیگر سختگیر و گزیده کاری چون پرستویی حاضر شد بازی در آن را بپذیرد.این در حالی است که پیشتر عزت الله انتظامی از بازی در این پروژه انصراف داد و اظهار کرد: باعث افتخارم است در فیلمی از مسعود کیمیایی بازی کنم، اما فیلمنامه قاتل اهلی خوب نیست و در آن حضور ندارم. اما گویا فیلمنامه تغییرات مثبتی نسبت به متنی پیدا کرده که آقای بازیگر خوانده و کیمیایی، 12 بار فیلمنامه را بازنویسی کرده است. به هرحال پرستویی از نسخه نهایی خوشش آمده و بتازگی با حضور در دفتر تهیه کننده فیلم قاتل اهلی ، برای بازی در تازه ترین اثر مسعود کیمیایی قرارداد بست. سرانجام فیلمی که مدتی پیش تولید آن متوقف شده بود، از سر گرفته شد و قرار است پس از انتخاب دیگر بازیگران و عوامل، فیلم قاتل اهلی به تهیه کنندگی منصور لشکری قوچانی تا چند هفته دیگر در تهران کلید بخورد. فیلمی که تاکنون حضور بازیگرانی چون پرویز پرستویی، پولاد کیمیایی، بابک حمیدیان و مینا ساداتی در آن قطعی شده است. قاتل اهلی قصه جوانِ یقه سفیدِ تازه به دوران رسیده ای را روایت می کند که می خواهد یکشبه پولدار شود. درباره همکاری کیمیایی و پرستویی همکاری پدرم و آقای پرویز پرستویی قرار بود خیلی زودتر از اینها اتفاق بیفتد، اما بنابه دلایلی پیش نیامد و حتما تقدیر نبوده است. با این حال خوشحالم که این اتفاق سرانجام با فیلم قاتل اهلی افتاد و حتما شکل گیری این همکاری در این مقطع زمانی هم حکمت خودش را دارد. در ضمن این اولین همکاری من هم با آقای پرستویی محسوب می شود که واقعا افتخاری برایم است. معتقدم پرویزخان پرستویی یکی از قهرمان های گمشده کیمیایی بود. به نظرم با این که ایشان به عنوان قهرمان فیلم های آقای حاتمی کیا شناخته می شود و با کارگردان های مختلفی کار کرده، اما جنس بازی و نوع نگرش ایشان خیلی به سینمای کیمیایی نزدیک است. بازگشت عطا در گشت ارشاد2 خیلی از تماشاگران فکر می کنند، شخصیت عطا در پایان فیلم گشت ارشاد ساخته آقای سعید سهیلی مرده است، اما این طوری نیست و این شخصیت که به کما رفته بود، دوباره برمی گردد. بنابراین در گشت ارشاد2 باز هم در کنار کاراکترهایی که حمید فرخ نژاد و ساعد سهیلی آنها را بازی می کنند، حضور خواهم داشت. این فیلم الان در مرحله پیش تولید است و بزودی فیلمبرداری آن شروع می شود. زوج هنرمند در فیلم کیمیایی یکی از نکات قابل اشاره فیلم قاتل اهلی ، حضور زوج بازیگر، بابک حمیدیان و مینا ساداتی در ترکیب بازیگران آن است؛ این دو پیش از این در فیلم هیهات با یکدیگر همکاری کرده بودند، فیلمی که هنوز اکران عمومی نشده است. آن طور که پولاد کیمیایی گفته، انتخاب دیگر بازیگران فیلم همچنان ادامه دارد و برای یکی از نقش های مهم فیلم هم با چند چهره سرشناس مذاکره شده که درصورت مشخص شدن انتخاب، رسانه ای می شود. یک نقش متفاوت در قاتل اهلی ، نقش متفاوتی را بازی می کنم و شخصیتی که از من خواهید دید به دیگر نقش هایم در فیلم های کیمیایی شباهتی ندارد. همواره سعی کرده ام در همه نقش هایی که در سینمای کیمیایی بازی کرده ام، چه قهرمان و چه شبه قهرمان (فردی در حاشیه قهرمان)، تفاوت را در بازی ام لحاظ کنم تا تماشاگر یاد قهرمان قبلی نیفتد. مثلا نقشم در رئیس یک جوان مدعی، ناپخته، کمی شیطان و شوخ است و در جرم یک آدم تلخ و تنها و زخم خورده هستم. این تفاوت و تغییر نقش در این اثر جلوه دیگری پیدا می کند و اساسا طبقه شخصیت با آنچه پیشتر از من در فیلم های پدرم دیده اید، فرق می کند و جنس بازی دیگری می طلبد. این بار هم مثل همیشه تلاش می کنم باتوجه به ویژگی های خودم به عنوان پولاد کیمیایی بازی کنم، نه براساس نگاهی کپی وار به قهرمان های پیشین سینمای مسعود کیمیایی. انتظاری که به پایان رسید (بخشی از یک مصاحبه تصویری با پرستویی، منتشرشده در آذر 93) سه بار قرار بود با آقای کیمیایی که خیلی هم برای من قابل احترام است، همکاری کنم، اما نتوانستم با کارشان ارتباط برقرار کنم. خودم هم تاسف خوردم، چون سینمای کیمیایی را خیلی دوست دارم. با سینمای کیمیایی و از قیصر به بعد، بدعتی در بازیگری سینمای ایران گذاشته شد. آن موقع که هنوز وارد فضای حرفه ای نشده بودم و به عنوان بازیگری جوان در تئاتر کار می کردم، نقش قهرمان های سینمای او را اتود می زدم. منتظر می مانم که همکاری من و ایشان برای کار بهتری اتفاق بیفتد. ممکن است ایشان حرف مرا بشنود، اما امیدوارم به ایشان برنخورد. من حتی پس از دیدن متروپل ، نتوانستم با موضوع ارتباط برقرار کنم و به صورت غیرمستقیم به ایشان رساندم که شما را به خدا این کار را نکنید و از این فیلم ها نسازید. چون ما یک کیمیایی داریم. من همچنان منتظرم ایشان یک سناریوی خیلی خوب بنویسند تا من از آن استقبال کنم. با پرویز ...
اعتکاف بدون برنامه زیان آفرین است/ اعتکاف به مثابه یک بیمارستان معنوی
زندگی جوان می شود مهدی شریف، طلبه جوان و فعال کاشانی که پایه گذار و احیاکننده سنت نبوی اعتکاف رمضان در کاشان است، جریان تحول زندگی اش در اثر اعتکاف را این گونه روایت می کند: من برای اولین بار از طریق مسجد محله مان با اعتکاف آشنا شدم. آن زمان نه اهل مسجد رفتن بودم و نه چندان در فضای مذهبی بودم. مسجد ما از معدود مساجدی بود که نوجوانان زیر 16 سال را هم ثبت نام می کرد و امام جماعت باذوق و
از نظم قرآن تا نظم تاریخ ایران
نام فامیلی ام را به کوشان تغییر دادم. متولد 1320 در اردبیل هستم. 9ساله بودم که به مدرسه رفتم. آن زمان پدرم اجازه نمی داد در مدارس دولتی درس بخوانیم. بالاخره اسم من را در یک مدرسه نوشت و توانستم سال 43 دیپلم بگیرم و وارد سپاه دانش شوم. سال 45 هم استخدام آموزش و پرورش شدم و به عنوان آموزگار کار کردم. 3سال بعد تشکیل خانواده دادم. همسرم دخترخاله ام است. او معلم بود و وقتی بچه دار شدیم دیگر سر کار نرفت
چهره ها در شبکه های اجتماعی (274)
هیچ وقت فرهاد مجیدی نمیشد، نهایتش میشد رضا عنایتی! البته آقا رضا هم چند عمل ناموفق روی بینی مبارک داشته که در مقابل کلِ ماجرا، نوعی شوخی بحساب می آید! نمایشِ عینک به بهانه مادر! آرزوی سلامتی داریم برای بانو رویا تیموریان. آرش برهانی پس از نه سال از تیم محبوبش کنار گذاشته شده است و حال و روزش همانند کودکی است که عزیزی را از دست داده، لذا هی دارند دورش را شلوغ می
رهایی از کابوس 7 ساله طناب دار
پرونده مرد جوانی که به جرم قتل محکوم به اعدام شده بود برای اجرای حکم به دایره اجرای احکام فرستاده شد اما به علت غیبت خانواده مقتول در مراسم اعدام در آستانه مرگ و زندگی بلاتکلیف ماند و به زندان بازگشت و سرانجام وقتی از خانواده مقتول خبری نشد محکوم به مرگ با گذشت 7 سال بلاتکلیفی در زندان با ارسال نامه ای به قضات دادگاه کیفری استان تهران خواستار نجات خود از این بلاتکلیفی رنج بار شد. به
تمرین زدگی و خستگی روحی عامل شکست هایم بود
علیرضا کریمی پس از بازگشت تیم ملی کشتی آزاد از رقابت های جام جهانی آمریکادرباره علت عملکرد ضعیف خود در این رقابت ها و قبول سه شکست مقابل حریفان، اظهار کرد: از لحاظ روحی خسته بودم و به همین علت بی میل و بی انگیزه کشتی گرفتم. خود خادم هم متوجه این موضوع شد و این که این همه مدت در اردوهای متوالی تیم ملی بودم دچار خستگی روحی و روانی شدم و به خاطر تمرین زدگی اصلا هیچ میلی به کشتی گرفتن نداشتم.
زلاتان: ایتالیا خانه دوم من است
تیم ملی فوتبال سوئد درباره بهترین مربی که با او کار کرده است نیز گفت: تنها با یک مربی رابطه بدی داشتم و او پپ گواردیولا بود. با دیگر مربیان خوب بودم. درباره فابیو کاپلو باید بگویم که او یک بار جاناتان زبینا را به خاطر شیطنت مورد سرزنش قرار داد. انتظار داشتم با من هم همان برخورد را داشته باشد ولی در مقابل من سکوت اختیار کرد. او همواره می خواست فضای تیم را آرام کند و از نظر من مربی بزرگی بود.
نجات پسر اعدامی، به خاطر عدم رشد عقلی
رباط کریم قرار گرفت. کارآگاهان در تحقیقات پی بردند علی با ضربات مرگبار پسر 17 ساله ای به نام حمید از پا درآمده است.متهم پس از دستگیری در بازجویی ها گفت: روز حادثه با دوستانم در خیابان بودیم که ناگهان متوجه درگیری بین چند جوان شدم. همان موقع به قصد میانجیگری وارد معرکه شدم اما نمی دانم چه شد که یکباره چاقویی که همراهم بود را در آوردم و چند ضربه به علی زدم. این در حالی بود که به هیچ
قبل از ماه رمضان غذا برای خوردن نداشتیم/ روزه گرفتن برایمان سخت نیست
سوی خیابان گفت: اونم داداشمه؛ چون بزرگتر از منه ماه رمضون زود منو میفرسته خونه تا اذیت نشم. گفتم تشنگی و گرما اذیتت نمی کنه؟ گفت: مادرم بهم یاد داده که اگه تشنه شدم چند بار آب به صورتم بزنم؛ اینجوری خوب میشم. بعد از جدا شدن از دخترک در کل مسیر ذهنم مشغول زندگی آن کودک بود که چرا سن ملاک بزرگی افراد نیست، این دختر کوچک مطالبی را به من یاد داد که در سر هیچ کلاس و درسی آموزش نمی
الگوی صبر و استقامتم همسر شهید بابایی است
دوری محل زندگی مان مخالف بود ولی پدر شهید گفت بگذارید پسرم بیاید و دخترتان را ببیند بعد تصمیم گیری کنید، شاید نظرتان عوض شود. سال 1379 پدرشان گفتند عید به خانه تان می آییم و پسرم را هم می آورم و هر جور صلاح دانستید صحبت می کنیم. عید آمدند و من هم اصلاً از چیزی خبر نداشتم. آن زمان 19 ساله بودم و شهید 32 سال سن داشت. بعد از مهمانی ایشان من را پسندیده بودند و بعداً برای خواستگاری آمدند
اعتراف هاشمی به مهندسی کردن انتخابات...!
بتواند این نقش را داشته باشد، خوب است. جهات منفی هم تذکر دادم. البته هاشمی در ادامه خاطراتش از گفتگویش با عبدالله جاسبی و تاکید به وی برای ثبت نام در انتخابات اشاره کرده است: سه شنبه 14 اردیبهشت 1372 عصر شورای انقلاب فرهنگی جلسه داشت... با دکتر عبدالله جاسبی، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی صحبت شد که در انتخابات ریاست جمهوری نامزد شود تا صحنه بی رقیب نباشد. دیروقت به خانه