عامل جنایت سعادت آباد اعترافش را پس گرفت - کواره
سایر منابع:
سایر خبرها
برای دیدن دوست دخترم به محله شان رفتم / اصلا انتظار چنین رفتاری را نداشتم!
رابطه چند پسر جوان را بازداشت کرده بودند که در ادامه مشخص شد یکی از آنها به نام خسرو عامل اصلی جنایت است. متهم در بازجویی ها گفت: مدتی قبل با دختری به نام شیما که همکارم بود آشنا شدم. اما بعد از مدتی ما به دلیل برخی اختلاف ها قطع رابطه کردیم. امروز هم برای دیدن شیما و صحبت با او به محل شان رفته بودم که ناگهان بچه محل هایشان با قمه و چاقو به جانم افتادند، اصلا انتظار چنین رفتاری را نداشتم و
در شمال پنهان شده بودم که دختر حسین زنگ زد و از من خواست به خانه شان بروم!+عکس
گفت پدرش ناپدید شده است. من به تهران برگشتم و بعد از چندین روز به خاطر عذاب وجدان تسلیم پلیس شدم. وی که بسیار خونسرد بود به قضات دادگاه گفت:من چون مشکلات اقتصادی زیادی داشتم و شبها دچار بی خوابی بودم چندین بار از قرص های خواب خورده بودم و فکر نمی کردم این قرص ها موجب مرگ حسین شود.من برای اعدام آماده هستم و می دانم باید تاوان کاری را که کرده ام بدهم. در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و سرانجام محمد علی را به قصاص و در مجموع 25سال به ،جعل سند و فروش مال مسروقه محکوم کرد. اخبار زیر را از دست ندهید: ...
آن شب در پشت بام مچ زنم را با دوست صمیمی ام گرفتم
خانه ام آمده است؛ بلافاصله به خانه رفته و شروع به وارسی داخل خانه کردم؛ علیرضا داخل خانه نبود، به ناگاه متوجه پشت بام شده و به آنجا رفتم؛ داخل پشت بام بود که علیرضا را در حالیکه در پشت یک کولر آبی پنهان شده بود، پیدا کردم؛ با وی گلاویز شده بودم که ناگهان پایش به جایی گیر کرد و به علت از دست دادن تعادلش به پائین سقوط کرد. سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس اگاهی
مرگ مرموز شوهر در پی رابطه پنهانی همسر
بار به همدستی در قتل با هرمز اعتراف کرد و گفت: هرمز بعد از اینکه به وسیله شوهرم سوزانده شد، از او کینه به دل گرفت و به من گفت کامران را می کشد. گفت برایت خانه می خرم و بچه هایت را هم بزرگ می کنم؛ من هم که از شوهرم کینه به دل داشتم و به خاطر اینکه هر شب از او کتک می خوردم ناراحت بودم، قبول کردم کمکش کنم. آن شب هرمز پودری به من داد و من هم آن را به شوهرم دادم؛ البته در غذایش ریختم؛ بعد از اینکه شوهرم
او با دختر خواهر مطلقه من ارتباط برقرار کرد / مجبورم کرد خودم را در اختیار پسران غریبه قرار بدهم!
، او سوخت و جا در جا، مرد و برای همیشه ایّام، دختر دلبندش را در برزخی از مشکلات تنها گذاشت. من هرچند کوچک بودم امّا پیوسته خود را در مرگ مادرم مقصر دانسته و پیوسته شب و روز گریه می کردم. بعد از فوت مادر دیگرهرگز به مدرسه نرفته و خود را به تمامی در خانه حبس کردم. بعد از چهلم مادر، پدرم گلی را به خانه آورد و از همان بدو ورودش به خانه، جنگ و جدل بین من و او آغاز شد. گلی زن بی بند و
خطرهایی که در ترکیه در کمین تان است
قتل یک جوان ایرانی را در پی داشت در استانبول رخ داد. این حادثه در آخرین ساعت های روز پنجشنبه هشتم مهرماه در استانبول رخ داد. دو توریست ایرانی چهل و بیست و نه ساله که برای تفریح راهی ترکیه شده بودند، آن شب در یکی از خیابان ها با مردی آشناش دند که وعده داده بود آن ها را به یکی از مکان های تفریحی شهر خواهدبرد. دو جوان با این مرد همراه شدند اما وقتی به محل مورد نظر رسیدند، چند مرد قوی هیکل
راز سقوط مرگبار مرد هوسران در خانه یک زن
. بلافاصله به خانه رفته و شروع به وارسی داخل خانه کردم. علیرضا داخل خانه نبود. به ناگاه متوجه پشت بام شدم و به آنجا رفتم. داخل پشت بام بود که علیرضا را در حالیکه در پشت یک کولر آبی پنهان شده بود پیدا کردم. با او گلاویز شده بودم که ناگهان پایش به جایی گیر کرد و به علت از دست دادن تعادلش به پائین سقوط کرد. سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس اگاهی تهران، با اشاره به
راز سقوط مرگبار مرد هوسران در خانه یک زن
: از طریق تماس یکی از همسایگان اطلاع پیدا کردم که علیرضا مجدداً به خانه ام آمده است. بلافاصله به خانه رفته و شروع به وارسی داخل خانه کردم. علیرضا داخل خانه نبود. به ناگاه متوجه پشت بام شدم و به آنجا رفتم. داخل پشت بام بود که علیرضا را در حالیکه در پشت یک کولر آبی پنهان شده بود پیدا کردم. با او گلاویز شده بودم که ناگهان پایش به جایی گیر کرد و به علت از دست دادن تعادلش به پائین سقوط کرد.
متهم مادرکُشی: تحت تأثیر توهم ناشی از شیشه بودم
، مأموران مخفیگاه فرهاد را در شهریار شناسایی و فرهاد را 7 آذر ماه جاری بازداشت کردند. فرهاد پس از بازداشت به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و در اظهاراتش به بازپرس پرونده گفت: مدتی بود که مادرم به نحوه خرج کردن پول و رفت وآمدهای من مته به خشخاش می گذاشت تا اینکه روز وقوع قتل در حالیکه از دستش عصبی شده بودم، با چاقو ضربه ای به پهلویش زدم و پس از اینکه مادرم روی زمین افتاد به بیرون از خانه
شوهرم شب عروسی به من شیشه داد !
نبود. درست به خاطر دارم شب عروسی ام وقتی همه مهمان ها رفتند شوهرم شروع به مصرف شیشه کرد و پیشنهاد داد من هم مصرف کنم. آنقدر بچه بودم که به عاقبت آن فکر نکردم و مصرف کردم. اولین بار خیلی به من حال داد، اما بعد از مدتی وقتی گرفتار شدم، فهمیدم چه اشتباهی کردم. چه شد از او جدا شدی؟ یک سال قبل من تصادف کردم و اوضاع جسمی من به هم ریخت به همین خاطر شوهرم مرا رها کرد و با پسر هشت ساله ام
از روزی که منشی شدم هر 2 مدیر شرکت با من ارتباط شوم برقرار کردند و مخفیانه فیلم گرفتند تا اینکه ...
انجام کارهای فنی لذت می بردم. آفرین به شما خانم دانشجو؟ نگفتی چه رشته ای قبول شدی؟ مهندسی عمران. پس خانم مهندس باید صدات کنم؟ خنده ای تلخ گونه کرد و آهسته گفت:چی فکر می کردم چی شد. گاهی گل های زینتی خانگی درست می کردم افسوس که نمی دانستم روزی گل وجود خودم در تند باد روز گار پژمرده خواهد شد. مشتری پرو پا قرص کلاس های فنی و حرفه ای بودم، به
شلیک بی صدا قتل مرد آهن فروش را رقم زد
به گزارش سرویس حوادث”کواره”، چند روز قبل، یکی از همسایههدای مرد آهن فروش در شهر شیراز، هنگام عبور از مقابل منزل این مرد با وی که روی زمین افتاده بود روبه رو شد. وقتی مرد جوان بالای سر مرد آهن فروش رسید، با جسد وی که غرق در خون بر زمین افتاده بود مواجه شد و با این تصور که او به قتل رسیده، ماجرا را به پلیس اطلاع داد. با این تماس، مأموران یکی از کلانتریهای شیراز به سرعت خود را
برنامه ای برای قتل نداشتم
مردی که مدعی است در پی یک شکست مالی مرتکب قتل شده، وقتی در جلسه محاکمه حاضر شد، جزئیات قتل را توضیح داد. به گزارش شرق، دو سال قبل مأموران پلیس در جریان مفقود شدن مردی قرار گرفتند. مأموران تحقیقات خود را آغاز و بعد از چند روز جسد مرد گم شده را پیدا کردند. خانواده مقتول در این مرحله به مأموران گفتند او برای انجام کاری از خانه خارج شد و طبق معمول همیشه و خیلی عادی بیرون رفت؛ اما دیگر باز
گفت وگو با دختری که خواستگارش او را سر کلاس دانشکده با چاقو مجروح کرد
درس دانشگاه شد و درحالی که مدعی بود می خواهد کتابی را به او تحویل دهد، چاقویی از داخل کتاب بیرون کشید و ضربات هولناکی را به سر و بدنش آن هم مقابل چشمان استاد و همکلاسی هایش وارد کرد. می گوید: با اینکه روی تخت بیمارستان بستری هستم، اما هربار که مرد غریبه ای وارد اتاق می شود دست و پایم می لرزد. نسترن از این می ترسد که مبادا آن روز تلخ دوباره تکرار شود. او 4ضربه چاقو خورده و تا پرتگاه مرگ
خیانت خونین زن جوان به شوهرش
هفت ساله ای دارم و در طبقه سوم ساختمان وقوع حادثه زندگی می کنیم، متوفی را می شناختم، چندین بار او به خانه من آمده بود و با همسرم رفت و آمد داشت. وی در تشریح حادثه به بازپرس گفت: حدود ساعت 10 شب حادثه به خانه رسیدم و قبل از اینکه وارد خانه شوم، دخترم از من خواست که آشغالها را به خارج از منزل ببرم، آشغالها را به بیرون بردم و پس از آن برای خرید نان به سوپرمارکت رفتم بعد از خرید نان به خانه
اخبار حوادث
اتهام قتل عمدی را رد کرد و گفت: گل محمد، پدرم را کشت و من فقط شاهد قتل بودم. بعد از جنایت هم فقط چک را سرقت کردم. اعترافاتم در پلیس آگاهی را قبول ندارم. تحت فشار اعتراف کردم و در این جنایت نقشی نداشتم. پس از دفاعیات متهمان، قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند. ریزش آوار در تبریز 4 کارگر را راهی بیمارستان کرد مسئول روابط عمومی مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی استان
شب عروسی با شوهرم شیشه کشیدیم
به گزارش پایگاه خبری شهر تهران، زن جوانی که چند روز قبل به اتهام سرقت خودرو بازداشت شده بود، پیش از ظهر امروز به دادسرای ناحیه 34 تهران منتقل شد و در اظهاراتش جزئیات سرقت را برای علی وسیله ایرد موسی؛ بازپرس شعبه پنجم این دادسرا شرح داد. وی همراه با سه مرد جوان دیگر در جریان سرقتهای خودرو بازداشت شده است؛ پس از اتمام جلسه بازپرسی، این متهم پاسخگوی سؤالاتمان بود که در ادامه متن گفت وگو
داستان خواندنی از ماجرای قتل عام کبوتران در فرودگاه قلعه مرغی
دبیر سرویس روزنامه کیهان، در تحریریه سرگرم تنظیم خبرها بودم که دوست و همکارم نصر ت الله نوچیان (از خبرنگاران بخش شهرستان های روزنامه) به دیدنم آمد و گفت: -یکی از آشنایانم که استوار ژاندارمری و مرد باخدایی است با مشکل بزرگی روبه رو شده و من تو را که در بخش حوادث تجربه داری به این استوار معرفی کرده ام شاید بتوانی کمکش کنی. روز بعد استوار چاق و میانسالی را دیدم که وارد تحریریه شد
آقازاده ها لانتوری را ببینند!
، نامزدم را از دست دادم. در جریان بازخوردها، یک روز خانمی جلوی من را گرفت و گفت مادر بزرگ من را حلال کنید، مدام سر نماز شما را نفرین می کرد، البته چند روزی که دیده شما نادم شده اید، دعایتان می کند تا عاقبت به خیر شوید. من در جریان این سریال بازخوردهای بسیاری گرفتم و خوشحالم که با تعامل هایی که با شهرام شاه حسینی داشتم فرزین یک نقش اورجینال شد یعنی یک جاهایی از او می ترسیدیم در حالی که شخصیتی بسیار
سقوط مرگبار پسر جوان از طبقه پنجم
مرگ شد. پدرقربانی ماجرادراین باره گفت: داخل خانه بودم که فرد ناشناسی زنگ خانه را زد و گفت: پسرتان خودش را از طبقه پنجم پایین پرتاب کرده است. با شنیدن این خبربا عجله خودم را به خیابان رساندم و پیکرخونین و نیمه جان پسرم را به بیمارستان منتقل کردیم.اما نمی دانم مردی که زنگ خانه را زد چه کسی بود و از کجا می دانست که پسرم خودش را پایین انداخته است. به دنبال این تماس بازپرس جنایی دستور تحقیقات تخصصی در رابطه با مرگ مرموز پسر جوان و شناسایی هویت مرد ناشناس را صادر کرد.
قتل برای سرقت موتور
نداشتم و آنچه برادرزاده ام علیه من اعتراف کرده، دروغ است. من نمی دانم از چه چیزی حرف می زند و گفته هایش را تکذیب می کنم؛ حتما خودش این کار را کرده است. وقتی نوبت به متهم ردیف دوم رسید، او نیز اتهام معاونت در قتل را رد کرد و گفت: من در منطقه پایین شهر تهران مواد می فروختم و عمویم هم با من بود. مدتی بود که چند مشتری در منطقه سعادت آباد پیدا کرده بودم و آن شب برای اینکه به آنها مواد بدهم، داشتم به همراه
قاتل در دقیقه نود قتل را منکر شد
کارآگاهان جنایی موفق به شناسایی مخفیگاه مرد میان سال شدند و او را دستگیر کردند. متهم در تحقیقات پلیسی به قتل سیامک اعتراف کرد و درباره انگیزه جنایت گفت: مدت ها بود که بیکار بودم تا اینکه سیامک برایم کار پیدا کرد اما شب ها جایی برای رفتن نداشتم. به خاطر اعتیادم هر جا که می رفتم بعد از چند روز بیرونم می کردند. تا اینکه به خانه سیامک رفتم و شب ها آنجا می ماندم. شب قبل از حادثه برای خریدن قرص متادون به
قاتل در دقیقه نود قتل را منکر شد
از آنها به من قرص اکس که آبی رنگ بود فروخت. من هم قرص را مصرف کردم و بعد از آن حالم بد شد. وقتی به خانه سیامک آمدم خوابیدم. نیمه های شب بود که از خواب بیدار شدم و در حالی که تعادل نداشتم دست به جنایت زدم. به دنبال اعتراف های مرد میانسال، او به بازسازی صحنه قتل پرداخت اما دیروز زمانی که برای تکمیل تحقیقات به شعبه ششم دادسرای جنایی تهران منتقل شد، اظهارات عجیبی مطرح کرد. شهرام
پایان محاکمه مرد همسرکُش: چون راضی نشد طلاق بگیرد خفه اش کردم
گفت: روز حادثه عصبانی بودم و حال عادی نداشتم.ضمن صحبت با سارا، گفت وگوی مان به موضوع جدایی رسید اما او مخالفت کرد که من هم در اوج عصبانیت روسری اش را به دور گردنش پیچیدم و خفه اش کردم. دیروز و در ابتدای جلسه محاکمه پدر و مادر سارا، خواستار قصاص دامادشان شدند.سپس متهم به قتل در برابر قضات دادگاه ایستاد و با چهره ای پریشان و رنگ پریده، قتل همسرش را به گردن گرفت و گفت: همسرم چند سال از من
پایان محاکمه مرد همسرکش: چون راضی نشد طلاق بگیرد خفه اش کردم
به گزارش "جام نیوز" ، عصر بیست و یکم اردیبهشت سال گذشته مأموران پلیس جسد زن 34 ساله ای به نام سارا را در آپارتمان محل زندگی اش کشف کرده و به بازجویی از همسرش پرداختند. مرد جوان نیز در نخستین بازجویی ها به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: روز حادثه عصبانی بودم و حال عادی نداشتم.ضمن صحبت با سارا، گفت وگوی مان به موضوع جدایی رسید اما او مخالفت کرد که من هم در اوج عصبانیت روسری اش را به دور
راز سقوط کشنده مرد هوسران در خانه یک زن
شروع به وارسی داخل خانه کردم. علیرضا داخل خانه نبود. به ناگاه متوجه پشت بام شدم و به آنجا رفتم. داخل پشت بام بود که علیرضا را در حالیکه در پشت یک کولر آبی پنهان شده بود پیدا کردم. با او گلاویز شده بودم که ناگهان پایش به جایی گیر کرد و به علت از دست دادن تعادلش به پائین سقوط کرد. سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس اگاهی تهران، با اشاره به این خبر گفت: با توجه به
از طریق تماس یکی از همسایگان باخبر شدم که علیرضا دوباره با همسرم در خانه تنها است
است. بلافاصله به خانه رفته و شروع به وارسی داخل خانه کردم. علیرضا داخل خانه نبود ، به ناگاه متوجه پشت بام شده و به آنجا رفتم. داخل پشت بام بود که علیرضا را در حالیکه در پشت یک کولر آبی پنهان شده بود، پیدا کردم . با او گلاویز شده بودم که ناگهان پایش به جایی گیر کرد و به علت از دست دادن تعادلش به پائین سقوط کرد " . با این اعترافات و تکمیل تحقیقات مقدماتی این پرونده جهت طی مراحل قانونی به دادسرای امور جنایی تهران تحویل شد. خبرآنلاین 110
کلاهبرداری نجومی با یک پیامک
مورد بازجویی قرار گرفت، گفت که طراح اصلی سناریو مردی به نام شهرام است. فرزین گفت دو سال قبل بود که با شهرام آشنا شدم. او گفت که در کار ماهواره فعالیت می کند و پیشنهاد داد در قبال دریافت ماهانه 2 میلیون تومان برایش کار کنم. شهرام از من خواست افراد معتاد یا کارتن خواب را فریب دهم و با اوراق هویتی شان حساب عابربانک باز کنم. بعد هم کارت عابربانک را در اختیار شهرام بگذارم. در مرحله بعد شهرام هر روز 100
اعتراف رئیس دانشگاه به قتل پیرمرد
را پیدا کند. سه شب به آنجا می رفتم تا ببینم جسد پیدا شده یا نه. شب چهارم وقتی به آنجا رسیدم، ماموران حضور داشتند. به همین خاطر به شمال کشور رفتم. مدتی بعد دختر مقتول با من تماس گرفت و سراغ پدرش را گرفت. من هم به تهران آمدم و خودم را بی خبر نشان دادم. با شکایت آنها، جسد شناسایی شد. وقتی به اداره آگاهی رفتیم از افسر پرونده خواستم فرزندان مقتول به خانه بروند تا به قتل اعتراف کنم. رئیس
محاکمه قاتلی که می گوید دیوانه است
خبر رسید مردی در خانه اش واقع در خیابان نامجو همسرش را به قتل رسانده است. این خبر را خود این مرد به پلیس اعلام کرده و گفته بود در خانه اش منتظر مأموران است. وقتی گروه تحقیق به محل حادثه رسید، جسد زن جوان در گوشه ای از خانه افتاده بود. همسر وی درحالی که خونسرد به نظر می رسید اعتراف کرد که به دلیل اختلاف با همسرش وی را خفه کرده است. او گفت: با همسرم از مدتی قبل دچار اختلاف بودم و ناگهان