مادر شهید: حمید می خواست مفقودالاثر بماند/ او مایه افتخارم در روز قیامت است - ایلام بیدار
سایر خبرها
27 سال با شهید قدوسی زندگی کردم/ تکریم بزرگان و مهمان نوازی برترین خصوصیت همسرم بود
همیشه خانه مان پر از مهمان بود. یکی دیگر از خصوصیات مثبتشان احترام به بزرگترها بود یادم نمی آید که زمانی جلوی پای مرحوم علامه و دیگر بزرگترها بلند نشده باشند یا اینکه همیشه دوزانو نزدیک درب اتاق در حضور حاج آقا می نشستند هر زمان شهید قدوسی هم می آمدند پدرم تمام قد بلند می شدند. بنابراین آقای قدوسی بسیار مراعات پدر و مادر و دیگر بزرگترها را می کرد. *خبر شهادت ایشان را چطور به شما دادند؟ ابتدا پسرم محمدحسن شهید شد شهید قدوسی مرا به خارج از تهران فرستاده بود بعد فهمیدم که پسرم شهید شده است به فاصله شش هفت ماه بعد از آن هم پدرش شهید شد. انتهای پیام/ ...
روایت 28 سال گمنامی سردار شهید تازه تفحص شده ای از لشکر خوبان +فیلم
معنویات دور نشوید و آنها را از یاد نبرید و به مادیات دل نبندید که انسان را از یاد خدا غافل می کند. هرگز با مردم، بدرفتاری نکنید و مواظب باشید که این مردم از شماها بدبین نباشند و از خداوند متعال آرزوی موفقیت شما عزیزان را خواهانم، خداوند به من و شما توفیق عنایت بکند، خداوند پشتیبان شما باشد و از خداوند آرزوی توفیق ادامه راه شهیدان را خواهانم. سخنی چند با پدر و مادر، همسر، برادران و
قتل پسر معتاد با شلیک گلوله پدر!
اینجا آمد و لاستیک ماشین برادرش را پاره کرد و بعد یک نامه تهدیدآمیز روی شیشه خودرو گذاشت من هم او را تهدید کردم که اگر به خانه بیایی تو را می کشم. او آبروی ما را برده بود. مدام در حال دعوا کردن با من و اعضای خانواده اش بود و از من برای خرید مواد پول می گرفت. امروز حوالی 7 شب بود که زنگ آیفون طبقه بالا که همسرم آنجا بود به صدا درآمد. اگر خودم بودم در را باز نمی کردم اما مادرش در را برای
تصاویر و گزارشی از خبرنگاری که خود را معتاد جا زد و به دل مصرف کنندگان در میدان شوش رفت
تا اینکه به بهانه خوردن جگر وارد یک جگرکی شدم. بعد از اثبات خبرنگاری صاحب مغازه گفت: سالهای سال است وضعیت همینطور مانده و کاری از دست مسئول و ماموری بر نمی آید. ماموران می آمدند و هر بار گشت زنی و بگیر و ببند بود اما بعد از رفتن ماموران باز همین آش و همین کاسه است. خانه اجاره ای ویژه معتادان می گفت: وقتی پاتوق تمامی معتادان این منطقه و حتی سایر مناطق جنوب تهران شوش است نمی شود
حمله خونین قاچاقچیان به خانه دوست
مردان نقابدار حمله کردند من از ترس فرار کردم. به همین خاطر کلیدم در محل جا ماند. چرا همان موقع به پلیس خبر ندادی؟ من ترسیده بودم. می ترسیدم قاچاقچیان عتیقه مرا هم مانند دوستم بکشند. به همین خاطر سکوت کردم. می دانی چه حکمی در انتظارت است؟ پدر و مادر محمد که قیم فرزند خردسال او هستند، برای من قصاص خواسته اند و من هم به مرگم راضی هستم.
هاشمی تغییر کرده است/مقابل گردن کلفت های کارگزاران ایستادم
: کمترین مسامحه ای از سوی دولت هاشمی برای برگزرای مراسم برائت از مشرکین صورت نگرفت، ما ترجیح می دادیم مراسم برائت برگزار شود حتی اگر سعودی ها بخواهند ناراحت شوند . در ادامه مصاحبه وزیر کشور دولت ششم، به سیاست داخلی دولت دوم هاشمی رفسنجانی پرداخت و با اشاره به وضعیت ارائه مجوز به احزاب و تشکل های سیاسی در آن مقاطع اظهار کرد: ما در آن دوران به احزابی مجوز دادیم که فعالیتشان برابر قانون احزاب
واکنش ها به غرق شدن کودک سوری؛ از رونالدو تا لیلا حاتمی
دریا را می شنید. حتی می توانست خانه شنی بسازد یا با پاهای برهنه کوچک سرشار از خوشی، به سمت آب بدود و ذوق کند. باید بازی می کرد؛ شبیه همه بچه های خوشبختی که جهان میدان بازی آنهاست. همه بچه هایی که شب ها با صدای آرام لالایی مادر و قصه های افسانه و پری می خوابند و صبح، با جهانی در صلح در آغوش، برای یک روز تازه چشم باز می کنند. شبیه بچه هایی که نمی دانند جنگ چیست یا صدای ترس را نشنیده اند
گزارش حضور رییس مجلس درسازمان ملل/ از دیدارهای پارلمانی تا هشدارهای برجامی
به گزارش خبرگزاری خانه ملت، دکتر علی لاریجانی (بامداد روز شنبه 7 شهریور) برای شرکت در چهارمین اجلاس روسای مجالس جهان در نیویورک، تهران را با پروازی غیرمستقیم و غیراختصاصی به مقصد فرانکفورت ترک کرد. براساس این گزارش رئیس مجلس شورای اسلامی در مسیر سفر پروازی خود به نیویورک، بعد از توقفی کوتاه در فرواگاه فرانکفورت آلمان، با یک پرواز غیراختصاصی دیگر این شهر را به مقصد نیویورک ترک کرد.
پریانه های لیاسندماریس یک داستان صمیمی است
به اسارت خود درمی آورد. ادریس با زحمت زیاد این کار را انجام می دهد و موفق می شود. قایق بدون ادریس به خشکی می رود. لیانا و دوستش (ماهبان) از طریق چاه خانه و با راهنمایی پری ذغالی که تصویرش روی صندوقچه داخل زیرزمین بوده به طرف دریا می روند. پری می گوید مرواریدهایی که ادریس جمع کرده و ننه (دی صبرا) پنهان کرده را به دریا برگردانند تا ادریس پیدا شود. چون روح دریا ناراحت است. هرکسی که مروارید
از بد حادثه به سمت سیاست کشیده شدم/باید از ظرفیت ایرانیان در تمام دنیا استفاده کنیم
متصل باشند. وی در ادامه مطالب گفت: پس از منتفی شدن بحث خانه ایرانیان، موضوع خواهرخوانده های شهری را مدنظر قرار دادیم. خواهر خوانده های شهری بحثی است که بعد از جنگ جهانی دوم مطرح شد به این صورت که اگر کشوری بخواهند از نقطه جوش خشونت به مرحله جوش مسالمت آمیز، علقه، عاطفه و مرام برسد و تنش ها را کاهش دهد، این طرح موثر خواهد بود. رجایی با بیان اینکه جنس خواهرخوانده های شهری
مشاهده تصویر کودک سه ساله جان باخته بسیار تکان دهنده بود!/هنوز با ظریف درباره مسائل منطقه گفتگو نکرده ایم
ثبات تلاش کند و نه اینکه از عمال و وابستگان نیابتی اش حمایت کند، مسیری برای رسیدن به نقطه مذکور وجود دارد. اما از سوی دیگر، اگر ایران بخواهد به رویه های کنونی اش ادامه بدهد، ما در تلاش های خود متحد خواهیم بودم و به اجازه بی ثبات کردن را نخواهیم داد و درمقابل این نوع از فعالیتها خواهیم ایستاد. نکته بسیار مهمی هم وجود دارد که باید به آن توجه داشت. این نکته به داعش مربوط است. این مسئله، عالم وحدت آفرین
شایعه زلزله روی اعصاب تهرانی ها
، همان ها که از نظر دیگران شانس آورده اند که زنده مانده اند، لابد بارها و بارها در دلشان آرزو کرده اند که ای کاش همراه عزیزانشان رفته بودند. حالا سال ها از زلزله بم می گذرد. الهام 34 ساله اما هنوز نتوانسته به زندگی عادی برگردد. او مادر، پدر و دو خواهرش را در زلزله از دست داده. هیچ کس از خانواده باقی نمانده جز یک برادر که آن موقع، تهران بوده. الهام افسردگی دارد. می گوید تا زوناکس نخورم
عبدالوهاب شهیدی
و در این باره می گوید: پدر هم از آن جا که موسیقی را خیلی خوب می دانست، به من کمک می کرد و چند مثنوی را به من یاد داد که ای کاش نرفته بود و من از او بیش تر می آموختم. اما 13 ساله بودم که ایشان درگذشت . وی با اسماعیل مهرتاش آشنا شد و این آشنایی منجر به این شد که نزد وی فراگیری موسیقی را شروع کند. ابتدا آوازهای تاج اصفهانی و ادیب خوانساری را آموخته بود اما اسماعیل مهرتاش به او می گوید باید همه این ها
شهدایی که سوختند اما پیشانی بند یا زهرا ی آنها نسوخت/ تیری که به قرآن متبرک شد و در قلب شهید آرام گرفت
المبین در روز 4 فروردین ماه 1361 به شهادت رسیدند. این دو عزیز از شاگردان استاد موسوی بلده و از دوستان استاد حسینعلی شریف بودند و هر هفته با استاد موسوی در نماز جمعه شرکت می کردند. در ادامه برادر شهیدان نعمتی جم به بیان او صاف این شهیدان پرداخت و گفت: پدر بزرگ من از هیأت داران قدیم تهران بود و در هیأت جلسه قرآن هم برپا می کرد. این دو شهید عزیز در یک خانواده مذهبی متولد شده و در محیطی
جواد یحیوی بی پروا از جدایی از همسرش گفت!!
دهید؟ جواد: حدس می زدم این را بپرسید ولی به نظرم اسم آن ازخودگذشتگی نبود بلکه اسمش یک اشتباه بود؛ این صحبتی که دارم تنها حرف من نیست و این توافقی بود که با مادر مسیحا داشتیم. اگر فرزند من در خانه ای بزرگ می شد که روابط معیوب و ناقص پدر و مادرش را به عنوان یک الگوی رفتاری بین زن و شوهر می دید، کاملا زندگی او را با یک الگوی غلط همراه کرده بودیم. اگر فردا در زندگی شخصی خود با
آخرین اخبار از جزئیات قتل فجیع پسربچه 10 ساله
بازگشایی مدرسه بود تا بعد از سه ماه دوری از دوستان مدرسه اش آنها را بار دیگر ملاقات کند. چند روز پیش با مادر و خواهر نوجوانش، سحر، لباس و کیف نو برای رفتن به مدرسه خریده بود و روزها را می شمرد تا زودتر فصل پاییز فرابرسد و با پوشیدن آنها و برداشتن کوله پشتی زیبایش به مدرسه برود، اما زندگی ورق دیگری برای آرزوهای کوچک او رقم زد و برای همیشه سپهر را به خاک سرد سپرد. جزییات دستگیری عامل
شاگرد آسمانی حضرت آقا را بیشتر بشناسید
کاوه: معلم ریاضی اش را می خواهی بگویی؟ مادر شهید کاوه: بله حاج آقا! پدر شهید کاوه: هر وقت یاد این خاطره می افتم ناخودآگاه اشک می ریزم... مادر شهید کاوه: 40 روز، فوق فوقش 50 روز از شهادت محمود گذشته بود که یک آن زنگ خانه به صدا درآمد. حاجی رفت در را باز کرد. عاقله مردی پشت در بود؛ من دبیر ریاضی محمود بودم. کلی هم گشتم تا خانه شما را پیدا کنم . حاجی دعوتش کرد بیاید تو
قتل پسر توسط پدر 70 ساله
مجتبی را به کمپ برد تا ترک کند اما او مدعی بود باید پول کلانی به او بدهم. او بعد از ترک دیروز به محله آمد و پس از پاره کردن لاستیک خودرو برادرش نامه تهدید آمیزی با مضمون این آخرین تهدید است نیز از خود به جا گذاشته بود. قاتل ادامه داد: گفته بودم اگر او را ببینم می کشم چون از دست کارهایش خسته شده بودم. امروز نیز او زنگ خانه را زد که مادرش از طبقه بالا در را برایش باز کرد. تا فهمیدم مجتبی
ویژه نامه اینترنتی آیت قدسی منتشر شد
قدوسی در دامان پرمهر و محبت این بانو، ایام خردسالی را گذراند. دوران شکوفایی شهید آیت الله قدوسی که آخرین فرزند خانواده بود، مقدمات تحصیل را در مکتب خانه و نزد پدر بزرگوارش آموخت و سپس دانش اندوزی را در آموزشگاه های جدید پی گرفت. در آن زمان، یکی از روحانیان که برای تبلیغ به نهاوند رفته بود، با وجود آنکه شناخت چندانی از خانواده قدوسی نداشت، یک روز پس از اقامه نماز، بر فراز منبر
تدبیر دولت در کاهش تورم و ثبات اقتصادی کشور و حضور 49 مقام بلند پایه دولت در 27 شهر
/> محسن نریمان روز شنبه در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار ایرنا در بجنورد اظهار کرد: هم اکنون به دنبال راهکاری برای فروش این واحدهای مسکونی به بخش خصوصی هستیم تا بتوانیم از محل فروش این واحدها بخشی از منابع مالی شهرهای جدید و مسکن مهر ساخته شده در این زمین ها را ساماندهی کنیم. مدیرعامل شرکت مادر تخصصی عمران شهرهای جدید راهکار فروش این واحدها به متقاضیان را سبز نشدن بند جیم و آزاد کردن تسهیلات این
خواهران غریب با صورتی سوخته
اما حادثه چگونه اتفاق افتاد؟ فرزانه، شاگرد نمونه کلاس اول در حالی که خود را برای امتحانات آخر سال آماده می کرد در یکی از شب های اردیبهشت، مقارن با تولد حضرت علی(ع)درحالی که به همراه خواهر کوچک، کنار آتشی که مادربزرگ فراهم کرده بود به بازیگوشی مشغول بودند، لحظاتی مادربزرگ آنها را برای سرزدن به آغل گوسفندان تنها گذاشت. همین چند لحظه کوتاه کافی بود تا این دو کودک آن روی سکه زندگی را ببینند. نازنین زهرا در حال بازی، توجهش به گالنی که مخلوط بنزین و نفت در آن بود جلب می
عشق مراقبت می خواهد
سلامت نیوز : بهانه پرونده امروز، یک جمله ساده و کوتاه اما عمیق و آزاردهنده است که بعضی ها از آن می نالند: بعد از سال ها زندگی زیر یک سقف، همه چیز تکراری و ملال آور است! به گزارش سلامت نیوز، روزنامه خراسان در ادامه نوشت: نتیجه؟ نتیجه این که اگر زن یا مردِ متعهد و خداترسی باشید، به همین زندگیِ ساکت ، معمولی و بی هیجان، همین شام خوردن های بی حرف و نگاهِ پای تلویزیون، همین تفریح و سفرهای
مردمان از یاد رفته ای که نه شناسنامه دارند و نه یارانه + تصاویر
دیگری به ما سر نزده است و ما هنوز هیچ امکاناتی نداریم. ابراهیم به همراه پنج خواهر، یک برادر، پدر ومادرش در این خانه گلی زندگی می کند و می گوید: زندگی در طبیعت را دوست دارم، فضای پاک این محیط را به فضای آلوده شهری ترجیح می دهم. ابراهیم هنوز سواد خواندن ندارد، شناسنامه هم ندارد و از سهام عدالت و امکانات شهری نیز بی بهره است و با بیلی که در دست دارد کشاورزی می کند. مادر خانواده با لبانی
از زمزمه بیت الله با خدا لذت می بردم/ با دیدن تشییع بیتو آرزو کردم در ایران بمیرم
وی داری. لطفا یکی از این خاطرات را برای ما تعریف کن. سال 2014 بیت الله و محمد کماسی دوست و مترجم او حدود 10 روز منزل ما بودند. بیتو به همراه “بیگ رامی” (قهرمان سرشناس پرورش اندام جهان) رژیم داشت. طبیعی هم بود که نباید نان می خورد ولی یک روز وقت نهار گفت من صبح یک نان تست خوردم. راستش ابتدا فوق العاده ناراحت شدم. حتی به محمد گفتم دیگر ادامه نمی دهم. *** بعد؟ وقتی
اخبار ویژه روزنامه های شنبه 14 شهریور
وگوی ویژه خبری شبکه 2 بودم. قبل از برنامه قرار بر این شده بود که برنامه میهمان تلفنی نداشته باشد تا وقت محدود آن صرف بحث و جدل روی موضوعات مشخصی نشود. وی ادامه داد: انتظار این بود محور بحث گزارش عملکرد دو ساله معاونت باشد که در هفته گذشته منتشر شده است، اما ظاهراً سعی من و دل باطل بود! و گفت وگو بیشتر به سین جیم کردن شبیه شد و تیترهای جهت دار و مغرضانه برخی رسانه ها در طول دو سال گذشته منبع
کودک آزاری های پنهان در خانه های نا امن
ها و عمومی انجام گیرد، چرا که در حال حاضر تربیت کودک موروثی شده؛ در حالی که باید پدر و مادر شناخت دقیقی از وظایف خود برای تربیت و مراحل رشد کودک داشته باشند تا بتوانند آنها را به بهترین نحو تربیت کنند. به گفته ارشد، در طول سال های دانشگاه، دبیرستان و قبل از ازدواج باید راهکارهای تربیت فرزند به جوانان و نوجوان آموزش داده شود. کودک آزاری عاطفی وی با اشاره به اینکه
همه چیز درباره نوزاد تازه متولد شده تان
خیلی سراغ میوه بروید و نه خوردنش را کنار بگذارید. شما به اندازه مناسب از هر یک از مواد غذایی تغذیه کنید و در صورتی که شاهد واکنش خاصی از طرف نوزادتان نبودید به این رویه ادامه دهید. 30 نکته مهم در مورد نگهداری از نوزاد در روزهای اولیه چه دار شدن یک تجربه هیجان انگیز است. بیشتر والدینی که قرار است به زودی طعم شیرین پدر یا مادر شدن را تجربه کنند، دوران شیرین و پرهیجانی را می
ترسی برای همیشه
به خانه یکی از اقوام بروند. فاطمه دلش می خواست مادر، موهایش را برای مهمانی درست کند، رعنا دست در گیسوان فاطمه داشت که صدای بازشدن در خانه به گوش اش رسید. نگاهی به سمت در خانه انداخت، برادر همسرش در چهارچوب در جای گرفته بود. از جایش بلند شد تا به او خوشامد بگوید و او را به درون خانه دعوت کند. برایش عجیب بود که غلام این وقت روز به خانه آنها آمده باشد. غلام اهل رفت وآمد نبود و معمولا در مهمانی ها هم
لس آنجلسی ها دارند مجوز می گیرند، ما نه
کرده ایم. مثلا عشق به پدر و مادر، عشق به خوبی ها و مهربانی ها و چنین موضوعاتی رها شده اند و فقط از یک نوع خاص عشق می گوییم و برایش کار می کنیم. از وقتی پدرم را از دست داده ام فکر می کنم باید عشق را از همه زوایا نگریست. حالا دوست دارم برای پدر و مادرم بخوانم. از خدا و دوست داشتنش بخوانم. در دنیا چیزهای زیادی وجود دارد که باید درباره اش بخوانیم. همه مخاطب ها جوان و به دنبال شنیدن عاشقانه نیستند. ما
خبرنگار باید پیگیر مشکلات مردم باشد/ بدون روزنامه و کتاب مریض می شوم
شروع می کنم، لطفا خودتان را معرفی کنید؟ - سید اسماعیل هاشمی.در خانواده ای فرهنگی- مذهبی متولد و بعد از سال 1340 وارد کار مطبوعات شدم. - وقتی وارد کار مطبوعات شدید چند سالتان بود؟ - حدود 25 سال. - چه شد که وارد کار مطبوعات شدید؟ - همزمان با فوت مرحوم پدرم بود که دنبال کار می گشتم و به دلیل اینکه جوان و علاقمند به کار فرهنگی بودم، اول وارد کار کتاب شدم.