جدایی پدر و مادرم من را سارق کرد - جوان ایرانی
سایر خبرها
قتل پدر و دختر فقط بخاطر 125 هزار تومان
ترتیب رحیم 36 ساله دستگیر شد و به جنایت اعتراف کرد. پس از تکمیل تحقیقات پرونده، بازسازی صحنه جنایت و صدور کیفرخواست، متهم در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاصی اصغرعبدالهی و با حضور قاضی کیخوا -مستشار- محاکمه شد. رحیم هنگامی که در برابر قضات ایستاد گفت: برادرم با پیرمرد خیلی صمیمی بود. به همین دلیل مرا برای انجام کارهایشان به خانه شان برد و با پدر و دختر آشنا کرد
یک قابلمه اسید و 17 ضربه چاقو بخاطر یک شک!
زبانی هم که دارم به خاطر همان دوره ای است که در کما بودم. اما این تازه اول ماجرا بود... بعد از به هوش آمدنم بود که تازه جراحی ها شروع شد... دراین چند سال من چند تا جراحی کرده باشم خوب است؟ چند تا؟ من 92 بارعمل جراحی شده ام...شوخی نیست 92 تا عمل جراحی... یادم است قبل از این ماجرا وقتی هنوز سالم بودم ، یک عمل جزئی روی پایم انجام دادم، اما برای همان عمل کوچک کلی قصه داشتیم تا
دور از خورشید بزرگ می شوند/روایت مصائب کودکان کارگری که تنها زندگی می کنند
به گزارش ایسکانیوز بعد از پیاده روی های طولانی، یک لیوان آب به قیمت 15 هزار تومان به آنها فروخت. محمد حالا 12ساله است و نخستین بار دو سال ونیم قبل با پدرش برای کار به ایران آمد، کار در مغازه لوازم یدکی. محمد دو سال تمام مادرش را ندید و یک روز صبح نتوانست از جایش بلند شود، دست ها و پاهایش ازکارافتادند و دکترها هیچ تشخیصی برای بیماری اش ندادند. سه هفته در بیمارستان خوابید، پدرش، کارگری روزمزد از
تحت تأثیر مواد روان گردان مرتکب قتل شدم
شنید و از آن روز به مادرم شک کرد. به این ترتیب با توجه به گفته های اکبر و شکایت اولیای دم و سایر مدارک موجود در پرونده، کیفرخواستی علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در آغاز جلسه نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد و به عنوان کفیل دو فرزند صغیر فاطمه تقاضای قصاص کرد. سپس اکبر در جایگاه حاضر شد و گفت: تحت تأثیر حرف های پسرم به همسر خود
سرقت طلا با نقشه پیچیده
شرق: طلافروشی که در یکی از میادین مرکزی شهر مورد دستبرد سارقان قرار گرفته، دوست خود را به عنوان همدست سارقان معرفی کرد. ساعت 15:20 سوم خردادماه جاری در یکی از میدان های مرکزی شهر وقوع سرقت طلا به مرکز فوریت های پلیسی 110 اعلام شد. با حضور پلیس در محل وقوع سرقت مشخص شد دو سارق که سوار بر یک موتورسیکلت بوده اند، حدود یک کیلوو 200 گرم طلای مرد طلافروش را به سرقت برده و وی را مجروح کرده اند. پس از
رضایت اولیای دم مانع قصاص شد
مفقودشدن زن جوان به عنوان پرونده حل نشده در اداره آگاهی بود تا اینکه پس از مدتی، فرهاد که از اعضای باند سرقت از پمپ بنزین های پایتخت بود، بازداشت شد. پسر جوان در بازجویی ها علاوه بر اعتراف به شرکت در سرقت از پمپ بنزین ها، پرده از راز مفقود شدن نامادری خود نیز برداشت. او در بازجویی ها به مأموران گفت: پدرم به غیر از مادرم همسر دیگری به نام عاطفه داشت که در خانه ای مستقل از ما زندگی می کرد. گاهی اوقات
خانواده ها قربانی جرم زندانی خود می شوند
هیجان کاشی ها را می شمارد، به شماره 43 که می رسد، به نرگس می گوید، بعد از 43 چند بود؟ نرگس می گوید: 44... دوباره شمارش آغاز می شود و نرگس دوباره چشم هایش را به کاشی ها می دوزد... نرگس حالا چهار ماه است در خانه خاله اش، در ترمینال جنوب زندگی می کند، مادر و دایی اش را به جرم حمل مواد مخدر دستگیر کرده اند و پدرش نیز سال ها پیش ترکشان کرده، نرگس 15 ساله، باوقار و زیباست، اشکان را محکم به خودش می چسباند و
محاکمه جوانی که پدرش را کشت، به تأخیر افتاد
کوتاه من را تشویق کرد پیش پلیس بیایم و ماجرا را تعریف کنم، من هم با اعتمادی که به شوهرم دارم الان پیش پلیس آمده ام و راز برادرم را بازگو کردم. با این ادعای دختر جوان علی بازداشت شد و با توجه به گفته های خواهرش مجبور به اعتراف شد. او به مأموران گفت: من همیشه با پدرم مشکل داشتم و او من را کتک می زد، بعد که بزرگ تر شدم فهمیدم او افغان است و مادرم می گفت پدرم او را فریب داده و با هم ازدواج
حکم شرعی رحم اجاره ای چیست؟
بار هم که شده معجزه بغل کنی. و من آرزو دارم با کمک و همراهیِ زنی دیگر، بالاخره طعم خوشبختی را بچشم. روایت دوم: آمنه، زنی که قرار است مادر جایگزین جنین های راحله و همسرش باشد، سی و چند ساله به نظر می رسد و تر و فرز و سرحال است. متاهل است و یک پسر هفت ساله دارد. پنج سال قبل همسرش طی تصادفی، ضربه مغزی و خانه نشین می شود و آمنه برای تامین معاش و گذران زندگی، به پیشنهاد یکی از آشناها
فیاض: روحانی شوکه است/ آزادارمکی: رئیسی هم سوخت
بالا یعنی روحانیت تا کف آن یعنی زندگی مردم به چالش گرفته شد ولی این سه حادثه با هم یک تفاوتی دارد. در سال 88 و 96 گفتمان رقیب، گفتمانی است که فقر را توجه می کند، نگاه از نقد دولت و نظام سیاسی و عدم کارآمدی فضای سیاسی است. یعنی وقتی مهندس موسوی در مقابل احمدی نژاد قرار می گیرد، دقیقا می گوید سیستم تو کارایی کافی را ندارد. سال 96 هم کسانی که در مقابل آقای روحانی قرار می گیرند دقیقا همین حرف
افشای قتل نامادری پس از دستگیری در سرقت مسلحانه
شهروند| پسرجوان وقتی شنید زن دوم پدرش با مردان دیگری رابطه پنهانی دارد، در اقدامی هولناک دست به جنایت پنهانی زد. قاتل 2 سال این جنایت را پنهان نگه داشت اما وقتی به اتهام سرقت مسلحانه دستگیر شد، سکوتش را شکست و تا یک قدمی مرگ پیش رفت. روز 10 آبان سال 88 مرد میانسالی با حضور در اداره پلیس آگاهی اسلامشهر از ماجرای ناپدیدشدن زن دومش به نام حافظه پرده برداشت. ماموران درتحقیقات ابتدایی پی بردند
نقطه کور فیلمی برای آسیب شناسی پدیده طلاق
شرایطی است که تعداد تیزرها و ساعت پخش آنها در صدا و سیما مطلوب نبود. *نگاه غیرمنطقی به معظلات اجتماعی وی در پاسخ به سوال دیگر مبنی بر این که آیا پرداختن به موضوعاتی چون خیانت، نیاز امروز سینما و مردم ایران است؟ گفت: پرداختن به تمامی معضلات اجتماعی در سینما ضروری است، چون نپرداختن به آسیب ها به معنای نبود آنها نیست، البته قبول دارم نگاه به این موضوعات باید به شکلی منطقی باشد
کیهان و خوانندگان
شده در اول انقلاب و دیگر تروریست های جنایتکار و سوداگران مرگ همه پیام ایشان را بگیرند و به ایشان رأی بدهند. ولی ایشان همان کسی بود که در سال 58 در مجلس گفته بود که چوبه های دار را باید در نماز جمعه برپا کرد. شربتی * آیا یک شهروند عادی می تواند از نقض حقوق شهروندی که توسط دولت رخ داده است شکایت کند؟ رفتار گازانبری دولت با نقدهای مردمی و حتی نقد مراجع معظم تقلید این فرضیه را قوت می بخشد
تعبیر آیت الله وحید درباره تبعیت از رهبر انقلاب
بود که اینها طلبه هایی معمولی اند و سواد ندارند. مجتهد نیستند و حرف مجتهد مهم است. من یادم هست پدر امام موسی صدر آیت الله سید صدرالدین صدر وقتی روزنامه ای که خبر تیرباران آنها را چاپ کرده بود نگاه کرد، بلند بلند گریه کردند و همه مراجع و بزرگان ناراحت بودند. قتل کسروی با اجازه فقیه انجام شد رابطه نواب با علما چگونه بود؟ کدام یک از علما در جریان ترورهای فدائیان قرار داشتند؟
مرد طلا فروش گرفتار دزدان شمشیر به دست شد
کیلو و 200 گرم طلای یکی از مسافران را سرقت کرده و از محل گریخته اند. به گفته شاهدان راننده و دو نفر از مسافران تاکسی پس از این حادثه به بیمارستان منتقل شده اند. بدین ترتیب مأموران برای بررسی موضوع راهی بیمارستان شدند. مرد زخمی که سارقان یک کیلو و 200 گرم طلای او را سرقت کرده بودند در توضیح ماجرا گفت: من در شهرستان نقده مغازه طلافروشی دارم به همین دلیل هر چند ماه یک بار برای خرید طلا به
متهم: پسرمعتادم من را برای قتل تحریک کرد
بیرون آمدم و با همسرم درگیر شدم. وقتی درباره حرف های پسرم از لیلا سؤال کردم با پرخاشگری و بی اعتنایی جوابم را داد. به همین دلیل کنترلم را ازدست دادم و با چاقو چند ضربه به او زدم. او در آخرین دفاعش گفت: از قتل همسرم پشیمانم و از قضات دادگاه تقاضا دارم به خاطر دو فرزند خردسالم مرا ببخشند. نمی خواهم آنها برای همیشه در بهزیستی زندگی کنند. در پایان این جلسه هیئت قضایی برای صدور رأی وارد شور شد.
قاتل نامادری از مرگ فاصله گرفت
به پدرم خیانت می کند. متهم در خصوص قتل گفت: شب حادثه پدرم مبلغی پول برای خرجی داد و از من خواست آن را برای زینت ببرم. من که از قبل کینه او را داشتم، چاقویی همراهم برداشتم و به خانه زینت رفتم. بعد از آنکه وارد خانه شدم در مورد حرف های دوستم با مقتول صحبت کردم، اما او قبول نکرد و با هم درگیر شدیم. در آن درگیری با چاقو به او ضربه زدم و سرش را از بدنش جدا کردم. ترسیده بودم و برای اینکه کسی
دختر و پسر سارق اتهام را گردن همدست فراری انداختند
جایگاه قرار گرفت و اتهامش را قبول کرد. او گفت: ما گرفتار نقشه زیور شدیم که حالا خودش متواری است. سومین عضو باند هم در خصوص جعل اسناد گفت: تا حالا این کار را انجام نداده بودم و برای بار اول می خواستم تجربه کنم که ناموفق بود. از شاکی و دادگاه طلب بخشش دارم. در آخر هیئت قضایی وارد شور شد. منبع: روزنامه جوان 110
خواهر قاتل اسرار قتل در گاوداری را برملاکرد
اواسط سال 85به پلیس خبر رسید صاحب یک گاوداری و کارگرش به قتل رسیده اند. این گاوداری در حوالی شهریار قرار داشت و قاتلان در جریان جنایت وسایل گاوداری را به هم ریخته بودند و شواهد نشان می داد که این جنایت با انگیزه سرقت رخ داده است. هیچ کس از هویت عاملان جنایت اطلاعی نداشت و با وجود تلاش های پلیس هیچ ردی از جانیان به دست نیامد. در این شرایط پرونده قتل در گاوداری به بایگانی سپرده شد
پرونده 90 جلدی مدیران متخلف ثامن الحجج/ معاون نظارتی بانک مرکزی را داخل شعبه راه ندادند/ پرداخت سود 57 ...
طول 35 سال خدمت من تا حالا نبوده در هیچ موضوعی بانک مرکزی این میزان مسئولانه ورود کند. فارس: قبول دارید کار ساماندهی سپرده گذاران فرسایشی شد؟ احمدی: چاره ای نداشتیم. ببینید، در ابتدا که موسسه را تحویل گرفتیم 3 تا 4 هزار میلیارد تومان کسری داشت. موسسه یک سری سپرده ها را از افراد خاص گرفته بود و نرخ های سود 57 درصد، 54 درصد، 52 درصد و 46 درصد به حساب آنها واریز می کرد. این
بولتن سینما و تلویزیون: چوب زدن به سرزمین مادری در حراجی بیگانه/ بی عفتی و بی اخلاقی را نمی توان رفع ...
سینمای استاندارد دنیا را قبول دارم. برای همین است که کلینت ایستوود هنوز سرپاست و فیلم می سازد و فیلم خوب هم می سازد. همه جای دنیا آدم ها پیر می شوند اما ما در این مملکت به طرز بی رحمانه ای پیر می شویم! چوب زدن به سرزمین مادری در حراجی بیگانه سال 2007، مرجانه ساتراپی، طراح و کاریکاتوریست متولد رشت که حالا فرانسوی شده، اقتباسی انیمیشنی از کتاب های مصور خودش پرسپولیس انجام داد و با این
درخواست پدر سه قلوها از مسئولین
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، این پدر به نام خسرو سارانی ساکن روستای حاجی آباد گالیکش در شرق استان گلستان که پس از هشت سال، به یک باره صاحب سه فرزند پسر شده است، به مشکلات اقتصادی خود اشاره و خواستار حمایت و مساعدت مسئولان برای تامین مخارج فرزندانش شد.وی اظهار داشت: پس از گذشت هشت سال از ازدواج من و همسرم و نتیجه دادن درمان های مختلف برای بارداری، به لطف خدا از حدود 10 روز پیش صاحب سه فرزند پسر
ماجرای جوان 26ساله که 2 بارتا پای اعدام رفت
افسرنگهبان اسمش را صدا کند و برادر و خواهر و مادرش بعدازظهر سومین روز اردیبهشت، با خودروی سفید بیایند دنبالش و ببرندش خانه و تمام. 11 سال سختی و خستگی و شب زنده داری و اتاق امنیت و چوبه دار و خداحافظی ها و خدابیامرزها، تمام. تمام نه مثل داستان زندگی اش، نه مثل آن شبی که مهرداد رفیق شفیق اش را کُشت و هیچ وقت برایش تمام نمی شود. ایشالا آزادی همه. سیاوش ش... وسایلت را جمع کن. بیا آزادی. یالله. بعد
گروگان گرفتن زن و شوهر جوان به خاطر طلب 800 میلیون تومانی/ فرار عجیب قاتل پدر و دختر از طناب دار/ گفت ...
36 ساله دستگیر شد و به جنایت اعتراف کرد. پس از تکمیل تحقیقات پرونده، بازسازی صحنه جنایت و صدور کیفرخواست، متهم در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاصی اصغرعبدالهی و با حضور قاضی کیخوا -مستشار- محاکمه شد. رحیم هنگامی که در برابر قضات ایستاد گفت: برادرم با پیرمرد خیلی صمیمی بود. به همین دلیل مرا برای انجام کارهایشان به خانه شان برد و با پدر و دختر آشنا کرد. پیرمرد و دخترش
مادر شهید: با کت و شلوار به سوریه رفت، به من گفته بود به سیستان می رود/ موقع خداحافظی برگشت و گفت اینقدر ...
که خواست برود، ما منزل دخترم بودیم. 14 مهر ظهر بود که زنگ زد و گفت می خواهم به مأموریت بروم. من خودم وسایلش را جمع کردم. چند دست لباس و یک دست کت و شلوار برای او گذاشتم و قدری هم پسته و آجیل برای او خریدم. می گفت: دوست دارم وقتی سوار هواپیما می شوم شیک باشم. گفتم: صبر کن تا بیایم منزل، اما قبول نکرد و خودش به خانه خواهرش آمد. خیلی دوست داشتم او را با کت و شلوار ببینم. وقتی در لباس نظامی
روی خط آفتاب
چهارراه جمهوری رفتیم و کلی خرید کردیم. هنگامی که به صندوق مراجعه کردیم، مسئول صندوق کارت را به دستگاه کارتخوان زد، گفت: موجودی کافی نیست. به ایشان گفتم روز گذشته کارت ها را دریافت کردیم. در پاسخ اظهار داشت: هنوز فعال نشده! کاش بانک. .. قبل از واگذاری کارت ها ی اعتباری به موسسه ها، با فروشگاه ها ی مربوط هماهنگی ها ی لازم را انجام می داد تا خانواده ها وقت شان هدر نمی رفت. (4/3) 1812- آیا خط
برخی شوهران عشق را در زندگی می کشند
5 سال است که ازدواج کرده ایم. آن هم نه به آسانی بلکه با هزاران مشکل. چراکه بر اساس آشنایی قبل از ازدواج اقدام کرده بودیم. خانواده همسرم تعصبات دینی و فرهنگی خاصی را داشتند و پدر من هم کوتاه نمی آمد تا این که بالاخره با هم سر سفره عقد نشستیم. خدا می داند در آن لحظه چه فکرها و خیال های زیبایی از ذهن من می گذشت. فکر می کردم به تمام آرزوهایم رسیده ام وخوشبخت ترین دختر روی زمین هستم. انگار در خواب و
دانشجوی فیزیک که با عشق فیلم کارگردان شد
ایران آنلاین البته او تجربه سال ها دستیاری کارگردانی در سینمای ایران دارد؛ از کیومرث پوراحمد تا اصغر فرهادی. به طوری که فیلم آن قدر به دل پوراحمد نشست که او هم ترغیب شد در میزگرد فیلم شرکت کند. طبیعی است گفت و گوکردن با کیومرث پوراحمد چندان ساده نیست. به هر جهت خوشبختانه در عصر یک پنجشنبه بارانی این میزگرد برپا شد و حاصل آن پیش روی شماست. آقای بیگلری، بد نیست در ابتدا کمی به قبل برگردیم و سابقه آشنایی شما را
شعر/سوز عا شق اگر چه بیشتر است
تا نیامده رمضان عفو کن آبروم در خطر است منِ افتاده را بلندم کن جای افتاده گوشه ی گذر است بیشتر از همه گنهکارم بیشتر از هر آنکه دور و بر است این دلم سنگ شد قبول، ولی دل من خوش به چهارده نفر است جور من را کشیده است حسین کار کودک به گردن پدر است به همان لحظه ی غم انگیزی که پدر پیش پیکر پسر است به تنی که هزار پاره شده
دهه 40 سینماهای شمال شهر به فیلمفارسی پشت کردند/ سکوتِ نادر
خدا بود. همیشه سعی کردم خوب کار کنم و همه از دستم راضی باشند. وی ادامه می دهد: بعد از مدتی با خرید سینما نادر ، فعالیت خود را گسترده کردم و علاوه بر کارهای دیگری که انجام می دادم به عنوان واردکننده فیلم به کشور نیز تجربه کسب کردم. به خاطر دارم در آن سال ها از هندوستان فیلم به ایران می آوردم و در سینما نادر نمایش می دادم و به 25 سینمای دیگر نیز فیلم می دادم و از آنها کمیسیون می گرفتم. علاوه بر