ده فرمانده در قلب دشمن - شبستان
سایر منابع:
سایر خبرها
کری خواستار دیدار با رهبری شده بود
است؛ یعنی ایران لنگر امنیت خاورمیانه خواهد شد. اگر به نقشه خاورمیانه نگاهی بیندازید، مصر ضعیف شده و دچار بحران های شدید اقتصادی و سیاسی است و نظامی متکی به ارتش دارد. سوریه دچار جنگ داخلی وسیع و گرفتار گروه های تروریستی است. عراق که در منطقه مقتدر بود، الان در موقعیتی است که اگر ایران به آن کمک نکند، شاید نتواند مشکلات داخلی خود را حل وفصل کند. افغانستان با وجود حضور 15ساله ناتو، هنوز
قارچی که هفتاد ساله شد
می کشد. آینده احتمالی حمله کازنیک می گوید افسانه ای که همیشه راجع به بمباران ها تکرار می شود این است که این بمباران ها توانستند مانع جنگ تمام عیار و همه جانبه علیه سرزمین های ژاپن بشوند. گفتمان بمب به جای حمله ، گفتمانی مسلط بوده و این فرض را مسلم می انگارد که اگر ایالات متحده به سرعت جنگ را در تابستان تمام نمی کرد، جان های بسیار زیادی از هر دو طرف آمریکا و ژاپن گرفته می شد. کازنیک می
مرور صفحه فرهنگی روزنامه ها با صفحه فرهنگ در رسانه در بولتن نیوز
روز گذشته خود در پاسخ به پرسشی درباره محل برگزاری نمایشگاه کتاب سال آینده گفت: براساس قول شهرداری تهران و همچنین اعلام وزیر ارشاد به احتمال زیاد نمایشگاه کتاب در باغ موزه دفاع مقدس برپا می شود. نوش آبادی با بیان این که شهر آفتاب در نزدیکی مرقد مطهر امام راحل(ره) مکان مناسبی برای برگزاری نمایشگاه کتاب است، افزود: به نظر نمی رسد که شهر آفتاب به سرعت به نتیجه برسد. او درباره ساخت
متخصص فیزیک اتمی در UCF اصفهان الان بیکار است ! / عوامل رکود علمی ایران در دوسال اخیر
همین الآن هم ما همچنان از نظر علمی تحریم هستیم و قطعاً هیچگاه این ها تحریم هایی را که موجب پیشرفت علمی کشور ما شود بر نمی دارند. چیزی را که می توانند با آن به ما و اقتدار ایران ضربه بزنند، قطعاً حذف نمی کنند. یادمان نرود که این ها دشمن هستند. ما باید خیلی ساده اندیش باشیم که فکر کنیم که این ها به ما کمک می کنند. اگر هم احیاناً می خواهند تحریمی را بردارند، می خواهند واردات را زیاد کنند، نه اینکه صادرات بشود و یا کار قوی علمی صورت بگیرد. قطعاً کار قوی علمی را به هر نحوی که شده در مقابل آن ایستادگی می کنند؛ حتی اگر پای کشتن و ترور دانشمندان ما در میان باشد. ...
خبرنگاران برتر هفته نامه ی دوچرخه معرفی شدند
! سرم را به نشانه ی فهمیدن تکان می دهم و به زنی نگاه می کنم که در خانه را با عجله باز می کند و برایمان دست تکان می دهد. سرعت حرکت ماشین از مورچه ای به صفر می رسد. دایی کمربند نمایشی اش را می اندازد کنار و با بلند شدنش، ماشین انگار هوس پرواز کرده باشد، بالا می رود. نگاهم سرمی خورد روی خرده های کلوچه و پوست تخمه ی آفتابگردان کف ماشین. فکر می کنم مامان همین دیروز ماشین را تمیز کرده
مرعشی: جریان احمدی نژاد تمام شده است، هم به لحاظ اجتماعی و هم به لحاظ سیاسی!
. اینها امکانات کمی نیست. به نظر من نعمت بزرگی است که برای آن باید هم قدردان تدابیر رهبری در این ماجرا باشیم و هم قدردان همت والای رئیس جمهوری و تیم مذاکره کننده و هم قدردان همت نیروهایی که ایران را در عرصه های مختلف و به طور خاص در منطقه خاورمیانه سرپا نگه داشتند. من فکر می کنم همان طور که ایران به آقای ظریف به عنوان دیپلمات کارکشته و کاردان نیاز دارد، به سردار سلیمانی هم به عنوان یک افسر رشید نیاز
بی مخی که تاریخ ساز شد/ شعبان بی مخ و لمپنیسم ایرانی + تصاویر
اند. فضا به قدری تیره و تار است که بیم وقوع اتفاقی ناگوار در هر لحظه احساس می شود. با این حال تهران آن شب آرام به نظر می آید زیرا شب پیش از آن، لوی هندرسون سفیر آمریکا که از خارج به تهران بازگشته بود به دیدار دکتر مصدق که در منزل بود شتافته بود و به او متذکر شده بود که تظاهر کنندگان اتباع آمریکا را آشکارا تهدید می کنند و اگر تظاهرات ضد شاه و ضد استعمار و سلطه ادامه یابد دولت آمریکا ایران را منطقه
آغاز اسارت با داستان گویی سرباز عراقی
زنده کرد و نشان داد با اینها می توان سرآمد شد و بچه های بسیجی آن روز با تمام وجود گفته های امام را درک کردن، پذیرفتن و انجام دادند. نمی خواهم امام را قیاس کنم امام جالب است که نادر شاه افشار وقتی شروع به فتح می کند از بالای تپه ای می بیند سربازانش می جنگند و با دیدن این شجاعت و جنگاوری سربازان حظ می کرد . رو کرد و به سربازان گفت: شما مگر نبودید که کشور اشغال شد؟ یکی از سربازها پاسخ
مشق مروت
زورخانه ای استان تهران، آموزش به این گروه های سنی را آغاز کردیم، آن هم به صورت کاملا مجانی و بدون پرداخت هیچ مبلغی . در زورخانه ها تنها ورزش به هنرجویان آموزش داده نمی شود بلکه درس مرام و مردانگی قبل از هر چیزی به آنها آموخته می شود. آنها از همین سنین پایین یاد می گیرند که زندگی شان را در مسیر زندگی امام علی(ع) قرار دهند و سبک زندگی شان، سبک زندگی اسلامی باشد؛ ما قبل از آنکه به بچه ها ورزش
رمضانی که با سال های قبل متفاوت بود
گیرند. نمازی که جز یاران امام حسین (ع) در کربلا کس دیگری در جبهه نور اقامه نکرده بود و تاریخ به خود ندیده بود. اینجا حقیقت عشق به راز و نیاز به تصویر کشیده شده است. چه شب هایی داشتیم، بچه ها چه مناجاتی داشتند، چه دعای کمیلیمی خواندند. نوای روح بخش دعای کمیل فضای مسجد خاکی منطقه را که با ستون های چوبی سر پا شده بود، پر می کرد. دیگر کسی اختیار اشک هایش را نداشت. همه مسجد زمزمه و آه و اشک
حکایت تلخ اردوی جهادی در روستای شیرین آباد +تصاویر
ماهواره سخن گفتند، دانشجویان می گفتند معمولا زنان و بچه ها بیشتر تاثیر می پذیرند و خیلی ها دیگر ماهوراه نگاه نمی کنند؛ اما مردان روستا نیازمند روشنگری بیشتری هستند. جهادگرانی که تا عامل بی فرهنگی را در مناطق محروم برنکنند، دست بردار نیستند به قدری دانشجویان جهادی دغدغه ماهواره ها را داشتند که هنوز برنگشته به فکر تداوم و اعزام دوباره بودند انگار تا ریشه این عامل بی فرهنگی را
خیراندیش: شهرک غزالی خانه اول من است
؟ خواهرم مرا به عکاسی مهتاب در شیراز برد تا این عکس را بگیرم. کمی بعدتر هم درسم را در مدرسه هاتف شیراز شروع کردم. نگاهتان به خارج از کادر حالت جالبی دارد. داشتم با چشم هایم خواهرم را دنبال می کردم که ببینم، جایم خوب است یا بد. آن نگاه ساده، الان قابل تفسیر است، آن موقع فکر می کردید مشهور و محبوب شوید؟ نه، ولی بچه ای بودم که موقع بازی با بچه های
روایتی از نخستین زن اسیر ایرانی
داشتند البته شیخ کرمی با این رسم ها مخالف بود. می گفت می خواهم به کردستان بروم حبیب هنگام آشنایی اولیه، خود را یک فرهنگی و دبیر آموزش و پرورش معرفی کرد و گفت: شغل اصلی من معلمی است و چون سپاه تازه تأسیس شده و به نیرو نیاز دارد، به عنوان یکی نیروی سپاهی با آن ها همکاری می کنم و ممکن است به کردستان بروم. آن زمان انقلاب تازه به پیروزی رسیده بود و در مرزهای غربی درگیری
بنیاد در آینه مطبوعات
گوشه کوچکی از آن رشادت ها را در یک جلسه چند ساعته بیان و به نسل بعد منتقل کرد. عابدین عابدی مقدم در بخشی دیگر از سخنانش به دغدغه اشتغال فرزندان خانواده های شهدا، جانبازان و ایثارگران اشاره و اظهار کرد: در پذیرشی که هم اکنون از طرف آموزش و پرورش کشور در حال انجام است، سهمیه فرزندان شهدا و جانبازان و ایثارگران فقط 10 نفر است. وی افزود: با توجه به ثبت نام شش هزار و 400 نفر متقاضی کار که در سایت بنیاد
شاگردی حضرت ام البنین (س) هم عالمی دارد
لرزاند. از این رو راهی مشهد مقدس شدیم تا گوشه ای از زندگی تا شهادت این دو برادر شهید مدافع حرم را از زبان خانواده اش بشنویم. شب هفتم شهیدان مصطفی و مجتبی بختی به مسجد امام حسین(ع) محله قاسم آباد مشهد رفتیم. سخنران این مراسم آیت الله صدیقی بود و در همین محفل، با خانواده شهید نیز همصحبت شدیم. گزارش ما از این مراسم را پیش رو دارید. مسجد امام حسین(ع) مملو از جمعیت است. سخنران مراسم
بزرگمردی که مرجعیت و زعامت به دنبالش دوان بود و او در جامه زهد و تقوا از آن گریزان
؛ زیرا اعتقاد داشتند که او اعلم پس از میرزاست و از او خواستند که تصدی امور شرع و مرجعیت را بر عهده بگیرد. ولی ایشان می فرماید: من خود می دانم که شایسته این کار نیستم؛ زیرا ریاست امور شرعی نیاز به امور دیگری غیر از علم دارد و من در این امور وسواس خاصی دارم و من به غیر از تدریس، به کاری نباید مشغول شوم. به ایشان اشاره کرد که به سراغ مرحوم میرزا محمدتقی شیرازی بروند. که این یکی از دلایل بلندی همت و
برخی اسرا در بیابان های بصره زنده به گور شدند!/ قسم حضرت عباس مرا از سیاه چال نجات داد
. روز آزادی مان تازه نماینده صلیب سرخ آمدند ما را ثبت نام کردند و سوار ماشین شدیم. زمان سوار شدن به اتوبوس یک قرآن به ما هدیه دادند که اول قرآن نوشته شده بودهدیه از طرف صدام حسین که هنوز آن قرآن را نگه داشته ام. زمانی که به ایران آمدیم راننده اتوبوس یک بچه داشت با دیدن آن بچه من گریه کردم. به یاد بچه های خودم افتادم. تنها چیزی که یادم مانده بود پلاک همسایه مان بود که آن را روی کاغذ نوشتم. به یکی از
داستان اسارت تعداد زیادی از رزمندگان شهرضایی در عملیات والفجر مقدماتی
در عملیات محرم بعد از شهادت مهدی سامع تقریبا تجربه آن را داشتم. رزمنده دفاع مقدس گفت: بیشتر وقت من در منطقه عملیاتی و رفتن به جلسات و شب ها هم کنار بچه های گردان اکبر مطهر بودم فرمانده تیپ ما هم شهید محمد سنایی شد. وی بیان کرد: تیپ ما، لشگر امام حسین ( ع) و لشگر ولی عصر در یک سپاه و با فرماندهی شهید خرازی قرار گرفتیم در گردان اکبر مطهر 2 معاون گردان به نام های مهدی جاوری و
از بوی پیراهن یوسف آزاده نامداری تا عکس یادگاری شیخ و سردار سلیمانی
اسارت برای بچه ها رهبری امام گونه داشتند و زندگی در اسارت را به ما آموختند. یکی از مهمترین خصایص ایشان، انسان دوستی فراوانشان بود به حدی که نگهبان های عراقی را نیز جذب می کرد. برخی از اسیران این ویژگی آقای ابوترابی را تحمل نمی کردند و از این رو ایشان را به سازش کاری با عراقی ها متهم می کردند اما حاج آقا هیچ واکنشی به آنها نشان نمی دادند و همواره می گفتند که شما باید با اعمالتان در پی جذب دشمن باشید
تلخ و شیرین اسارت از زبان آزاده اردبیلی
درست به هدف می زدم مدتی نگذشت؛ سر ساعت 12 سربازان عراقی مثل مور و ملخ به منطقه ریختند، من و غلام عمو هر چه مقاومت کردیم نتیجه ای نداد و به دست آنها اسیر شدیم؛ بعد از کلی اذیت و کتک زدن به غیر از یک زیر پیراهن و شلوار هر چه داشتیم از ما گرفتند و دستور حرکت دادند در هر 100 قدم چند اسیر ایرانی نیز به جمع ما اضافه شد تعدادمان به 30 نفر می رسید چشمانمان را بستند و سوار ماشین آیفا شدیم. نمی دانم
خاطرات زندگی آزاده قاسم سیفی نژاد در روزهای اسارت
تکارو خدمت می کرد به اسارت دشمن بعثی درمی آید و بعد از دو سال به آغوش وطن باز می گردد. جزیره مجنون، شهابیه و طلائیه مناطقی است که این آزاده سرافراز افتخارهمسنگر شدن با شهیدان آن مناطق را دارد آنچه می خوانید قطعه ای از زندگی در اسارت این آزاده و شیرمردانی چون اوست. حدود ساعت 3 نصفه شب بود که یک دفعه بارش خمپاره در منطقه شدت می گیرد. قاسم وارد سنگر می شود و منتظر شنیدن آماده باش از طریق به
آزادگان؛ پرستوهایی که عقاب وار بازگشتند
بسیجی و سرباز حدود 1400 نفر. یک روز از طرف تلویزیون بغداد برای گرفتن مصاحبه به اردوگاه آمدند. سربازها و بچه های بسیجی به ماشین آنها حمله کردند و دوربین هایشان را شکستند. اینجا بود که تیراندازی عراقی ها شروع شد. همه کنار ستون و پشت دیوار پناه گرفتیم. عراقی ها می گفتند سربازها و بسیجی ها از شما خط گرفته اند که مافوق شان هستید. به همین خاطر 4 روز از آب و غذا محروم مان کردند و اجازه بیرون آمدن
آزاده در اندیشه آزادی/ می خواستند به امام اهانت کنیم/ وقتی آمدم مادرم رفته بود
. اما همه ی دل ها برای امام می تپید و در شرایط سخت کوچکترین اهانتی به رهبرمان نمی شد. در یکی از روزها خبرنگار خارجی که اتفاقاً حجاب مناسبی هم نداشت برای فیلمبرداری وارد اردوگاه شد، اسرا برای اعلام اعتراض خود فریاد الله اکبر سر دادند و دمپایی های خود را به طرف نیروهای بعثی پرتاب کردند. به دنبال این حرکتمان، 5 روز تنبیه شدیم و به ما آب و غذا ندادند. 50 نفرمان را از اردوگاه
صدای امام به آزادگان روحیه می داد/ روایتی خواندنی از روزهای سخت اسارت
اکثر خانواده از جمله پدر و مادرم بودند. پدر مرحومم مینی بوسی داشت که همه اقوام را سوار کرده و به استقبال آورده بود. وقتی که می خواستم به آغوش پدرم بروم، مادرم را دیدم که از طرف دیگر ماشین پیاده شد. من سریع به آغوش مادرم رفتم و پدرم مقداری ناراحت شد. پس از آن پدر، خواهران و برادرانم را به آغوش کشیدم. محبت مادر به فرزند آزاده اش وی همچنین گفت: وقتی من وارد خانواده شدم به دلیل
معروف ترین رشته های حذف شده از المپیک +تصاویر
ترامپولین می پرند در امتیازدهی مهم است. پنجگانه مدرن ورزش پنجگانه در یونان باستان انجام می شد و دوباره نوع مدرن آن در المپیک وارد شد. در یونان باستان سربازان در این ورزش مهارت داشتند. ورزش پنجگانه شامل شمشیربازی، شنا، سوارکاری، دو و تیراندازی می شود. دوچرخه سواری جاده ای زمان دار در این نوع از دوچرخه سواری مردان 45.4 کیلومتر و زنان 29.8 کیلومتر را رکاب می زنند. دوچرخه سواران علاوه بر کنترل سرعت و کیلومتر حرکت باید زمان را نیز درنظر داشته باشند. در مسابقه های روی پیست زیبایی که از کنار ساحل عبور می کند برای این مسابقه درنظر گرفته شده است. انتهای پیام/ ...
روایتی از پایان اولین عملیات برون مرزی ایران در جنگ
بار هم آرایش گرفته اند و دارند می آیند. برگشتیم. مجید خانلو به نیروها آماده باش داد. هنوز نیم ساعتی نگذشته بود که پذیرایی شروع شد! عراقی ها با هرچه که دم دستشان بود شروع به آتشبازی کردن و بعد هم تانک هایشان در آن دور دورها از جا کنده شدند(با دوربین می دیدیم) و به سرعت پیش آمدند. از این طرف هم بچه های ما با آرپی جی هایشان آماده استقبال شدند؛ اما این بار سراغ ما نیامدند و دویست سیصد متر مانده به ما
راه هر گونه نفوذ آمریکا به کشور را به طور قاطع خواهیم بست/ هر کسی با اسرائیل مبارزه کند حمایتش می کنیم
به فشارهای دشمن عادت کرده ایم؛ ملّت ایران عادت کرده اند به فشارها: تهدید، تحریم، فشار امنیّتی، توطئه های گوناگون سیاسی؛ ما 35 سال است با انواع واقسامِ فشارها مواجه هستیم – این از دوره ی پیروزی انقلاب در ایران، لکن بعد از نهضت بیداری اسلامی که در چهار پنج سال قبل در شمال آفریقا شروع شد – مصر و تونس و بعضی جاهای دیگر – این شدّت عمل دشمنان مضاعف شد؛ یعنی به معنای واقعی کلمه، دشمن سراسیمه شد، دستپاچه
سر دادن شعار مرگ بر آمریکا در روز آزادی آزادگان
به گزارش خبرگزاری رسا، بعد از عبور از تونل آزادی به سرعت سوار بر اتوبوس شدیم و منطقه را ترک کردیم. نسیم خوش آزادی و وطن به مشام می رسید و روح ما را نوازش می داد. بعد از تکمیل کاروان 1000 نفره و پیوستن اتوبوسهای بچه های موصل 4، کاروان ما به طرف شهر موصل حرکت کرد. پس از گذشت چند دقیقه که از محوطه ی نظامی خارج شدیم، من برای اولین بار نمای خارجی 4 اردوگاه موجود در پادگان موصل را مشاهده می
اسارت، دانشگاهی بود که من خودم را در آن پیدا کردم
به گزارش گلستان ما به نقل از قابوس نامه، علی محمد رحیمی در تاریخ 24/1/67 از سپاه گنبد به عنوان بسیجی عازم جبهه می شود و در تاریخ 29/1/67 در منطقه عملیاتی فاو به دست عراقی ها اسیر و تجربه ی 30ماه اسارتش آغاز می شود. رحیمی از روزهای اول اسارت می گوید : دراوایل اسارت بعد از چند روز اسرا به پشت خط عراقی ها انتقال داده شدند ، به سمت بصره . 6روز در بصره بودیم. آنجا کار عراقی ها این بود که
گفت و گو با یکی از شاهدین عینی واقعه گوهرشاد: روسری زن های زائر را برمی داشتند و در جوی آب می انداختند/ ...
) می باشد. بسته امام مهربانی ها به همت روابط عمومی سازمان فرهنگی و تفریحی شهرداری مشهد و با هدف ایجاد فضای رضوی در رسانه ها به صورت روزانه در اختیار آنها قرار می گیرد. بسته شماره یک امام مهربانی ها به روایتی از حاج محمود قناد طوسی از شاهدین عینی واقعه مسجد گوهرشاد اشاره دارد. همچنین در این بسته گفت وگو با یکی از قدیمی ترین سنگ تراشان مزار امام رضا علیه السلام و یکی از شاعران