فرق یک مرد با یک گربه چیه؟؟؟؟؟ - خبر نو
سایر خبرها
دستت را بذار رو دیوار!
تاریکی جنگل، رو به عقب می آمد که یکهو، پایش خورد به سنگی، کلوخی یا تنه افتاده درختی، بعد هم نقش بر زمین شد، بسیجی فکر کرد چوپان خیز رفته و پشت درخت، جان پناهی برای خودش گرفته و حالا می خواهد تلافی کند، اسلحه را به طرف جایی که چوپان آنجا خیز رفت، گرفت، بعد هم چند تیر به نزدیکی های او شلیک کرد. وی بیان می کند: تا صدای تیراندازی را شنیدیم، به همراه مربی های دیگر از ساختمان پریدیم بیرون، به طرف
آن قدر خندیدم که دهنم پاره شد
خداداد عزیزی که به دلیل ماه رمضان مدتی حضورش در برنامه خندوانه را به تعویق انداخته بود در نهایت چند روز پیش برای حضور در این برنامه به تهران آمد و به همراه مهدی هاشمی نسب به استودیوی برنامه پربیننده رامبد جوان رفت. خداداد که فکر نمی کرد این برنامه اینقدر خنده دار باشد در گفت وگو با گل خاطرات حضورش در برنامه خندوانه را قبل از پخش تلویزیونی بیان کرد. از حضورتان در برنامه خندوانه برای مان
سیل تابستانی خانه ،جاده و مسافران را برد
بالاتر کنده و اینجا آورده است و با فشار به زمین کوفته نگاه کنید چه گودال عمیقی درست کرده... درست می گوید: کف رودخانه چنان گودال بزرگ و عمیقی ایجاد شده که گویا شهاب سنگی به زمین سقوط کرده است. پسر جوانی که اهل یکی از روستاهای سولقان است با تاسف سری می جنباند و زیر لب زمزمه می کند: آن وقت می گویند 10 نفر مرده. 10 نفر؟ خنده دار است. فقط همین جا کلی مرده یا مفقود شده اند. البته با همه اینها مشکلات
ماجرای عجیب پرواز 3737 شرکت آسمان در فرودگاه آبادان!
صبح کارون/ پرده ی اول: ساعت نزدیک یک بعد ازظهر چهارشنبه ی هفته ی گذشته بود که همسرم با تلفن بهم اطلاع داد از دفتر هواپیمایی زنگ زده اند و اس ام اس داده اند که پروازش سه ساعتی تأخیر دارد. نمی خواد به خاطر پروازم زود بیای خونه. حسابی خوشحال شدم! با این تأخیر می تونستم دیگه ساعت سه ظهر راه نیفتم همسرم رو ببرم فرودگاه! ظهر رو بخوابم و سر کیف، ساعت شیش عصر برسونمش فرودگاه. سر ساعت شیش و نیم
"راز خوشبینی هاشمی به مذاکرات"
hashemirafsanjani.ir - خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی در حاشیه نگاری مراسم افطاری اصحاب هنر و رسانه با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشت: از 27 تیرماه 67 تا 23 تیر 94. فاصله 27 سال نیست. فاصله یک جمله است. همان جمله معروفی که هاشمی دو ماه بعد از پذیرش قطعنامه گفت. به فرماندهان سپاه. هاشمی آن روز گفت. انقلابی گری، کلّه شقی نیست!. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، متن کامل این حاشیه نگاری بدین شرح است: شامگاه
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (75)
مرتیکه! 12. ولی خدا اون روز رو نیاره مک دونالد تو ایران شعبه بزنه. تا چند سال کل اینستاگرام میشه خوردن و خوابیدن ملت در مک دونالد با ذکر لوکیشن. 13. شما وسط خیابون وایسا به آسمون نگاه کن. کم کم یه صف طولانی به آسمون خیره میشه که نکنه یه چیزی بیاد و اونا بی نصیب بمونن. مردم عاشق صف و شلوغی. 14. دو تا شبکه به اسم های افق و بازار هست، این قدر مخاطبش کمه که وقتی می زنی
آزار خیابانی در سه روایت...
کنم با اونه. رومو برگردوندم بهش نگاه کردم، تو چشای من زل زد و دوباره همون حرفا رو تکرار کرد: قول میدم بهت خوش بگذره. همه چی هست. شوکه شده بودم که این داره چی میگه؟! نمی دونستم باید چی کار کنم. بارها شده بود که توی خیابون مزاحمم شده بودن، بهم متلک گفته بودن یا اینکه اومده بودن جلو با لحن مودبانه ی مسخره ای که از صد تا فحش هم بدتر بود گفته بودن خانوم می تونم چند دقیقه وقتتون رو بگیرم؟ . ولی این مدلیش
صف افراطی های انحصار طلب برای مدیریت در فارس/ چند کلام حرف حساب با افشانی
سیدمحمد احمدی تا روز آخر بودند اما حرص و طمع پست و مقام باعث شده است تا به احمدی پشت کنند و خود را یار دولت و استاندار جدید بخوانند. دسته بعدی، آن هایی هستند که در دوران احمدی صندلی مدیریتی نصیبشان نشد و حالا می خواهند با افشانی بخت خود را بیازمایند. گروه سوم هم کسانی هستند که از قِبَل الطاف خاص احمدی، پستی نصیبشان شده و نمی خواهند به هر قیمتی صندلی را واگذار کنند و پیش پیش به افشانی خوش آمد می
زامبی شناسی در فضای مجازی
بین زامبی های آریایی باستانی و زامبی های اوپوزیسیونی و مبارز راه آزادی نیز وجود دارند که عملکرد آنها هم از اسم شان پیداست! اما وحشی ترین نوع این موجودات علاوه بر حملات مجازی، در دنیای واقعی نیز تهدیدات خود را با اسیدپاشی، چاقوکشی و یا ضرب و شتم اجرایی می کنند! گونه سرخوش و بی آزار این زامبی ها نیز زامبی های عذب و مجرد هستند که شب های جمعه به پیج بازیگران خاص(!) می روند و با گذاشتن کامنت های
جایگاه خواب یا رؤیای صادقه
، و اگر نافرمانی ام کنید خداوند به دوزختان خواهد برد. گفتند: بهشت و جهنم چیست؟ پیامبر خدا بهشت و دوزخ را برایشان توصیف کرد. گفتند: چه وقت ما به آنجا خواهیم رفت؟! فرمود: بعد از مرگ! گفتند: ما مرده هامان را دیده ایم که استخوانشان پوسیده و خاک می شوند! و بدنبال این گفتگو بود که مردم بر تکذیب آن پیغمبر بزرگوار افزوده و او را هرچه بیشتر خوار شمردند، خدای عزوجل
ببیند آقای محترم....
. . . بهش میگن : اسم شاعرتوی این بیت اومده میگه : آره فهمیدم " جواد نکونام " بابای غضنفر فوت می کنه ، بهش میگن : مراسم می گیری ؟ ؟ ؟ میگه : نه ، میریم مشهد ببینید آقای محترم 7575 که هر روز واسه نامزدم پیام می فرستی ، اگه یه بار دیگه مزاحم بشی من می دونم و تو . . . مگه خودت ناموس نداری ؟ ؟ ؟ خوبه منم هی زنگ بزنم 700 با اون خانومه صحبت کنم ؟ ؟ ؟
میزگردی داغ با موضوع قطعنامه
توسط آمریکا علیه جمهوری اسلامی و به صورت ناعادلانه تصویب شده ما نمی توانیم بپذیریم، این اولین موضع گیری رئیس جمهور وقت بود . دو روز بعد یعنی اول مرداد 1366 ، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، آقای دکتر ولایتی مصاحبه می کنند و می گویند این قطعنامه، قطعنامه صلح نیست و در آن متجاوز مشخص نشده، شرایط صلح در آن گنجانده نشده و در آن تضمینی برای عدم حمله مجدد صدام به ایران وجود ندارد، از این رو
دانشمندان در استند بای/ اجازه بازرسی هر زمان، هر جا؛ هیچوقت/ مانور موشکی پاسخی به زیاده خواهی
!!!!!! برو حاجی یارانه اتو بگیر تا سر ماه خوش باش...... - نمایندهای مردم در مجلس باید به دقت متن توافق رو مطالعه کنن تا اگه توافق رو قبول یا رد کردن همیشه سر بلند باشند نه سرافکنده - سهراب: دقیقا همان استراتژی خلع سلاح هسته ای و موشکی عراق و لیبی هست که دارن درباره ایران اجرا می کنن! شک نکنید در سالهای آینده بخصوص با حفظ ماشه اتوماتیک می زنن زیر این توافق به بهانه موشکی و بعد
دو داستان متفاوت از فرزندخواندگی به قلم دو مادر
مادری وقتی یاد گرفت هر غذایی رو با یک دست و فقط با یک قاشق آن هم به صورت سرپایی بخوره، از دانشگاه مادری در رشته زندگی با یک دست فارغ التحصیل می شه و اون وقته دوباره می تونه چنگال را در آغوش بگیره! همه مادرها بعد از چند هفته اول که بچه دار میشن یاد می گیرن که برای دستشویی باید از قبل برنامه ریزی کنن! باید بچه را شیر داد، آروغ گرفت، پوشکش را عوض کرد، آرام کرد، سرگرم کرد و بالاخره او را
نگاهی به نقش رزمندگان سمنانی در عملیات رمضان
راه را که نرفتن اگه می رفتن اینها را هم با خودشون می بردن بعد اومدیم رفتیم اون طرف خاکریز و به یه جای دیگه ای نگاه کردیم دیدیم اونجا هم عراقی ها هستن خیلی کم البته نه زیاد یک حالت خط پدافندی نبود بعد توی خط خودمون هم چیزهایی ریخته بود که این نشون می داد واقعا صحنه ،صحنه عقب رفتن بود در عوض اگه می خواستیم جلو بریم چندتا نیرو می زاشتن و اینها. ما به یکی از بچه ها گفتیم دیروز تو رفتی عقب
نهنگ عنبر ؛ کمدی محبوب، هجونامه ای توخالی یا بیانیه ای سیاسی اجتماعی؟
شده و راهی آمریکا می شود تا برای همیشه رویایی از دست رفته برای این خانواده متوسط به وجود بیاورد. ارژنگ که سند هویت مندی خود را یعنی مادرش را از دست رفته می بیند و تنها از او شبحی بر زیر مجسمه آزادی به همراه دارد، از دختر بچه کوچک که عشق و جوانه های امید در دل اوست می پرسد :( تو که هیچ وقت آمریکا نمیری؟) و بیم این را دارد که این امید و جوانه های خوشبختی و کامیابی با او خواهد ماند و به
آمریکا به دنبال فلج موشکی ایران/ دست ایران روی ماشه می ماند
تو هشت سال باید کار رو تموم میکردند پاسخ 18:51 یکشنبه 28 تیر 1394 ناشناس در پاسخ به "ناشناس" ... آهان حالا فهمیدیم پس قرار بود هرچی اونا میگن ما بگیم چشم...ملت رو چی فرض کردید؟ پاسخ 19:38 یکشنبه 28 تیر 1394 ناشناس در پاسخ به "ناشناس" ... اصلا مگه این آقایون اجازه داشتند درباره موشک مذاکره کنند؟هزار بار رهبری گفتند که فقط هسته ای.اینا چرا اینجوری کردند
بالاترین حالات در پیش خدا
کرده بودیم و هم سالم بودیم برای اینکه روح سالم در بدن سالم است. آن وقت ها تاکسی و غیره نبود و آقای بازاری نیم ساعت قبل از خانه حرکت می کرد و به بازار می رسید و بعد هم نماز ظهر و عصر را در بازار می خواند و مثلاً شب قدم زنان به خانه می آمد. هم راه رفته است و هم احتیاج به کسی نداشته است. اما حال این ماشین های آخرین سیستم هست و هرکه هرچه بتواند تجمّل گرایی می کند و این تجمل گرائی ها حرام است.
یعنی مرررررررردم ازخنده...
دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین ♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦ یه بچه خوشگله ریش بزی میذاره ، گرگه میاد میخورتش ♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦ یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی میگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه میگه و میخنده .... سومی میگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم
دستمزد مجریان تلویزیون چقدر است؟
دریافتی را دارند، 50 هزار تومان رقمی است که به مجریان تازه وارد پرداخت می شود. هیچ وقت به حقوق ما معلمان نمیرسه!!!! میگید نه بیایید ببینید. .. شما که میگید معلما همه سال تعطیل ان شما بیا یه هفته برو سره کلاس بعد نظر بده دوما معلمای دبیرستان کلاس خصوصی دارن که اگه حقوق ها درست و حسابی بود وقت معلم تلف نمی شد و پول تو جیب اولیا می موند معلمان حقوق کمی دارند.ولی
وقتی امیر کاظمی برای کمک به همسرش جارو می کشد!
تیم را توضیح دادند باز هم من می پرسیدم لیلی زن بود یا مرد! (با خنده) اصلا تا به حال بازی های این دو تیم را دنبال نکردی؟ من اصلا تا به حال فوتبال نگاه نکردم! فقط یک بار بازی آخر جام جهانی را تصمیم گرفتم ببینم اما این قدر راحت خوابم برد که آن بازی را ضبط کردم و شب هایی که مسافرت هستم یا جایی که خوابم نمی برد نگاه می کنم و راحت می خوابم. فوتبال به نظرم مثل قرص خواب است.
90/ داورزنی: بزنم به تخته چشم نخوریم!
کودکان متحول شده بود و می گفت: خودتان قضاوت کنید، در یک اتاق کوچک، یکی می خندد، دیگری گریه می کند، یکی شاد است دیگری حوصله کسی را ندارد و... فکر کنید با این همه تفاوت یک مربی برهمه آنها مدیریت کند و بخواهد نقش مادری را بازی کند، واقعا سخت است. دیدن بچه های بی سرپرست یا بد سرپرستی که بناچار تو یه محیط بسته ، دنیای قشنگ خودشون رو محدود کردند به چند تا اسباب بازی و تاب و سرسره آدم را بهم می ریزد. از
مسکن رونق می گیرد
من تو بنگاهم درشمال تهران کلی کار دارم باین چند نفری تو نوبتند و مالک اصلیند فروشنده 40% زیر قیمت منطقه هستند باید قولنامه بنویسم دلال شناسه 220943 شاید توی دهات شما ، اریکه توی سعادت آباد باشه!!! من یه خونه کلنگی تو سعادت آباد پاییندتر از اریکه دارم ، میخری؟ اصلا تو حد و اندازه تو هست ؟ 60٪ زیر قیمت هم بدم تو باید توی خواب ببینی که پولشو داشته باشی بچه جون برو دنبال توپ
آخرین مصاحبه طلبه سیرجانی پیش از بازداشت
داریم و اینها حتی عکسی از غذا درست کردن من روی بخاری برقیها گذاشتن تو شبکه هاشون و گفتن که این طلبه برق داره و از خود نظام است ببینید نظام بهش برق دادند! در واقع دشمن حرکت من رو به نفع نظام میداند که بد گوئی میکند و موضع میگیرد. حرف آخر طلبه سیرجانی: ببینید طلبه هایی که حرف من رو میشنون آقا واقعا مرد باشیم پای این حرف واییستیم 10 تا طلبه 20 تا 50 تا طلبه که این حرف دادستان رو شنیدند