مرتیکه! 12. ولی خدا اون روز رو نیاره مک دونالد تو ایران شعبه بزنه. تا چند سال کل اینستاگرام میشه خوردن و خوابیدن ملت در مک دونالد با ذکر لوکیشن. 13. شما وسط خیابون وایسا به آسمون نگاه کن. کم کم یه صف طولانی به آسمون خیره میشه که نکنه یه چیزی بیاد و اونا بی نصیب بمونن. مردم عاشق صف و شلوغی. 14. دو تا شبکه به اسم های افق و بازار هست، این قدر مخاطبش کمه که وقتی می زنی
رو ندیده بودم. تا حالا کسی بهم پیشنهاد دوستی با آپشن شیشه و پایپ نداده بود! خودمو جمع و جور کردم و بهش گفتم: آقا ! برو مزاحم نشو، اشتباه گرفتی.از کنار ماشین پلیس که کنار خیابون پارک شده بود و چندتا مامور توش نشسته بودن، رد شدم ، به سمت ایستگاه بی .آر.تی رفتم، ولی پسره دست بردار نبود. دنبالم اومد و بازم همون حرفا رو زد. با عصبانیت برگشتم بهش گفتم : آقا ! قیافه من به شیشه کش ها می خوره که تو میگی
بزرگترین خیانت به کشور در عصر معاصر اتفاق افتاده و سرنوشت عراق در انتظارمون - ببخشید ما چرا مدام صحبت از هدف نابودی اسرائیل میکنیم؟ دنبال دردسر میگردیم خوب - این وعده الهیست -' - اگه الان سر مار رو نبری میاد تو استینت - جواب شما رو امام خمینی سالها قبل داده ((تا زمانی که کفر وجود دارد خواهیم جنگید)) الان کفر تمام و کمال پس میخوایم چیکار کنیم توی
وااااااااااای که چقدر دلهره بود و تا خود صبح نخوابیدم. قربونش برم دخترم هم جاش عوض شده بود با یه تکون بیدار می شد و کلی ذوق می کرد و می خندید. انتظار گریه داشتم ولی اون دنبال بازی بود و این که این روز پرهیجان یه وقتی تموم نشه! روزهای اول موقع خواب خودش رو گلوله می کرد و انگشتش از دهنش نمی افتاد، همش ملچ ملچ می کرد، منم فکر می کردم گرسنه است، هی می خواستم به زور بهش شیر بدم، اون با دستش پس میزد
اینکه یه زن سیاه میارن بچه شیرشو می خوره بابائه می گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شیرکاکائو می خواستی ما نمی دونستیم ♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦ یک روز غضنفر خواب میبینه بزرگترین نون بربری دنیا را خورده صبح که بلند میشه میبینه لاحافش نیست ♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦ فرق یک مرد با یک گربه چیه؟ - یکیشون یه موجود دله است که بی چشم و روئه