ربودن شوهر برای طلاق - جام جم
سایر منابع:
سایر خبرها
شکایت دختر فریب خورده از سه پسر متجاوز
روزنامه ایران: پسر جوانی که به اتهام تعرض به دخترجوان با همدستی دوستانش تحت تعقیب قضایی است زمانی که درشعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران پای میزمحاکمه ایستاد، ادعای دختر را رد کرد. رسیدگی به این ماجرا از روزی شروع شد که دخترجوانی همراه پدرش به اداره آگاهی تهران رفت و از سه پسر به اتهام تعرض به دخترشان شکایت کردند. پرستو گفت: من سرکار می رفتم و ساعت نه شب باید خانه می رسیدم.اما آن شب
عروسی که یک شبه از داماد ویروسی ایدز گرفت+عکس
پنهانکاری. وقتی ترنج وارد شعبه 244 دادگاه خانواده شد، قاضی حمیدرضا رستمی اسامی طرفین پرونده را خواند، اما اثری از شوهرش کاوه نبود. با این حال ترنج به صندلی خالی کنار خود نگاهی کرد و به یاد روز عقدشان افتاد و به این فکر کرد که تا چند روز دیگر می توانستند دومین سالگرد پیوندشان را جشن بگیرند. اما تندباد تقدیر همه رؤیاهایش را با خود برده و همسرش برای او چیزی باقی نگذاشته بود جز تنهایی، ویروس ایدز
جا ماندن از زند گی در دنیایی از زباله!
/> زندگی برباد رفته حالا که از گاوداری اخراج مان کردند، باید دوباره بروم زباله گردی. کارت بازیافت هم ندارم. باید 350هزارتومان بدهم، بخرم . هادی از روزهایی می گوید که در پارکینگ تفکیک زباله همراه با دوستانش کار می کرد. آن موقع هنوز 10 سال بیشتر نداشت. می گوید: یک بار کارت بازیافتم را گم کردم. ما را اذیت می کردند. ماموران شهرداری با کتک، بارم را گرفتند و بردند تا خودشان بفروشند. ما بارها
عکسی که تاریخ فراموشش نخواهد کرد / تقاضا کردم با پیکر همسرم تنها باشم
ماه دوری حالا این جا ، این شکلی دور هم جمع شده اند می توان ساعت ها نگاه کرد، خیره شد و پلک نزد. این تصویر یک خانواده است، خانواده ای که حالا مردش ، شهید سرفرازی است که پیکرش گوشه امامزاده طاهر خیرآباد در دل خاک آرام گرفته و یادگاری هایش مهمان ما هستند. پسرش ابوالفضل 8 ساله همینجا در کشور ما درس می خواند و مدرسه می رود و همسرش روزهای دلتنگی را همینجا شب می کند. بهانه ما برای گفتگو با
راز گاوصندوق پولدارنمای بی پول!
بیایم! با این نقشه من زنگ منزل زن عمویم را به صدا درآوردم او وقتی از چشمی نگاه کرد و مرا دید، زنجیر پشت در را انداخت و من وارد پذیرایی شدم. او شکلات به من تعارف کرد سپس کاسه سوپ را مقابلم گذاشت. چند قاشق سوپ خوردم سپس با راننده تماس گرفتم ولی تلفن او از دسترس خارج بود! دیگر نمی توانستم برگردم به همین دلیل داخل اتاق خواب رفتم و زن عمویم را صدا زدم! وقتی داخل اتاق آمد دیگر مجال ندادم و او را روی تخت
مرد شکاک همسر و دو فرزندش را به قتل رساند
نشان داد، مادر باردار و فرزندش تبعه یکی از کشورهای همسایه بودند. پدر خانواده نیز به خاطر شغلش در یکی از جزایر کار می کرد و بعد از سه ماه کار در جزیره چند روزی را به خانه می آمد. این در حالی بود که همسایه ها در تحقیقات اعلام کردند، روز قبل از قتل صدای درگیری زن جوان و شوهرش به نام جلیل را شنیده اند. وی افزود: با کشف این سرنخ پدر خانواده دستگیر شد و در بازجویی ها گفت در روز مرگ همسر و
شکایت دختر فریب خورده از سه پسر
روزنامه ایران درج کرد: پسر جوانی که به اتهام تعرض به دخترجوان با همدستی دوستانش تحت تعقیب قضایی هست هنگامی که درشعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران پای میزمحاکمه ایستاد، مدعای دختر را زیر سؤال برد. رسیدگی به این واقعه از روزی آغاز گردید که دخترجوانی همراه پدرش به اداره آگاهی تهران رفت و از سه پسر به اتهام تعرض به دخترشان شکایت کردند. آآنها من را با خودرو شان به باغی در اطراف تهران بردند. در همان
راننده به پدرم فحش داد، او را کشتم
را تامین می کردم. ازدواج کرده ای؟ سال 84 ازدواج کردم، اما مشکل داشتم و صاحب بچه نشدیم و همسرم طلاق گرفت. نزد خانواده ات بازگشتی؟ پدرم فشارخون و دیابت داشت. مادرم با دادن نان خامه ای باعث شد حال او بد شود و فوت کند. همین باعث اختلاف من و مادرم شد و تنها زندگی می کردم. سابقه زندان داری؟ از خانه مادرم وسایلی سرقت شد و او به عنوان مظنون
قاتل خواهر و داماد از قصاص نجات پیدا کرد
خانواده، که هنگام بروز حادثه سر کار بود، از او بازجویی شد. او اعلام کرد: "منیژه" و همسرش، "بهرام"، تازه ازدواج کرده بودند و از زمان ازدواج، در منزل پدر بهرام، که سبزواری هستند، زندگی می کردند. حدود یک ماه پیش بود که به مشهد آمدند و قرار بود صبح امروز به سبزوار برگردند. من ساعت 6 صبح سر کار رفتم که یک ساعت بعد، داماد بزرگم زنگ زد و گفت که حال منیژه خوب نیست و خودم را به خانه برسانم.
زندگی سخت قربانیان
. یکی از دادگاه های رسیدگی به ماجرای فرآورده های خون های آلوده، اردیبهشت 82، برگزار شد. در آن دادگاه بود که وکیل پرونده بیماران هموفیلی، از آلودگی فرآورده های خونی در دو نوبت، یکی در سال 63 و از سوی شرکت مریو و دیگری تولیدات پالایشگاه سازمان انتقال خون که مجهز به سیستم ویروس زدایی و تحت لیسانس هیچ شرکت معتبر بین المللی نبود، پرده برداشت. هر چند که مسئولان وقت سازمان انتقال خون، زیر بار
زنان اچ آی وی مثبت و انگ بدنامی
قاسم را ضعیف کرد. سی دی فور خونش یکهو خیلی پایین آمد، دیگر بالا نرفت که نرفت بعد هم فوت کرد. قاسم از غصه و ترس از مردن دق کرد. آنقدر گریه کرد تا مرد. راضیه 37 سال دارد ولی زندگی او را به کلی پیر و فرتوت کرده، این را خودش هم می داند. او درباره اینکه آیا خانواده اش می دانند که به این ویروس مبتلا شده یا نه می گوید: خونوادم می دونن. دو بار آزمایش دادم چیزی نشون نداد، دفعه سوم گفتن مبتلا شدی به اچ
ماجرای گزارشی که 13 سال پیش در سکوت منتشر شد!
حضور عکاسمان واهمه داشت و مدام از ما می خواست که عکسی از او نیندازیم و همین امر موجب می شد که نتواند خوب به سوالات ما توجه کند، بنابراین به او اطمینان دادیم که چهره اش را در عکس ها تار می کنیم. بهروز می گفت که سرفه های شدید و اسهال مهلک سبب شده که به بیمارستان مراجعه کند و پس از آزمایشات پزشکی در حین دو روز بستری به او و خانواده اش اعلام کردند که وی به HIV، هپاتیت C و سل مبتلاست.
سرنوشت زن جوان در گرو شهید شدن یک دختر بچه
روزنامه شرق: دادگاه دختربچه هشت ساله زنی را که از سوی شوهرش متهم به خیانت شده هست، احضار کرد و اکنون گفته های این بچه می تواند سرنوشت مادرش را رقم بزند. ی او به پلیس عنوان کرد بررسی هایش همه چیز را روشن کرده و اکنون او می داند همسرش حتی با چه کسانی ارتباط داشته هست. این مرد به بازپرس عنوان کرد: مدتی بود که به همسرم مشکوک شده بودم. وقتی رفتارهای او را زیرنظر گرفتم، متوجه گردیدم پس از اینکه من از
محاکمه دوباره 2 قاتل پس از گرفتن رضایت
به گزارش همشهری، رسیدگی به اولین پرونده به روز 25 خرداد ماه سال92 بر می گردد. آن روز درگیری مرگباری بین 2نفر در جنوب پایتخت رخ داد و یکی از آنها به قتل رسید. چند روز بعد از جنایت متهم دستگیر شد و گفت که ناخواسته دست به قتل دوستش زده است. او گفت: ما با یکدیگر بر سر 400 هزار تومان اختلاف داشتیم و روز حادثه بر سر همین اختلاف با یکدیگر درگیر شدیم و من با لگد ضربه ای به او زدم تا او را از خودم دور کنم
نقشه ترسناک برای گرفتن طلاق از شوهر / دادگاه تهران رسیدگی کرد
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از گروه اتفاقات خبرگزاری برنا، زن جوان که پس از 20 سال زندگانی مشترک می خواست از شوهرش طلاق بگیرد، نقشه تعجب آوری کشید. او با همدستی مدیر یک کمپ ترک اعتیاد شوهرش را ربود و مخفیانه در کمپ بستری کرد اما این کارش موجب گردید به اتهام آدم ربایی دستگیر گردد. نزدیکان مردی 45ساله که چند روز از او بی خبر بودند، نزد همسرش رفتند اما او عنوان کرد شوهرش چند
صد ساعت شکنجه زن جوان در برابر دوربین / پلیس تهران کشف کرد
/> از ماجرای قتل بگو؟ شهریور 89 بود و از این وضعیت خسته شده بودم. از همسرم خواستم تا حقیقت را بگوید، اما باز هم سکوت کرد. به همین دلیل چند سیلی به صورتش زدم که بیهوش شد. دقایقی بعد پسرم وارد اتاق شد و به سمت مادرش رفت. او به من گفت که مادرش دیگر نفس نمی کشد. همان موقع بود که پسر و دخترم را همراه برادرم به سفر فرستادم. چرا پسرت در دادگاه گفته بود که چنگکی را به شکم همسرت
زن در دادگاه: قبول دارم که برای طلاق، شوهرم را به کمپ اعتیاد بردم - معتاد نبود، بداخلاق بود
به گزارش جام نیوز ، سال گذشته مردی که خود را کارمند فرودگاه معرفی می کرد با مراجعه به پلیس مدعی شد همسرش با همکاری رئیس کمپ ترک اعتیاد او را در مسیر خانه اش ربوده و به اجبار10روز در کمپی زندانی کرده تا بتواند با این بهانه طلاقش را بگیرد. با طرح این شکایت همسر این مرد و مردی که رئیس کمپ بود بازداشت شدند و پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری ارسال شد. صبح دیروز شاکی در
آدم ربایی برای انتقال مرد جوان به کمپ ترک اعتیاد
مدارک موجود در پرونده درخواست صدور حکم قانونی را دارم. در ادامه مرد شاکی در جایگاه حاضر شد؛ او درباره شکایتش گفت: من و همسرم مدتی بود که با هم اختلاف داشتیم. چند روز قبل از حادثه همسرم خانه را ترک کرده بود که بعد با هم آشتی کردیم و او برگشت؛ اما هنوز دلخوری بینمان بود. روز حادثه من بعد از 24 ساعت سرکاربودن به خانه رسیدم، تازه می خواستم لباس هایم را عوض و استراحت کنم که تلفن خانه زنگ زد.
دردسر آگهی فروش ماشین برای زن شوهردار / دو مرد به جای تعمیرگاه او را به کوچه فرعی بردند!
فنی خودرو را هم از یک تعمیرگاه در همان نزدیکی بگیرند. مانده بودم چه کار کنم. چند بار به شوهرم زنگ زدم. او سرکار بود و جواب نمی داد. چون دو مرد جوان ادعا می کردند پولشان نقد است، تصمیم گرفتم همراهشان بروم و ماشین را به تعمیرکار نشان دهیم. آن ها سوار ماشینم شدند. پس از طی مسافتی کوتاه ، از من خواستند به کوچه ای فرعی بپیچم. از پچ پچ کردن و طرز نگاهشان فهمیدم قصد دارند خودرو را سرقت Stealing کنند. توقف
راه رفتن تیلرسون بر لبه تیغ/ رنجی که می بریم
غصب شده مسلمین را آزاد کردند و عراق و سوریه پس از 5 سال، سرآرام بر بالین می گذارند و خیال ما هم راحت است. آنها که دیده اند داعش چگونه در می شکند و بچه کنار سفره را سرمی بُرد و خانواده اش را مجبور می کند بقیه غذا را با خون او بخورند، یا به رسم اروپای سی سال پیش در مقابل شوهری برای جنسیت جنین شرط می بندد و همسرش را شکم می دراند، یا نوزاد را در مقابل والدینش به دیوار می بندد و هدف دارت می کند، یا به
متهم در دادگاه: مقتول آبرویم را برده بود
باید به دکتر مراجعه کند. سپس متهم یک بار دیگر در جایگاه حاضر شد. او گفت: من دروغ نگفتم، اگر خانواده مقتول قصد قصاص دارند، خونم بر آنها حلال است و اگر ببخشند نوکری آنها را می کنم. سپس وکیل متهم، دفاعیات خود را مطرح کرد و با پایان جلسه رسیدگی قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند. روزنامه شرق: بعد از پایان جلسه رسیدگی قضات شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران وارد شور شدند و متهم
بیشترین آمار فاقدین شناسنامه کشور مربوط به سیستان و بلوچستان
سختی از میان بغض گلو راهش را باز می کند می گوید: چهار ماهه منتظر جواب یه نامه م . کسی جواب نمی ده. از استانداری هم بهشون زنگ زدن ولی جواب ندادن . مریم چند روزی است که از زابل برگشته و ساکن خانه خواهرش در زاهدان است؛ خانه ای در یکی از محله های حاشیه شهر زاهدان؛ جایی که خانه هایش پر است از قصه آدم های بی شناسنامه ای مثل مریم . وقتی برای پزشکی قانونی نامه زدن، اسم منم کنار اسم
یک دلیل بحران زدگی در زمان بحران رقابت بین دستگاه ها برای دیده شدن است
تان رخ داد که جالب باشد و بخواهید برای مان تعریف کنید؟ روز شنبه بود که تلفن همراهم زنگ خورد و البته من شماره های ناشناس را جواب نمی دهم. منتها شماره ای که از آن با من تماس گرفته شده بود پرایوت بود ،حدس زدم از ارگان خاصی باشد و بنابراین بلافاصله جواب دادم. آقایی از آن طرف خط با صدای خیلی محترمانه پرسید آقای دکتر زیباکلام شما هستید؟ گفتم بله. گفت که آقای پرویز فتاح رییس کمیته امداد می
رسوایی های بزرگ خانواده سلطنتی بریتانیا +تصاویر
را با رسوایی های و ماجراهای جنجالی خاندان سلطنتی بریتانیا آشنا کنیم که این خانواده دوست دارند هیچ گاه در کتاب های تاریخ ثبت نشوند. 1- شاهزاده هری معتاد به مهمانی های شبانه امروزه همه او را به رابطه ی عاطفی بسیار زیبا و پرحرارتش با مگان مارکل می شناسند اما همین چند سال پیش در سال 2012 همه شاهزاده هری را به عنوان پسر وحشی خاندان سلطنتی بریتانیا می شناختند . در آگوست
ندا 3 مرد را اجیر کرد تا شوهرش را بدزدند / راز 11 روز رفتار مشکوک زن جوان!
اوایل سال 94، مرد50 ساله ای به نام محسن با مراجعه به پلیس آگاهی پایتخت، از همسر45 ساله اش به نام ندا به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. او در طرح شکایتش گفت: 20 سال از زندگی مشترک من و همسرم می گذرد و حاصل زندگی مان یک دختر است. در این مدت با هم اختلافات زیادی داشتیم، اما به خاطر دخترمان گذشت کردیم و خیلی از حرف ها را نادیده گرفتیم. این گذشت تا اینکه دو هفته قبل سه مرد به خانه ام آمدند و مرا به بهانه
زنم 3 روز ناپدید شد و وقتی برگشت گفت شمال بودم! / من و نازگل 5 ماه نشده ازدواج کردیم!
بعد از اولین دعوایمان، همسرم از خانه قهر کرد و رفت و شماره تلفن مرا هم بلاک کرد. سه روز از او خبری نداشتم. برای همین دیگر نمی خواهم همسرم را ببینم و درخواست جدایی دارم. اینها صحبت های مرد جوانی است که همراه همسرش برای ارائه دادخواست جدایی راهی دادگاه خانواده شده است. او که پنج ماه است با همسرش ازدواج کرده درباره ماجرای زندگی اش به قاضی Judge چنین توضیح می دهد: پنج ماه بیشتر نیست که با
اولین قربانی ایدز در ایران که بود؟
زیادی استفاده شد. چند ماه بعد از ختنه، مسعود مریض شد. روزهای اول نمی گفتن و نمی دونستیم چرا مریض شده. چند بار آزمایش خون گرفتن. هر بار می پرسیدیم مریضیش چیه، این همه آزمایش برای چیه، جوابی نمی دادن. به ما نگفتن مسعود ایدز گرفته. مسعود چه تغییری کرده بود که پزشکا تصمیم گرفتن آزمایش خون بگیرن؟ تا قبل از مریضی، هرجای بدنش که زخم می شد، وقتی فاکتور می گرفت، زخم زود خوب می شد
تلقین پسرم را خودم خواندم
فاتحین است. وقتی می خواست وارد هوابرد شود، می گفت می خواهم چتربازی یاد بگیرم. شما با چتربازی پسرتان موافق بودید؟ من در کل موافق و خودم پشتیبان او بودم ولی اگر پدرش متوجه این کارهای خطرناک مسعود می شد، از اول اجازه نمی داد، چون به شدت مراقب بچه ها بود. هر چند بعد یک بار با پدرش رفتیم و چتربازی او را دیدیم. سقوط آزاد و پاراگلایدر هم کار می کرد. چند نوع پرواز و دوره خلبانی هواپیمای فوق
زیان 9300 میلیارد تومانی بانک ها/ تعطیلی مسکن مهر 2 میلیون کارگر را بیکار کرد/ اعلام پشت پرده رانت صنعت ...
قیمت یا زمین رایگان در اختیار مردم قرار دهد؛ نه اینکه به سازنده زمین ارزان قیمت واگذار کند تا سازنده روی این زمین ارزان خانه بسازد و با قیمت گران به خانواده ها بفروشد. بلکه باید از ابتدا طوری برنامه ریزی کند که آن زمین ارزان به دست خود مصرف کننده نهایی برسد. این شیوه باعث می شود تا حدود زیادی قیمت مسکن شکسته شود و نیازمندان و متقاضیان بیشتری بتوانند مسکن را بخرند. او تصریح می کند: راهکار
سرمربی استقلال فاش کرد ؛شاهد شب زشتی در فوتبال اصفهان بودیم
اتفاقی نیفتاد. بازی چطور شروع شد؟ فضای ورزشگاه از چه زمانی ملتهب شد؟ عبدالله ویسی -وقتی وارد استادیوم شدیم می دانستم روز سختی خواهیم داشت. اما این سختی را تنها در شرایط بازی برای خودم متصور بودم. این آمادگی را هم داشتم که شاهد برخی اعتراضات باشم اما همین که تلاوت قرآن به پایان رسید، توهین های هواداران سپاهان آغاز شد. آنها الفاظ رکیکی را به کار می بردند و فضای وحشتناکی به