سایر منابع:
سایر خبرها
هدیه یک ایرانی از فرانکفورت برای شهدا
همیشه یه قرآن تو خونه داشتم. بالاخره من مسلمونم. از شما به خاطر این هدیه تشکر می کنم، اما باید قرآن رو در روزنامه یا کیفی بذارم که دوستان ایرانیم متوجه اون نشن. مگه اونا دنبال شما هستند؟ یا در نمایشگاهند؟ بله اونا در نمایشگاه هستند . مطمئن می شوم که آن کسانی که خانم ایرانی را برای گرفتن اقامت کمک کرده اند و بعد زندگی اش را نابودکرده اند؛ منافقین هستند اما به خاطر
روش های جذب و تربیت نیرو/ گفتاری از دکتر حمید حبشی (قسمت دوم)
یا خیر. این بچه ها دستشان می انداختند، من هم که خوراک اینها هستم. رفتم ایستادم گفتند: نثار کله ی کچلش صلوات (خنده ی حضار). بعد شروع کردند به هم تکه انداختن. اینها دیدند به جای اینکه ناراحت بشوم و بگویم برایتان متأسفم، شما مثلا مسلمان هستید، برای چی می آیید درس می خوانید، تازه از همه بلندتر صلوات می فرستم. ثانیا دارند به هم می گویند از خودمان است. چند تا صلوات فرستادند من هم می خندیدم. گفتم یکی هم
هشدار به خریداران مسکن
برابر نشد که هیج با لین افزایش قیمت سوخت و خوردو خوراک کمتر هم شد لذا باید قیمت ملک پایین بیاید تا مردم بتونند ملک بخرند مردم دیگه قدرت خرید 4 سال قبل و. ندارند دیگه گذشت اون دوران الان هیچ کاری بهتر از سود بانکی نیست و تا زمانی که سود بانکی خیلی کم نشه فعالیت اقتصادی به صرفه نخواهد بود .پول رو بزاری تو بانک بدون ریسک 22 درصد میده خب شما حساب کنید کسی که 200م تا 2 میلیارد. دستش باشه میده ملکی که سال بعد بده زیر قیمت؟ تازه پول نقد مثل اسلحه ست دم دسته هر لحظه خاستی میتونی باهاش حرکتی انجام بدی ...
با توله سگهای خود مهربان باشید
کار میکنم که خرج تمساحمون توی این اوضاع گرونی دربیاد. دوست دارم برن دانشگاه! و پیشرفت کنن حتی زن و بچه هام رو فرستادم خونه مامانشون. الو برنامه مشاوره حیوانات؟ تو رو خدا بدادم برسید دارم دیوونه میشم. بفرمایید چه شده؟ خونسردیتون رو حفظ کنید نکنه با توله سگتون دعوات شده ایکاش با توله سگام دعوام میشد. این بچه های زبون نفهم من اصلا احترام سگ و گراز رو نگه نمیدارن و تازه چند بار بهم اعتراض کردن که بابا
چهره ها در شبکه های اجتماعی (136)
تا پای ایفل میروند و برمیگردند. خنده های پیمان معادی در کنار فرشید، شهرام و حامد عزیز. توضیحات دیگری وجود ندارد. چند ساعتی از اعلام عید فطر نگذشته بود که محسن خان افشانی، پیش قراول حضور در عکس های عزاداری ها و هیئت های مذهبی، بزرگمردِ عرصه ادّعا، عکس زیر را به اشتراک گذاشت و در کمال ناباوری عید غدیر خم را به همه تبریک گفت! دو حالت دارد، یا اینکه حواسش نبوده و سهواً
پیش بینی قیمت مسکن در روزهای آتی
همه مردم )) آقا من نمیدونم چرا موافقان افزایش قیمت مسکن بیشتر از کاهشن؟؟؟ماشالا هرکی از خونشون قهر کرده شده سازنده نباید هم انتظاری بیشتر از این داشت.برادر من تو که قدرت ساخت و ساز نداشتی برا چی اومدی تو این کار که حالا ضرراتو از جیب مردم طلب میکنی؟؟؟ چادر میزنیم ولی با این قیمت خونه نمیخریم :) اصن تو بگو متری هزار تومن بازم نمیخریم. مرد اون زمان:) واقعا
چهار نکته درباره کاهش وزن موفق
چنین افرادی باشد. فرض کنیم همسرتان به شما می گوید: نمی دونم چرا با خودت این کار رو می کنی! به نظر میاد خوشحال نیستی و می خوای تبدیل به کسی بشی که دیگه من نمی شناسمش. کسی غیر از اون آدمی که من عاشقش شدم. اما احتمالا منظور واقعی اش این است: من می ترسم اگه تو لاغر بشی دیگه من رو دوست نداشته باشی، چون من هنوز اضافه وزن دارم. من عاشقتم و نمی خوام به خاطر پیشرفتت تو این
برام جشن طلاق می گیری؟!/دانش آموز شهیدی که با کتاب درسی اش تفحص شد
اون در زدن بالاخره تونستم یه نوبت دکتر متخصص در یکی از درمانگاه های به اصطلاح و مثلا و ظاهرا مدرن توی شیراز بگیریم پدر و مادرم خوشحال بودند که من را پیش یه دکتر متخصص و به نام میبرند صبح ساعت 9 راه افتادیم به سمت شیراز بابای کارمند یه جایی تو شیرازه پس روزه بود و من هم از این که بابام همراهم هست خوش حال بودم قرار شد کارهای حساب داری رو ساعت12-11 انجام بدیم. چشمتون روز بد نبینه...
آلارم هشدار در بازار ملک تشدید شد
نساختیم. الان بهترین زمان برای ساخت وساز و سرمایه گذاری هست در مسکن. هر کس الان شروع به ساخت مسکن بکند دوسال بعد میوه شیرینش را خواهد چید. از تعداد لایک های مخالف ارزانی مسکن و موافق گرانی میشه فهمید چقدر اوضاع سازندگان و دلالان بهم ریخته،در ضمن اون گربه بینوایی که یکی از دوستان تو کامنتای بالا گذاشتن باید بگم دوست عزیز:انقدر شماها نون ناسالم خوردین که به قشر کم درآمد و
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (75)
مرتیکه! 12. ولی خدا اون روز رو نیاره مک دونالد تو ایران شعبه بزنه. تا چند سال کل اینستاگرام میشه خوردن و خوابیدن ملت در مک دونالد با ذکر لوکیشن. 13. شما وسط خیابون وایسا به آسمون نگاه کن. کم کم یه صف طولانی به آسمون خیره میشه که نکنه یه چیزی بیاد و اونا بی نصیب بمونن. مردم عاشق صف و شلوغی. 14. دو تا شبکه به اسم های افق و بازار هست، این قدر مخاطبش کمه که وقتی می زنی
نامه شهید دوران به همسرش
ریسکِس نمی دونم شاید سالگرد ازدواج یکی از بچه ها بود. اگر پروانه خانم و بچه ها توی این یکی، دوروز راهی شیراز شدند برایت پول می فرستم. خیلی فرصت کم می کنم به خونه سر بزنم، علی هم همین طور حتی فرصت دوش گرفتن رو هم ندارم. دوش که پیشکش، پوتین هایم را هم دو، سه روز یک بار هم وقت نمی کنم از پایم خارج کنم. علی که اون همه خوش تیپ بود، رفته موهایش رو از ته تراشیده من هم شده ام شبیه آن درویشی که هروقت می
آزار خیابانی در سه روایت...
ساعت شش عصر بود. بعد از خریدن چند قلم دارو از داروخانه رامین تو خیابون فردوسی، اومدم بیرون. کنار خیابون وایساده بودم و سرم توی موبایلم بود. داشتم چک می کردم که چقدر پول توی حسابم مونده، یه دفعه صدایی از کنارم شنیدم. صدای یه مرد جوون که می گفت با من دوست می شی؟ امشبو با هم باشیم؟ همه چیزم هست؛ شیشه، پایپ، همه چی. اول فکر کردم که داره با تلفن صحبت می کنه و با من نیست، اما کسی هم کنارم نبود که فکر
گفت وگو با سیما ی شین آباد
بیاد اما افتاد تو آتیش، فرار کرد و تونست آتیش رو خاموش کنه اما پوستش خیلی کنده شده بود و بعد اوفتاد و بیهوش شد بعدم فوت کرد. سوختگی همه بچه ها شدید بود؟ نه. دوستامون که آخر کلاس بودن داشتن کتاب باز می کردن برای همین وقتی بخاری ترکید فکر کردن زلزله اومده، رفتن زیر میز نشستن، اونا خیلی کمتر از ما سوختن لبخندی زد و گفت هوا هم بارونی بود . سرایدار یا خانوم معلم برنگشتند
حقوق شهروندی آپارتمان نشینی
تو راهرو است. پس خانم جان اینو میگن آپارتمان، نه خونه. شکر خدا اقتدار و اختیار هم که این جا تعطیله. به حساب خودشون میگن این جا همه چیزش رو قانونه. بخواهی راه بری قانون داره، حرف بزنی قانون داره، مهمون بیاد قانون داره، بخواد بره قانون داره، داد بزنی قانون داره، گریه کنی قانون داره، عروسی بگیری قانون داره، خلاصه سر تو درد نیارم خانم جان انگاری زندگی تو آپارتمان همش رو مر قانونه .با خودم میگم: اما آقا
عکسی از پرسپولیسی ها در ترکیه، سر میز ناهار
همینجوری سرحال ببینمتون نقل قول 2015-07-20 19:58 +24 [6] حمید درخشان حمید درخشان:ناهار رو من درست کردم.. غذا خوشمزه بود بچه ها.... نقل قول 2015-07-20 19:47 +18 [5] فرزین امیدوارم طارمی مثل فصل پیشش باشه چون داره شور عکس انداختن رو درمیاره منفیم دادید دادید!!!خودتون میدونید اینستاگرام چه به روز بعضیا آورده نقل قول 2015-07-20 19:32
دانشمندان در استند بای/ اجازه بازرسی هر زمان، هر جا؛ هیچوقت/ مانور موشکی پاسخی به زیاده خواهی
هسته ای پیدا کنن. بعد از چند سالم هم امریکا با این نظارتا بازم دبه کرد و حمله کرد به عراق!! آقا توافق خوبه ولی با کسی که بخواد توافق کنه. آقا مردم مشکل اقتصادی دارن. همه چیز گرونه. خب توافق کنیم که بتونیم همه چیز وارد کنیم. خب عزیزم هم وطنم تو بعد از هر نماز 3 بار در 24 ساعت میگی مرگ بر آمریکا توقع داری امریکا به توافق پایبند باشه؟ خدا شاهده آمریکا این توافق رو تصویب میکنه و آژانس
دو داستان متفاوت از فرزندخواندگی به قلم دو مادر
مادری وقتی یاد گرفت هر غذایی رو با یک دست و فقط با یک قاشق آن هم به صورت سرپایی بخوره، از دانشگاه مادری در رشته زندگی با یک دست فارغ التحصیل می شه و اون وقته دوباره می تونه چنگال را در آغوش بگیره! همه مادرها بعد از چند هفته اول که بچه دار میشن یاد می گیرن که برای دستشویی باید از قبل برنامه ریزی کنن! باید بچه را شیر داد، آروغ گرفت، پوشکش را عوض کرد، آرام کرد، سرگرم کرد و بالاخره او را
آموزش به جنبش سبز: چرا این عکس به ما ربط ندارد؟!
منافع اسرائیل بوده. من در اینجا می خوام به شما یاد بدم که چطور با این شبهه مقابله کنید. ابتدا عکس رو ببینید و بعد به راهکارهای من دقت کنید: اصلا کی گفته اون مچ بنده سبزه؟! در اولین قدم باید رنگ اون مچبند رو زیر سوال ببرید. با قاطعیت و اعتماد بنفسی مثال زدنی رنگ اون مچ بند رو زیر انکار کنید. بگید کی گفته اون سبزه؟ ببینید بچه ها! هرچقدر موقع اینکار اعتماد به نفستون زیاد باشه احتمال اثر کردنش هم
نگاهی به نقش رزمندگان سمنانی در عملیات رمضان
راه را که نرفتن اگه می رفتن اینها را هم با خودشون می بردن بعد اومدیم رفتیم اون طرف خاکریز و به یه جای دیگه ای نگاه کردیم دیدیم اونجا هم عراقی ها هستن خیلی کم البته نه زیاد یک حالت خط پدافندی نبود بعد توی خط خودمون هم چیزهایی ریخته بود که این نشون می داد واقعا صحنه ،صحنه عقب رفتن بود در عوض اگه می خواستیم جلو بریم چندتا نیرو می زاشتن و اینها. ما به یکی از بچه ها گفتیم دیروز تو رفتی عقب
فرق یک مرد با یک گربه چیه؟؟؟؟؟
: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میکنه. یارو یک نگاهی بهش میکنه، میگه: برو گمشو ! مگه من زدم؟! ♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦ 63- یک بابایی داشته از سر کار برمیگشته خونه، یهو میبینه یک جمع عظیمی دارن تشییع جنازه میکنند، منتها یجور عجیب غریبی: اول صف یک سری ملت دارن دو تا تابوت رو میبرن، بعد یک یارو مرده با سگش راه میره، بعد ازون هم یک صف 500 متری ملت دارن دنبالشون میرن