. بعد فکر کردم من الان با این وضعیتم این صندلیه برام از نون شب واجب تره پس برم با سر دبیر یکی از نشریاتی که بهش مطلب میدم صحبت کنم که اونا برام یکی بخرن. البته من هیچ وقت دنبال مزایای خبرنگاری نبودم اما حتما صندلی ماساژ جزوش هست. همینطوری این مدرکای پزشکیم دستم بود و داشتم به دو تا عمل جراحی از چهار جهت اصلی فکر میکردم که دیدم صدای موسیقی میاد، آهنگ معین بود، منو یاد شمال رفتن بچیگیام
نداده بهش. اوس موسی: نقی جان تو نمدنی. همه چی از همی قرص شروع مشه. آقا جان مو خودُم تو قطار تهران مشهد یک قرص دادُم به یک خانمی الان سه تا بچه ازش دارُم. به پسرخاله ت بوگو دور و بر سوسن ما نپلکه. *** اوس موسی: خودُم براتان ماخانُم یک کم روحیه تان بالا بیاد. وخه وخه وخه یره، آی ننه، آی ننه، مو دیگه زن نُماخام. زن الپر نُماخام. از بس رو ما کیلیک کرد، مخ ما ر تیلیت کرد
باشه که تو یه نقطه از زندگی به این نتیجه میرسیم که بدجور خراب کردیم و قابل بازگشت هم نیست . پس تصمیم میگیریم که دوباره شروع کنیم از اول ، بخاطر همین بچه دار میشیم . کپی های کوچکی از خودمون و بهشون میگیم توباید کارهایی که من نتونستم رو انجام بدی اون جایی که شکست خوردم به موفقیت برسی . چون میخوام اینبار دیگه همه چیز درست پیش بره. Stoker | 2013 خطر وقتی به سراغت میاد که همه چیز امن