3 نفر بودیم، من با آرزو ازدواج کردم و هومن هنوز به زنم علاقه داشت و ...+عکس - پیک نکا
سایر منابع:
سایر خبرها
کشف راز قتل چهار ساله در خیابان مولوی +تصاویر
بازگشت از مراسم عروسی، حدودا ساعت 00:30 نادر به همراه قدرت داخل اتاق پذیرایی خوابیدند و من و همسرم، به همراه پسر 9 ساله مان داخل اتاق خودمان خوابیدیم. حدودا ساعت 02:00 بود که پسرم مرا از خواب بیدار و از من خواست تا او را به سرویس بهداشتی ببرم. از اتاق خواب بیرون آمده بودم که ناگهان متوجه سر و صدای داخل دیگر اتاق خانه شدم . ابتدا تصور کردم که سارق آمده، به آهستگی خودم را به داخل اتاق رساندم اما در
شوهرم طمع پول دارد طلاق می خواهم
انکار نکرد و گفت بدون علاقه و تنها به خاطر پول همسر سابقش با او ازدواج کرده بود. از وقتی این موضوع را شنیدم به شدت ناراحت شدم و احساس می کنم مهرداد مرا هم فقط به خاطر ثروت خانواده ام انتخاب کرده است. برای همین با اینکه تا امروز با او به هیچ مشکلی برنخوردم، اما دیگر نمی توانم در کنارش زندگی کنم. مرد جوان نیز به قاضی گفت: آقای قاضی باور کنید که من عاشق همسرم هستم و به ثروت او کاری ندارم. حتی حاضرم هر
بلایی که دختر جوان بر سر بچه پولدارهای شمال تهران می آورد+عکس
قرار دهم تا هم به سود حاصل از این سرمایه گذاری برسم و هم خودم را به پدرش اثبات کنم. من که تصور می کردم پیشنهاد خوبی است حدود 100میلیون تومان به حسابش واریز کردم و از آن روز به بعد بهاره به طرز عجیبی ناپدید شد. خط موبایلش را واگذار کرده بود و وقتی به خانه او رفتم متوجه شدم که آنجا متعلق به شخص دیگری است و تمام مدت بهاره مرا فریب داده بود. دستگیری دختر فریبکار با شکایت مهندس
نو عروس قربانی شک تازه داماد/ پسر را به جای پدر ربودند/ قتل در بزم شبانه
داد، پدر این جوان با مردی اختلاف مالی برسر چند فقره چک میلیاردی داشته و به احتمال زیاد توسط آدم رباهای اجیر شده ربوده شده است. آدم رباها و مرد اجیرکننده تحت تعقیب قرار گرفتند که چند روز پیش سه نفر از آنها بازداشت شدند. عامل این آدم ربایی به افسر تحقیق گفت: چون نتوانسته بودم به اختلاف میلیاردی با شاکی پایان دهم، نقشه ربودن او را طراحی کردم. اما همدستانم پسرش را اشتباهی ربوده و بعد آزادکردند. دو
من شخصیت دوم لیونل مسی هستم!
و گفت که شب خانه نیا چون من گل زده بودم(می خندد). خیلی از دوستانم هم زنگ می زدند و به خاطر گل مسی به من بدوبیراه می گفتند. رضا یکبارهم با ورود به یک مدرسه آنجا را ناخودآگاه روی سرش می گذارد: برای یک کار تبلیغاتی وارد یک مدرسه شدیم که هر سه مقطع تحصیلی را داشت. به محض اینکه وارد شدم بچه های ابتدایی که مشغول خوردن غذایشان بودند؛ همه چیز را رها کردند و یک جوری به سمت من هجوم آوردند که دوتا
به محض اینکه رفتم به خانه مستاجرم نگاهم به زنش که با وضع خیلی بد بود افتاد و ..
مدتی بود که از آنها خواسته بودم که خانه را خالی کنند چون قصد تخریب و ساخت و ساز داشتم اما مرد افغان هر روز بهانه می آورد تا اینکه تصمیم گرفتم امروز به در خانه بروم و حرفهای آخر را با او بزنم تا خانه را خالی کنند. وی افزود: وقتی به در خانه آمدم هر چه زنگ زدم کسی پاسخگو نبود و مجبور شدم با کلیدی که داشتم در را باز کنم، ابتدا هر چه زوج افغان را صدا زدم کسی پاسخگو نبود و خبری از 3 فرزند آنها
خاطرات مهران غفوریان از وزنش در هنگام تولد تا آخرین عشق زندگی در دورهمی
کارگردانی داریوش کاردان و زنده یاد مهرداد خسروی، تست بازیگری می گیرند. من که رفتم، بیژن بنفشه خواه قبول شده بود و قرار شد هم بازی من برای تست دادن باشد و قبول شدم. غفوریان در مورد این که آن زمان معروف بودن را چقدر دوست داشت توضیح داد: (با خنده) من و بیژن بنفشه خواه و حسین رفیعی از خانه تا هر جا که باید می رفتیم، پیاده می رفتیم که امضا بدهیم. آن موقع امضا مد نبود و مثل الان نبود که تا عکس
کتک کاری زوج جوان به خاطر قطع شدن اینترنت خانه
از پنجره به بیرون انداخت. خیلی تعجب کرده بودم و فقط او را تماشا می کردم. سعید انگار دیوانه شده بود. او بعد از این که با من دعوا کرد از خانه بیرون رفت و تا سه روز برنگشت. من هم وقتی این وضعیت را دیدم تصمیم به جدایی گرفتم. بعد از آن مرد جوان نیز به قاضی گفت: آقای قاضی صبا مرا به خاطر یک اینترنت دیوانه کرد. از وقتی اینترنت را خریدم او هر شب غر می زد و به من می گفت که بی عرضه هستم. تا جایی
علت گرایش جوان ها به مخدر گل چیست؟! (عکس)
کشیده بودم اما بوی سیگاری که آن روز در دست دوستم بود فرق داشت. بوی عدس سوخته می داد. هر نفر یک پک زد و نوبت به من رسید. شناختی از حشیش نداشتم. من هم یک پک زدم. دفعه اول بوی تندشتوی گلویم زد و به سفره افتادم اما بعد از آن بقدری همراه با دوستانم به همه چیز خندیدیم که سرفه از یادم رفت. حس و حال اولین مصرف حشیش چطور بود؟ - فقط می خندیدم. آنقدر خنده ام زیاد بود که نمی توانستم حرف
خوش اخلاقی؛ زینت اسلام در بین مردم/ عامل آبادی دنیا و طول عمر
به دست من و شما نیست، نمی دانیم کجا، چه ساعت و ... می رویم. در زمینیم، در هواپیما در آسمانیم، در قطاریم، در منزلیم، در دریاییم، در خانه ی خداییم یا ... . کسی نمی تواند بگوید مرگ من کجاست، چه روزی، چه ساعتی است، کسی در کنار من هست، نیست، در بیمارستانیم، در منزلیم، در سفریم و ... . هیچ کس این ها را نمی داند. ولی می فرمایند: در باب حال انسانی که از تزکیّه شروع می شود تا به علم و بعد به
این دختر 70 سانتیمتری، یک کارآفرین نمونه است
. با امام رضا(ع) درد دل کردم و قرآنی را که به عنوان هدیه خریده بودم بالا گرفتم و اشک ریختم. گفتم این همه راه آمده ام که شما را زیارت کنم اما اجازه نمی دهند داخل بیایم. از شما می خواهم مادرم را که همه زندگی من است شفا بدهید و به من توانی بدهید که آرزوی پدر و مادرم را که داشتن یک خانه است برآورده کنم و سرمشقی باشم برای کسانی که احساس می کنند در زندگی هیچ امیدی وجود ندارد. وقتی با امام رضا(ع) مشغول
نسل من نسل جنگنده تری بود
آکادمیک وارد این حوزه شوی. بنابراین پدرم اجازه داد که به کلاس کنکور هنر بروم و من در آن سال ها تحت نظر آقای جعفری شروع به درس خواندن کردم. سال بعد در کنکور رتبه 120 را آوردم؛ اما این بار هم به هر دلیلی رد شدم. بعد از آن من دیگر از تحصیلات آکادمیک منصرف شده بودم، اما آقای جعفری نگذاشت و گفت که تو می توانی. آقای جعفری به من پیشنهاد کرد که در کنکور نیمه متمرکز دانشکده ارشاد شرکت کنم؛ چون تأکید داشت که آدم
دیدار اتفاقی با عشق قدیمی، بهانه ای برای جدایی
قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده علت جدایی این زن و شوهر را پرسید، مرد جوان گفت: زمانی که با همسرم آشنا شدم، متوجه شدم او چند سال پسری را دوست داشته و قرار بوده با او ازدواج کند، ولی آن پسر بعد از مدتی به دنبال زندگی خودش رفته است. محبوبه گفت که خیلی وقت است این پسر را فراموش کرده و حتی به او فکر هم نمی کند. من هم از اینکه او تا این حد با من صادق بوده خوشحال شدم. ما سه سال با هم زندگی کردیم و
حکم متفاوت قاضی به سو استفاده گران از دختر 13 ساله تهرانی!
مراجعه به یکی از کلانتری های پایتخت گفت: پدر من اعتیاد دارد و سال ها پیش از مادرم جدا شده است. مدتی قبل در راه مدرسه با پسری 18 ساله به نام امیر آشنا شدم. ما با هم دوست شدیم تا این که او به بهانه های مختلف مرا به خانه اش کشاند و بارها مورد آزار و اذیت قرار داد. او هر بار به هر دلیل مثل خرابی موتورش مرا مجبور می کرد به مادرم دروغ بگویم و پول بگیرم. او آزار و اذیت هایش را ادامه داد تا این که یک روز
فریاد یا حسین را از پاراچنار تا زینبیه سر داد
کلونی محله ای مذهبی نشین است که شهید دوران کودکی و نوجوانی اش را در آنجا سپری کرد. او علاقه زیادی به شرکت در مجالس عزاداری و همچنین خدمت به عزاداران داشت و همین باعث شد تا در حسینیه همان محل به عنوان یک جوان فعال خدمت کند. در زمان تحصیل همیشه جزو سه نفر اول کلاسشان بود. پسرم جهت تأمین خرج و مخارج خانه و تحصیل همزمان با درس خواندن کار هم می کرد چراکه پدرش را در نوجوانی از دست داده بود. پدر
بازگشت آرامش به شهروندان اولویت اصلی اصلاح طلبان است / اصلاح طلب ها قرار نیست مسیر گذشته را طی کنند
استفتا کردم و به شریعت پناه بردم. اصول دین و سیره پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) را نگاه می کردم و از آن فکت هایی را آورده بودم. رفتار حضرات خدیجه، زهرا، زینب و معصومه(س)، همگی دال بر مشارکت سیاسی و تلاش های جدی آن ها در عرصه قدرت بود. همه این موارد را نگاه کردم و باز فکر کردم که نقش مراجع تقلید در این موضوع خیلی مهم است و حکم نهایی را برای رفتار سیاسی، اجتماعی و فردی ما مراجع می دهند. از حدود 7 نفر از
مرگ از بیخ گوشمان گذشت
به گزارش خبرنگار اعزامی به مناطق سیل زده آذربایجان شرقی، شهرستان آذرشهر با بیش از 40 هزار نفر جمعیت در جنوب غربی شهر تبریز قرار دارد و با مرکز استان آذربایجان شرقی حدود 54 کیلومتر فاصله دارد. آذرشهر در جریان سیل اخیر و با پخش شدن فیلم هایی که مربوط به آب بردن ماشین ها در زیر پل غله زار بود و به خاطر از دست رفتن 23 نفر از ساکنانش بر سر زبان ها افتاد. بنا به گفته شهروندان آذرشهر حدود 12 سال پیش از کنار رودخانه قوری چای (به معنی رودخانه بی آب) یک راه فرعی باز شد تا مردم جهت بازگشت از روستا ...
اعترافات مهران غفوریان در دورهمی
تبریک عید در مورد پدر خود گفت: او ناخدای نیروی دریایی بود، علاقه به ساز زدن و نقاشی داشت و همیشه حافظ می خواند. 28 ساله بودم که او را از دست دادم. این بازیگر کمدی نحوه بازیگر شدن خود را اینگونه تعریف کرد: سال چهارم هنرستان بودم که برای برنامه ای به نام 39 به کارگردانی داریوش کاردان تست دادم. بیژن بنفشه خواه از کسانی بود که تست می گرفت و من را قبول کرد. در دانشگاه نقاشی خواندم
70 درصد کارهای تهاجمی پرسپولیس روی دوش مهدی طارمی است
: یادم می آید در استقلال یک موقعیت خراب کردم ولی سه بازی بعد از آن در لیست نبودم و چهار مسابقه کاملا روی نیمکت قرار داشتم و حتی یک دقیقه به زمین نرفتم. اگر گل می زدم دقیقه 70-60 تعویض می شدم و اگر نمی زدم در پایان نیمه بیرون می رفتم و این شرایط را تحمل کردم. البته با تمام مربیانی که در استقلال کار کردم، راحت بودم. برهانی در باره مثل طارمی که موقعیت سازی می کنند، اذعان داشت: 70 درصد
گفتگو با کامیار شاپور پسر فروغ فرخزاد +عکس
کلمه بشه بعضی از اون ها را نقاشی کرد؟ خب من توی کتاب شعر خودم بعضی ها رو با تصویر کار کردم. من دنبال مصور کردن بودم، اما با ممنوعیت فیگور نمی تونم این کار رو بکنم. من سال 63 نمایشگاه گذاشتم، سال 69 و سال 76. بعد از اون دیگه نماشگاه نذاشتم. من بیش تر دنبال نود بودم؛ یعنی پیکر در نقاشی. اما خب چون پیکر ممنوع شده بود دیگه من نمی تونستم کارکنم و البته اگر از لحاظ مادی تامین می شدم ادامه می
دزدان خانه استاد دانشگاه شهید بهشتی به قطع دست محکم شدند+ عکس
به گزارش پیک نکا ، این مرد گفت: من در جلسه قبل از ترسم در دادگاه حاضر نشدم و حالا به حکم زندان Prison که برایم صادر شده اعتراض دارم و از دادگاه درخواست کمک دارم. رسیدگی به این پرونده از خرداد ماه سال 94 به دنبال شش سرقت Stealing مشابه از خانه هایی در شمال تهران در دستور کار پلیس Police قرار گرفت. شواهد نشان می داد سارق یا سارقان از طریق بالکن وارد خانه شده و پول و طلاها را دزدیده اند
گفت و گو با موسس نخستین گالری هنری بخش خصوصی در مشهد
زمان، دانشجو و در مشهد بود. این هنرمند پیشکسوت می افزاید: 10 ساله بودم که با خانواده بعد از فوت پدر به مشهد آمدیم. دردبستان صحاف، پشت بیمارستان امام رضا(ع) ثبت نام کردم. هر روز مسیری را در برگشت از مدرسه پیاده و سریع می رفتم تا دقایقی را پشت آتلیه های نقاشی بایستم و آثارهنرمندان را ببینم. در آن مسیر آتلیه های استادان قدیر صباغیان و تفقدی، پیراسته و ترمه چی که همه به رحمت خدا شتافته اند، بود
در زندگی مشترک بعضی وقت ها باید نیم من شویم
بودم و برایم مهم بود که همسرم هم حساسیت های من را داشته باشد، این اولویت اولم بود. در مرحلۀ بعد برای من مهم بود که فردی که قرار است همسر من شود باید به اصول خانواده مقید و متعهد باشد. درواقع اخلاقیات و تشرع خیلی برای من مهم بود. حاصل این ازدواج هم یک دختر و یک پسر دهه شصتی بود، به چه کاری مشغول هستند؟ دخترم ازدواج کردند، پسرم هم مشغول اتمام پایان نامۀ فوق لیسانس در صنایع غذایی
وقتی رفتار زشت مهدی را دیدم شوکه شدم! / می خواستم از اتاق خواب بروم ولی مانع شد و ..
ناراحت بودم که گفتم دیگر نمی خواهم با او ازدواج کنم و لازم نیست خانه را آماده کند، چون قرار نیست دیگر کسی در آن زندگی کند. خواستم بروم دستی از پشت لباسم را گرفت و کشید. هم زمین و هم جا خوردم. سال ها عشق و علاقه ام زیرسوال رفت. هنوز باورم نمی شد او می خواهد من را بزند. شوکه بودم. مهدی مرا می زد. بلند شدم به سمت در رفتم اما باز هم دستش مانعم شد. این بار مرا به سمت اتاق خواب پرتاب کرد و
افسانه دوست صمیمی ام شوهرم را در دوران نامزدی از من گرفت!
همکارانش برای ما سفارش گلدوزی قبول کند. این بود که کارمان را در منزل مادر افسانه آغاز کردیم و در یکی از اتاق ها مشغول به کار شدیم. افسانه با آن که یک سال از من بزرگ تر بود اما هنوز ازدواج نکرده بود و نزد خانواده اش زندگی می کرد. من آن قدر به افسانه اعتماد پیدا کرده بودم که ناخواسته همه توصیه های مادرم را فراموش کردم و به بیان رازهای زندگی ام با او پرداختم. وقتی از احساس و علاقه ام نسبت به حسن می
وقتی غلامرضا صنعتگر صدای خود را از دست داد، اما نااُمید نشد
غلامرضا صنعتگر غلامرضا صنعتگر، خواننده پاپ باحضور در برنامه خندوانه درباره بیماری خود توضیح داد و از اهمیت امیدواری در هنگام مقابله با مشکلات گفت. به گزارش سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان و به نقل از خبرآنلاین، برنامه خندوانه ، شامگاه سه شنبه پنجم اردیبهشت میزبان غلامرضا صنعتگر، خواننده موسیقی پاپ بود. این خواننده در ابتدای برنامه از همسر و فرزندش به خاطر
درخواست مجازات مرگ برای داماد بی رحم
بودم ناگهان صدایش را شنیدم و او هنوز زنده بود. با تیغ موکت بری رگ دست و گردنش را بریدم و دوش آب را باز گذاشتم. حالم خیلی بد شد آنچنانکه دچار تشنج شدم. وقتی به هوش آمدم به خانه مادرم رفتم و گفتم با نگار قهر کرده ام و او از خانه بیرون رفته است. متهم در ادامه گفت: یک روز بعد از قتل می خواستم جنازه را در چمدان جاسازی کنم، اما نشد به همین خاطر یک ساک دستی خریدم و جنازه را همراه مقداری لباس در
نیویورک تایمز: روزهای سخت "زنان افغانستانی" بعد از طلاق
/> این زن که نخواست نامش فاش شود در ادامه گفت: این رفتارهای آزار دهند وی را مجبور می کند که مجددا ازدواج کند. خانم یگانه نیز مجبور می شود در سال 2013 بعد از اینکه یک مرد او را مورد آزار قرار داده به پلیس مراجعه کند. وی می گوید که بعد از آن معاون کلانتری به یک مشکل بزرگ برای وی تبدیل می شود. وی گفت: او هر روز با من تماس می گرفت و از من می پرسید که آیا خانه هستی من میخوام به خانه بیام
قربانی های حج را سر می برید
خانواده داشت، بدون کمترین وسواس و تردیدی راضی به ازدواج ما شدند . صفیه نخستین کلمات همسرش را این طور به خاطر می آورد: میخواهم شما درس بخوانید و در درس خواندن کوشا باشید. بانوی پرهیزگار و مجاهد، حاجیه خانم عزت السادات آیت الله زاده شیرازی، همسر شهید آیت الله حاج شیخ مهدی شاه آبادی در یازدهم فروردین ماه 95 مصادف با روز ولادت حضرت فاطمه اطهر(س) به ملکوت اعلی پیوست. در ادامه به
راز قتل زن جوان در نیم تنه گمشده مقتول
ساله رسیدند. خانواده او در پزشکی قانونی حاضر و هویت او را از روی ناخن های مصنوعی تائید کردند. با تحقیق از خانواده مقتول معلوم شد آنها به خواستگار 44 ساله دخترشان به نام حمید مشکوک هستند. این مرد بازداشت شد و در بازجویی ها به قتل اعتراف کرد و به افسر تحقیق گفت: من و عاطفه چند سال قبل به طور اتفاقی دوست شده و ارتباطمان شکل گرفت. خانواده هایمان در جریان بودند. می خواستیم ازدواج