سایر منابع:
سایر خبرها
علی پروین این طوری به منتقدانش پاسخ داد!
موبایل از خط ایرانسل کد OZV PNEWS را به شماره 8282 ارسال کنید نظرات 1 2 +25 [23] m محمودجنتیم که یارثابت پرسپولیس بوده وهست(خوردبین) نقل قول 2015-07-24 17:47 +25 [22] saman نقل کردن کریمی 88888: هیچ غلطی هم نکرد شما که طرفدار علی کریمی هستی و منم هستم،همین علی کریمی رو علی سلطان اورد تو فوتبال... پر افتخارترین مربیه پسر
برام جشن طلاق می گیری؟!/دانش آموز شهیدی که با کتاب درسی اش تفحص شد
اون در زدن بالاخره تونستم یه نوبت دکتر متخصص در یکی از درمانگاه های به اصطلاح و مثلا و ظاهرا مدرن توی شیراز بگیریم پدر و مادرم خوشحال بودند که من را پیش یه دکتر متخصص و به نام میبرند صبح ساعت 9 راه افتادیم به سمت شیراز بابای کارمند یه جایی تو شیرازه پس روزه بود و من هم از این که بابام همراهم هست خوش حال بودم قرار شد کارهای حساب داری رو ساعت12-11 انجام بدیم. چشمتون روز بد نبینه...
زنان بالکان تاسکا جولز کتاب شد
1394/4/30 - 08:48 473742 به گزارش خبرگزاری شبستان ، زنان بالکان اقتباسی از نمایش نامه زنان تروآ است که به مسائل ناشی از جنگ میان صربستان و بوسنی می پردازد . در بخشی از این اثر چنین آمده است: والکو شونزده، مرد روی اون دودی که به خونه هاتون رسوخ کرد سوار بودن تا کل روستا رو بگردن و بگردن تا زمانی که عدالت اجرا بشه. والکو وقتی یه نفر یه دروغ گنده می گه، فوران فشار و استرس بهش
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (75)
مرتیکه! 12. ولی خدا اون روز رو نیاره مک دونالد تو ایران شعبه بزنه. تا چند سال کل اینستاگرام میشه خوردن و خوابیدن ملت در مک دونالد با ذکر لوکیشن. 13. شما وسط خیابون وایسا به آسمون نگاه کن. کم کم یه صف طولانی به آسمون خیره میشه که نکنه یه چیزی بیاد و اونا بی نصیب بمونن. مردم عاشق صف و شلوغی. 14. دو تا شبکه به اسم های افق و بازار هست، این قدر مخاطبش کمه که وقتی می زنی
آزار خیابانی در سه روایت...
اتوبوس سوار شدن گذشتم و مسیر میدون فردوسی تا خونه رو پیاده رفتم. تاکسی ساعت 11 صبح بود. سوار تاکسیای خطی تجریش - انقلاب بودم .با استادم قرار داشتم. روز آخری بود که فرصت داشتم تحقیقم رو بهش بدم. عصبی بودم و استرس داشتم. می ترسیدم استاد بره و من به قرار نرسم. به خودم به خاطر اینکه دیر بلند شده بودم فحش می دادم.مسافر کناریم مثل خیلی از مردا که تو تاکسی می شینن و فکر می کنن روی صندلی شخصیشون نشستن
گفت وگو با سیما ی شین آباد
ریخت تو بخاری رو روشن کرد. نفت زیاد بود روی زمین ریخت. یه کم آتیش بود من با پام زدموخاموش شد. یهو آتیش زیاد شد. معلم جلو در وایستاد و گفت تو کلاس بمو نید، من میرم کمک میارم، رفت ولی برنگشت. فقط به هم همکلاسیم گفت برو پتو بیار. تا اون بره پتو بیاره خیلی دیر شد. اون دوستم سالم مونده نسوخته. سرایدار می خواست با معلم کلاس دیگه که آقا بود بخاری رو جا به جا کنه اما نشد، خب اون پاهاش بلند بود
حقوق شهروندی آپارتمان نشینی
عیدمون واقعا عید شد. سر سال نو بالاخره یه خونه خوب گیرمون اومد. خداییش راحت شدیم از اون خونه اسقاطی . عرض می کنم: خانم جان خونه نه، بفرمایید آپارتمان. خونه همون بود که داشتیم. شش دانگش مال خودمون بود. سه قدم اندازه حیاطش بود اما اختیارش دست خودمون بود. ولی این جا رو هواییم، یعنی اومدیم دوتا اتاق خریدیم رو هوا!! نه پامون رو زمینه نه پشت بومش رو می بینیم. تازه در خونتو که باز می کنی سه تا خونه غریبه هم
عکسی از پرسپولیسی ها در ترکیه، سر میز ناهار
/> +10 [4] farzad من گرسنم شد نقل قول 2015-07-20 19:23 -32 [3] سرخ علیپور تو رو قران به درد نخور به درد نخور مثل غاز میدوه نقل قول 2015-07-20 19:05 +11 [2] حمید درخشان طارمی من به دایی معرفی کردم همین که گفتم بامنم بحث نکنید نقل قول 2015-07-20 18:55 +15 [1] عمو علی منم اینقد تفریح میکردم الان از ضرغام بهتر بودم
پشت یه نیسان نوشته بود.....
یه غذا بده به من گفتم : مادر جان غذا تموم شده گفت : خدا بزنه تو کمرت و رفت... یارو چند تا زردالو میخره میکنه تو استینش بعد تو راه چند تا بچه میبینه می گه هرکی بگه تو استینم چیه زردالویی که از همه بزرگتره بهش میدم 3 روز میشه پسورد وایرلس رو عوض کردم هیچ همسایه ای تحویل نمیگیره ! دیگه جواب سلامم رو هم نمیدن... امروز همسایه بقلی داشت به اون یکی میگفت
دانشمندان در استند بای/ اجازه بازرسی هر زمان، هر جا؛ هیچوقت/ مانور موشکی پاسخی به زیاده خواهی
نداشته باشه... - این سخنان خیر خواهانه ت رو ببر پیش عمو سام و اسرائیل. ماهرچی که جلوی تجاوز دشمن خونخوار و از مغول بدتر رو بگیره خواهیم داشت. هندوستان بمب اتم داره و آگنی میتونه حملش کنه. ما بمب اتم نداریم اما دفاعمون طوریست که دشمن متجاوز رو تا الان نگذاشته غلطی بکنه. دشمن این رو نمیخواد. تو روز روشن دارن میگن قدرت دفاعیتون رو ازدست بدین تا بهتون حمله کنیم!! - 1- اون موشک آگنی هم
دو داستان متفاوت از فرزندخواندگی به قلم دو مادر
وااااااااااای که چقدر دلهره بود و تا خود صبح نخوابیدم. قربونش برم دخترم هم جاش عوض شده بود با یه تکون بیدار می شد و کلی ذوق می کرد و می خندید. انتظار گریه داشتم ولی اون دنبال بازی بود و این که این روز پرهیجان یه وقتی تموم نشه! روزهای اول موقع خواب خودش رو گلوله می کرد و انگشتش از دهنش نمی افتاد، همش ملچ ملچ می کرد، منم فکر می کردم گرسنه است، هی می خواستم به زور بهش شیر بدم، اون با دستش پس میزد
نگاهی به نقش رزمندگان سمنانی در عملیات رمضان
ما گفتن اینجا مرز بین المللی ایران و عراق است برای شرکت در عملیات از چند روز قبل به ما گفتن ولی من چیز زیادی تو ذهنم نیست اما ما را تجهیز و کل گردان را به جهت سازماندهی کنترل کردند. یک مطلبی که قبل از شروع عملیات پیش آمد این بود که موقعی که آماده شده بودیم برای رفتن به عملیات فرمانده دسته ما علی اکبر ادهم برای فراخوان نیروها از سنگرها برای آماده شدن به عملیات بودکه ایشون پس از آمدن به
آمریکا به دنبال فلج موشکی ایران/ دست ایران روی ماشه می ماند
نجس صهیونیستی قدرت قائلی. نمیدونستی بدون اون موشکهایی که می رفت و میخورد تو قلب سرزمین های اشغالی ساخت دست ایران یا انتقال تکنولوژی از ایران بود. حزب الله لبنان در 33 روز ولد چموش صهیونیستی رو سر جاش نشوند همون موقع بود که خود امریکایی ها و غربی ها می گفتن حزب الله لبنان پراکسی وار یا جنگ نیابتی کرده. یعنی حزب الله به نیابت از ایران با رژیم صهیونیستی جنگیده و اونو شکست داده. بعد از اون در جنگ های
یعنی مرررررررردم ازخنده...
پسره ، دختر محلشون را نشون میکنه ، رفیقاش میان با سنگ میزنن ♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦ تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، میگن انگل داری ♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦ به دختره می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم ♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦ دو
فرق یک مرد با یک گربه چیه؟؟؟؟؟
اینکه یه زن سیاه میارن بچه شیرشو می خوره بابائه می گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شیرکاکائو می خواستی ما نمی دونستیم ♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦ یک روز غضنفر خواب میبینه بزرگترین نون بربری دنیا را خورده صبح که بلند میشه میبینه لاحافش نیست ♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦ فرق یک مرد با یک گربه چیه؟ - یکیشون یه موجود دله است که بی چشم و روئه