غسل دادن شهدای مدافعان حرم مرا منقلب می کند - فاش نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
نامرد خواسته هایش کثیف بود - او از زنم خواسته بود ساعت 11 شب سر قرار برود!
به گزارش جام نیوز ، حدود ساعت 11 شب، در خانه مشغول تماشای تلویزیون بودم که ناگهان تلفن زنگ زد...افسر کشیک -غلامرضا سلطانی- پشت خط بود که خبر قتل یک جوان را می داد. نشانی محل قتل، خیابان پیروزی – بلوار ابوذر بود. بلافاصله آماده شدم و خودم را سریع به محل وقوع جنایت رساندم. صحنه قتل نشان می داد که جوانی بیست و چندساله با ضربات چاقو به قتل رسیده است. نیمی از بدن مقتول داخل جوی آب بود و نیم دیگرش روی
زنم عاشق خرید است ، دیگر او را نمی خواهم / در دادگاه خانواده مطرح شد
همین به خواستگاری او جواب مثبت دادم. رامتین مرد آرام و کم حرفی بود و در مدت کوتاه آشنایی مان هر چه می گفتم قبول می کرد. اما درست بعد از آغاز زندگی مشترکمان بود که متوجه اشتباهم شدم. رامتین مرد زندگی نیست و هیچ مسئولیتی را در زندگی مان نمی پذیرد. تمام بار زندگی روی دوش من است. از پرداخت قسط ها گرفته تا پس انداز پول برای خرید خانه، همه چیز به عهده من است. رامتین فقط
آلبرت انیشتین نابغه ای که فقط نابغه نبود!
او از وجود بچه بی خبر بوده. با این حال آن ها سال بعد از آن با یکدیگر ازدواج کردند. میشل زایکمن در کتاب دختر انیشتین نوشته این کودک در سال 1903 به دلیل بیماری مخملک مرده است. همه زن های زندگی آلبرت انیشتین و میلوا پس از ازدواج صاحب دو پسر به نام های هانس آلبرت و ادوارد شدند. با گذشت زمان، انیشتین از همسر خود فاصله گرفت. البته بسیاری معتقدند آلبرت زمانی که از خانه دور بود
پیمان قاسم خانی : وقتی شنیدم که سروش جدا شده خیلی ناراحت شدم
مارمولک را به تهیه کنندگی آقای منوچهر محمدی انجام دادم و خدا را شکر که همکاری خیلی خوبی داشتیم. در اولین تجربه کارگردانی ات توانستی با خوب، بد، جلف بترکانی. (خنده) خیلی خوبه! خوشم آمد... بگو... بگو... (خنده). ما روزهای آخر اکران خوب، بد، جلف را پشت سر می گذاریم و خدا را شکر که مردم این فیلم را دوست داشتند و راضی از سینما بیرون آمدند. این بهترین اتفاق بود و توانست مرا خوشحال کند
رسوایی در پارتی
از ترس اینکه دوستان با کلاسم مرا عقب مانده و امل بدانند به همراه آنان به پارتی مختلط رفتم و به اصرار شرکت کنندگان حجابم رابرداشتم غافل از اینکه کسی فیلم مرا گرفته و... دختر جوانی که مورد اغفال دوستانش قرار گرفته و بد پوششی و حرکات نامتعارفش در یک پارتی فیلمبرداری شده به مددکاران مرکز مشاوره پلیس اصفهان گفت: من در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدم و تنها فرزند خانه هستم و به همین خاطر بسیار
پسر جوان، 13 سال زیر تیغ!
بازی بودم با شنیدن سر و صدای دوستانم که در بیرون از باشگاه دعوا می کردند بیرون دویدم. برای اینکه آنها را از هم جدا کنم وارد معرکه شدم اما یکی از دوستانم با میله ای فلزی قصد حمله به من را داشت که عصبانی شدم و با چاقویی که در جیبم بود ضربه ای به او زدم تا مانع حمله اش شوم و بعد هم از آنجا فرار کردم. چند روزی در خانه عمه ام بودم که شنیدم او مرده است. بدین ترتیب عامل قتل پسر جوان در شعبه 71
سرنخ تازه در ماجرای قتل نگهبان خیریه +عکس
دلایلی مدتی فعالیتش متوقف شده بود، اما مدیر خیریه خودش دوباره فعالیت آنجا را از سر گرفت. مدرک کارشناسی ارشد روان شناسی مثبت گرا دارم. سال 86 با توجه به مخالفت خانواده ام با پزشکی که از همسرش جدا شده و فرزندی داشت، ازدواج کردم. خانواده ام مدام از من می خواستند از او جدا شوم، اما من به خاطر علاقه ام به آن مرد ماندم و به زندگی ام ادامه دادم. وی افزود: حتی مرا تهدید کردند اگر صاحب فرزند شوم
اگر قلب انسان بمیرد تمام درها به رویش بسته می شود
بزرگی ظلمی که به خودم کردم کاری به دیگران نداشتم وارد میدان ظلم به شخص خودم شدم شدم ظالم اما ظالم به خودم و این ظلم هم سبب شد دلم مرد، خب دل هم که بمیرد انسان دیگر راهی به هیچ خیری به رحمت الهی، لطف خدا به احسان پروردگار ندارد. یا اینکه قلب را بی غذای مناسب با خودش بگذارم از گرسنگی بکشمش، یا نه غذای مسموم بهش بدهم که آن غذای مسموم قلب را بکشد این ظلم است، ببینید برادران، خواهران این ظلم
کلاهی که نهال از رهبر خواست
مهدی بودم، دیدم که برادرشوهرم آمد دم خانه ما. خیلی تعجب کردم چون هیچ وقت بدون زن و بچه اش نمی آمد. گفت: زودباش بچه ها را آماده کن برویم خانه پدرم مهدی را آورده اند، مهدی زخمی شده... چه حسی پیدا کردید؟ باورکنید من این جمله را شنیدم اما اصلا ناراحت نشدم. چون وقتی مهدی می رفت حساب همه این ها را با خودم کرده بودم. بلند شدم بچه ها را حمام بردم، حتی برادرشوهرم اعتراض کرد که چرا در این
دو شهید استان کهگیلویه و بویراحمد که در یکم تیرماه به شهادت رسیدند+جزئیات
/> هیچوقت ناراحت نباشید و جامه سیاه نپوشند زیرا سودی ندارد و اما از عمویان عزیزم خواهش دارم که هرگاه اشتباه و گناهی از من سر زد امید است که بنده را ببخشند و از تمام مردم تنگ سپو می خواهم که اگر بدی از من دیده اند مرا به بزرگواری خودشان ببخشند و همه آنها را به خدای بزرگ می سپارم . برادران عزیزم را به مدرسه روانه کنید تا اینکه با علم کافی و دانش تقوا راه سلام و صحیح را پیدا کنند . والسلام
قلبم سرخ است و امیدوارم روزی به تیم محبوبم برگردم
و عشق به پرسپولیس آمدم و اگر می خواستم برای پول راهی کشورهای عربی شوم، 2 سال پیش و پس از اتمام سربازی ام این کار را انجام می دادم چون در آن مقطع هم پیشنهادات خودم را داشتم. می خواستم پیشرفت کنم و به همین خاطر به پرسپولیس آمدم الان هم که به قطر می روم ثابت می کنم که این طور نبوده که من بگویم فقط می روم پول می گیرم و یکی دو سال بعد دوباره برگردم. هافبک الخور قطر در واکنش به این مسئله که
دختر 19 ساله آرایشگر، پشیمان از رفتار کثیف خود - والدین مقصر بودند
تهمت می زد. به همین خاطر 3 روز بعد از برگزاری مجلس عروسی تقاضای طلاق دادم اما همسرم مدعی بود که اعتیادش را ترک می کند و دست از آزار و اذیت من برمی دارد، به همین خاطر مدتی صبر کردم ولی در رفتار و کردار او هیچ تفاوتی حاصل نشد. این بود که 3 ماه بعد، از او طلاق گرفتم و به خانه پدربزرگم رفتم ولی آن ها مرا نپذیرفتند. حیران و سرگردان راهی منزل عمویم شدم تا این که دوباره همسر سابقم به سراغم آمد و
عاقبت تلخ رابطه نامشروع | زن شوهردار با دوست پسرش از خانه فرار کرد و...
اینکه یک روز در پارک با پسر جوانی آشنا شدم. ساسان همسن و سال خودم بود. او جوانی شاد و شوخ طبع بود و خیلی زود مرا دلبسته خودش کرد. فکر می کردم خصوصیات او خیلی نزدیک به من است. خوشبختی ای را که با همسرم نداشتم در کنار او به خوبی حس می کردم. چند ماهی از ارتباط ما گذشته بود که ساسان پیشنهاد کرد از خانه فرار کنیم و جایی برویم که هیچکس دستش به ما نرسد. اول راضی به این کار نشدم اما او آنقدر اصرار کرد و
نمی دانم چه زمانی قرار است قدیمی شوم
حضورم در محضر آقای جاهد به خاطر خواسته های پدرم بود. در ادامه آرام آرام به ساز نی علاقه مند شدم و تا سال 77 نزد آقای جاهد ماندم. سپس برای دوره تکمیلی ساز نی به کلاس های استاد محمدعلی کیانی نژاد رفتم و این کلاس ها تا سال 82 ادامه داشت. بعد از آنکه دیدم درزمینه آموزش ساز، دیگر چیزی برای یادگیری باقی نمانده، استاد کیانی نژاد هم در اصطلاح نوازندگی من را تأیید کردند؛ بنابراین از آن زمان خودم به تنهایی
رابطه زن شوهردار با پسر مجرد به خونریزی ختم شد
پلیس افتاد. او در گفت وگویی، جزئیات بیشتری از حادثه را بازگو کرده است. آخر عشق تو به کجا رسید؟ دارم اعدام می شوم. چند سال داری؟ از کی به تهران آمدی؟ 23 ساله هستم. هفت سال پیش به تهران آمدم و در یک رستوران مشغول کار شدم. پسر عمویم رحیم مرا به تهران آورد.به خاطر وضعیت مالی نامناسبی که داشتم، برای کار به تهران آمدم. من سومین فرزند خانواده هستم و سوم دبیرستان
فرازهای جانسوز دعای ابوحمزه ثمالی با نوای حاج میثم مطیعی(بخش چهارم)
به نیکی و تکرار کننده آنی، نام هایت مقدس، و ثنایت عظیم، و رفتارها و کردارهایت کریمانه است، خدایا، فضلت گسترده تر، و بردباری ات بزرگ تر از آن است که مرا به کردار ناپسند و خطاکاری ام بسنجی، پس گذشت نما، گذشت نما، گذشت نما، آقای من، آقای من، آقای من. ما را به ذکرت مشغول کن، و از خشمت پناه ده، و از عذابت نجات بخش، و از مواهبت روزی کن، و از فضلت بر ما انعام فرما، و زیارت خانه ات، و زیارت
نائب قهرمان وزنه برداری معلولین جوانان آسیا: برای خط خوردنم هیچ دلیل موجهی نبود
معلمین من در مدرسه گفته بودند که وزنه برداری برای من بسیار سخت است و پزشکان هم وزنه برداری را برای کسانی که مشکل نخاعی دارند توصیه نمی کنند. ولی ادامه دادم و به حرف کسی گوش نکردم. اولین اردوی من در سال 91 برای مسابقات کره جنوبی بود و حدود دو ماه در اردو بودیم و آمادگی لازم را کسب کردیم و حدود یک هفته قبل از مسابقات، تیم ایران به مسابقات اعزام نشد و ما به خانه برگشتیم. وی افزود: تمرینات
دختر خاله ام می خواهد از ارتباط های من با همکارانم به شوهرم بگوید و ...
بی انگیزه بود اما من دختری پر هیجان بودم و دوست داشتم به تفریح و گشت و گذار بروم. پدر ومادرم وقتی فهمیدند علاقه ای به او ندارم، مراسم عروسی را به راه انداختند تا شاید با زندگی زیر یک سقف به یکدیگر علاقه مند شویم. با این وجود من همه خواسته ها و هیجاناتم را سرکوب می کردم تا در کنار مهرداد زندگی کنم. چند سال بعد وقتی از بارداری ناامید شدم بهانه خوبی یافتم و از مهرداد جدا شدم ولی دیگر جایی در خانواده
اسناد مربوط به فیلم تقطیع شده 28 مرداد 1332
عنوان فیلمی نادر، منتشر شده توسط سیا از ورود آیت الله کاشانی به همراه زاهدی و نمایندگان آمریکا و انگلیس به ویرانه های خانه دکتر مصدق یک ساعت بعد از پیروزی کودتا در فضای مجازی منتشر شد. سپس در ادامه این سناریو، وزارت خارجه آمریکا اسنادی از سازمان سیا را منتشر کرد که در آن ادعا شده آیت الله کاشانی در کودتای 28 مرداد 1332 نقش داشته است . از این رو پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی
قهر و آشتی زندگی مشترک را چطور مدیریت کنیم؟
نمی توانست پدرم را متقاعد به انجام کاری کند، چند روزی قهر می کرد و بعد پدرم گوش به فرمانش می شد. حالا من هم اگر چند روزی محلش نگذارم، بی تردید به خودش می آید و به انجام خواسته های من رضایت می دهد. بسیاری از افراد، عادت به باجگیری عاطفی دارند، به این معنا که با توسل آگاهانه به قهر سعی می کنند به اهداف کوچک و بزرگشان دست یابند. الگوبرداری از رفتار دیگران بخصوص والدین یا زندگی با افراد
زندگی و دیگر هیچ / اهل رودبارم هموطن پدر ومادرم را می شناسی ؟
بودم که یکی از بچه ها که بزرگتر بود گفت خوش به حالت پدر ومادرت آمدند.صاحب پدرومادرشدم. زن وشوهری اهل فیروز آباد استان فارس .من شدم فرزند خوانده زوج بی فرزندی که مرا مثل یک پدرو مادر واقعی تر وخشک کردند. بزرگ کردند روانه مدرسه اش کردند موقع سرباز ی پشت سرش آ ب ریختند و بعد روانه خانه وزندگی اش کردند. پدر ومادر ی که خیلی دوستشان دارم .اما من هم رویایی دارم. رویایی که 27 سال است با من است و هر شب در
خداحافظی عالیجناب لینکلن
. پیداکردن گوشه دنج سر صحنه مهم است. برای من تبدیل به انسان دیگری شدن همیشه با لذتی ناب همراه بوده است... تقصیر من است اگر هر چیزی در مورد شیوه کار من می گویند زیرا هرگز در مورد آن حرف نمی زنم اما این تعمد به خاطر مرموز جلوه دادن خودم نیست. فقط فکر می کنم هر بازیگر در هر سبکی که پرورده شده باشد، شیوه خاص خودش را برای نزدیکی به شخصیت و ریتمی متفاوت برای کارش دارد و این مراحل آن قدر شخصی و مبهم هستند که
قهرمان دوران من
خودم می گفتم عجب کاری کردم که آمدم. به نزدیکی روستایی رسیدیم که محل استقرار عراقی ها بود. وقتی رسیدیم تقریباً هوا روشن شده بود. چمران مرا صدا کرد. تپه مانندی بود. گفت سریع نگاه کن ولی سرت را خیلی بالا نیاور! فاصله مان خیلی کم بود. حتی می شد صدای عراقی ها را شنید. دیدم آن طرف در خانه های خشتی پر از نیروهای عراقی است و کلی ضد هوایی و تانک و ... یک لحظه همه بدنم یخ کرد. آمدم پایین و در بهت بودم
قتل پدر و مادر با گاز پیک نیک!
/> سرانجام ساعاتی بعد از کشف جسد معلوم شد او در خانه یکی از اقوامش پنهان شده که او را در آنجا دستگیر کردند. متهم به قتل شیشه ای با انتقال به اداره جنایی پلیس آگاهی ویژه غرب استان تهران بازجویی شد و به قتل والدینش اعتراف کرد. او به افسر تحقیق گفت: شیشه مصرف کرده بودم و در حال خودم نبودم. با پدرم دعوا کردم، عصبانی شدم. با برداشتن گاز پیک نیکی از آشپزخانه سراغ او رفتم و با زدن
رمزگشایی از قتل نگهبان خیریه با یک پیامک
احتمال زیاد اشرف و شهروز از جریان حادثه خونین با خبرند، مأموران آنها را به عنوان مظنون حادثه بازداشت کردند. صبح دیروز، دو متهم برای بازجویی به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شدند. اشرف در تحقیقات گفت: من کارشناس ارشد روانشناسی دارم. چندین سال است که در مؤسسه خیریه کار می کنم. چند سال قبل با مرد پزشکی آشنا شدم. او زن و یک پسر داشت، اما از من خواستگاری کرد و من هم قبول کردم و زن دومش شدم. وقتی
دستگیری زورگیران شب رو مشهد
دستگاه پراید با سر و وضعی آشفته و مضطرب وارد کلانتری سپاد شد و از یک ماجرای زورگیری پرده برداشت. این مرد به ماموران انتظامی گفت: ساعتی قبل از منطقه خین عرب مشهد عبور می کردم که 2 مرد و یک زن جوان ملتمسانه از من خواستند تا آن ها را به صورت دربستی به اطراف میدان سپاد برسانم. من هم آن ها را سوار کردم و به راه افتادم. ابتدا به نحوه گفتار و حرکات آنان داخل خودرو مشکوک شدم ولی وقتی عنوان کردند که اگر
4 دلیل برای رد ادعای سازمان سیا در رابطه با نقش آیت الله کاشانی در کودتای 28 مرداد 1332
نقش داشته است. برای این منظور ابتدا ویدئویی با عنوان فیلمی نادر، منتشر شده توسط سیا از ورود آیت الله کاشانی به همراه زاهدی و نمایندگان امریکا و انگلیس به ویرانه های خانه دکتر مصدق یک ساعت بعد از پیروزی کودتا در فضای مجازی منتشر شد. سپس در ادامه این سناریو، وزارت خارجه امریکا اسنادی از سازمان سیا را منتشر کرد که در آن ادعا شده “آیت الله کاشانی در کودتای 28 مرداد 1332 نقش داشته دارد”. از
سفره کوچکم را با نیازمندان تقسیم می کنم
به کمیته امداد معرفی می کند و می شود مددجوی آنجا، از آن روز روی دیگر زندگی، خودش را نشان می دهد: از کی تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفتی؟ از سال 70 به عنوان زن بد سرپرست چه کمکی می گرفتی؟ اون موقع چیزی به اسم یارانه نبود، سهام عدالت بود و یه حقوق ماهانه چقدر؟ چهار نفر بودیم فکر کنم 200 تومان در ماه پاتوقش می شود امامزاده ای حول و حوش خانه
محجوب: عضو دولت در سایه بودم/ مطهری عزت مجلس است
با خانم جلودارزاده همکاری نکردند، امسال هم این اتفاق رخ نداد. یعنی وقتی یک خانم با رای فراکسیون زنان معرفی می شود باز هم روی او برای رای دادن حتی از سوی نمایندگان زن وفاق وجود ندارد؟ من نمی دانم که چه چیزی رخ داده است هر چند امسال تلاشی نکردم اما سال گذشته وقتی با خانم ها صحبت کردم تعدادی جواب منفی به من دادند می گویم خود زنان همکاری نکردند. برای مثال کاندیدای امسال فقط از من
تهیه کننده اول بن بست تهیه کننده GEM بود/ فیلمم را توقیف می کنند برای اینکه قهرمانش سپاه بود
کامیون می ریزند. همه این ها در سینمای امروز و تصویر معنا دارد. چه اصرار داری زن و مرد را عین گوسفند بریزی، بعد در کامیون پلان قبلی را نشان بدهی که کامیون گوسفندها را می برد. پس آدم و گوسفند در این مملکت یکی است. بعد تلویزیون سرتاسری نشان می دهد. صبح تا شب علیه سینمای آمریکا فحش می دهد. رهبر انقلاب می آید راجع به آمریکا می گوید. بدی و دشمنی را می گوید. کات یک فیلم آمریکایی. این یعنی چه؟ من عقب